|
برچسب جديد «سكت» وقتي كه پرونده خالي است نصرالله اسماعيل زاده اين واقعيت بر همه روشن است كه برچسب تروريستي به مجاهدين تماما سياسي و در ازاي روابطي و معاملاتي با رژيم است و بس. لذا در هر مورد كه مقاومت ايران و مجاهدين با اعمال فشار و تهاجم روبرو شده اند, بلافاصله خبرنگاران به دنبال ردپاي مستقيم و غير مستقيم رژيم درتوطئه بوده اند. تا به حال نيز پس از هر توطئه , سرنخ معاملات و بند وبستهاي رژيم در رابطه با آن بيرون زده و افشا گرديده است. از طرف ديگر هروقت پاي ارائه مدارك و بررسيهاي قضايي در رابطه با برچسب تروريستي مطرح شده , پرونده ها خالي بوده و احكام دادگاهها خود سندي بر افشاي توطئه ها مي باشد. درست در چنين مواردي شاهد بوده ايم كه سازهاي عوامل ارتجاع و حاميان بين المللي رژيم با هم به ارتعاش در مي آيند و برچسب جديدي را براي انحراف افكار عمومي مطرح مي كنند, تا صحنه تبليغاتي برعليه مقاومت را خالي نكنند.
«برچسب سكت» در جريان دستگيريها در فرانسه نيز وقتي پرونده خالي بود به يكباره برچسب «سكت» به مجاهدين را شاهد بوديم. برچسب «سكت» در حالي زده مي شود كه مجاهدين و شورا داراي پايگاه گسترده مردمي در ايران و در بين ايرانيان مقيم خارج مي باشد. برچسب «سكت» به مقاومتي است كه براي آزادي مردم ايران و برقراري حاكميت مردم مبارزه مي كند و اعضايش در اين راه از همه تعلقات شخصي خود گذشته اند و با عنصر فداي همه جانبه و با آگاهي كامل وارد كارزار شده اند و تا به حال 120 هزار شهيد تقديم نموده اند. برچسب به مقاومتي است كه درپهنه سياسي جهاني تيز از گسترده ترين ارتباط با نمايندگان پارلمانها, سياستمداران, احزاب سياسي و شخصيتهاي غلمي و اجتماعي در اروپا,آمريكا, كانادا, استراليا و خاورميانه برخوردار بوده و مي باشد. شورايملي مقاومت و مجاهدين تا به حال از حمايت بيش از 6000 نفر از شخصيتهاي سياسي-اجتماعي و نمايندگان پارلمانها در اروپا, ,امريكا و ديگر كشورها برخوردار بوده اند. هواداران شورا و مجاهدين در برگيرنده اقشار مختلف و گروههاي مختلف سني( تا 3 نسل) مي باشد كه هركدام از سليقه و روش ويژه خود در زندگي شخصي برخوردارند. اما, در خط مشي سياسي همه با مجاهدين و شوراي ملي مقاومت همسو مي باشند ودر اين راه آماده پرداخت بهاي آن بوده و هستند و در تمام صحته هايي كه لازم باشد شركت مي كنند.
براي آشنايي بيشتر هموطنان عزيزمان با پايگاههاي مردمي مجاهدين و شورا به نمونه اي چند از حمايتهاي مردم از مقاومت خودشان مي پردازيم. - نويسنده اين سطور درروزهاي اعتصاب غذا و تحصن در محل تحصن و اعتصاب غذا در اوور با خبرنگاران متعددي تماس داشت. از جمله يكبار در زمين ورزش با خانم خبرنگار فرانسوي كه سنّي هم از او گذشته بود روبروشدم. نامبرده براي مجله ... ( متاسفانه نام مجله را به خاطرندارم), كه با تيراژ بالا در مكزيك منتشرمي گردد و در آمريكا و آمريكاي لاتين توزيع مي شود, گزارش تهيه مي كرد.2 نفر از هواداران كه از آمريكا آمده بودند مجله را مي شناختند. خبرنگار صحبت را با متحصنين درمورد خودسوزيها شروع كرده بود, به صحبتهايشان گوش کردم, متحصنين بر سه محور زير در صحبتهايشان تاكيد مي كردند: الف – خودسوزيها، در جوهر خود افشا کننده برچسب بي پايه تروريستي به مجاهدين است، زيرا در خودسوزيها افراد فقط خود را به آتش کشيدند و نگذاشتند به ديگران آسيبي برسد. ب – تصميمات فردي بوده است و براي جلوگيري از استرداد. ج - هيچ راه ديگري برايشان باقي نمانده بوده است. در ادامه صحبتها خبرنگار گفت من مي خواهم مسئله خودسوزي را فهم كنم تا براي ديگران درنوشتارم توضيح دهم. سپس از افراد سوال مي كرد. در زير بخشي از صحبتهايي كه بين خبرنگار و افراد رد و بدل شد را با هم مي خوانيم: خبرنگار: اين كه آنها تروريست نيستند را مي فهمم, فداکاري و ار جان مايه گذاشتن را مي فهمم, ولي چرا خودسوزي؟ اعتصاب غذا و تحصن و تظاهرات و امثال آنها روش شناخته شده اعتراض مي باشند. از خبرنگار پرسيده شد : آيا اخبار ايران را دنبال مي کنيد؟ . خبرنگار: بله اخبار مربوط به اعتراضات دانشجويان را دنبال کرده ام. پرسيده شد: آيا از آمار خود کشي در ايران و آمار خودسوزي روزانه در ايران مطلع شده ايد؟ خبر نگار با تعجب گفت: خودسوزي درايران!؟ - بله خودسوزي در ايران! بله درايران 50 خود کشي در روز, که بسياري با خودسوزي همراه است, به ويژه آمار خودسوزي در بين زنان خيلي بيشتر از مردان است، در يک روز در شيراز 5 زن خود سوزي نمودند و ... خبرنگار به کلي بهت زده شد وپرسيد: چرا؟ - بخاطر سرکوبي که در حکومت ملا ها جريان دارد و به ويژه قوانين زن ستيز آخوندها. - از خبر نگار پرسيده شد, آيا برايش قابل فهم است که چرا خودسوزي در ايران زياداست؟ و چرا در بين زنان بيشتر مي باشد؟ - خبرنگار پس از كمي تامل: تا حدودي مي توانم حدس بزنم و اما، هنوز برايم قابل فهم نيست که چرا در اينجا بايد خودشان را به آتش بکشند؟ - ببينيد! بر عليه حکومت ارتجاعي كه زنان و مردان را سنگسار مي كند, دست و پا قطع مي كند, گردن مي زند, چشم در مي آورد, به جرثقيل حلق آويز مي كند, و در جزييات مسايل خصوصي مردم دخالت مي كند و همه اقشار را سركوب مي كند, يك مقاومتي وجود دارد که با آنها در داخل براي آزادي مردم ايران مبارزه كرده و در اين راه 120 هزار شهيد داده است. در خارج از ايران با رعايت قوانين کشورهايي که اعضاي مقاومت د رآن حضور داشته اند به افشاگري جنايات و طرح هاي تروريستي و هم چنين به افشاي سلاح هاي كشتار جمعي رژيم پرداخته و در صحنه سياسي فعاليت نموده است. و با تقديم 120 هزار شهيد همچنان به مبارزه اش براي آزادي مردم ايران ادامه مي دهد. اکنون در يک معامله و يك يورش ننگين, سمبل و رييس جمهور اين مقاومت را دستگيير کرده و مي خواستند به ايران تحويل دهند، براي جلوگيري از اين اقدام که قريب الوقوع بود تعدادي با فداي تمام عيار براي آن که سر مقاومت ايران را از بدنه اش جدا نکنند و براي آن که دست رژيم براي کشتار و سرکوب بيشتر باز نشود, خود را به آتش کشيدند تا به اين وسيله گوش خبرنگاران, صداي اعتراض آنها و صداي اعتراض مردم ايران را بشنوند و چشمهايشان ظلم و جناياتي که اعمال مي شود را ببينند. - از خبرنگار پرسيده شد: آيا پس از اين توضيحات برايش خودسوزيها, كه جهت جلوگيري از استرداد خانم رجوي و ديگر مسولين بود, برايش قابل فهم مي باشد؟ - خبرنگار: تا حدودي , اما , با زهم دلم مي خواهد كه يك چنين صحنه هايي را نبينم و نشنوم كه فردي خود سوزي نمود. - ما هم با شما هم نظريم كه ايكاش ديگر شاهد اين چنين صحنه هايي نباشيم. مي دانيد كه اين تصميمات فردي بود و خانم رجوي خواستند كه متوقف شود. اما, بايد يادآور شد كه هم اكنون كه ما داريم صحبت مي كنيم شايد فرد و يا افرادي در داخل ايران بخاطر ستم ملاهاي جنايتكار درحال خودسوزي هستند و افراد ديگري درزير شكنجه و اعدام. شما كه حرفه خبرنگاري داريد بگوييد چگونه بايد از آنها جلوگيري نمود؟ آياراهي جز سرنگوني رژيم براي جلوگيري از جنايات مداوم درايران مي شناسيد؟ آيا راه ديگري جز سرنگوني باقي مي ماند؟ آيا شما با ماهم عقيده نيستيد كه نبايد مردم ايران را بخاطرمنافع اقتصادي قرباني كرد؟ و نبايد دست به چنين اقدامات ننگيني زد!؟ - خبرنگار كه سخت تحت تاثير قرار گرفته بود گفت توضيحات شما كه از واقعيت سرچشمه مي گيرد و با تمام احساس شما بيان مي شود قابل انكار نيست, موفق باشيد!. - كنفرانس مطبوعاتي روزانه اعلام شد و همراه خبر نگار به مطالب كنفرانس گوش داديم.
نمونه هايي از حمايت گسترده مردمي از مقاومتيكي از نمونه هاي بارز ديگر گستردگي حمايت از مجاهدين و شورايملي مقاومت, مشاركت فعال هزاران نفر از هواداران حدود 2 ماه در تحصن در مقابل سفارتهاي آمريكا دراروپا و در مقابل كنگره و سپس در مقابل سفارت سوريه و متعاقب آن حضور آنها در اوور مي باشد. همانطور كه مردم دراقصي نقاط جهان شاهد بودند, به مدت 18 روز بطور پيگير و شبانه روزي اعتصاب غذا و تحصن چندين هزار نفر در اوور و 18 نفطه در اروپا، آمريکا و استراليا ادامه داشت وتعدادي از آنها در حال اغما به بيمارستان منتقل شدند. در اين تحصن ها افراد 18روز تمام شغل خود را تعطيل نمودند و در شرايط سخت گرما و سرما و در زير باران به تحصن و اعتصاب غذاي خشگ و تر ادامه دادند تا رييس جمهور برگزيده مقاومت را به مقر خودش برگردانند. آنطور كه بارها اعلام كردند, اگر بازداشت باز هم ادامه پيدا مي کرد تا پاي جان ايستادگي مي کردند و به مقاومت و مقابله خود براي تحقق عدالت ادامه مي دادند. در رابطه با منابع پولي مقاومت, خوبست قاضي پرونده فقط هزينه هاي هزاران نفر ياد شده را برآورد ومحاسبه نمايند. آن وقت خواهند ديد كه فقط هزينه و زيان مادي را که اين افراد دراين مدت متحمل شده اند به چندين ميليون دلار بالغ مي گردد. هر فرد با احتساب بليت و زيان شغلي تا 3000 دلار هزينه متحمل گرديده است. شايان توجه آن كه برخي از افراد از بانك قرض كرده بودند تا بتوانند هزينه هاي مربوطه را بپردازند. اگر اين محاسبات را انجام دهند ديگر لازم نيست که به دنبال منابع پولهاي برداشته شده از جيب افراد وموجود درخانه هاي مورد يورش بگردند. منبع پولها همين افرادي هستند که در فرانسه و ديگر کشورها, تا پاي مايه گذاري از جان خود آماده بودند. نمونه هايي از كمك هاي مالي از ايراندر ماه آوريل درشرايط جنگي در عراق هر روز تعدادي ايميل و تلفن داشتم كه حاكي از نگران حال اعضاي ارتش آزاديبخش و مسول شورا و رييس جمهور برگزيده مقاومت بودند. يكي ازارسال كنندگان ايميل كه حدود 60 سال داشت دريك چات اينترنتي گفت : « از من چه كمكي برمي آيد؟ من مي توانم رانندگي كنم , مي توانم آشپزي كنم». به او گفتم كه در حال حاضر شرايطي نيست كه به آنجا رفت. مخاطب ضمن ابراز ناراحتي شديد بخاطر صدمات جاني پرسيد:« خرابي ها درچه ابعادي هست؟» گفتم: تا آنجا كه من استنباط مي كنم صدمات خيلي سنگين بوده است. او گفت: پس كمك مالي براي شورا خيلي ضروري است. گفتم : كمك مالي كه هميشه مورد نياز بوده است و دراين شرايط ضرورت بيشتري پيدا مي كند. گفت : نبايد معطل كرد فردا باچند نفر صحبت مي كنم و مجددا تماس مي گيرم. 2 روز بعد ايميلي فرستاد و اطلاع داد كه تا فردا 5000 دلار جور خواهم كرد و مي فرستم. او و 2 نفر ديگر اين پول را تدارك ديده بودند. به اوگفتم اگر به EURO بفرستي بهتر است. گفت خودم بايد مبلغ را اضافه كنم , چون نقد ندارم و نمي توانم از بانك قرض بگيرم, بايد يك چيزهايي را بفروشم كه حدود 500 دلار باشد. گفتم: حالا همان كه مهيا كرده اي را بفرست و بعدأ اگر توانستي اقدام كن, هنوز حرفم تمام نشده بود كه گفت: نه, الان احتياج فوري هست بايد به آب و آتش زد, من خاك پاي بچه ها هستم آنها با تمام وجود دارن براي آزادي ما مايه مي گذارند, ديگه پول چيه!, نبايد معطل كرد. روز بعد بود پول را از طريق مسافري فرستاده بود و در يك كشور اروپايي دريافت شد. هم اكنون نيز كه داشتم اين سطور را مي نوشتم ايميلي دريافت كردم كه شخصي 500 دلار از طريق مسافري فرستاده است. آري ! اينها 2 نمونه از كمك هاي مالي از ايران بود, حتما تك تك افراد در خارج ده ها از اين نوع كمك ها را شاهد بوده اند.
حمايتهاي سياسي از داخل درجريان جنگ عراق هر روز ده ها ايميل و پيام دريافت مي كردم كه همگي حاكي از اظهار نگراني از شرايط و حمايت از ارتش آزاديبخش بود, آنها مي پرسيدند چه كمكي مي توانند انجام دهند و ... مشابه همين ايميل ها و پيامها را تقريبا تمام هواداران در خارج دريافت مي كردند. درزير به يك نمونه از اين ابرازاحساسات مي پردازيم: يكي از خانمهاي هوادار با يكي از آشنايانش در تهران تماس گرفت تا از او اخبار داخل را بپرسد. طرف مقابل يك خانم 40 ساله بود كه از خانواده نسبتا مرفه جامعه بود. نامبرده پس از احوالپرسي كوتاه شروع كرد به سوال كه از مجاهدين بگو! و اضافه كرد كه, تو خودت مي داني من سمپاتي ندارم, اما, بالاخره آنها بچه هاي اين مملكت هستند كه دارند براي آزادي ايران فعاليت مي كنند. مي داني اين آخوندها مي گن كه اكثر آنها دربمباران كشته شده اند و رهبرانشون فرار كرده اند. اما , معلومه كه اين ها دروغ ميگن. فقط مي خواهند اعصاب مردم را خراب كنند. بخدا 2 شبه خوابم نمي برد, ترا خدا يك خبرخوشحال كننده بگو. منهم به نوبه خود اگر كاري از دستم برآيد انجام مي دهم. باور كن همه كساني را كه مي شناسم از اين شرايط خيلي ناراحت ونگران هستند, آنها هم مثل من منتظرخبرهاي خوشحال كننده هستند. اين آخوندهاي جاني پدرمردم را درآورده اند. پس از آن كه خانم تلفن كننده به او واقعيتهايي را كه مي دانست توضيح داد, و گفت كه اين جانيان خودشان مستقيما و بكمك مزدورانشان و با توطئه هايشان خواب نابودي ارتش آزاديبخش و مجاهدين را مي بيند. اما, الحمدلله توطئه هايشان با شكست روبرو شده است. آن خانم نفس عميقي كشيد و ضمن تشكرگفت كمي خيالم راحت شد, خدا آنها را محافظت كند, خيلي ناراحت بودم. سپس شروع كرد به لعنت ونفرين به آخوندها و سران رژيم و .. تا آنجا كه نويسنده اطلاع دارد نمونه هاي بالا زياد بوده است و از داخل, هم به ارسال پول از طريق افراد مختلف اقدام كرده اند و هم ابراز همدردي و احساس وابستگي در بين مردم خيلي بالا بوده است. اكنون بايد پرسيد چه “سکت”اي هست كه به اين گستردگي نسبت به سرنوشتش به درجات مختلف احساس همبستگي وجود داشته باشد؟. هم چنين در اروپا و آمريكا هزاران نفر تا 3 نسل وبا روشهاي شخصي متفاوت و با سليقه هاي مختلف, بمدت نزديك 45 روز درآكسيونهاي روزانه در مقابل سفارتهاي آمريكا در اروپا و در مقابل كنگره آمريكا از صبح تا شب در دفاع ازآن “سکت” در آكسيون و تحصن شركت كنند؟. و هنوز اين تمام نشده براي نجات جان 2 پناهنده سياسي ابراهيم خدابنده و جميل بصام كه در بند رژيم هستند در تظاهرات شركت كنند؟ مردم جهان ازطريق تلويزيونها شاهد صحنه هاي انفجار شادي و پايكوبي هزاران نفر از 3 نسل, پس از آزادي سمبل آزادگي و سمبل مقاومت ايران خانم مريم رجوي, بودند. آنها همچنين شاهد بودند كه همين افراد در اعتراض به يورش ننگين به محل اقامت خانم مريم رجوي و خنثي سازي توطئه استرداد ايشان و ديگر فعالان مقاومت, بمدت 18 روز شبانه روزي با مشاركت در اعتصاب غذا و تحصصن به حمايت از رييس جمهور برگزيده مقاومت تا آزادي ايشان وديگر فعالان مقاومت پذيراي همه سختيها و تبعاتش تا پاي جان بودند. مردم جهان عاشقان آزادي را شناختند, آنان كه به زندگي عشق مي ورزند و براي زندگي آزاد هموطنانشان آماده مايه گذاري و فدا هستند را در روزهاي مختلف در هنگامي كه مشعل زنده شدند, درهنگامي كه در اعتصاب غذا و در حال اغما بودند و دركف خيابانهاي اوور در گرما و درزير باران و... ديدند و تحسين كردند. اين عاشقان زندگي وآزاد زيستن انسانها, به همين علت عاشقان ناخدايان آزادي مسعود و مريم كه با خداي استبداد مي جنگند هستند و همراه با آنها تا به آخر ايستاده اند تا كشتي انقلاب مردم ايران به ساحل پيروزي برسد و حاكميت مردم وآزادي درايران برقرار گردد. تا ديگر در ايران شاهد سنگسار, قطع اعضاي بدن, چشم درآوردن , اعدام و شكنجه نباشيم و لبخند شادي بر لبان مردم نجيب و مبارز ايران باز گردد و عدالت اجتماعي در كشورعزيزمان برقرار گردد. اکنون از برچسب زنندگان «سكت» بايد پرسيد که کدامين عملکرد مجاهدين با عملکرد "سکت" موردنظرشان انطباق دارد؟ البته اين سوال از رژيم و عوامل اطلاعاتي اش نمي باشد, زيرا دشمنان مردم ايران موردسوال ما نيستند. توضيحات فوق براي وجدانهاي بي آلايش مردم دنيا و براي وجدانهاي مردم تحت سركوبمان درايران مي باشد.
|
|