|
مشاركت در سكت بازي هجوم نيروهاي ويژه پليس فرانسه به اقامتگاه پناهندگان ايراني در حومه پاريس در ژوئن سال جاري , به نام «مبارزه با تروريسم » صورت گرفت . اين هجوم , كه به گفته مقامات مربوطه ازماهها پيش تدارك ديده شده بود , به لحاظ گستردگي , سرعت عمل وغافلگير كنندگي و نيزتدارك قبلي صحنه هاي تبليغاتي بعد ازحمله ( حضور فوري عكاسان وخبرنگاران براي مشاهده وعكس - يا فيلم- برداري از«آلات جرم »كشف شده و...) طوري سازماندهي شده بود كه بي اغراق باعمليات ضربتي نظامي طي يك كودتا قابل مقايسه بود . اين ميني كودتاي پليسي - امنيتي , هدفي كوچكترازحذف سازمان مجاهدين , لااقل ازصحنه سياسي , نداشت . نيروهاي تهاجم كننده آن قدر به كشف « مخفيگاههاي سلاح ومهمات » وپيدا كردن ارتباطات گسترده الكترونيكي اين سازمان باشبكه هاي بين المللي تروريستي مطمئن بودند كه ظاهرا ازهمان ابتدا كار را تمام شده مي پنداشتند . اما نه انبار سلاح ومهماتي در خانه ها پيدا كردند ونه ارتباطي با شبكه هاي تروريستي در كمپيوترها ودستگاههاي الكترونيكي فراواني كه ضبط كردند ( اگرتا به حال فقط يك ميليمترازنوك يك ارتباط فرضي تروريستي به دست آمده بود , شك نبايدكرد كه سروصدايش به ساير كرات منظومه شمسي هم رسيده بود ). وقتي معلوم شد ازبابت ارتباط با شبكه هاي تروريستي هيچ سند وحتي نشانه يي وجود ندارد (البته منظورم سند قابل ارائه به دادگاه است ,نه وراجيهاي مغرضانه « اسلام شناسان » , « شرق شناسان » يا « متخصصان خاورميانه » يي كه اگر هم نان خودرا ميخورند , هليم حاج آقا خاتمي را هم مي زنند ) . آن وقت اندك اندك موضوع اتهام عوض شد . ناگهان كشف كردند كه مجاهدين يك سكت هستند وبلافاصله پادوهاي يونسي صف كشيدند تا به نوبت در وسايل ارتباط جمعي شهادت بدهند كه بله , مجاهدين يك سكت كردكش , شيعه كش قهار وجبار هستند ! بعضيها جواب دادند : سكت هستند ؟ خوب باشند , به نيروي ويژه ضد تروريستي چه ربط دارد ؟ سكت كجا و«اجتماع بزهكاران درارتباط بااقدامات تروريستي» كجا ؟ بعضي ديگر هم گفتند : يا « سكت » هم مثل « سازمان تروريستي » اتهامي با تعريف كاملا متغير وقابل انعطاف است تا بتوان آن را به هرگروه دلخواه چسباند وسركوبشان را صورت «قانوني » داد , يا داريد خاك در چشم مردم مي پاشيد , چون سالها پيش در همين فرانسه , براي مبارزه با سكتهاي خطرناك , هم يك متن قانوني وهم فهرستي ازسكتهاي مورد نظر تهيه شد كه در عمليات اخير كسي به آن استناد يا حتي اشاره نكرد . حالا كه «عمليات ويژه » براي كشف انبارهاي فرضي اسلحه ومهمات مطلقا ناكام مانده , اتهام «سكت » را علم كرده ايد تا آخوندها ازشدت غيظ وسرخوردگي سكته نكنند ؟ اين پاسخهاي افشاگرانه , همه معتبرومنطقي هستند , اما حالا كه به ا ين جا رسيده ايم , بگذاريد نظري اجمالي هم به سكتهاي خطرناكي بيندازيم كه در سالهاي اخير نگرانيهاي زيادي در جوامع مختلف به وجود آوردند . اين سكتها , كه عموما منشاء مذهبي دارند, پايان هزاره دوم را زمان بازگشت نجات دهنده موعود ودوره آخرالزمان مي انگاشتند واز همين رو براي رسيدن به رستگاري , خودكشي جمعي را – كه هميشه هم داوطلبانه وانتخابي نبود – تجويز مي كردند . خطر عمده شان درهمين بود . اما عمل خونبار آنها – كه شايد اين نظر شباهتكي با « اقدام تروريستي » پيدا كند – ناشي ازديد آخرالزماني آنها ست , نه براي انتقامجويي از- يا دهن كجي به – فلان ابر قدرت قهار . حال مي شود پرسيدآيا طرز فكر وعمل سازمان مجاهدين كوچكترين شباهتي به طر ز فكرو نحوه عمل اين سكتها دارد ؟ جواب منطقي , روشن وقاطع اين است كه نه , به هيچ وجه . ولي اگر به كسي بر نمي خورد بگذاريد اضافه كنم كه اين نحوه ديد آخرالزماني كه تجويز خودكشي جمعي را به دنبال دارد , به عكس، شباهت زيادي داردبا نحوه ديد ديگري كه تاريخ را پايان يافته و« جنگ پيشگيرانه » را مشروع ولازم تلقي ميكند ! البته گروههاي افراطي اسلامگرايي هم وجود دارند كه به بهانه جهاد يا جنگ بادشمنان دين , به عمليات فاجعه بار تروريستي دست مي زنند . اما عمل اين گروهها, به عكس عمل سكتهايي كه دربالا به آنها اشاره كرديم , عملي انتقامجويانه است وماهيت سياسي دارد . رونق كار اين گروههاي افراطي , چه سني باشند وچه شيعي , از« بركات » بي گفتگوي « نهضت امام خميني » است كه بر بنيادگرايي تكيه دارد وشيوه عملش ترور وشانتاژ وآدم ربايي وگروگانگيري است . مبارزه با اين بلاي آخر قرن بيستمي , ازقضا در فعاليتهاي بين المللي سازمان مجاهدين خلق اولويت مطلق دارد ودرست به همين دليل است كه يكي ازنخستن درخواستهاي مبرم امالقراي تروريسم ازهمه كشورهاي طرف گفتگو, ممانعت ازفعاليت سياسي اين سازمان است, فعاليتي كه اساسا به افشاي ماهيت وترفند هاي مركز فعال بينادگرايي جهاني , يعني رژيم حاكم برايران , خلاصه مي شود . قابل فهم – ولي نه قابل توجيه- است كه برخي محافل سودجو , ازاين گونه مزاحمت تراشيها براي گاو نه من شيري كه فعلا مورد استفاده شان است , ناراضي وعصباني باشند . حال اگر بخواهيم بحث وجدل را كوتاه كنيم وبه طور ساده بپذيريم كه مشخصه اصلي يك سكت يقين كاملي ست كه به حقانيت مطلق خود وبطلان ديگران دارد وتنزه طلبي موثرترين وسيله براي حفظ وتداوم چنين روحيه يي است , ببينيم دشمنان ديرينه وشناخته شده مجاهدين ازاين ديدگاه چگونه آنها را ارزيابي كرده اند وچه انگي به آنها زده اند . قديمي ترين و« بيروني » ترين اين دشمنان را مي توان ساواك زمان شاه وحواشي و ملحقاتش دانست كه به مجاهدين عنوان « ماركسيست اسلامي » داده بودند . اين عنوان را – كه اگر به زبان هندسه ترجمه كنيم مي شود مثلث پنج ضلعي- هنوزهم خيليها به كار مي برند . ازمدعيان اسلام پناهي , قبل ازهمه بني صدر راداريم كه اززنجيره بي پايان افتخاراتش يكي هم اين را شمرده بود كه براي نخستين بار به مجاهدين لقب « منافق » داده است , يعني كساني كه درزير چهره اسلامي ظاهري , چهره ديگري هم دارند كه البته ضد اسلامي است و بنابراين پنهانش مي كنند , ايراد فرزندان ديگرامام خميني هم به مجاهدين هميشه اين بوده كه تفكرشان «التقاتي » است . به درست بودن يانبودن اين برچسبها فعلا كاري نداريم ,فقط مشاهده ميكنيم كه هيچ يك ازآنها – كه همگي ازروي دشمني به مجاهدين داده شده – بيان كننده جمود فكري وتنزه طلبي افراطي وابلهانه ي كه مشخصه يك سكت است , نيست . به عكس , گويي ازخلال اين برچسبها, اين سكت وآن سكت دارند به «ناب » نبودن تفكر مجاهدين وبازبودن ذهن آنها به روي جريانهاي فكري ديگر اعتراض ميكنند . به نظر من جا دارد دستگاههاي تهمت پراكني وانگ زني , به مسخره بودن حاصل كارشان جدي تر بينديشند . منوچهر هزارخاني
|
|