حسین پويا
پیشداوری، حقیقتا گناه بزرگی است. چه فتنه هایی که از این گناه بزرگ بر نمی
خیزد و چه حقوقی که زایل نمی شود. آدم "پیشداور" اگر خودش متوجه باشد که چه
گناهی مرتکب می شود وای به حالش. خود اینجانب از بعد از آنکه فهمیدم چه
پیشداوری ناپسندی کرده ام، و چه گناهی مرتکب شده ام، دیگر حتی غذای درست و
حسابی هم نمیتوانم بخورم. علت نوشتن این سطور هم در واقع این است که با
اعتراف به گناهم، قدری بار آن گناه را سبک کنم. شاید باورتان نشود که بنده تا
قبل از آنکه عکس و تصویر قاضی مرتضوی را ببینم تصور می کردم که این آدم قیافه
ای دارد شبیه جانور یا دراکولا و یا شبیه یک حیوانی که فقط یک حیوان نیست و
بلکه چند تا حیوان است. هم کفتار است و هم گرگ است و هم روباه است و هم کوسه
است. حالا خودتان حدس بزنید که این حیوان چه شکلی باید باشد. یک حیوانی که از
دندانهای نیشش مثل دندان دراکولا خون می چکد و خوراکش دل و جگر انسان و
نوشابه اش خون است. به همین دلیل هم وقتی اسم او را می شنیدم، موهای بدنم
سیخ میشد. در حالیکه در مورد لاجوردی که قیافه چندش آورش را قبلا دیده بودم
چنین احساسی نداشتم. یا در مورد رفسنجانی، فقط از دیدن قیافه اش احساس تنفر
می کردم. اما چه خوب شد که من و امثال من شانس آوردیم که از صدقه سر وسایل
ارتباط جمعی متوجه شدیم که چه پیشداوری وحشتناک و چه گناه بزرگی مرتکب شده
ایم. قیافه قاضی مرتضوی نه تنها شبیه گرگ و کفتار و کوسه و روباه و این
حیوانات نیست، بلکه بسیار جذاب و نورانی هم هست. حتی از خود خامنه ای و خیلی
از خط امامی های سابق و اصلاح طلبان فعلی که چهارسال پیش با تایید شورای
نگهبان به مجلس رفتند هم جذاب تر است. طرف حتی خوش تیپ تر از دکتر یزدی و
احسان نراقی و نوریزاده است. حالا بگذریم که همه بدبختی هایی که در این بیست
و پنج سال بر سر مردم ایران آمده؛ از بیکاری و بی پولی مردم گرفته تا فقر و
فساد و اعتیاد و فحشاء و دزدیهای آقازاده ها و هر بلایی که مردم ایران دچارش
هستند زیر سر همین قاضی مرتضوی خوش تیپ نامرد است.
در مورد رفتار و گفتارش هم همان اشتباه پیش داوری را داشتیم. فکر می کردیم
بسیار بی ادب است. بسیار الاغ و احمق است. دائما جفتک می زند و احمق تر از
امثال آخوندهایی است که حالا اصلاح طلب شده اند. اما دیدیم که در عالم واقع
اینطور نیست. وقتی آدم حرفهایش را با نماینده سازمان ملل می خواند کیف می
کند. بسیار با معناتر و گویاتر از حرفهایی است که خاتمی در سازمان ملل زد. می
فرماید در زندانهای جمهوری اسلامی با زندانیان خوش رفتاری می شود. خوب هرکس
باور نمی کند خودش برود و ببیند. این خط امامی ها آنوقت ها که وردست لاجوردی
بودند درست است که هیچکس در دانشگاه اوین شکنجه نمیشد اما اینهمه راحتی و
رسیدگی هم به دانشجویان نمیشد. حالا که قاضی مرتضوی باعث شده که اوین از هتل
هیلتون هم راحت تر باشد، حرف در می آورند و دق دلی شان را سر این بیچاره خالی
می کنند. حرفهای این قاضی، از حق نخواهیم بگذریم، اگر از حرف زدن و تعارفات
محترمانه خاتمی و دارو دسته اش بهتر نباشد، بد تر نیست. به عقیده حقیر اگر
هنوز کسانی هستند که فکر می کنند این قاضی تراز ولایت فقیه، (که این روزها
همان کارهایی را می کند که خط امامی های سابق و خاتمی چی های فعلی تا چند سال
پیش از این می کردند) قیافه اش مثل کفتار و گرگ و گراز است و یا گوشهایش مثل
الاغ دراز است، اشتباه می کنند. درست است که قاضی مرتضوی خیلی پررو است اما
از حق نگذریم، رویش هرگز از روی رفسنجانی (که تا چندسال پیش سردار سازندگی
همین هایی که بعدها خاتمی طلب شدند بود) بیشتر نیست. پولش هم از پول
رفسنجانی بیشتر نیست. جنایتهایش هم از جنایتهای لاجوردی بیشتر نیست. حالا چرا
باید قیافه او مثل گرگ و کفتار و دراکولا باشد و اینقدر همه توی سرش بزنند
اما خاتمی آنطور از لاجوردی قدر دانی کند. اینست که عرض می کنم که مبادا مثل
اینجانب گول تبلیغات را بخورید و دچار پیشداوری بشوید که گناه بزرگی است. این
بیچاره هم با آن قیافه نورانی و مظلومش و آن ریش مکش مرگ مایش، حق دارد که
مورد لطف و مرحمت خاتمی قرار بگیرد. یعنی باید قرار بگیرد. حالا اگر خاتمی
نامردی می کند و تبعیض در حق او قائل می شود این دیگر به خاتمی مربوط می شود.
هرچند که خامنه ای در این مورد جور خاتمی را می کشد و حسابی از این قاضی خوش
تیپ که حداقل به اندازه حجاریان و نوری و خاتمی قانون اساسی ولایت فقیه را
قبول دارد و اجرا می کند، قدرشناسی می نماید.