« سپاه
پاسداران » حكومت آخوندي , دربحبوحه درگيري هاي حادّ دروني وبيروني اين
حكومت, علاوه برتاخت وتاز نظامي , تاخت وتاز در عرصه سياسي ايران را نيز
آغاز كرده است . دخالت علني پاسداران درامورسياسي , در گذشته به صورت مقطعي
, غير رسمي وغير مستقيم انجام مي گرفت ( نظير اخطار جمعي فرماندهان سپاه به
خاتمي در جريان جنبش دانشجويي تيرماه 1378 ) , اما دخالت جديد آنها با گذشته
تفاوت كيفي دارد و به صورت جرياني , رسمي و مستقيم انجا م مي گيرد . اين
جريان با تو جه به بي اعتباري و طرد دو باند سياسي شريك در حا كميت (جريانهاي
به اصطلاح راست و چپ حكومتي), خود را متفا وت از اين دو معرفي مي كند و«
جريان سوم» مي نامد .رضايي فرمانده كل قبلي سپاه پاسدران , كه اكنون دبير
« مجمع تشخيص مصلحت نظام است » , تلاش مي كند اين «جريان» را به عنوان « چپ
جديد » جا بيا ندازد . او درمورد گذشته , و داعيه اين« جريان» مي گويد : «چپ
جديد، هيچ گاه در سياست و سياست خارجي، محوريت پيدا نكردهاند، ولي در امنيت
و جنگ و جهاد سازندگي بودهاند. نهادهاي انقلاب در دهه اول بر اساس انديشه
جريان سومي شكل گرفته بودند .ما اصلا با تكنوكراتها همفكر نيستيم. البته
اصولگرا هستيم. بايد تفكراتي مثل من را جريان سومي تلقي كنيد.»رضايي در
مورد داعيه جديد ششلول بندان حكومت آخوندي ادامه مي دهد : «گرايش دوستان
ما گرايش غير از چپ و راست بوده اما هيچگاه امكان حركت بر محور مردم را در
توسعه نداشتهايم. غير از جهاد سازندگي و بسيج آن هم در زمان جنگ امكان ديگري
در دست نسل دوم انقلاب نبوده، اگر اقتصاد و سياست داخلي را به ما ميدادند،
توسعه سياسي و اقتصادي را بر محور مردم طراحي ميكرديم.» . ( سايت بازتاب
به نقل از سخنراني رضايي دراردوي « طيف شيراز» دفتر تحكيم وحدت
( 1382/6/25
تحرك سياسي جديد همپالگي هاي رضايي در سپاه پاسداران
گوياي آنست كه اينها به طور جمعي براي قبضه « اقتصاد وسياست » وبه عبارت
روشنتر قدرت سياسي خيز برداشته اند . شواهد زير مؤيد اين واقعيت است :
الف
-فرماندهان كهنه كار سپاه قصد اشغال كرسي هاي مجلس هفتم رژيم, را دارند .اين
واقعيت در اظهارات توجيهي برخي از فرماندهان سپاه , حمايت تلويحي برخي از
آخوندهاي حاكم , و همچنين تدارك ويژه اي كه براي فعاليت انتخاباتي آنها ديده
شده , به چشم مي خورد . يكي از صاحب منصبان سپاه موسوم به «
سردار
فتحالله جعفري»،
كه عنوان « رئيس سازمان حفظ آثار و ارزشهاي دفاع مقدس سپاه پاسداران »
را باخود يد ك مي كشد, دراين مورد به خبرگزاري ايلنا توضيح داده است كه :«
سپاه يك نيروي نظامي همانند ارتش نيست شما ساختار سپاه را مانند ارتش نبينيد
ساختار سپاه قبل از اينكه يك ساختار نظامي باشد، مردمي است و ورود و حضور
اعضاي سپاه در مجلس چيز عجيبي نيست. ، هم اكنون هم تعدادي از فرماندهان سپاه
در مجلس حضور دارند » . ( سايت رويداد سه شنبه 15 مهر 82 ) .برخي
از آخوندهاي حاكم باتوجه به شرايط ويژه اي كه حاكميت را احاطه كرده وبا توجه
به پرزور بودن سمبه , موافقت خود را با ورود سپاه به عرصه سياسي علني كرده
اند .از جمله كروبي رئيس مجلس رژيم در پاسخ اين سؤال خبرنگا ران كه نظر
شما درباره استعفاي برخي از نظاميان به منظور شركت در انتخابات چيست؟ گفته
است :« مگر چه اشكال دارد آنها هم وارد صحنه شوند، .... بسياري از نمايندگان
فعلي قبلا افراد اطلاعاتي و نظامي بودند ».
سايت
اينترنتي رويداد وابسته به جناح خاتمي برآنست كه ششلول بندان حكومتي دركار
تصرف كرسي هاي مجلس با كانديداهاي جناح راست به نوعي هماهنگي دارند و مي
خواهندكليه« پايگاههاي مقاومت بسيج سراسر كشور» را ابتدا از طريق اجراي «
طرح معرفت » برعليه ديگر كانديدا ها توجيه كنند وسپس اعضاي اين
پايگاههاي گسترده را از طريق اجراي «طرح عليابنابيطالب» براي تصرف
كرسي هاي مجلس به خدمت بگيرند . رويداد در اين مورد خبرمي دهد : « طرح
«معرفت و بصيرت» كه در آگهي روزنامه «جوان» با عنوان «طرح معرفت» منتشر شده
بيشتر داراي وجه توجيهي است و طرح اصليتر كه به شكل پنهانتري تعقيب ميشود،
طرح «عليابنابيطالب» است كه با هدف سازماندهي نيروهاي بسيج براي تبليغ
كانديداهاي جناح راست در كليه پايگاههاي مقاومت بسيج سراسر كشور تعقيب
ميشود»
ب- «
سپاه»
براي قبضه كارسياستگز اري هاي حكومتي از طريق« مجمع تشخيص مصلحت نظام » نيز
وارد ميدان شده است . در اين مورد سايت رويداد به نقل از « يكي از مشاوران
رئيس جمهور » اطلاع مي دهد كه
: «محسن رضايي» دبير مجمع تشخيص مصلحت تيمي شامل جمعي از نيروهاي نظامي و
امنيتي را تحت عنوان كميسيون بررسي برنامه چهارم توسعه تشكيل داده كه با توجه
به كارشناس نبودن اين افراد و وجود نوعي نگاه ايدهآليستي در نزد آنها،
پيشبيني ميشود برنامه چهارم توسعه دچار تغييرات زيادي شود كه لطمات
جبرانناپذيري را بر تحولات اقتصادي- اجتماعي 5 سال آينده در پي خواهد
داشت.وي افزود كه همين تيم در مورد برنامه سوم توسعه نيز با همكاري برخي
اعضاي بيت رهبري در صدد ايجاد تغييراتي مشابه بود كه آن زمان ظاهراً با
مداخله رئيس مجمع تشخيص مصلحت، تغييرات تنها حوزه سياسي را در بر گرفته و
مسائل اجتماعي و اقتصادي را شامل نشده است. به گفته اين منبع، رفسنجاني اين
بار قصد ندارد مداخله چنداني در اين مسأله كند و پيشبيني ميشود كه تغييرات
مطلوب ستاد ضداصلاحات در جهت تبديل برنامه چهارم به برنامهاي «شعاري» و
«غيركارشناسي» انجام گيرد. گفتني است كه پس از انجام اين تغييرات، برنامه
بايد به تأييد مقام رهبري برسد.
( رويداد سه شنبه 7 اكتبر 2003 )
جايگاه سپاه
درحاكميت ؟
همان طوري كه
يكي از صاحب منصبان سپاه به طور رسمي اعلام كرده , سپاه را نبايد «مثل ارتش »
يك نيروي نظامي معمولي به حساب آورد كه درهمه حال از سياسيون , واز جمله
رهبري رژيم كه عنوان فرمانده كل قوا را دارد , اطاعت كند . بيشتر فرماندهان
سپاه پيش از پاسدار شدن در خرده جريانهاي سياسي – مذهبي نظير « گروه صف »
فعاليت داشته اند . سپاه پاسداران از ابتداي كار به منظور « مقابله با خطر
چپ »و براي پاسخگويي به يك نياز سياسي مشخّص رژيم تشكيل شد . فرماندهان سپاه
در سالهاي آغاز جنگ موسوي نخست وزير وقت را به زير مهميز خود گرفتند و حتي
عزل ونصب برخي از وزرا ومقامات دولتي با نظر آنها انجام مي گرفت . وزير و
وكيل و ائمه جماعت يك صدا ثنا گو ومدّاح سپاه شده بودند خود خميني لاينقطع
پاسدارها را باد مي كرد كه « اي كاش من هم يك پاسداربودم » . او موجوديت
حاكميت آخوندي و زنده ماندن آخوند هاي حاكم را مديون سپاه مي دانست و مي گفت
«اگرسپاه نبود نظام جمهوري اسلامي نبود, ماهم نبوديم . اينها ولي نعمت ما
هستند » . فرماندهان سپاه در زمان رياست جمهوري بني صدر از «جبهه ها» به
طرق مختلف واز جمله از طريق تلويزيون رژيم به او اخطار مي كردند كه اگر
درعرصه سياسي چنين و چنان نكند به تهران مي آيند و به حساب او مي رسند ! بعد
از عزل بني صد ر تا ماههاي پاياني جنگ , با ر ديگر امكان جولان سياسي براي
آنها فراهم شد.دراواخر جنگ , بي كفايتي نظامي سپاه در قضيه از دست دادن
تصرّفات رژيم در بندر فاو , حلبچه و جزيره مجنون متعلق به عراق , موقعيت
درون حكومتي سپاه را نيز تحت تأثير خود قرارداد . رفسنجاني كارگردان سياست
نزديكي به آمريكا ازمسير مذاكرات معروف به «ايران گيت » , با استفاده از اين
فرصت به سوداي آن افتاد تا براي جوش خوردن معامله به صا ف كردن مسير نوعي
استحاله رژيم ,كه خواست آن موقع آمريكا بود , بپردازد و با خلع يد سياسي از
سپاه , مانع سياسي – نظامي تغيير « وضع موجود » را كه سپاه باشد , از سرراه
بردارد . هم او بود كه دراين فضا از موضع « جانشين فرمانده كل قوا » رضايي
فرمانده آن موقع سپاه را وادار كرد در تلويزيون به انتقاد از خود بپردازد و
مسؤليت شكست ها را بپذيرد. و درهمين فضا بود كه با اشاره او طرح « ادغام سپاه
در ارتش » , باقيد فوريت توسط عده يي از مجلسيان رژيم , به مجلس داده شد (
15 شهريور 1367 ) . پس از رد صلاحيت وعزل رفيقدوست, وزير سپاه , توسط مجلس در
روز 21 شهريور 1367 , سپاه با تمام وجود خطر حذف اقتدار سياسي خود را لمس كرد
و سه روز بعد از اين فرماندهان سپاه واكنش شديد نشان دادندو از طريق تشكيل «
مجمع سراسري فرماندهان و مسئولين سپاه » (24 تا 28 شهريور) و تهديد آخوندها,
خطر را برطرف كردند و مقامات رژيم ازخميني گرفته تا رفسنجاني و خامنه اي و
ساير مقامات را وادار كردند ازطريق ارسال پيام به اين مجمع , هويت سياسي و
موجوديت سپاه را , كما كان , مورد تأييد قراردهند . (روزنامه جمهوري اسلامي
26 و 27 شهريور 1367 ) .
پس از مرگ
خميني وقتي خامنه اي جانشين او شد ,از موضع فرمانده كل قوا بر موجوديت مستقل
سپاه مهر تأييد مجدد زد و اعلام كرد سپاه « حافظ مرزهاي ايده ئولوژيك » نظام
است و ارتش رسالت ديگري دارد . هم او بود كه با اين تقسيم كار به تخصيص
دهندگان اعتبارات مالي « برنامه پنجساله اول » رژيم دستور تقويت بيش از پيش
نيروهاي نظامي رژيم را صادركرد وگفت : « ارتش وسپاه بايد خود را بيش از
گذشته قوي كنند و امكانات كشور در درجه اوّل ,متعلّق به آنهاست » (
كيهان هوايي , 25 بهمن 68 ) . اما فرماندهان سپاه به اين بسنده نكردند و
براي احياء قدرت خود در عرصه سياسي , در جريان بحث سازندگي كه پس از تخريب
هاي جنگي در رسانه ها راه افتاده بود , در نشرياتي مثل روزنامه كيهان , مدعي
فرماندهي بازسازي ( وزارت ) شدند و اعلام كردند « جنگ ادامه انقلاب
وبازسازي ادامه جنگ است و بايد كساني كه در انقلاب و جنگ نقش فرماندهي داشته
اند , در بازسازي نيز اين نقش را به عهده بگيرند » . رفسنجاني در موضع رئيس
قوه مجريه , مجبورشد سياست قبلي خود نسبت به سپاه را تغييردهد و ضمن
تخصيص اعتبارات مالي هنگفت براي تقويت بنيه نظامي سپاه و جا باز كردن براي
آنها در دولت خود , براي رفع كدورت از فرماندهان سپاه به چرب كردن سبيل آنها
بپردازد . ا و اجراي پروژه هاي بزرگي مثل سد كرخه و اتوبان ساوه را , كه در
زمان شاه انتخاب پيمانكار براي امثال آنها از طريق مناقصه بين المللي انجام
مي گرفت , بدون تشريفات مناقصه وبدون حسابرسي لازم دراختيار فرماندهي سپاه
قرار داد . از سوي ديگر دست آنها را باز گذاشت كه با احداث اسكله ها
وبندرگاههاي خاص خود در سواحل جنوبي كشور , به دور از كنترل گمركي دولت , در
كار واردات و صادرات قاچاق كالا هرچه از دستشان برمي آيد بكنند .
به گواهي
عملكرد دولت خاتمي , اين دولت امتيازات سياسي و مالي فرماندهان سپاه را بيش
از پيش گسترش داد وتحكيم بخشيد . طي سه سال اول زمامداري خاتمي رقم بودجه
سپاه در بودجه عمومي كشور حدود 300 درصد افزايش يافت . اين دولت در تدوين
واجراي« برنامه پنجساله سوم » رژيم , به تقويت بي سابقه بنيه نظامي سپاه
پرداخت و پيش بيني مايه گذاري هايي را كرده كه تا سال پاياني اين برنامه (
1383 ) عده نظاميان تحت فرماندهي سپاه يعني تعداد بسيجي ها , تا حد نيمي از«
ارتش 20 ميليوني » مورد نظر خميني افزايش يا بد وبه رقم 10 ميليون نفر برسد !
( ر. ك به قانون برنامه سوم ) .چند ماه پيش صفوي فرمانده كل سپاه مدعي شد
اين رقم به 7 ميليون نفر رسيده است !. خاتمي در كار وا گذاري اختيار اجراي
پروژه هاي عمراني كشور به سپاه پاسداران , گوي سبقت را از دولتهاي قبلي ربوده
است .رسانه ها ي رژيم در روز 9 مهر 1382 در اين مورد گزارش دادند كه «
سرلشكر رحيم
صفوي
ضمن اعلام اينكه ساختار دفاعي سپاه متناسب با تهديدات فرا منطقه اي پيرامون
ايران تغيير مي كند ,
با
تشريح
خـدمـات
سازندگي
سپاه
پاسداران
پس
از پايـان جنـگ
تـحميلي
تصـريح
كرد: اين
نهـاد تاكنون 70 درصد از كار اجـرايي 1300 پروژه
سازندگـي در كشور را انجام
داده
است.
» ( سايت باز تاب 9 مهر 82 به نقل از كنفرانس مطبوعاتي فرمانده كل سپاه ).
با توجه به
آنچه از نظر گذشت فرماندهان سپاه در بقا ء حاكميت و ادامه « وضع موجود » بيش
از ساير شركاء حكومت نفع سياسي و مالي دارند . اينها حافظ و صاحب اصلي حكومت
آخوندي هستند و براين واقعيت وقوف دارند كه بند ناف قدرت آنها به بقاء نظام
ولايت فقيه وصل است و در هيچ نظام ديگري نمي توانند بيش از اين امتياز مالي
وسياسي به دست آورند .
سپاه مانع
اصلي تحول اوضاع در ايران
جايگاه وسهم
سپاه در حاكميت , تابعي است از متغير موقعيت سياسي حكومت آخوندي در عرصه
داخلي وبين المللي , به اين معني كه هر چه موقعيت سياسي اين حكومت وخيمتر مي
شود , نياز به سپاه , وبه قول خميني « ولي نعمت » هايي كه اين
حكومت را تا به حال حفظ كرده اند , بيشتر مي شود و سپاه امكان بيشتري به دست
مي آورد تا مثل زمان جنگ خواستهاي خود را به ساير شركاء تحميل كند . در شرايط
كنوني كه حكومت آخوندي از داخل وخارج زيرفشار بي سابقه اي قرارگرفته
وموجوديت آن بيش از هميشه تهديد شد ه,فرماندهان سپاه فرصت را غنيمت شمرده و
يورش بي سابقه اي را در عرصه سياسي آغاز كرده اند . هجوم به مجلس و مجمع
تشخيص مصلحت نظام و ادعاي به دست آوردن « امكان حركت بر محور مردم »
كه پاسداران حكومتي امثال رضايي , عنوان مي كنند مقدماتي است براي آنكه در
شرايط خطير كنوني سپاه كنترل اوضاع سياسي كشور را دردست گيرد و مانع تغيير «
وضع موجود » شود .
بنا براين
سپاه پاسدارا ن , به خصوص درشرايط فعلي , مانع اصلي تحول اوضاع درايران است ,
مانعي نظامي = سياسي كه بدون برطرف كردن آن , بعيد است تلاشهاي داخلي ويا
خارجي براي تحوّل اوضاع سياسي ايران به جايي برسد . كمبود خيزش هاي اجتماعي
, نظير خيزش جسورانه دانشجويان ومردم تهران وتبريز در تيرماه 1378 , فقط
فقدان رهبري نيست . خيزش هاي اجتماعي ايران , حتي اگر از رهبري سياسي
برخوردار شود , اگر به با زويي مسلّح مجهز نشود , چنانكه تجربه كرده ايم ,
حريف سپاه نخواهد شد و مثل تيرماه 78 توسط اين ارگان سركوبگر سركوب خواهد شد
. آنهايي كه به جد دنبال تحول اوضاع ايران هستند بايد اين واقعيت را در مد
نظر قرار دهند كه براي آزاد كردن ايران , بايد جنبش هاي اجتماعي را به امكان
لازم براي عبور از مانع سپاه پاسداران مجهز كرد . مقاومت وافعگرا ,
سازمانيافته وسردو گرم چشيده ايران براي فراهم آوردن اين امكان به تشكيل «
ارتش آزاديبخش ملي » از فرزندان رشيد ميهن مبادرت كرده است , پيوند اين
ارتش واين سرمايه ملي به جنبش هاي اجتماعي , ضرورت غلبه بر سپاه و آزادي
ايران است و تشكيل «جبهه همبستگي ملي براي سرنگوني استبداد مذهبي ايران » مي
تواند فضاي سياسي لازم براي تحقق اين پيوند را فراهم آورد .