بيانيهٌ چهاردهمين سالگرد تأسيس شورا 30 تير 1374

 

 

فرارسيدن 30تير، سالگرد «قيام ملي»، روز فراموش‌نشدني و پرافتخاري كه در سال1331 دكتر مصدق، پيشواي نهضت ملي و ضداستعماري ايران را به‌قدرت بازگرداند، و نيز سالگرد تأسيس شوراي ملي مقاومت در سال1360، براي مقاومت خونباري كه چهارده سال است در همهٌ جبهه‌ها در برابر نظام غيرانساني ولايت مطلقهٌ فقيه مبارزه‌يي تمام‌عيار و بي‌امان را به‌پيش مي‌برد، فرصتي است تا گزارشي كوتاه از جريان اين مبارزه طي يكسال گذشته را به‌آگاهي هم‌ميهنان برساند.
سالي كه گذشت، چه از نظر تعدد و تسلسل حوادثي كه در آن روي داد و چه به‌لحاظ اهميت هر يك از آن حوادث، سالي بسيار غني و پربار و شايد تعيين كننده به‌شمار مي‌آيد. به‌حق مي‌توان ادعا كرد كه پس از گذشت اين سال، مبارزه با رژيم ضدانساني حاكم به‌ميهنمان به ‌مرحلهٌ تازه‌يي پا گذاشته است.
رژيم طي سال گذشته، با مشكلات اقتصادي حاد و ريشه‌داري روبه‌روبود كه گاه به‌حد بحران مي‌رسيد. سقوط پيگير و منظم ارزش پول كشور در برابر پولهاي خارجي، ثابت‌ترين وجه اين بحران بود. ارزش ريال طي اين يك سال آن‌قدر پايين آمده كه به‌ كمتر از نصف رسيده است، تا جايي كه دولت رفسنجاني، كه وعدهٌ اجراي سياست درهاي باز و آزادي رقابت اقتصادي را به‌بانك جهاني و صندوق بين‌المللي پول داده بود، براي نجات از ورشكستگي، چاره‌يي جز بازگشت به‌سياست كنترل دولتي قيمتها، به‌ويژه قيمت ارز، و برقرار كردن «تعزيرات حكومتي»-‌يعني بازگشت به‌سياستهاي زمان جنگ‌- نديده است. اما اجراي اين سياست «جنگي»، كه طبق معمول با بگير و ببندهاي جنجالي ولي كم‌اثر همراه بوده، تاكنون جز رونق‌گرفتن بازار سياه، گرانترشدن قيمت ارز خارجي در اين بازار، ركود معاملات و سقوط نگران‌كنندهٌ صادرات غيرنفتي نتيجه‌يي نداشته است.
اعتصابهاي پراكندهٌ كارگري و استمرار قيامها و تظاهرات اعتراضي مردم به‌جان آمده از فقر و قحطي و گراني در شهرهاي مختلف كشور‌ـ ‌كه جدي‌ترينشان در نيمهٌ فروردين ماه در اكبرآباد، يكي از حومه‌هاي فقيرنشين پايتخت، روي داد و با درنده خويي و سبعيت تمام از سوي رژيم سركوب شد‌ـ حاصل بلافصل اين بحران اقتصادي‌اند. علاوه بر‌اين، اعتصابهاي دانشجويي و اعتراضهاي روشنفكران و نويسندگان به‌ سانسور و خفقان و تفتيش عقايد افزايش يافت و حكومت آخوندي به‌خاطر نقض وحشيانهٌ حقوق‌بشر مجدداً در مجمع عمومي ملل متحد و كميسيون حقوق‌بشر و پارلمان اروپا و بسياري از مجامع بين‌المللي مدافع حقوق‌بشر قوياً محكوم گرديد.
رژيم طي سال گذشته، از نظر «داخلي» با بحران مرجعيت هم روبه‌رو شد. درواقع پس از مرگ اراكي، كه مرجع تقليد رسمي، تشريفاتي و دولتي شمرده مي‌شد، تضاد دكانداران حوزه‌هاي جهل و خرافه با سياست‌بازان عمامه‌دار به‌اوج رسيد. خامنه‌اي، كه پس از رهبرشدن يك‌شبه، قصد داشت با فشار تمامي دستگاه نظامي و اداري، مقام مرجعيت تقليد را هم به‌ خود اختصاص دهد، با مقاومت سرسختانهٌ دستاربندان رقيب روبه‌رو شد و به‌ناچار، پس از مدتي كشمكش، تن به‌ عقب‌نشيني داد، هرچند خود را مرجع تقليد شيعيان خارج كشور اعلام كرد! اين شكاف در دستگاه موسوم به‌«روحانيت»، مشروعيت «ولايت» خامنه‌اي را هم به‌نحوي اجتناب‌ناپذير در معرض شك و ترديد قرار مي‌دهد و رژيمي را كه در اساس متكي به‌«ولايت» است، باز هم بي‌اعتبارتر مي‌كند.
در زمينهٌ سياسي، تنها «موفقيت» غيرمستقيم رژيم در صحنهٌ بين‌المللي را مي‌توان انتشار گزارش مخدوش و مغرضانهٌ وزارت خارجهٌ آمريكا دربارهٌ مقاومت ايران و سازمان مجاهدين خلق دانست. انتشار اين گزارش، كه از همان آغاز با واكنش اعتراضي بسياري از نمايندگان كنگره و پاسخ سنجيده، مدلل و دندان‌شكن كميسيون خارجي شوراي ملي مقاومت مواجه شد، اين فرصت را به‌رژيم داد كه، با سوءاستفاده از جو ايجاد شده، از يك‌سو قرارگاههاي ارتش آزاديبخش را با موشكهاي ميان‌برد ـ كه از سلاحهاي تخريب جمعي شمرده مي‌شوند ـ مورد حمله قرار دهد، از سوي ديگر خدمتگزاران و همدستانش را در خارج كشور بسيج كند و چون جانوران هار، در عرصهٌ تبليغات به ‌جان مقاومت اندازد، در عين‌حال به‌مانورهاي عوامفريبانه و پوچ ديپلوماتيك، براي منحرف كردن توجه جهانيان دست بزند.
شناخته‌شده‌ترين اين مانورها، كه ديگر هيچ فرد جدي و عاقلي را نمي‌فريبد، ولي در بوقهاي تبليغاتي همدستان رژيم با شدت تمام دميده مي‌شود، پخش شايعهٌ تمايل رژيم به‌نزديكي با دولت عراق و خبر توافق آنها بود كه دروغ‌بودنش ظرف چندروز به‌اثبات رسيد. اما توسل رژيم، براي صدمين بار، به‌ اين مانور شيادانه، كه بيش از هر چيز افشاكنندهٌ ضعف درمان‌ناپذير و استيصال بازماندگان خميني بود، با وقاحت حيرت‌انگيز و بي‌مانندي كه خاص دستگاه آخوندي است، هم‌چنان دنبال شد و پس‌مانده‌هاي خميني در آخرين تماسهايشان با دولت عراق خواستار استرداد مسئول شوراي ملي مقاومت از سوي اين دولت شدند. اين درخواست رذيلانه، براي نخستين‌بار توسط معاون نخست وزير عراق به‌طور علني افشا شد و رژيم آخوندها را بي‌آبروتر از آن كرد كه بود. در عين‌حال نشان داد كه هدف رژيم، كه هنوز هزاران اسير عراقي را نزد خود گروگان دارد، از سردادن نغمهٌ نزديكي با عراق چيست و براي ادامهٌ حيات ننگينش، از پا درآوردن كدام دشمن سازش‌ناپذير را چاره‌ساز مي‌داند.
اما در عرصهٌ سياست بين‌المللي، ابراز شادماني رژيم ازانتشار گزارش وزارت خارجهٌ آمريكا كم‌دوام بود. هنوز چندماه بيشتر از انتشار اين گزارش نگذشته بود كه زير فشار افكار عمومي و نمايندگان كنگرهٌ آمريكا ـ كه خواهان مجازات رژيم بودند، چون آن را ياغي بين‌المللي، عامل اصلي صدور تروريسم و در جستجوي كسب تكنولوژي لازم براي ساختن سلاحهاي هسته‌يي مي‌دانستند ـ سرانجام دولت اين كشور تحريم اقتصادي رژيم را اعلام كرد و بدين‌ترتيب مانع خريد نفت توسط شركتهاي آمريكايي از رژيم شد. اين تحريم، بر اندام رژيمي كه جز نيروهاي سركوبگرش پايگاهي در كشور ندارد، لرزهٌ مرگ انداخت. تحريم نفتي و تسليحاتي رژيم، كه خواست هميشگي مقاومت ايران بود، از يك‌سو، رگ «ميهن‌پرستي» وفاداران «غيرحاكم» رژيم را تحريك كرد تا براي نجات كل دستگاه، «انتقاد»‌شان از هيأت حاكمه را در موقع خطر فراموش كنند و مقابله با رژيم ضدملي را مخالفت با ملت ايران جلوه دهند، و از سوي ديگر، حاكمان ورشكسته را واداشت تا براي جبران اين ضربهٌ سنگين، به‌استقبال «گفتگوي انتقادي» با معامله‌گران اروپايي بشتابند. البته براي اين معامله‌گران، «گفتگوي انتقادي» با هيأت حاكمه‌يي كه 34‌بار در مجامع بين‌المللي به‌مناسبت نقض حقوق‌بشر محكوم گرديده و به ‌همين سبب در عرصهٌ جهاني روزبه‌روز تنهاتر شده بود، به‌لحاظ مزاياي اقتصاديش وسوسه‌انگيز بود. اما در عين‌حال آنها را وادار مي‌كرد كه براي معامله با چنين رژيمي، براي حفظ ظاهر هم كه شده، رعايت حداقلهايي از ضوابط بين‌المللي را از او طلب كنند. لغو فتواي قتل سلمان رشدي و ناشران آثارش، يكي از اين حداقلها ـ و درواقع تنها خواست طرفهاي معامله با رژيم ـ بود.
هر چند رژيم از اين وسيلهٌ باجگيري و شانتاژ، مثل هميشه، نهايت استفاده را كرد و كارچاق‌كنها و فرستادگانش اين‌جا و آن‌جا، شفاهاً قول دادند كه رژيم براي ترور رشدي، دست‌كم در كشورهاي اروپايي، فرد يا گروه تروريستي را به‌ مأموريت نخواهد فرستاد، اما سرانجام اعلام كرد كه در اينباره حاضر به‌ دادن تعهدنامهٌ كتبي نيست! بدين‌ترتيب در عمل، درستي نظرات و تحليلهاي مقاومت ايران از ماهيت و عملكرد رژيم ضدملي و ضدانساني حاكم بر‌ميهنمان، اندك‌اندك و خواه‌وناخواه، از سوي كشورهاي اروپايي و آمريكا تصديق شد. همين امر، اعتبار بين‌المللي مقاومت ايران را بالا برد.
حمايت بيش از هزار و هفتصد نمايندهٌ مجلس از كشورهاي اروپا و آمريكا از شوراي ملي مقاومت و رئيس‌جمهور برگزيدهٌ آن را مي‌توان نه‌تنها پاسخي دندان‌شكن به‌گزارش مغرضانهٌ وزارت خارجهٌ آمريكا در مورد مقاومت ايران، بلكه هم‌چنين مخالفت صريح و آشكار با ادامهٌ سياست «گفتگوي انتقادي» با رژيم تروريست آخوندها تلقي كرد. و اين يكي از موفقيتهاي بزرگ مقاومت ما بود. اما برگزاري گردهمايي دورتموند براي بزرگداشت روز تاريخي 30خرداد و استقبال بي‌نظير هم‌ميهنانمان از اين مراسم و نيز تظاهرات و راهپيماييها كه به‌دنبال آن انجام گرفت، اوج موفقيتهاي مقاومت شمرده مي‌شد
با همهٌ تشبثات رژيم و دروغگوييها و توطئه‌هايش براي جلوگيري از شركت خانم رجوي در گردهمايي دورتموند، حضوريافتن غيرمستقيم و سخنراني به‌يادماندني رئيس‌جمهور برگزيدهٌ مقاومت در اين اجتماع بزرگ از طريق ارتباط ماهواره‌يي، و پخش اين مراسم در ايران و جهان، نشان داد كه مقاومت خونين و سرفراز ما مناسب‌ترين آلترناتيو و تنها نيرويي است كه توانايي مقابله با رژيم و شايستگي جايگزيني آن را دارد. پيروزيهاي پي‌درپي مقاومت ايران در ماههاي گذشته، رژيم وحشتزدهٌ خميني را بر‌آن داشت تا تروريستها و مزدوران اجيرشده‌اش را براي ضربه زدن به‌مقاومت بسيج نمايد.
با توطئهٌ تروريستي پست و رذيلانهٌ آخوندها و دست‌نشاندگانشان بود كه فرشتهٌ اسفندياري و عفت حداد (عضو شوراي ملي مقاومت) به‌شهادت رسيدند و نام پرافتخارشان زينت‌بخش فهرست طولاني شهيدان راه آزادي ايران شد. حمله به ‌قرارگاه اشرف با موشكهاي107ميليمتري در تيرماه و به‌شهادت‌رساندن مجاهدان خلق و رزم‌آوران ارتش آزاديبخش، ابراهيم سليمي، سيدحسين سديدي و يارعلي گرتبار، از ديگر جنايتهاي رژيمي است كه در دنيا به‌عنوان سردمدار و پشتيبان اصلي تروريسم شناخته شده است.
ترور كشيشان بيگناه مسيحي و انداختن آن به ‌پاي مجاهدين، هم‌چنان‌كه خيمه‌شب‌بازيهاي مربوط به‌بمب‌گذاري در حرم امام رضا نه فقط دردي از آخوندهاي جنايتكار درمان نكرد، بلكه بي‌آبرويي بين‌المللي هرچه بيشتري را به همراه داشت. محكوميت رژيم و مقامهايش (در سطح معاون وزير) در دادگاه پاريس و نيز محاكمهٌ عوامل رژيم در دادگاه برلين بر ابعاد اين بي‌آبرويي افزود.
هم چنان‌كه در بالا گفته شد، در سالي كه گذشت، رژيم دست به ‌هر كاري زد تا ضربهٌ سياسي يا نظامي قاطع و ازبين‌برنده‌يي به‌مقاومت وارد كند و به‌خصوص در خارج كشور، مانع گسترش يافتن چشم‌اندازي بشود كه با استقرار رئيس‌جمهور برگزيدهٌ مقاومت در فرانسه در سال گذشته گشوده شده بود. اينك كه به‌عقب برمي‌گرديم و به‌ تمامي تلاشهاي بي‌حاصل رژيم در اين زمينه مي‌نگريم، به ‌اين نتيجه مي‌رسيم كه هيچ سالي چون سال گذشته، شاهد اين‌همه ماجراجويي، توطئه، حادثه‌آفريني، بسيج همگاني كارگزاران و مزدوران، دادن وعده‌هاي فريبنده و پوچ به‌ خارجيان و مانورهاي تبليغاتي توخالي از سوي رژيم نبوده است. و نيز مي‌توانيم با غرور ادعا كنيم كه همهٌ اين توطئه‌ها و بدخواهيهاي رژيم، به‌ بركت استواري جنبش مقاومت، با شكست و ناكامي كامل روبه‌رو شده است.
امروز وقتي مي‌بينيم كه دولت نروژ روابط خود را با رژيم تروريستي حاكم بر‌ايران به‌ حداقل مي‌رساند، وقتي آمريكاييها توطئهٌ رژيم براي ترور خانم رجوي در گردهمايي دورتموند را افشا مي‌كنند و وقتي آلمان، بزرگترين طرف معاملهٌ رژيم در اروپا، از گستردگي تشكيلات تروريستي رژيم در اين كشور پرده برمي‌دارد. نتيجه مي‌گيريم كه ظرف سال گذشته، گامهاي بلندي در جهت انزواي رژيم ضدايراني و اعتلاي مقاومت برداشته شده است. يعني كه روز سرنگوني رژيم و آزادي مردم دربند ايران در چشم‌انداز است.
شوراي ملي مقاومت در اين مسير تنها بر نيروي لايزال مردم ايران تكيه دارد و پيروزي نهايي را با كمك و همكاري همين مردم امكان‌پذير مي‌داند. وظيفهٌ اساسي شورا و دولت موقت در دوران انتقال، سپردن حاكميت به‌صاحب اصلي آن يعني ملت ايران است تا به دور از هرگونه قيمومت و ولايت مذهبي يا سياسي با اراده و رأي خود بر سرنوشت خويش حاكم گردد. آزادي و برقراري دموكراسي و تأمين استقلال و عدالت اجتماعي هدفهاي خدشه‌ناپذير شورا ست

.
شورا ي ملي مقاومت ايران
30 تير 1374