بيانيهٌ پانزدهمين سالگرد تأسيس شورا 30 تير 1375

 

 

شوراي ملي مقاومتايران فرارسيدن 30تير، پانزدهمين سالروز تأسيس شورا و چهل و چهارمين سالگرد قيام ملي 30تير1331براي بازگرداندن مصدق به‌حكومت را گرامي مي‌دارد و به‌روان پاك شهيداني كه طي سالهاي حكومت استبداد مذهبي جان خود را فداي كسب استقلال ايران و آزادي ايرانيان كردند، درود مي‌فرستد.

پايداري 15سالهٌ شوراي ملي مقاومت در ميان امواج پرتلاطم تحولاتي كه در اين سالها در داخل و خارج ايران رخ داده و همه نيروهاي سياسي را به‌آزمايش كشيده، مبين اصالت و ريشه‌داري اين جايگزين و بهترين گواه بر‌صحت خط‌مشي شوراست. اعتقاد راسخ به‌دموكراسي و حق حاكميت مردم، پايبندي به‌حقوق‌بشر و آزاديهاي اساسي و تعهد به استقرار جمهوري مبتني بر ‌آراي مردم و جدايي دين از دولت در اجراي طرحهاي شورا، سازش‌ناپذيري در مورد سرنگوني تام و تمام رژيم نامشروع آخوندي، مقابله با جنگ‌طلبي ضدميهني، ايستادگي در مقابل مانورهاي توهم‌آميز استحاله و نمايش ميانه‌روي، تكيه بر‌صراحت و صداقت با مردم همراه با دموكراتيسم دروني، از مهمترين دلايلي است كه اسباب ماندگاري شورا به‌مثابه پايدارترين ائتلاف تاريخ سياسي ايران شده است.

سراسر سالي كه گذشت، انباشته از رويدادهايي بود كه از يك‌سو درگيري مداوم و روز به‌روز شديد‌تر مقاومت مردمي را با رژيم ضد مردمي حاكم در همهٌ جبهه‌ها نشان مي‌داد و از سوي ديگر تجزيه دروني باند آخوندهاي شريك در حاكميت و بازگشت رژيم ولايت فقيه به‌سرچشمهٌ اصلي خود، يعني ارتجاع قرون وسطايي و خشونت مفرط، را به‌معرض نمايش مي‌گذاشت. رويارويي باندهاي شريك در حاكميت، در انتخابات مجلس پنجم رژيم، كه در اسفندماه گذشته برگزار شد و مشخصهٌ عمده آن تحريم شدنش از سوي مردم ستمديده ايران بود، در واقع از نقطه‌عطف مهمي گذشت و روند تجزيه ميراث‌خواران خميني را وارد مرحلهٌ تازه و حساسي كرد.

حاصل اين انتخابات به‌طور كلي، پيشروي ارتجاع غارتگر سنت‌گرا به‌سركردگي خامنه‌اي و عقب‌نشيني ارتجاع غارتگر مدرن‌نما به‌سركردگي رفسنجاني بود كه آخرين اميد «استحاله» براي همدستان و حاميان خارجيش شمرده مي‌شد. اين شكاف در رأس هيأت حاكمه، ‌با همهٌ ٌ كوششي كه براي پنهان نگهداشتنش مي‌شود، مرحلهٌ بسيار مهمي در روند تجزيه دروني حاكميت ارتجاعي است كه از چشم هيچ‌كس پنهان نمانده است و در انتخابات رياست‌جمهوري رژيم، شدت خواهد يافت. تجزيه گرايشهاي ارتجاعي حاكم، اگر چه واقعيتي عيني ـ ‌و در شرايط كنوني اجتناب ناپذيرـ است، اما سركردگان رژيم از هر گرايش كه باشند، همه كاملاً آگاهند كه ادامهٌ حيات كل نظام به‌جا مانده از خميني، جز با تشديد خشونت و سركوب و گسترش فضاي رعب و وحشت و ترور ميسر نيست.

از همين روست كه مي‌بينيم همزمان با بحراني شدن وضع در رأس حاكميت، دستگاه اختناق و ترور، كه ميراث مشترك آخوندها و تنها نقطهٌ اتكاي آنها براي مقابله با خطر سرنگوني است، طي اين سال فعاليتهاي جنايتكارانه‌اش را به‌نحوي چشمگير افزايش داده است. از اوايل مردادماه گذشته، كه خامنه‌اي «تأمين امنيت» شهر تهران را به‌سپاه پاسداران سپرد، تا امروز كه اوباش موسوم به‌ «انصارحزب‌الله» در خيابانها جولان مي‌دهند و رسماً اعلام مي‌كنند‌«به همه بگوييد كه همه كارهٌ مملكت ما هستيم»، مانورهاي بيشمار و گوناگوني، براي ايجاد فضاي رعب و وحشت در ميان هم ميهنان، از سوي نيروهاي سركوبگر رژيم در سراسر كشور اجرا شده و دستگاه اختناق آخوندها نه تنها لحظه‌يي از تكاپو باز نايستاده، بلكه دستگاههاي ديگر حكومتي را هم به‌خدمت خود گرفته است.

تجديدنظر و تصويب نهايي مبحث تعزيرات قانون موسوم به‌مجازات اسلامي و تشديد مجازاتها براي مقابله با «جرائم ضد امنيت داخلي و خارجي» در مجلس رژيم در سال گذشته، كه اخيراً به‌طور رسمي به‌مرحلهٌ اجرا گذاشته شده است، نشانه بارزي از نياز روز افزون كليّت نظام به‌توسل به‌خشونت و سركوب و اختناق است، به‌شكلي كه تاخت و تازهاي سركوبگرانهٌ عوامل رسمي و غيررسمي رژيم، امروزه جزئي از روند روزمرهٌ زندگي در ايران شده‌اند. در سال گذشته، دستگاه رسمي اختناق و ترور رژيم ـ كه در وزارت اطلاعات متمركز شده است‌‌ـ و اراذل و اوباش غير‌رسميش، كه در خيابانها عربده‌كشي مي‌كنند، ضرب و شتم زنان به‌جرم «بدحجابي»، دستگيري جوانان به‌اتهام همكاري با «تهاجم فرهنگي غرب» و نيز حملات منظم و سازمان‌يافته در تلويزيون و ساير رسانه‌هاي رژيم به‌نويسندگان و روشنفكران براي آماده كردن زمينه سركوبي بيشتر دگرانديشان، تخريب كانونهاي فرهنگي و مراكز تفريحي مثل سينماها، بستن مغازه‌ها به‌بهانه فروش لباسهاي مُد غربي و… را به‌حدّي بي‌سابقه رساندند

اما از گسترش اقدامهاي وحشت‌آفرين و تشديد عمليات تروريستي در خارج كشور هم غافل نماندند. خانم زهرا رجبي، عضو شوراي ملي مقاومت ايران و آقاي علي مرادي، هوادار سازمان مجاهدين خلق ايران، از نخستين قربانيان اين گسترش موج تروريستي بودند و پس از آن شمار روبه افزايش ديگري از‌جمله آقاي حامدرضا رحماني، از اعضاي سازمان مجاهدين خلق ايران، آقاي محمود قلخاني، از اعضاي حزب دموكرات كردستان ايران ـ ‌رهبري انقلابي، آقاي طاهر روحاني، از اعضاي كومله، آقايان عبدالملك ملازاده و عبدالناصر جمشيدزهي از روحانيون اهل تسنن، آقايان فرامرز كشاورز، عثمان رحيمي، طاهر عزيزي، حسن ابراهيم زاده، كامران هدايتي اعضاي حزب دموكرات كردستان ايران و آقاي رضا مظلومان را در برگرفت. هر چند طرح دو توطئه بزرگ با استفاده از يك سلاح سنگين و نوظهور تروريستي، يكي براي ترور مسئول شوراي ملي مقاومت و ضربه زدن به‌ارتش آزاديبخش ملي در نوار مرزي و ديگري جهت حمله به‌محل اقامت رئيس‌جمهور برگزيدهٌ شوراي ملي مقاومت در فرانسه، كه از سوي رژيم سازماندهي شده بود، با هوشياري افشا و خنثي شد،

اما رژيم با بسيج تمام نمايندگيها و سفارتخانه‌هايش و با فعال كردن همهٌ عوامل مستقيم و غير‌مستقيم وزارت اطلاعاتش در خارج كشور، در سراسر سال گذشته لحظه‌يي از تهاجم سياسي و لجن‌پراكني تبليغاتي عليه مقاومت و نيز وارد آوردن فشار به‌كشورهاي اروپايي براي تنگتر كردن فضاي فعاليت مخالفان خود، غافل نماند. پاره‌يي از كشورهاي اروپايي با استفاده از اين موقعيت و به‌منظو رپيشبرد سياستهاي محافظه‌كارانه جهت محدود كردن حقوق پناهندگي، نه تنها خودداري از پذيرش پناهجويان ايراني را سياست رسمي خود قراردادند، بلكه شماري از آنان را هم به‌زور وادار به‌بازگشت كردند و به رژيمي كه 37بار توسط ارگانهاي ملل متحد، به‌سبب نقض بارز و آشكار حقوق شهروندانش محكوم شده بود، تسليم كردند. موج اعتراض و انزجاري كه اين‌گونه رفتار در برابر منفورترين رژيم دنيا برانگيخته، با واكنشهاي عاطفي همراه بود كه متأسفانه تلفاتي هم در ميان پناهجويان داشته است. از آن جمله مي‌توان به خودسوزي آقاي امير صالحي در هلند اشاره كرد.

هم چنين ادامهٌ سياست سوداگرانهٌ موسوم به‌«گفتگوي انتقادي» با رژيم آخوندها از جانب كشورهاي اروپايي، ظاهراً براي وادار كردن رژيم به‌ميانه‌روي و رعايت اعتدال ولي در باطن براي استفاده از تحريم اقتصادي رژيم از سوي آمريكا جهت بهره‌گيري از خوان يغمايي كه حاكميت آخوندي گسترده است، به‌رژيم تروريست حاكم بر‌ميهنمان امكان داد تا در اروپا دست بازتري براي اعمال سياست باجگيري و نيز از ميان بردن مخالفان خود و فرار از چنگال عدالت پيدا كند. البته تأكيدهاي مكرر سردمداران رژيم بر اعتبار حكم قتل سلمان رشدي و نيز ابراز خصومت آشكارشان با روند صلح خاورميانه ـ كه حتي به‌شكرگزاري رسمي آنها از ترور آقاي اسحاق رابين، نخست‌وزير اسراييل، كشيد‌‌ـ همدستان اين رژيم ضدبشري را براي خوش‌خدمتي بيشتر در تنگنا قرارداد؛ والا معلوم نبود دامنهٌ همكاريهاي پنهان و آشكار آنها تا كجا مي‌توانست ادامه يابد

از اين بابت طرفهاي معامله اروپايي رژيم در مقابل هم‌ميهنان ستمديده ما، كه قربانيان اصلي اين حكومت ضدبشري هستند، بايد پاسخگو باشند. با اين همه در سالي كه گذشت، رژيم هار آخوندها، به‌بركت سرزندگي مقاومت مردم ايران و فعاليتهاي خستگي‌ناپذير مبارزان راه آزادي و استقلال ميهن، با شكستها و سرافكندگيهاي بزرگي رو‌به‌رو شد. علاوه ‌بر قطعنامه‌هاي محكوميتي كه از سوي مجمع عمومي و كميسيون حقوق‌بشر ملل متحد و پارلمان اروپا به‌خاطر نقض آشكار حقوق‌بشر و ارتكاب اعمال تروريستي توسط رژيم و عمالش، صادر شد، هم‌اكنون چهار دادگاه در كشورهاي آلمان، تركيه، ايتاليا و فرانسه به‌جنايتهايي كه ديپلومات تروريستهاي رژيم در اين كشورها مرتكب شده‌اند، رسيدگي مي‌كنند. هم چنين با تمام تلاشي كه محافل همدست رژيم به‌خرج دادند، در اواخر پاييز سال گذشته دادستاني كل آلمان فدرال، دستور جلب علي فلاحيان، وزير اطلاعات رژيم، را كه متهم به‌طراحي و سازماندهي ترورهاي برلين است، صادر كرد.

در سالي كه گذشت چندين ديپلومات تروريست رژيم هم، به‌دليل دسيسه چيني و تدارك عمليات تروريستي، از اردن و بحرين وتركيه اخراج شدند. در مجموع، طي سال گذشته، ضرباتي كه به‌رژيم تروريست ولايت فقيه وارد آمد و تمام آثارش هنوز بارز نشده است ، كمتر از «موفقيتها»يي نبود كه به‌بركت زمينهٌ مساعدي كه سياست «گفتگوي انتقادي» برايش مهيا كرده بود، به‌دست آورد. رژيم آخوندي، اما، با برقراري يك موازنهٌ خفت‌بار، مذاكره بر سر تروريسم باج‌خواهانه‌اش را به‌اعمال فشار و ايجاد محدوديت براي شوراي ملي مقاومت ايران از سوي كشورهاي اروپايي مشروط كرد. اين شرط آن‌قدر توسط رفسنجاني و ولايتي و رسانه‌ها و مقامهاي ديگر رژيم تكرار شد، كه ناظران و رسانه‌هاي خارجي بارها از آن به‌عنوان پيش‌شرط رژيم براي گفتگو با هيأت اعزامي اتحاديهٌ اروپا به تهران، ياد كردند.

به‌اين ترتيب آخوندها به‌اين حقيقت واضح اعتراف كردند كه شوراي ملي مقاومت ايران را نيروي تهديدكنندهٌ موجوديت رژيم و جايگزين مسلم آن مي‌دانند. اگر رژيم با تمام نيرو به‌سختي مي‌كوشد تا از هر راه كه شده، مقاومت مردم ايران را از بين ببرد يا دست‌كم آن را ضعيف و بي‌اثر كند، به‌دليل آن است كه در سراسر سال گذشته شاهد قدرت‌گيري و اعتلاي اين جنبش اصيل ملي بوده و در اعتلاي اين جنبش، مرگ خود را به‌چشم ديده است. بي‌هيچ اغراق مي‌توان ادعا كرد كه طي سالي كه گذشت، شوراي ملي مقاومت ايران موقعيت خود را به‌عنوان يگانه آلترناتيو ممكن براي رژيم رو‌به زوال آخوند‌ها، چه در ميان هم‌ميهنان و چه در افكار عمومي جهانيان، به‌نحو بي‌سابقه‌يي تثبيت كرد. سفرهاي خانم رجوي، رئيس‌جمهور برگزيدهٌ اين شورا، به‌كشورهاي نروژ و انگلستان و ديدارها و مصاحبه‌هاي متعدد و مفصلش با شخصيتهاي سياسي و رسانه‌هاي همگاني بين‌المللي و نيز سخنرانيهاي روشنگرش دربارهٌ هدفهاي مقاومت و چشم‌انداز ايران رها شده از چنگال خون‌ريز ملاها، بي‌هيچ ترديد نقشي تعيين‌كننده در اين تثبيت موقعيت داشتند و استقبال فزايندهٌ هموطنانمان را برانگيختند. هم چنان كه در اول تيرماه امسال خبرگزاريهاي بين‌المللي، ازجمله خبرگزاري رويتر و خبرگزاري آلمان، از برگزاري بزرگترين اجتماع ايرانيان در خارج از ايران با شركت حدود 25هزار نفر با حضور و سخنراني خانم رجوي درلندن خبر دادند.

اجتماع بي‌سابقه و عظيم سي‌خرداد ديگر‌بار حمايت ايرانيان داخل و خارج كشور را از رئيس‌جمهور برگزيدهٌ شوراي ملي مقاومت در رأس جايگزين دموكراتيك براي ديكتاتوري نامشروع مذهبي و تروريستي حاكم بر‌ايران نشان داد. اخبار و گزارشهاي مشروح اين سفرها و مصاحبه‌ها در زمان خود از سوي دبيرخانه شوراي ملي مقاومت به‌اطلاع همگان رسيده و در صفحات روزنامهٌ «ايران‌زمين» و نيز در گزارشهاي راديوهاي مقاومت انعكاس يافته است. شركت هيأتي از زنان عضو و هوادار شوراي ملي مقاومت ايران به‌سرپرستي مسئول كميسيون زنان شورا در چهارمين كنفرانس جهاني زنان در پكن و نيز برگزاري جلسهٌ بين‌المللي با‌شكوه زنان به‌مناسبت 8مارس در پاريس، فرصتهايي بودند كه طي آن شورا توانست تمام اهميتي را كه براي استيفاي حقوق پايمال شده زنان، به‌ويژه زنان ستمديده ايراني، قائل است و نقش تعيين‌كننده‌يي را كه در ادارهٌ امور جامعه به‌عهده زنان مي‌داند، در معرض ديد و قضاوت همگان قرار دهد. هم چنين تظاهرات فرهنگي و هنري متعددي كه با شركت هنرمندان ارجمند ميهنمان برگزار شد، به‌ويژه كنسرت بزرگ و شكوهمند خانم مرضيه در لس‌آنجلس و استقبال فراوان هم‌ميهنان مقيم آمريكا از آن، به‌رغم همه توطئه‌ها و تهديدات و تبليغات خصمانه‌يي كه ايادي و همدستان رژيم از مدتها پيش براي جلوگيري از برگزاري آن به‌عمل آوردند، باعث افزايش ارج و اعتبار مقاومت در نظر ايرانيان و خارجيان شد.

از سوي ديگر گسترش شورا طي چند مرحله و رسيدن تعداد اعضا به 572عضو، تشكيل هفت كميسيون جديد و نيز توسعهٌ كمي و كيفي دبيرخانه شورا و قرار گرفتن خانم مهوش سپهري در رأس آن، از دستاوردهاي ارزشمندي بود كه بر‌اثر افزايش وزن و اعتبار شورا حاصل گرديد. فعاليتهاي هيأت مقاومت ايران در جريان برگزاري كنفرانس سالانهٌ سازمان جهاني كار بار ديگر و پس از 8سال اسم رژيم ايران را در ليست سياه اين سازمان مهم بين‌المللي قرارداد. در نوار مرزي، محل استقرار رزمندگان ارتش آزاديبخش، نيز در سالي كه گذشت، تمرينها و آيينهاي نظامي با شركت خبرنگاران رسانه‌هاي مختلف بين‌المللي و گردهماييهاي وسيع رزمندگان با حضور فرمانده كل ارتش آزاديبخش و در ارتباط با گردهماييهاي بزرگ هواداران شوراي ملي مقاومت در چند كشور ـ ‌كه آخرينش به‌مناسبت سي خرداد در لندن برگزار شد‌ـ انجام گرفت كه از طريق ماهواره براي هم ميهنانمان در داخل كشور نيز پخش شد. هم چنين قرارگاه اشرف در نوار مرزي در آغاز سال جاري مورد بازديد خبرنگاران رسانه‌ها و خبرگزاريهاي مهم بين‌المللي قرار گرفت

اما تظاهرات و فعاليتهاي اعضا و هواداران شوراي ملي مقاومت، به‌خارج كشور و نوار مرزي محدود نبود. در سالي كه گذشت هواداران شورا در داخل كشور در سه نوبت به‌فعاليتهاي تبليغي گسترده‌يي در 94‌شهر دست زدند، كه از سوي رژيم با عكس‌العمل شديد مواجه شد. در پيام نوروزي مسئول شوراي ملي مقاومت، مشروح اين تظاهرات و نيز بيلاني از اعتصابها، تظاهرات و حركتهاي اعتراضي كارگران، دانشجويان و ساير لايه‌هاي اجتماعي طي سال گذشته ارائه شده است. حركتهاي اعتراضي و فعاليتهاي تبليغي اخير نيز به‌مناسبت بزرگداشت 30خرداد 62 شهر كشور را فرا گرفت.

اگر به‌اين يادآوري مختصر، ملاقاتهاي مهم سياسي رئيس‌جمهور برگزيدهٌ شوراي ملي مقاومت و مسئول شورا و نيز شركت هيأتهاي رسمي شوراي ملي مقاومت ايران در كنگره‌هاي احزاب و سنديكاها يا سمينارها و كنفرانسهاي گوناگون را بيفزاييم، آن‌گاه تصويري تقريبي از مجموعه فعاليتهاي اين شورا طي سالي كه گذشت به‌دست خواهيم آورد كه به‌واقع قابل قياس با فعاليتهاي سالهاي پيشتر نيست. اما، هم چنان كه گفته شد، مجموعه اين فعاليتهاي گسترده، مداوم و بي‌سابقه، در فضاي نيمه بسته‌يي انجام گرفت كه سياست «گفتگوي انتقادي» بر‌آن سايه‌افكن بود، سياستي كه جستجوي نفع مادي كوتاه‌مدت را، ولو به‌بهاي زير پا گذاشتن اصول انساني، در صدر اولويتهاي خود قرار داده است. دستاوردهاي بزرگ مقاومت طي اين رشته فعاليتها و استقبال شورانگيز هم‌ميهنان از آنها، به‌رغم بسيج تام و تمام نيروهاي دشمن براي جلوگيري از هر نوع شركت ايرانيان در مقاومت، خود مبين آن است كه رويارويي مقاومت ملي و مردمي با رژيم منفور ضدبشري به‌مرحلهٌ فوق‌العاده حساسي رسيده است و زمان تعيين‌تكليف نهايي چندان دور نيست.

درسال گذشته توطئه‌هاي وزارت اطلاعات و عواملش درخارج كشور، كه تلاش مي‌كردند ماسك «اپوزيسيون» را بر‌چهره بگذارند و به‌قول خودشان «برگ حقوق‌بشر» را برضد مقاومت برگردانند، با شكستي رسوايي‌آور روبه‌رو شد. دستگاه سركوب و جاسوسي رژيم هم‌چنين تلاش كرد كه با توسل به‌شانتاژ و گروگانگيري و اعمال فشار بر‌اعضاي خانوادهٌ هنرمندان و هواداران شورا، آنها را از مقاومت دور كند، اما نه فقط نتيجه‌يي به‌دست نياورد، بلكه بر‌اثر شكست اين توطئه‌ها، شبكهٌ وزارت اطلاعات و عوامل قديمي و تازه استخدام‌شده‌اش در خارج كشور و هماهنگي مستقيم آنها با شكنجه‌گران داخل كشور برملا شد. ابعاد اين توطئه‌ها در كنار تمهيدات تروريستي و ساختن سلاحهاي نوظهور همراه با اشتغال دايمي سفارتخانه‌ها و وزارت خارجهٌ رژيم به‌توطئه‌چيني عليه مقاومت، از نشانه‌هاي استيصال و درماندگي رژيم آخوندي است كه، به‌گفتهٌ رسانه‌ها وكارشناسان خارجي، به‌خاطر موفقيتهاي درخشان مقاومت به‌شدت عصبي شده و تعادلش را از دست داده است.

شوراي ملي مقاومت ايران بي‌مناسبت نمي‌داند كه در پانزدهمين سالگرد تأسيس خود، به‌يادآوري چند نكته، كه در تداوم مبارزه با دشمن اصلي مردم ايران، يعني نظام ولايت‌فقيه، اهميتي اساسي دارند، بپردازد:

1ـ‌ پايداري پانزده سالهٌ اين مقاومت در برابر رژيم ضدبشري و گذار موفقيت‌آميزش از راه پر مخاطره و سرشار از انواع توطئه‌هاي جنايتكارانه و رشد و اعتلايش به‌رغم فشارهايي كه از هر سو متحمل مي‌شد، همه بر‌اين حقيقت گواهي مي‌دهند كه در شرايط كنوني، اين شورا تنها راه‌حل ممكن براي جانشيني نظام فاسد كنوني و تنها شانس واقعي مردم براي كسب آزادي و استقلال و حفظ تماميت ارضي كشور است.

2ـ‌ اين شورا مقاومت قهر‌آميز را ‌ـ‌‌كه به‌واقع از سوي رژيم تحميل شده‌‌ـ‌ راه اصلي براندازي اين رژيم ضد ايراني مي‌داند و از بابت احتمال مصالحه‌پذيري و قابليت انعطاف نظام ولايت‌فقيه دچار هيچ توهمي نيست. از همين‌روست كه ارتش آزاديبخش را ابزار اصلي و معتبر براي سرنگوني رژيم با كمك مردم ستمديده ايران تلقي مي‌كند. با اين همه، هم چنان كه مسئول شورا به‌كرات اعلام كرده است: ا‌گر آخوندهاي حاكم بر‌ايران و همدستانشان و همهٌ آنهايي كه به‌اين رژيم نامشروع چشم دوخته‌اند، منكر حمايت اكثريت عظيم مردم ايران از اين مقاومت هستند، مي‌توانند بخت رژيم را در برابر شوراي ملي مقاومت ايران در يك انتخابات آزاد براي رياست‌جمهوري، بر‌اساس اصل حاكميت ملت (و نه ولايت فقيه) يا در انتخابات مؤسسان، با تضمينهاي كافي و تحت‌نظر ملل‌متحد، به‌آزمايش بگذارند.

بنابراين باز هم تكرار مي‌كنيم كه اين مقاومت خونبار توان و ظرفيت آن را هم دارد كه براي اثبات مشروعيت خود و تعيين‌تكليف نهايي با دشمن، به‌هر نوع آزمايش مسالمت‌آميز از قبيل همه پرسي يا انتخابات آزاد با تضمينهاي محكم بين‌المللي تن دهد تا عدم مشروعيت رژيم ضدبشري را در تماميتش به‌همگان اثبات كند.

3ـ شورا ‌بار ديگر تأكيد مي‌كند كه رژيم حاكم بر‌ ايران، تنها دشمن مردم ايران نيست، بلكه منبع اصلي صدور ارتجاع، بنيادگرايي اسلامي و تروريسم در جهان هم هست. بنابراين تشكيل جبههٌ واحدي از همهٌ مخالفان استبداد مذهبي و بنيادگرايي اسلامي در جهان، ضرورتي غيرقابل انكار شمرده مي‌شود. زنان، از آن جا كه نخستين و مهمترين قربانيان ستمگري بنيادگرايانه و نفي‌شدگان نظام ولايت‌فقيه هستند، شايستگي و توان آن را دارند كه هم در مبارزه رهاييبخش ملي نقش نيروي محركه و راهنما را به‌عهده بگيرند و هم محور اتحاد همه نيروهاي ضدبنيادگرا در يك كارزار جهاني باشند.

4 ـ شوراي ملي مقاومت ايران سياست موسوم به «گفتگوي انتقادي» را در جهت خلاف مصالح ملت ايران مي‌داند و آن را بهانه‌يي براي داد و ستد نامشروع با رژيم تروريستي ولايت‌فقيه ارزيابي مي‌كند. شورا خواستار آن است اين سياست زيانبخش و مفسده‌انگيز، كه تاكنون براي مردم ايران حاصلي جز تشديد سركوب و براي ايرانيان پناهنده به‌خارج دستاوردي جز نفي حقوق پناهندگي، اخراج و حتي استرداد به‌رژيم ستمگر نداشته است، هر‌چه زودتر پايان يابد. 5ـ شوراي ملي مقاومت از همهٌ هم‌ميهنان دعوت مي‌كند كه براي نجات ايران و ايرانيان از شر حكومت آخوندها، بي‌اعتنا به‌تبليغات رژيم ضد ايراني و سمپاشيهاي روزمرهٌ ايادي و عوامل اين رژيم در خارج كشور، به‌گرد شوراي ملي مقاومت، به‌عنوان تنها امكان نجات از حكومت قرون وسطايي آخوندها، حلقه بزنند و از هر راه كه مي‌توانند به‌اين جنبش گسترده ملي ياري رسانند.

شوراي ملي مقاومت ايران

30 / تير / 1375