بيانيه شوراي ملي مقاومت ايران به مناسبت بيست و دومين سالگرد تأسيس شورا
30 تير 1382
بيانيهٌ شوراي ملي مقاومت ايران
در بيست و دومين سالگرد تأسيس شوراي ملي مقاومت كه مصادف با پنجاه و يكمين سالروز قيام ملي 30تير 1331 و بازگشت دكتر مصدق، رهبر نهضت ملي ايران, به قدرت است،شوراي ملي مقاومت ايران با گراميداشت خاطرهٌ سردار دلير راه آزادي ابراهيم ذاكري مسئول كميسيون امنيت و ضد تروريسم شورا و شادروان عماد رام هنرمند محبوب و استاد نامدار موسيقي ايران كه در پاريس ودوسلدروف بدورد حيات گفتند و با درود به اعضاي شهيد شوراي ملي مقاومت , قهرمانان سرفراز راه آزادي واستقلال ايران, خانمها محبوبه سوفاف ومهري موسوي وآقايان حسين مشارزاده ,صادق سيدي و دكتر اكبر فرقاني كه در حماسه بزرگ پايداري در برابر توطئه ها وتهاجمات رژيم آخوندي دربهار امسال جان باختند, ياد همهٌ زنان و مرداني را كه در اين سالهاي سياه حاكميت ارتجاع و استبداد مذهبي در راه كسب آزادي مردم ايران و تحقق عدالت و پيشرفت به شهادت رسيده اند گرامي مي دارد و با آرزوي پيشرفت هرچه بيشتر همبستگي ملي ايرانيان براي سرنگوني رژيم ضد مردمي ولايت فقيه و تحقق دموكراسي و ايجاد دولتي غير مذهبي در ايران كه از اهداف عالي مبارزات يكصد سال اخير مردم ايران با همهٌ جانبازيها وفداكاريهايش از آستانه انقلاب مشروطه به اين سو بوده است، سال جديدي را در حيات سياسي خودآغاز مي كند .
ازيك سال پيش تاكنون، تحولات سياسي بزرگي در جهان و در ايران رخ داده كه لاجرم مقاومت سازمانيافتة مردم ايران را هم در مصاف سرنوشت براي سرنگوني رژيم ارتجاعي حاكم بر ايران، به چالش مي كشد .
مسئول شوراي ملي مقاومت در مورد اين دوران خطير در پيام خود به مناسبت سالگرد قيام 22 بهمن به درستي گفت: «جنگ ما از روز نخست تا به آخر, بارژيم ضدانساني ولايت فقيه به عنوان غاصب حق حاكميت مردم ايران بوده وهست وخواهد بود ولاغير. هدف از آمدن به عراق واستقرار درمجاورت خاك ميهن نيز همين بوده وهست وخواهد بود ولاغير. همه مي دانند كه مجاهدين ومقاومت ايران هيچ دخالتي در امور داخلي عراق نداشته اند وندارند. هم چنان كه دولت عراق نيز تا كنون هيچ گاه درامور مربوط به اين مقاومت هيچ گونه مداخله يي نداشته است. بنابراين, از آن جا كه در دودههٌ گذشته مقاومت ايران جز باديكتاتوري مذهبي وتروريستي حاكم برايران با كس ديگري سرجنگ وخصومت نداشته وندارد,پرواضح است ودر تجربهٌ دودهه هم به اثبات رسيده است كه هرگونه برچسب زني وخصومت وجنگ عليه مجاهدين ومقاومت ايران اعم از داخلي و منطقه يي و بين المللي, براي استمالت وخوشامد و تقويت آخوندهاي حاكم يا جناحي از آنها بوده است. يعني درهرگونه كنش وواكنش داخلي ومنطقه يي و بين المللي بااين مقاومت, مدارسياسي, بلاشك و بدون شكاف, بارژيم آخوندها بسته مي شود. نتيجه اين كه , برخلاف آن چه رژيم مي خواهد وانمود كند, هرگونه برخورد بامقاومت ايران( اعم ازمنفي يامثبت) ازجانب هركس وهرنيرو وهردولت , تابع معادلات ايران و ررژيم حاكم برآن است و از ظرف مكاني و معادلات جغرافيايي تأثيرعمده نمي پذيرد. پس, سرنوشت اين مقاومت به طورقانونمند درارتباط مستقيم بارژيم آخوندي و سرنوشت مردم ايران رقم مي خورد. اين سرنوشت را باهمهٌ مخاطرات آن, ازربع قرن پيش, باشعار مرگ برارتجاع – زنده باد آزادي درمصاف با استبداد مذهبي, آگاهانه و آزادانه پذيرفته, و خود, داوطلبانه,فعالانه وباتمام قوا , آن را رقم زده ايم. بهاي آن راهم, هرچه سنگين وخونين, پرداخته ايم و بازهم خواهيم پرداخت و اين جز برشرف وافتخارمان نمي افزايد. حالا هركس كه كمرراست وسربالا وچشم بازكند, به وضوح درمي يابد كه اين رژيم است كه يكصد بار بيشتر نسبت به تحولات آينده نگران وترسان است. اگرمجاهدان و رزم آوران آزادي هم چون هميشه آگاهانه براي آزادي مردم وميهنشان درخطرجان باختن وشهادت هستند,آخوندها به جد درمعرض باختن حاكميت خودهستند ».
در يك سال گذشته, بحران و بن بست رژيم به اوج خود رسيد , مبارزه و خيزشهاي مردمي، جنبش دانشجويان و جوانان و مبارزهٌ كارگران و مزد بگيران ايران ابعاد وسيعي يافت و رژيم با سركوب و بگير و ببندهاي گسترده به مقابله با جنبش مردم شتافت. در همين سال, با حمله نيروهاي ائتلاف, رژيم عراق فروپاشيد و رژيم ايران به دخالت خود در اوضاع عراق ابعاد جديدي داد, طرحهاي اتمي و سلاحهاي كشتار جمعي رژيم ايران يكي پس از ديگري با ابتكار و روشنگريهاي مستند شوراي ملي مقاومت ايران بر ملا شد, بازخواست از رژيم توسط نهادهاي بين المللي به يك مساله مبرم براي جهانيان تبديل گرديد, و سرانجام, در يك اقدام ننگين براي خوشايند رژيم ملاها ، 13 محل زندگي پناهندگان ايراني در فرانسه و دفتر شورا و محل اقامت رئيس جمهور برگزيده شورا براي دوران انتقال, مورد هجوم قرارگرفت .
تمامي اين رويدادهاكه به طور مستقيم يا غير مستقيم در سرنوشت مقاومت سازمانيافتهٌ مردم ايران موثر بوده، تضاد اساسي جامعهٌ ايران يعني تضاد بين مردم و رژيم استبدادي مذهبي ولايت فقيه را هرچه بيشتر تشديد و مبارزهٌ مردم ايران را به نقطهٌ تعين تكليف نزديك نمود. در چنين اوضاع خطيرو پيچيده يي مسئول شورا با هشياري، قاطعيت و صلابت و با تمركز تمام نيرو بر منافع مردم و مقاومت سازمانيافته و پافشاري بر اين كه تنها دشمن مردم و مقاومت ايران رژيم آخوندي است و اين مقاومت با هيچ كس ديگري سر جنگ ندارد, تا كنون به بهترين وجهي كشتي مقاومت را هدايت كرده است .
شوراي ملي مقاومت تمركز مبارزات در برابر رژيم آخوندي را به عنوان «مرزبندي ملي ايرانيان» پيوسته خاطرنشان نموده و در آبان 1381 در طرح جبهه همبستگي ملي براي سرنگوني استبداد مذهبي يكبار ديگر تاكيد كرده است كه «جبههٌ همبستگي ملي تبليغ به سود حاكميت آخوندي و هريك از جناحهاي آن ومذاكره و برقرار كردن رابطه با آنها را خط قرمز پيكار آزاديخواهانه و مرزبندي ملي ايرانيان در برابر حاكميت آخوندي مي شناسد و آن را محك تشخيص دوست و دشمن و معيار تنظيم رابطه با كليهٌ افراد و جريانهاي سياسي مي داند ».
موقعيت رژيم، تضاد هاي دروني آن و سركوب گسترده مردم
1- در سال گذشته انزوا و طرد رژيم در صحنه سياسي و اجتماعي ابعاد گسترده و غير قابل بازگشتي پيدا كرد. رسوا شدن هرچه بيشتر ولي فقيه نظام در بين توده ها، تضعيف موقعيت سياسي خاتمي در عرصهٌ داخلي و بين المللي, عقب نشيني روز افزون باند خاتمي در برابر تهاجمات و پيشرويهاي جناح ولي فقيه، همنوايي يا سكوت و سازش خاتمي در برابر تشديد سركوبگريها، آگاهي او از افزايش تنفر دانشجويان و مردم و ترسش از حضور در محيطهاي دانشجويي برخلاف مرسوم در سالهاي گذشته, و مهمتر از همه تحريم همه جانبه نمايش انتخاباتي «شوراهاي اسلامي» در 9 اسفند ماه گذشته, كه به شكست مفتضحانه خاتمي و دار و دسته دوم خردايها منجر شد, از مشخصات بارز انزوا و طرد رژيم است كه مردم در خيزشهاي شبانه خرداد و تير ماه گذشته با شعار« نه شاه مي خواهيم نه رهبر، نه خاتمي نه اكبر» آن را به گوياترين نحو بيان كردند .
اگر در گذشته فقط شوراي ملي مقاومت از وضعيت انقلابي در جامعه و بازگشت ناپذيري و بلوغ شقه در رأس حاكميت ارتجاعي و فعليت يافتن مرحله سرنگوني سخن ميگفت و تأكيد مي كرد كه نه ولي فقيه به مثابه «عمود خيمهي نظام» تثبيت شدني است، نه اصلاحات كاذب «فقاهتي» خاتمي چاره ساز است و نه شرايط به قبل از 2 خرداد 1376 بازميگردد، اكنون ديدگاه شورا هر روزه در كوچه و خيابان و كارخانه و دانشگاه و مدرسه از طرف مردم و بخشهايي از خود جناح خاتمي و نيز از طرف رسانه هاي جمعي جهان و تحليلگران و ناظران بين المللي ونيزبعضي دولتها بيان مي شود .
اگر در گذشته تنها شوراي ملي مقاومت ايران بود كه ميگفت نظام ولايت فقيه به دليل تضاد ماهويش با حداقل حقوق شهروندان، قابليت رفرم، گشايش، اصلاح و استحاله ندارد (قطعنامه شوراي ملي مقاومت،مهر 1376) اكنون در داخل و خارج ايران به ندرت ميتوان كسي را يافت كه به استحاله و اصلاح استبداد مذهبي دل بسته باشد. نا اميدي و رويگرداني بعضي از باندهاي جناح خاتمي و نمونه برجسته آن نامه هاي دفتر تحكيم وحدت و ... به خاتمي كه در آن بر ضرورت استعفاي او و بر اين كه ديگر امكان اصلاح از درون رژيم وجود ندارد تاكيد مي شود و تهديدهاي مكرر اما توخالي نمايندگان جناح خاتمي به استعفا و سرانجام اشاره تلويحي خاتمي در سخنراني اش در كرج به استعفا, همه براين امر گواهي مي دهند .
اكنون همهٌ آن «انديشه سازان» و «نخبگان سياسي» كه پس از 2 خرداد سال 1376 به ستارگان شوهاي رسانه ها براي تبليغ به سود خاتمي تبديل شده بودند، به بي حاصلي تلاشهايشان اذعان مي كنند و گرچه فاقد صداقت سياسي و شهامت اخلاقي براي ريشه يابي «نظريه سازي» هاي بي محتوا اما جنجال بر انگيز خود هستند، اما ديگر كيست كه نداند آن همه «نامه ها» و «بيانيه ها» و «فراخوانها» براي شركت در نمايشهاي انتخاباتي رژيم، نه تنها كمكي به «اصلاح» و «رفرم» نكرده، بلكه دست جلادان و دژخيمان ولايت خامنه اي را هم براي سركوب در داخل و ساخت و پاختهاي ننگين در خارج بازتر كرده است .
2- سرنوشت دو لايحهٌ دولت خاتمي كه هنگام ارائه آن به مجلس ارتجاع ادعا مي شد كه «داروي همه ي دردهاي» بي درمان رژيم است و گويا با تصويب آن راه براي «پيشرفت اصلاحات» باز مي شود، با مخالفت شوراي نگهبان تحت امر خامنه اي، و عقب نشينيهاي مستمر خاتمي و اتخاذ مواضع محافظه كارانه در قبال تهديدهاي ولي فقيه و شوراي نگهبان، به كابوسي براي اصلاح طلبان قلابي تبديل شده است. لايحهٌ مربوط به انتخابات, تنها جنبه «استصوابي» نظارت شوراي نگهبان را حذف كرده و همزمان تعداد زيادي ماده و تبصره براي جلوگيري از يك انتخابات آزاد درنظر گرفته است. لايحه اختيارات رئيس جمهوري افزايش بعضي اختيارات را طلب مي كند، ولي فاقد هرگونه ماده جدي به سود مردم است. با اين حال, دستگاه ولايت همين لوايح را كه قرار بود خاتمي را به «اوج» برساند, بر نتابيد. اكنون خاتمي و دوم خرداديها به جاي «چانه زني» در بالا براي روي خوش نشان دادن شوراي نگهبان در مورد لوايح، به التماس براي آزادي و تخفيف مجازات كساني كه تاكتيك خروج از حاكميت را مطرح كرده بودند روي آورده اند. واقعيت اين است كه پيشرفت جنبش اجتماعي مردم ايران مستقل از اين گونه لوايح و چانه زنيهاي خفيفانهٌ دارو دسته دوم خردادي مسير خود را طي مي كند و بنا براين در ماههاي باقي مانده به نمايش انتخابات مجلس ارتجاع, هرسرنوشتي كه اين لوايح پيدا كند، نمي تواند هيچ گونه مشروعيت و برون رفتي براي نظام ولايت فقيه به طور عام و براي خاتمي و دارودسته او به طور خاص ايجاد كند .
3- در سال گذشته تضاد اصلي جامعه يعني تضاد بين حاكميت ديني و مردم ستمديده , روز به روز بيشتر شد و شدت و حدتي بي سابقه بي پيدا كرد . بر خلاف ادعاي شياداني مانند رفسنجاني که مي گويد «نيروهاي دوره بحران» وارد ميدان نشده اند، تمامي سركردگان و باند هاي رژيم از تمامي ابزارها و نهادهاي سركوبگر و امنيتي خود براي مقابله با جنبشها، خيزشها و قيامهاي مردم استفاده كرده اند. آنچه از نظر سنجيهاي خود رژيم به خارج درز كرده گواهي مي دهد كه حدود 95 درصد مردم خواستار تغيير وضع موجود و يا به بيان سياسي خواستار تغير رژيم ديني هستند .
واقعيت اين است كه رژيم استبداد مذهبي جز اعمال خشونت و سركوب، روش ديگري براي حل تضادهاي اجتماعي و وضعيت اسفبار اقتصادي و مقابله با فقر فراگير و بيكاري و اعتياد در ابعاد ميليوني نمي شناسد. در سال گذشته چوبه هاي دار همچنان برپا بود و تصاوير قربانيان نظام جهل و جنايت در سراسر جهان موجي از تنفر و انزجار ايجاد كرد. اعدامهاي علني و مخفي، شلاق زدنهاي مردم در ملأ عام، دستگيريها و بازداشتهاي خودسرانه،خانه گرديها و تجاوز به حريم زندگي خصوصي مردم به بهانه هاي واهي و حمله به خانه ها براي غارت آنتنهاي ماهواره يي و انواع ديگر اقدامات سركوبگرانه , نشانهٌ آشكار تشديد تضاد بين رژيم و مردم است. دستگيري و شكنجه و دادن محكوميتهاي سنگين به كارگران، روزنامه نگاران، وكلا، استادان و دانشجويان از جمله اقدامات روزمره رژيم است .
موج گستردهٌ دستگيريها در خيزشهاي شبانه دانشجويان و جوانان و مردم در سراسر كشور به حدي بود كه مقامهاي رژيم مجبور شدند به دستگيري بيش از 4 هزار نفر از دانشجويان و مردم به پاخاسته اعتراف كنند و اين در حالي است كه اخبار نگران كننده يي در مورد اعدام مخفيانه تعدادي از دستگير شدگان منتشر شده است. مزدوران دستگاه ولايت به شكلي ابلهانه مدعي مي شوند كه تنها در صد ناچيزي از دستگيرشدگان دانشجو هستند, در حالي كه همين ادعا نشان مي دهد كه در جنبشهاي اجتماعي عليه رژيم همه قشرها و طبقات مردم، به ويژه محرومان و ستمديدگان جامعه شركت دارند .
آخوندهاي حاكم براي مقابله با جنبش اجتماعي دستگاههاي سركوبگر و اطلاعاتي و امنيتي را گسترش مي دهند. به تازگي ميردامادي رئيس كميسيون امنيت ملي وسياست خارجي مجلس رژيم در مورد عرض و طول سازمانهاي اطلاعاتي موازي, فاش كرد كه «تشكيلات اطلاعاتي يكي از اين دستگاهها در تهران به تنهايي سه برابر پرسنل وزارت اطلاعات در كل كشور است»(خبرگزاري رژيم- ايسنا 28تير82 ).
4- رژيم در يكي از آخرين جنايتهايش خانم زهرا كاظمي، عكاس و خبرنگار كانادايي - ايراني الاصل را به قتل رساند. بنا به گزارش خبرگزاري دولتي ايسنا در روز روز چهارشنبه 25 تير، ابطحي معاون حقوقي و پارلماني خاتمي در مقابل پرسش اغلب خبرنگاران اعتراف كرد كه «بنا به گزارش وزير بهداشت و درمان، ايشان به علت خونريزي مغزي كه ناشي از ضربهاي بوده، فوت كردند». در همين روزسخنگوي دولت خاتمي با بيان اينكه دستگيري خبرنگاركانادايي طبق دستور دادستاني انجام شده ، اما در مرحلهٌ آخر تحويل وزارت اطلاعات شده است به مسئوليت وزارت اطلاعات دولت خاتمي در اين مورد اعتراف نمود. روزنامهٌ ليبراسيون چاپ پاريس(پنج شنبه 26 تير 1382)نوشت: قاضي« سعيد مرتضوي» خود شخصا بازجويي خانم زهرا کاظمي را بعهده داشته و زهرا کاظمي با ضربات کفش مرتضوي که به سر وي اصابت کرده، در اثر خون ريزي مغزي به قتل رسيده است .
شوراي ملي مقاومت از خواست فرزند خانم زهرا کاظمي مبني برانتقال جسد مادرش به کانادا , پشتيباني و حمايت كرده و خواستار اقدام عاجل دولت كانادا و كمسيون حقوق بشر سازمان ملل متحد و نهادهاي مدافع حقوق بشر در اين خصوص شده است. شورا ممانعت رژيم از انتقال جسد را كه سند گوياي دخالت مستقيم عاملان خودش در اين جنايت است, قويا محكوم مي كند .
طي يك سال گذشته تعداد ديگري از خبرنگاران رسانه هاي بين المللي به وسيله رژيم دستگير و مورد شكنجه و ازار قرار گرفتند. وقتي رژيم با خبرنكاران خارجي چنين رفتاري مي كند, مي توان حدس زد با مخالفان داخل چه مي كند. دستگيري سردبير , مديرمسؤل ومنشي روزنامهٌ آسيا به خاطر چاپ عكسي از خانم مريم رجوي درميان استقبال كنندگانش درفرانسه, به اتهام «اقدام عليه نظام» و باقرار سنگين, يك بارديگر توجه همگان را به شدت سانسور حكومتي و ابعاد هراس رژيم از مقاومت جلب نمود .
تحولات بين المللي و بازتاب آن در وضعيت رژيم و موقعيت مقاومت
5- درسطح بين المللي، مهمترين رويداد در سالي كه گذشت حمله نيروهاي ائتلاف و سرنگوني سريع رژيم عراق بود. رژيم آخوندها كه مي دانست در اين جنگ پيروزي براي رژيم سابق عراق متصور نيست, يك سياست چند جانبه را طراحي كرد كه مقاومت ايران آن را از پيش افشا نمود .
محور اول اين سياست, حمله به نيروهاي مقاومت به منظور نابودي جنبش مقاومت وارتش آزاديبخش بود. رژيم در اين رابطه به بسيج گسترده نيرو دست زد و مزدوران خود را روانه عراق كرد يا در نقاط مرزي همجوار با قرارگاههاي مقاومت مستقر نمود. در عرصه بين المللي نيز با بسيج دستگاه ديپلوماسي و به خدمت گرفتن ماموران مستقيم و غير مستقيم خود كوشش نمود تا نيروهاي ائتلاف را به حمله به پايگاههاي مقاومت تشويق و تر غيب كند. التماس و درخواستهاي مكرر مقامهاي رژيم از امريكا براي هدف قراردادن قرارگاههاي ارتش آزاديبخش و به راه انداختن موج گسترده و شديد جنگ رواني و سياسي به منظور دم تيغ دادن مقاومت در جريان جنگ امريكا و عراق از چند ماه قبل از شروع جنگ به سياست روزمره رژيم تبديل شده بود.اين سياست به روشني نشان داد كه رژيم با به كار گرفتن تمام قوا و امكانات خودش , به تنهايي نمي توانست از پس اين مقاومت و بويژه سازمان مجاهدين خلق ايران برآيد . و الا نيازي به عجز ولابه و استمداد از استراليا و امريكا و انگلستان و ايتاليا و آلمان و فرانسه و اردن و سوريه نبود(درمورد سوريه, اين تلاشهاي رژيم به جنايت فراموشي ناپذير استرداد دو تن از اعضاي كميسيون خارجه شورا كه بيش از دو دهه در انگلستان پناهنده سياسي بودند, منجر گرديد كه در تاريخ 22خرداد1382در يك معامله ننگين توسط دولت سوريه به رژيم آخوندها تحويل داده شدند ).
اما محور دوم سياست رژيم آخوندها مداخلهٌ فعال در اوضاع بحراني عراق پس از سرنگوني حكومت عراق و تلاش براي جلوگيري از ايجاد ثبات در عراق بود. اكنون كه حدود چهار ماه از آغاز جنگ و بيش از سه ماه از سقوط رژيم پيشين عراق ميگذرد، سير رويدادها نشان مي دهد كه رژيم آخوندها در محور اول سياستش به كلي شكست خورده و در محور دوم عليرغم نيروهاي زيادي كه وارد خاك عراق كرده و با وجود هزينه هاي سنگيني كه براي بي ثبات كردن هرچه بيشتر عراق پرداخت مي كند، نه فقط چشم انداز روشني در مقابل ندارد، بلكه نيروهاي ائتلاف و دولتهايي كه سياست مماشات در مقابل رژيم پيش گرفته بودند، هر روز بيش از روز قبل درك مي كنند كه قلب و مغز تروريسم و بنيادگرايي در تهران و در بيت خامنه اي و شورايعالي امنيت رژيم آخوندهاقراردارد .
6- در مقابل سياست مداخله گرانه رژيم، مقاومت ايران با تأكيد براين كه مطلقا طرف اين جنگ نيست وجنگ اين مقاومت فقط با رژيم آخوندي است تعدادي از قرارگاههاي خود را در جنوب عراق تخليه نمود. مقاومت ايران اين سياست عدم مداخله و بيطرفي را كه به پيروي از عاليترين مصالح مردم اسير و محروم ايران در برابر رژيم استبدادي مذهبي اتخاذ كرده بود , به رغم بمباران چندين قرارگاه ارتش آزاديبخش پيگيرانه ادامه داد. به اين ترتيب سير رويدادها به روشني و با وضوح تمام نشان داد كه مقاومت ايران نيرويي مستقل است كه سرنوشتش نه به حكومت قبلي عراق و ابسته بود و نه به هيچ حكومت ديگري وابسته است .
وقتي مقاومت ايران توانست در ميان توفان با استواري راه خود را كه همان تكيه بر مبارزه با استبداد ديني حاكم بر ايران است ادامه دهد و در گردابي كه رژيم و دشمنان مردم ايران فكر مي كردند يا آرزوي مي كردند اين مقاومت در آن نابود شود ، فرو نرفت و توانست با اتخاذ سياست اصولي و ميهني قرارداد آتش بس را (هرچند كه از جانب مقاومت آتشي در كار نبود) با نيروهاي ائتلاف امضا كند و درمورد گردآوري نفرات وتجهيزات نيز به رغم توطئه رژيم به توافق برسد ، خشم ديوانه وار سركردگان رژيم فوران نمود. سركردگان رژيم با سردادن گلايه و آويختن به دامن آمريكا تلاش كردند تا اين آتش بس را به هم زده و نيروهاي ائتلاف را به بمباران مجدد قرارگاههاي ارتش آزاديبخش ملي ايران وادار كنند. خامنه اي, رفسنجاني, خاتمي, دبيرشوراي عالي امنيت, وزيران , امام جمعه ها وبسياري از مقامهاي ريز ودرشت حكومتي به زبان آمدند و به بيانهاي گوناگون خشم و غيظ خود را از اين آتش بس و اين كه نيروهاي مقاومت در آتش جنگ نابود نشده اند, ابراز داشتند و حرفشان اين بود كه «هرگونه تسامح نسبت به منافقين براي ايران قابل قبول نيست »(شيخ حسن روحاني دبيرشوراي عالي امنيت رژيم 7ارديبهشت82). در اين زمينه آخوندها همه گونه مذاكره پنهاني و اشكار را براي خود مجاز اعلام كرده بودند كه سر انجام با تصميم دولت امريكا مذاكرات در سوئيس متوقف شد .
دراين باره, محسن آرمين ازسران باند خاتمي و نماينده و نايب رئيس قبلي مجلس رژيم به خبرگزاري آسوشيتدپرس گفت: « ايران اين فرصت را ازدست داد كه درزمان حكومت صدام مجاهدين را ازميان بردارد.اكنون براي ما دشوارتراست كه با آمريكا دربارهٌ تسليم اين گروه وارد مذاكره شويم». يك عضو كميسيون امنيت ملي وسياست خارجي رژيم نيز تصريح كرد: « يك هفته بلا تصميمي فرصت مناسبي براي ايران بود كه بحث نفاق را ازبين ببرد . عدم اتخاذ تصميم مناسب اين فرصت را ازدست ايران گرفت وانتقاد شديدي به وزارت خارجه وارد است»(آسوشيتدپرس10ارديبهشت82 ).
همزمان با شروع مذاكرات دوروزه با ژنرال امريكايي اوديرنو درقرارگاه اشرف(19ارديبهشت) روزنامهٌ ايتاليايي لارپوبليكا با چاپ اظهارات وزير خارجه رژيم نوشت: «خرازي با فراتيني(وزيرخارجه ايتاليا) خيلي واضح صحبت كرد وخواست كه نظراتش به آمريكا واتحاديهٌ اروپا منتقل شود كه بايد به تحمل كردن ومسالمت بامجاهدين خاتمه داده شود». اما پس از خنثي شدن توطئه رژيم براي برهم زدن آتش بس و توافق طرفين در مورد گرد آوري تجهيزات ونفرات ارتش آزاديبخش , خاتمي در كنفرانس مطبوعاتي خود در بيروت حسرت زده گفت :«ما انتظار داشتيم كه ازسوي آمريكا حمله يي عليه اين گروه كه مخوفترين وبدترين تروريسم را مرتكب شده است, صورت گيرد. طوري كه صداقت آمريكا را درادعايش نشان دهد»(24ارديبهشت82 ).
از اين پيشتر, رژيم و عوامل مزدور آن مدعي انباشت و پنهان نمودن تسليحات كشتار جمعي عراق در قرارگاههاي ارتش آزاديبخش و سركوب مردم عراق توسط مجاهدين بودند و مابه ازاي آن زندانهاي عراق را مملو از هزاران تن از « اعضاي سابق (وناراضي )مجاهدين » توصيف مي كردند! اما بعد رژيم با يك چرخش ناگهاني, دعاوي مسخره پيشين را كه پس از سقوط حكومت سابق عراق بطلان همهٌ آنها به اثبات رسيده بود , كنار گذاشت و آناني را كه در گذشته«ستون پنجم» و وابسته به عراق مي خواند، وابسته به آمريكا اعلام كرد و همراه با آن به انواع لجن پراكنيها - از جمله شركت در سركوب مردم عراق«با چكمه و جليقه ضد گلوله و تجهيزات نظامي امريكايي» - مبادرت ورزيد .
مسؤل شورا ضمن استقبال از آتش بس, تأكيد كرد كه مقاومت ايران در عراق به وجود نيامده و هم چنان كه تا كنون به شرط استقلال در عراق مانده , از اين پس هم با همين شرط خواهد ماند. اين مقاومت فقط براي جنگ با رژيم اخوندي به عراق رفته و هيچ دخالتي در امور داخلي عراق ندارد و از اين پس هم دخالتي نخواهد داشت. اين وضعيت ژئو پليتيك منطقه و مشخصا وضعيت فاشيسم مذهبي حاكم برايران و گرايش ويژهٌ آن به «صدور انقلاب» از يك سو و خصوصيات داخلي عراق از سوي ديگر است كه عراق را مهمترين هدف صدور بنياد گرايي رژيم آخوندها نموده وبا توجه به اصالت مقاومت , اين وضعيت ژئوپوليتك, امكان حضور مقاومت را در عراق با حفظ استقلال فراهم كرده است. مواضع اصولي و رفتار بي طرفانه و مسئولانهٌ مقاومت ايران سبب شد كه برخي از فرماندهان نيروهاي ائتلاف به اصالت مقاومت ايران گواهي دهند .
خبرگزاري فرانسه (21ارديبهشت) نوشت: ژنرال اوديرنو درباره مذاكرات دو روزهٌ خود با مجاهدين به خبرگزاري فرانسه گفت« اين يك تسليم نيست. اين يك توافق براي سرجمع كردن تسليحات و گرد آوري رزمندگان است... براي من روشن است كه آنها شيفته مبارزه شان هستند وبه يك ايران دموكراتيك ايمان دارند. چه بسا كه من وقتي كه روند مذاكرات را شروع كردم اين راخوب درك نكرده بودم».همين خبرگزاري قبلا(20ارديبهشت ) نوشته بود:« ژنرال اوديرنو اظهار عقيده كرد كه بايد درطبقه بندي سازمان مجاهدين خلق ايران توسط وزارت خارجه آمريكا به عنوان يك سازمان تروريستي بازبيني صورت گيرد ».
حمايت گسترده مردم و عشاير عراق از مجاهدين كه در بيانيه هاي متعدد سران آنها و در تظاهرات و گردهماييهاي بزرگشان در قرارگاه اشرف اعلام گرديد, به راستي ديگر جايي براي ياوه گوييهاي رژيم و صحنه پردازيهاي سخيف عوامل و مزدورانش باقي نگذاشت .
7- طي ماههاي گذشته, پروژه هاي رژيم تروريستي حاكم بر ايران در زمينهٌ سلاحهاي كشتارجمعي , به يك مسأله جهاني تبديل شد. راست اين است كه دستيابي به سلاح اتمي براي نقشه هاي توسعه طلبانه و تجاوزگرانه رژيم ايران نقش حياتي دارد. طي سالهاي گذشته اين رژيم به انحاي مختلف از نظارت بين المللي بر برنامه هاي اتمي خود سر باز زده است. اما افشاگريهاي مستند و دقيق كميسيونهاي تحقيقات دفاعي واستراتژيك و خارجه ونمايندگيهاي شوراي ملي مقاومت در آمريكا وكشورهاي اروپايي در مورد چند پروژه توليد سلاحهاي كشتار جمعي و تأييد صحت آنها در صحنهٌ بين المللي، سبب شد كه در بهمن ماه گذشته خاتمي به اجبار به اين پروژه ها اعتراف كند. افشاگريهاي مقاومت و اعتراف خاتمي به پروژه نطنز فشار بين المللي عليه رژيم را بالا برد و دولت آمريكا تصريح كرد كه اگر شوراي ملي مقاومت افشا نمي كرد كسي از پروژه نطنز مطلع نمي شد .
ما همواره گفته ايم كه براي رژيم ايران صدور تروريسم و بنيادگرايي و دستيابي به سلاح اتمي كه اكنون به مرحله نهايي رسيده است، جنبه حياتي دارد و اين سياست ماجراجويانه رژيم آخوندي عليه عالي ترين مصالح و منافع مردم ايران است؛ بنابراين با تمام نيرو و تا آنجا كه مي توانيم پروژه هاي ضد ملي و ميهن بر باد ده اين رژيم را افشا مي كنيم. حال اگر رژيم از اين افشاگريها به هراس مي افتد و ما را به جاسوسي متهم مي كند، خوب است تن به پذيرش كنوانسيون الحاقي بدهد تا مشخص شود چه كسي ميلياردها دلار از ثروت مردم ايران را براي اغراض ضد ايراني بر باد داده است .
واقعيت اين است كه رژيم مي خواهد با وقت گذراني و هم زمان با مداخله ماجراجويانه در رويدادهاي عراق براي خود زمان بخرد. روز جمعه 27 تير 1382( 18 ژوئيه 2003) خبرگزاري رويتر از قول ديپلماتهاي ساكن ايران اعلام كرد كه بازرسان سازمان بين المللي انرژي اتمي در نمونه برداريها ي خود در مراكز اتمي ، اورانيوم غني شده يافته اند و اين نشان مي دهد كه تهران بدون اطلاع آژانس بين المللي انرژي اتمي اقدام به غني سازي اورانيوم كرده است .
شوراي ملي مقاومت خواستار اتخاذ يك سياست قاطع و صريح از طرف سازمان بين الملي انرژي اتمي در قبال پروژه هاي ماجراجويانه حكام ايران و ارجاع پروندهٌ ساخت سلاحهاي اتمي توسط رژيم ايران به شوراي امنيت ملل متحد مي باشد .
بند و بست با رژيم تروريست حاكم بر ايران عليه پناهندگان و افراد مقاومت
8- در 27خرداد 1382 ، طي يك لشگر كشي و يورش گسترده به محل اقامت رييس جمهور برگزيده شوراي ملي مقاومت و تعدادي ديگر از خانه هاي پناهندگان و هواداران و خانواده هاي شهداي مقاومت در فرانسه, كه رسانه هاي اين كشور آنرا بزرگترين عمليات پليسي 30 سال گذشته توصيف نمودند، خانم مريم رجوي و تعداد ديگري از فعالان و هواداران و پناهندگان ايراني دستگير شدند .
ناظران سياسي اين يورش را يك معامله رسوا با ديكتاتوري حاكم برايران توصيف كردند. نشريه ژورنال دو ديمانش در شماره اول تيرماه خود طي يك گزارش مشروح , جريان زد وبند و هماهنگي هاي مربوطه را شرح داد. رسانه ها در همين خصوص به چندين قرار داد وامتياز اقتصادي به مبلغ 4 ميليارد دلار در استانه اين «بازداشتهاي غول آسا» و مجموعه قراردادهايي كه سرجمع آنها نزديك به 14 ميليارد دلار مي شود اشاره كردند .
مجله المشاهد السياسي (29 ژوئن 2003 ) اين يورش بزرگ را كه با شركت هليكوپتر و قايق انجام شد, يك «كودتاي ناگهاني عليه مقاومت ايران» خواند. ماهنامه زن امروز چاپ لندن ( ژوئيه 2003 ) خاطرنشان كرد كه « جهان از اين عمليات متعجب شد» و تاكيد نمود كه « شايد بهانه از نظر ما باندازه اتهامات وارده مضحك باشد: اين كه اين جنبش طرح حمله به سفارتهاي ايران دراروپا را داشته است! اما آنچه جهان را قانع نمي كند اين سرو صداي مطبوعاتي(عليه مجاهدين و مقاومت ايران) است كه گويا نمايشي است متناسب با وضعيت جديد بين المللي بعد از اشغال عراق ».
در هرحال, اين حمله و رفتار ناموجه عليه مقاومت ايران در فرانسه, با اعتراض گستردهٌ داخلي وبين المللي روبه رو گرديد. موضعگيريها و واكنشهاي اعتراضي ايرانيان و ابراز همبستگي وسيع نيروها و شخصيتهاي ايراني و غير ايراني با عقايد و مرامهاي مختلف و محكوم كردن اين معاملهٌ ننگين نمونه يي بارز از رشد اگاهي و هشياري و پيشرفت اتحاد و همبستگي در ميان ايرانيان و در روابط فيمابين ايرانيان با شهروندان كشورهاي ميزبان است .
شوراي ملي مقاومت با سپاسگزاري از همهٌ كساني كه اين اقدام شرم آور را محكوم كردند و با تقدير از پايداري ايرانياني كه در تحصنها و اعتصاب غدا در كشورهاي مختلف جهان و از جمله در فرانسه و در مقابل محل اقامت رئيس جمهور برگزيده مقاومت در اور سوررازشركت كردند و هم چنين با تجليل از فداكاريها و جانفشانيهاي ايرانيان قهرماني كه در اعتراض به اين اقدام دولت فرانسه , از جان خود مشعلي شعله ور ساختند و با گراميداشت ياد و خاطره زنده يادان صديقه مجاوري و نداحسني و با قدر داني از همبستگي شخصيهاي سياسي و حقوق بشري فرانسه و ديگر كشورها, به ويژه خانم دانيل ميتران, و هم چنين با قدرداني از حمايت بي دريغ مردم فرانسه به ويژ ه اهالي شريف، شهردار و اعضاي شوراي شهر اور سور اواز اطمينان دارد كه همه اين تلاشها و جانفشانيها و حمايتهاي بي دريغ در تاريخ مباره مردم ايران براي آزادي به عنوان برگي درخشان به ثبت خواهد رسيد .
براي شوراي ملي مقاومت جاي بسي خرسندي است كه حكم بازداشت موقت خانم مريم رجوي و ديگر بازداشت شدگان در اولين داوري قضات فرانسه لغو گرديد .
روز پنج شنبه 12 تير 1382خانم مريم رجوي پس از آزادي و در ميان استقبال پر شور ايرانيان و اهالي و شهردار اور سورواز وشخصيتهاي فرانسوي,طي سخناني گفت:« به راستي كه شما شعله هاي شرف و مقاومت ملتي اسير در برابر فاشيسم مذهبي هستيد كه در اين ايام در سراسر ايران و دراقصي نقاط جهان زبانه مي كشد و جهاني را به تحسين وستايش واداشته است.شما بيش از دوهفته گرسنگي و تشنگي را به بهاي جانهاي ارزشمندتان تحمل كرديد و در اين مدت مردم شريف اور در كنار شما بودند و شما را تسلي مي دادند. من ميدانم كه اين همه, نه بخاطر من, بلكه بخاطر آزادي مردم ايران بود ».
خانم مريم رجوي تاكيد كرد: « ما از هرگونه پيگرد و تحقيقات قانوني و محاكمهٌ عادلانهٌ قضايي نه فقط رويگردان نيستيم بلكه از آن به غايت استقبال مي كنيم, چون در فضاي عادلانه و دموكراتيك قطعا وجدانها و آراي بيطرف و افكار عمومي را در كنار خود داريم , و چيزي براي مخفي كردن نداريم» . « ماهميشه در طرف صلح و دمكراسي و ثبات و امنيت بوده ايم , ما هيچ گاه در اروپا و آمريكا و ساير كشورها دست به هيچ اقدام غير قانوني نزده ايم و نخواهيم زد . پشتيبانان و هواداران مقاومت ايران و پناهندگان ايراني در همهٌ كشورها فقط به اقدامامهاي قانوني ومسالمت آميز دست زده اند و در آينده هم همينطور خواهد بود . تاكيد مي كنم كه از تحقيقات پليس و همهٌ ارگانهاي مسئول استقبال مي كنيم . از دادگاه هم استقبال مي كنيم , مقاومت ايران هيچ خطري براي امنيت فرانسه و منافع ملي فرانسه نبوده , نيست و نخواهد بود . اگر حرف ما را باور مي كنيد, چنان چه از 20سال پيش گفته ايم, خطر در بنياد گرايي و صدور تروريسم از سوي ملايان حاكم برايران است ». خانم رجوي به روشني اعلام نمود كه « ما از روز اول گفتيم و حالا بازهم تكرارمي كنيم كه به محض اين كه ملاها يك انتخابات آزاد را در ايران براساس حق حاكميت مردم و نه براساس حاكميت ملايان بپذيرند, به شرط اين كه انتخابات تحت نظر ملل متحد باشد بلادرنگ آن را مي پذيريم و ديگر مقاومت موضوعيتي ندارد ».
مطبوعات فرانسه و رسانه هاي جهان در اين زمان مريم رجوي را به عنوان « رهبر كاريسماتيك بال سياسي مقاومت ايران » به درستي « نماد مقاومت » توصيف كردند كه «بيش از هر زمان سمبل مقاومت ايران » گرديده است .
9- طرح اتهامهاي ناروا و بي پايه همچون «سكت و فرقه و كيش شخصيت » در مورد مقاومتي با 120هزار شهيد نه مي تواند خريدار جدي پيدا كند و نه مي تواند بهانه يي براي اقدامات ناموجه و غير قانوني عليه مقاومت ايران باشد .
خانم دانيل ميتران, رئيس بنياد فرانسه آزادي وهمسر رئيس جمهور فقيد فرانسه آقاي فرانسوا ميتران, ليگ حقوق بشر فرانسه , حقوق بشر نوين و فدراسيون بين المللي حقوق بشر و صدها نمايندهٌ پارلمان و سناتور وشخصيت برجستهٌ سياسي در آمريكا واروپا عليه اين روشهاي ناموجه وكارزار اهريمن سازي به پا خاستند. خانم ميتران با تأكيد بر مناسبات باز و روابط عمومي گستردهٌ مجاهدين و مقاومت ايران با نيروهاي مختلف داخل و خارج ايران و حتي با همسايگان و جامعهٌ فرانسه اتهامهايي ازقبيل «كيش شخصيت» و «سكت » را با ياد اوري دوران مقاومت ضد فاشيستي درفرانسه ومحبوبيت رهبرش ژنرال دوگل رد نمود و دربارهٌ برچسب تروريستي عليه يك مقاومت مشروع دربرابر فاشيسم مذهبي ياد آورشد كه زماني به او و همسرش فرانسو ميتران نيز تروريست مي گفتند اما بعدا فرانسوا ميتران رئيس جمهور فرانسه شد و به خود وي مدال افتخار دادند .
10- درباره تاخت وتاز وتوطئه آخوندها دراين جريان, مسؤل شوراي ملي مقاومت در پيام تهنيت وقدرداني خود به درستي گفته است :
« رژيم براي چند روز در پوست خود نگنجيد و براي يكصدمين و هزارمين بار از پايان مجاهدين و جنبش مقاومت ايران خبر داد و بار ديگر ثابت شد كه عليرغم همه ي ياوه گوئي هايش درمورد ناچيز شمردن «گروهگ تروريستي» خطر اصلي را از همين بابت از تنها جايگزين ميهني و دموكراتيك مي داند و الا چه نيازي به اين همه تشبثات داخلي و منطقه يي و بين المللي عليه « يك سكت خلع سلاح شده و مطرود» بود ؟ !
راستي اين بسيج دروغ پردازي و « شيطان سازي» از مجاهدين و«ترور شخصيت» براي چيست و چه كسي غير از رژيم و مأموران اطلاعات آخوندها در پشت آنست ؟ رژيم در چه شرايطي است و با چه خطر مبرمي روبه روست كه اين چنين بقاي خود را در فناي مقاومت ايران مي بيند؟ ارتباط اين قضايا با افشاي تسليحات كشتار جمعي رژيم آخوندي از سوي مقاومت و با موج اعتراضات برحق دانشجويان ومردم آزاده ايران چيست؟ به نظر مي رسد كه آخوندها تنها راه برون رفت خودرا از تنگناي داخلي و تنگناي بين المللي و به ويژه تنگنايي را كه در عراق با آن مواجه هستند در انهدام اين مقاومت يا فته اند . اما چه كسي نمي داند كه روزگار حاكميت آنها شتابان رو به پايان است ».
صف بندي يكپارچه مردم در برابر هر دو جناح رژيم
11- در سال گذشته مردم ايران با خيزشها و جنبشها و حركتهاي اعتراضي خو در مقابل بيدادگريهاي رژيم بپا خاستند و به صدها حركت اعتراضي، اعتصاب، تحصن، تظاهرات و خيزشهاي شبانه دست زدند. در اين جنبش عمومي و فراگير زنان و مردان ايران زمين از تمامي اقشار و طبقات اجتماعي شركت كرده اند .
اعتصاب، تظاهرات، تحصن و اعتصاب غذاي كارگران كارخانه چيت بهشهر وبسياري از اعتراضات ديگر كارگري و تظاهرات دانشجويان و جوانان در 16 آذر سال گذشته و از همه مهمتر خيزشهاي شبانه كه طي 17 شب متوالي بيت ولي فقيه را به لرزه در آورد، همگي گواه آن است كه مردم ايران يك صدا و همبسته خواستار سرنگوني استبداد ديني و تحقق دمكراسي و سكولاريسم هستتند. به رغم بگير وببند وبسيج سركوبگرانه, سلسله خيزشهاي جوانان و دانشجويان كه از 20خرداد به اينسو خواب را ازچشمان سران رژيم آخوندي ربود, سرانجام در 18تيرماه صداي اعتراض و تنفر مردم ايران عليه رژيم آخوندي را طنين افكن نمود .
راديكاليسم موجود در اين جنبشها بيان كنندهٌ تاثير مستقيم جنبش مقاومت سازمانيافته بر اين حركتهاي گسترده است. اكنون شعار سرنگوني استبداد مذهبي و دستگاه ولايت فقيه با همهٌ جناحها و باند هاي آن، به عمومي ترين شعار مردم تبديل شده است .
چشم انداز تحولات
12- با توجه به پيامدهاي جنگ عراق, رژيم آخوندي از نظر استراتژي صدور بينادگرايي به نقطهٌ تعيين تكليف نزديك مي شود :
رژيم آخوندها يا بايد مسير گذشته را با اصالت دادن به صدور بنيادگرايي ادامه دهد, كه در اين صورت , با ادامهٌ پيشروي و دخالت بيشتر در عراق , در داخل كشور به انقباض و سركوب بيشتر و جراحي در درون رژيم متمايل مي شود. در اجراي اين سياست, رژيم بايد انزواي هرچه بيشتر بين المللي و تشديد فشارهاي جهاني را بپذيرد و براي آن برنامه ريزي كلان انجام دهد. در چنين حالتي, مبارزه و مقاومت مردم ايران عليه استبداد مذهبي هرچه بيشتر شكل راديكال به خود مي گيرد .
در حالت ديگر, رژيم بايد از صدور بنيادگرايي دست بردارد و دست پروردگانش در عراق را كه براي آنان انرژي و هزينهٌ بسيار مصرف كرده رها كند و در صدد انطباق خود با آرايش جديد منطقه بر آيد و جامهاي زهر را يكي پس از ديگري بنوشد .
13- تا ان جا كه به شوراي ملي مقاومت بر مي گردد, مسؤل شورا پيوسته تأكيد كرده و مي كند كه اگر رژيم انتخابات آزاد را بپذيرد ديگر مقاومت به اين صورت موضوعيت نخواهد داشت . اما رژيم تا كنون جز با افزايش سركوب و اعدام و.... پاسخ نداده است. زيرا خوب مي داند كه بااولين انتخابات آزاد, شكست و سرنگونيش از طريق آراي آزاد مردم قطعي است. به همين دليل, آزادي و حاكميت مردم و رسيدن مردم به پاي صندوقهاي رآي و انتخابات آزادي كه طي آن خود حكومت دلخواهشان را برگزينند, تنها با سرنگوني اين رژيم محقق مي شود كه پرچمدار آن اين مقاومت بوده است .
14- طي ماههاي گذشته بحث در مورد ايجاد «جبههٌ جمهوريخواهان» ابعاد جديدي يافته است. شوراي ملي مقاومت در تاريخ 13 آبان 1381 با تحليل شرايطي كه در شرف و قوع بود و در پاسخ به شرايط خطير و سرنوشت ساز مبارزهٌ مردم ايران و در حالي كه استبداد ديني حاكم بر ايران در عميق ترين بحران حيات خود بسر مي برد, طرح ايجاد جبههٌ همبستگي ملي را اعلام نمود. بر اساس اين طرح, «جبهه همبستگي ملي ، نيروهاي جمهوريخواهي را كه با التزام به نفي كامل نظام ولايت فقيه و همهٌ جناحها و دسته بنديهاي دروني آن ، براي استقرار يك نظام سياسي دموكراتيك و مستقل و مبتني بر جدايي دين از دولت مبارزه مي كنند، در بر مي گيرد ».
اكنون كه بيش از 8 ماه از اعلام اين طرح مي گذرد، واقعيتهاي انكار ناپذير نشان مي دهد كه اتحاد و همبستگي جدي و موثر و مداخله گر در تحولات ايران , به دموكراتيك ترين وعملي ترين صورت در چارچوبي كه طرح شورا معين كرده است مي تواند شكل بگيرد. درهمين خصوص, شوراي ملي مقاومت عموم هموطنان و جريانهاي آزاديخواه و استقلال طلب را به ياري و مقاومت هرچه بيشتر در برابر رژيم ملايان فرامي خواند .
شوراي ملي مقاومت ايران
30 تير 1382
