بيانية بيست و چهارمين سالگرد تأسيس شوراي ملي مقاومت ايران
24 سال از تأسيس شوراي ملي مقاومت ايران در 30تير 1360 و 53 سال از قيام ملي ۳۰تير ۱۳۳۱، بازگشت دكتر مصدق رهبر نهضت ملي ايران به قدرت، ميگذرد.
شوراي ملي مقاومت ايران در سالگرد تأسيس خود، با درود به همة زندانيان سياسي و عقيدتي، ياد همة زنان و مرداني را كه، در سالهاي سياه استبداد ولايت فقيه، در راه كسب آزادي به شهادت رسيده اند،گرامي مي دارد.
شوراي ملي مقاومت، در آغاز بيست و پنجمين سال حيات خود و در شرايطي که رژيم ولايت فقيه وارد دوران جديدي از حيات ننگين خود شده است، براي برچيدن اين نظام ضد مردمي و براي تحقق آزادي و عدالت و حاكميت مردم، كه هدفهاي مبارزات ملت ايران از انقلاب مشروطه بهاين سو بودهاند، بارديگر با مردم ايران تجديد پيمان مي كند. ما از مبارزات و خيزشهاي مردمي، جنبش دانشجويان و جوانان و فرهنگيان و مبارزة كارگران و مزدبگيران ايران که در سال گذشته ابعاد وسيعي يافت و رژيم با سركوبي و بگير و ببندهاي گسترده به مقابله با آنها پرداخت، حمايت کرده و ميکنيم.
جنبش مقاومت سازمانيافتة مردم ايران در سال گذشته , پس از عبور پيروزمندانه از توفانها و بحرانهاي خطير اين دوران و پس از غلبة نسبي بر تمامي بند و بستهاي رژيم آخوندها و توطئه هايي که هدف آنها نابودي جنبش مقاومت بود، توانست با تکيه بر سياستهاي اصولي خود، گامهاي بلندي در جهت دستيابي به اهداف عالي مبارزات مردم ايران بردارد. در اين زمينه ما به ويژه از تلاشهاي خستگي ناپذير خانم مريم رجوي، رئيس جمهور برگزيدة شوراي ملي مقاومت ايران، قدرداني ميکنيم.
در سالگرد تاسيس شورا، ما يک بار ديگر پايداري تاريخي و شكيبايي شگفت انگيز رزمندگان قهرمان ارتش آزادي را مي ستائيم و از حمايتهاي بيدريغ هموطنانمان در داخل و خارج ايران از مقاومت سازمان يافته، در رويارويي سياسي، اجتماعي، حقوقي و ديپلوماتيك با رژيم ضدمردمي حاكم، سپاسگزاري ميکنيم.
ما همچنين از حمايت مداوم زنان و مردان آزاديخواه و نيروهاي دموكراتيك و مدافع حقوق بشر در سراسر جهان، به ويژه مردم شريف عراق، از مقاومت ايران، تشكر ميكنيم.
در سال گذشته رويدادهاي مهمي در عرصة مبارزة سياسي و اجتماعي مردم ايران اتفاق افتادكه بهطور مستقيم يا غيرمستقيم در سرنوشت مقاومت سازمانيافته مؤثر بود و تضاد اساسي جامعة ايران يعني تضاد بين مردم و رژيم ولايت فقيه را تشديد نمود و مبارزة مردم ايران را به نقطة تعيين تكليف نزديك كرد.
الف: موقعيت رژيم در عرصة داخلي و بينالمللي
1ـ مهمترين تحول درون رژيم دريك سال گذشته برگزاري دورة نهم انتخابات رياست جمهوري ارتجاع بود. در اين انتخابات نمايشي و فرمايشي به چند رويداد مهم بايد اشاره كرد كه بعضي از آنها در حيات رژيم ولايت فقيه بيسابقه بودند. اولين رويداد مهم، تحريم گستردة اين نمايش انتخاباتي ازسوي مردم ايران بود.
در آستانة برگزاري اين نمايش انتخاباتي ، رئيس جمهور برگزيدة شوراي ملي مقاومت ايران در سخنراني زندة ماهوارهيي خود در روز 5اريبهشت ماه امسال خطاب به كنگرة ايرانيان مقيم كشورهاي بلژيك ، هلند ولوكزامبورگ ،كه در شهر بروكسل، مقر اتحادية اروپا , با حضور شمار قابل توجهي ازنمايندگان پارلمان اروپا تشكيل شده بود و جريان آن مستقيما براي هموطنان داخل وخارج كشور از سيماي آزادي پخش مي شد، گفت:
«از جانب مقاومت ايران اعلام ميكنم كه نمايش انتخابات رياست جمهوري آتي رژيم آخوندي، بهكلي نامشروع است و از جانب مردم ايران با تحريم يكپارچه مواجه ميشود. اين نمايش , همچون ساير نمايشهاي انتخاباتي رژيم، هيچ سنخيتي با انتخابات ندارد. نهآزاد است، نه عادلانه، و كسي كه دست آخر او را بهعنوان رئيسجمهور اعلام خواهند كرد، بههيچوجه مقام منتخب و متكي به آراي مردم محسوب نميشود».
جهانيان ومردم ايران شاهد بودند كه در روزهاي 27خرداد و3تير، نمايش انتخاباتي رژيم، به رغم بازارگرميهاي تماميت رژيم و كانديداها وجناحهاي مختلف آن و به رغم همة اعمال فشارهاي حكومتي ، با تحريم گسترده و قاطع مردم ايران درسراسركشور روبهرو شد. مردم نه تنها دراين نمايش انتخاباتي شركت نكردند، بلكه در کوچه و بازار و محله و کارخانه و دانشگاه به طور علني از تحريم انتخابات رژيم صحبت مي کردند.
اين تحريم در شرايطي صورت گرفت كه انزواي رژيم در صحنة سياسي و اجتماعي ابعادي بيسابقه پيدا كرده بود. بياعتبارشدن هرچه بيشتر ولي فقيه نظام در بين تودة مردم، تضعيف موقعيت سياسي باند خاتمي و دار و دستة رفسنجاني در عرصة داخلي، از مهمترين عواملي بودند كه به تحريم همه جانبة اين نمايش انتخاباتي كمك كردند.
2- واقعيت مهم- و بي سابقة- ديگر اين بود كه نمايش انتخاباتي رژيم آخوندي در دور اول بي نتيجه ماند و براي اولين بار در تاريخچة حاكميت آخوندها به دور دوم كشيده شد. مردم ايران به سينة تمامي كانديداها و جناحهاي رژيم دست رد زدند و به رغم همة حيله هاي رژيم و بزرگنمايي آمار و ارقام، شكست انتخابات رژيم و نفي تماميت آن از سوي ملت ايران بارز شد و مورد توجه جهانيان قرارگرفت.
به اين ترتيب، رسوايي تقلب و رأي سازي، به عنوان سومين رخداد اين نمايش انتخاباتي، عالمگير شد. و نمايش انتخابات درنظام مبتني بر ولايت فقيه را به كلي بي اعتبار كرد.
بسياري از دولتهاي جهان، ازجمله آمريكاو اتحاديه اروپا ،رسما بر«مخدوش بودن» انتخابات آخوندها و اين كه «فاقد ابتدايي ترين معيارهاي دموكراتيك» است، تأكيد كردند.
ناظران و مفسران و رسانه هاي خارجي هم درمورد تقلب و بي اعتباري انتخابات آخوندي ونتايج آن متفق القول بودند. به عنوان مثال، وال استريت ژورنال در سرمقالة خودنوشت: انتخابات ايران با تقلب و شركت اندك مردم توأم بود. انتخاب احمدي نژاد معرف هرچه باشد، معرف اراده مردم ايران نيست.
3- سردمداران رژيم و كانديداها و ارگانهاي مسئول برگزاري نمايش انتخاباتي هم، ازهر باند وجناحي، اعتراف كردند كه انتخاباتشان پر از انواع تقلبات سازمانيافته بود.
- چند هفته بعد از پايان نمايش انتخاباتي، ودرحالي كه آخوند خاتمي و آخوند كروبي و ديگرسردمداران رژيم با كاربرد اصطلاحاتي از قبيل «بداخلاقي» از تقلبهاي سازمانيافته صحبت مي كردند، مديرکل حقوقي وزارت کشور در كابينة خاتمي گفت: «آنچه مبني بر تخلفات در انتخابات رخ داده , جرم است و بايد به عنوان جرم با آن برخورد شود و براي اين تخلفات نبايد واژههايي چون بداخلاقي را به كار برد». وي اضافه كرد: « همانطور كه آقاي كروبي هم عنوان كردند، اين موضوع مثل ماجراي قتلهاي زنجيرهيي يك غدة سرطاني است كه در يك دستگاه رشد كرده است» (خبرگزاري ايسنا -20تير)
-كروبي چند هفته بعد از اعلام رسمي نتايج ، خواستار بازشماري آراي تهران و اصفهان شد و تصريح كرد كه دراين صورت «آراي تكراري» كشف خواهد شد. كروبي قبلا هم گفته بود: «بيشترين تقلبات در ساعات پاياني شب» توسط«برخي مراكز قدرت» و«شوراي نگهبان» و پسرخامنه اي صورت گرفت.
-معين كانديداي ديگر باند خاتمي گفت: «در روزهاي پاياني انتخابات به ناگاه ارادهيي قاهر براي پيروزي يك كانديداي خاص و حذف كانديداهاي ديگر به ميدان آمد».
-رفسنجاني با اذعان به «تخلفهاي ريشه اي» و «دخالتهاي سازماندهي شده»، گفت:«جرم،آشكار و مجرم مشخص» است و«اگر كسي مي خواست انتخابات سالم برگزار شود بايد جلو اين مسائل را مي گرفت».
-خبرگزاريهاي رژيم بارها ازموارد متعدد تخلف ، مانندرأي دادن باشناسنامه جعلي و دخالتهاي ارگانهاي حكومتي، خبردادند.
4- خامنه اي پس از حذف دوم خرداديها و باند خاتمي از شوراها و مجلس ارتجاع در صدد برآمد که پست رياست جمهوري را با گماردن يك آلت دست ، به اختيار کامل خود در آورد. براي پيشبرد اين نقشه، وي نياز داشت همة باند ها و دستهبنديهاي رژيم را، بدون آن که کانديداي مورد نظر خود را علني کند، وارد اين بازي نمايد و پس از تقلبهاي طبق نقشه و مداخلة برنامه ريزي شدة نيروهاي سپاه پاسداران و بسيج ، فرد مورد نظر خود را از صندوقها بيرون آورد و مدعيان مشارکت در قدرت را نمدمال کند. خامنه اي حتي به نيروهايي مثل حزب مؤتلفة اسلامي رو دست زد و عملا جرياني را که در صدد بود با سياست «ذوب در ولايت» شريک ولايت شود، حذف نمود. تمامي سياست خامنه اي در اين گفتة پاسدار ذوالقدر، جانشين فرمانده كل سپاه پاسداران، که صعود احمدي نژاد را مديون يك «طرح پيچيده و چندلايه» توصيف کرد، خلاصه مي شود.
5- يکي ازمهمترين علائم بحران کل رژيم در مرحلة پاياني ، چگونگي شرکت رفسنجاني در اين انتخابات و روندي است كه به حذف او منجرشد. رفسنجاني از مدتها قبل در صدد بود به نحوي وارد بازي انتخاباتي شود که هم تأييد ضمني ولي فقيه را پشت سر خود داشته باشد و هم بازيگران اصلي درون حکومت را به نحوي در مقابل جبر حمايت از خود قرار دهد. او توانست بسياري از باندهاي حکومتي را به حمايت ازخودش بکشاند، اما تلاش او براي جلب حمايت خامنه اي ناکام ماند. نقشة رفسنجاني اين بود که اعلام نامزدي خود را پس از يک ملاقات نمايشي با ولي فقيه اعلام کند. اما خامنه اي با اين خواست رفسنجاني موافقت نکرد.
در روز 27 خرداد که نمايش انتخابات برگزار شد، رفسنجاني به خوبي درک کرد که نقشة ولي فقيه اين است که به هر ترتيب ممکن کانديداي مورد نظر خود را بر کرسي رياست جمهوري ارتجاع بنشاند و به همين خاطر تصميم به کناره گيري از رقابت با محمود احمدي نژاد گرفت. اما اين تصميم از يک طرف با مخالفت خامنهاي و از طرف ديگر با مخالفت طيفي از نيروهاي حکومتي شامل جمعيت مؤتلفة اسلامي، باند مجاهدين انقلاب اسلامي، جبهة مشارکت اسلامي ، نهضت آزادي.که ازتوطئة خامنه اي غافل مانده بودند، مواجه شد.
به اين ترتيب شرکت حقيرانة رفسنجاني در دور دوم انتخابات و بسيج تعدادي از محافل و باند هاي حکومتي براي حمايت از وي، فقط به مفتضح شدن رفسنجاني و حاميان او منجر شد.
اين سياست ولي فقيه که به وسيله سپاه و بسيج و با علني ترين شيوه هاي تقلب و تهديد و ارعاب پيش رفت، رفسنجاني را مجبور کرد که در شکوه نامة خود به «خدا پناه ببرد»، عبارتي كه در فرهنگ عامه بيانگر ناچاري و مواجه شدن با زورگويي است. طنز تاريخ اين جاست : رفسنجاني ، يعني عامل اصلي نشاندن خامنهاي به تخت سلطنت مطلقه فقيه ، پس از 16 سال به وسيلة خامنه اي به مفتضحانه ترين شکل از گردونه خارج مي شود.
شوراي ملي مقاومت دربيانيه خود در 30 خرداد 1379 خاطر نشان كرده بود كه «فلاكت رفسنجاني، كه طي دو دهه درب نظام آخوندي بر پاشنه وحول او ميچرخيد، بازتاب و شاخص وضعيت كل رژيم و يكي از علائم مهم مرحلهٌ سرنگوني است. جناحهاي مختلف رژيم خود به اين واقعيت اذعان دارند».
6- اقدام ولي فقيه به حذف رفسنجاني و ديگر شريكان قدرت، اقدامي نه از سر قدرت و ظرفيت، بلکه از سر ضعف و ته کشيدن ظرفيت و توان ولي فقيه است. حذف و بي آبرو کردن فرد دوم نظام توسط ولي فقيه و استفاده از رفسنجاني فقط براي گرم کردن تنور انتخاباتي و علم کردن يک پادوسياسي در مقابل او توسط وليفقيه از سر ناچاري صورت گرفت و اگرچه منجر به يک دست شدن نظام گرديده ، امارژيم را نسبت به روز قبل از حذف رفسنجاني، به طور کيفي ضعيفتر کرده است.
مجموعة تحولات و رويدادهاي مهم و بي سابقة انتخابات اخير آخوندها ، رژيم ولايت فقيه را در مرحلة پاياني و در سراشيب سرنگوني به دوران جديدي وارد ميكند و سرفصل جديدي در مبارزه مردم ايران براي به زيركشيدن استبداد مذهبي محسوب مي شود.
7- در جريان نمايش انتخابات آخوندها، اصلاح طلبان قلابي، باند خاتمي(جبهة مشارکت) و بخش ديگري از دوم خرداديها، با برنامه ريزي و ائتلاف با بخشي از نيروهاي موسوم به ملي-مذهبي (ازجمله نهضت آزادي) به جار و جنجال براي شرکت در اين انتخابات و اعلام «جبهة دمکراسي و حقوق بشر» مبادرت كردند. مصطفي معين، که از طرف اين جريان کانديدا شد،« سه سه بار ، 9 بار» سوگند خورده بود که با نظارت استصوابي و حکم حکومتي مخالف است و هرگز اين دومقوله را بر نمي تابد. در مقابل اين ادعاي ميان تهي، ولي فقيه ابتدا، از طريق شوراي نگهبان و بر اساس نظارت استصوابي، صلاحيت معين را رد کرد و سپس بر اساس حکم حکومتي وي را تأييد صلاحيت نمود. معين اگر به سوگند خود و ادعاهايش وفادار مي بود، حکم حکومتي را نمي پذيرفت و از رقابت در اين انتخابات فرمايشي خود داري مي کرد. اما جريان عمل نشان داد كه مسأله معين و کساني که از وي حمايت كردند ، نه دمکراسي بود و نه حقوق بشر، بلكه تنها منافع مشارکت در يک نظام ارتجاعي، ضد دموکراتيک و ضدبشري براي آنان مطرح بود و از همين رو در مقابل حکم حکومتي ولي فقيه سرفرود آوردند. مصطفي معين وارد مشارکت در بازي ضد دموکراتيک، ارتجاعي و ضد مردمي ولي فقيه گرديد، ولي تنها نتيجه يي که نصيب او و حاميانش شد بي آبرويي و حقارت مضاعف بود. او وحاميانش پس از مفتضح شدن در روز 27 خرداد، در دور دوم معركة انتخاباتي رژيم با حمايت از هاشمي رفسنجاني لکة ننگ ديگري را دركارنامة سياسي خود به ثبت رساندند.
بدين ترتيب بار ديگر ثابت شد که سرنوشت باند خاتمي، به علت مشارکت در همة جرائم و جنايات رژيم آخوندي و شراكت در غارت منابع ثروت و دسترنج مردم، به سرنوشت نظام گره خورده و همة ادعاهايشان در مورد مخالفت با حکم حکومتي و دفاع از دموکراسي و حقوق بشر فريبي بيش نيست. اما خاتمي ذره يي هم وفاداري به حرفها و ادعاهايش نداشت، والا بايد در مقابل اين همه تقلب و فريب ولي فقيه دهان باز مي کرد و بدون لاف زدن، به افشاي حقايق امر در جريان اين انتخابات فرمايشي ميپرداخت. خاتمي و باند او با سکوت در مقابل توطئه ها و رأي سازيهاي خامنه اي بازهم نشان دادند که از مردم نيستند، بلكه ضد مردم وجزء لايتجزاي رژيم استبدادمذهبي هستند.
ياد آوري ميكنيم كه 8سال پيش شوراي ملي مقاومت ايران پس از روي كار آمدن خاتمي در قطعنامة خود درسال 1376تصريح كرده بود كه «نظام ولايتفقيه بهدليل تضاد ماهيتش با حداقل حقوق شهروندان، قابليت رفرم، گشايش، اصلاح و استحاله ندارد. تمامي تجربهها، بهويژه تجربيات دوران هشتسالة زمامداري رفسنجاني، بهعكس، ثابت كردهاند كه گرايشهاي رنگارنگ استحالهطلبي، مذاكرهجويي و سازشكاري با اين رژيم استبدادي قرونوسطايي، ضربات سخت و طاقتفرسايي بهجريان مبارزة مردم ايران براي رسيدن به استقلال، آزادي، دموكراسي، صلح و پيشرفت وارد كردهاند. اين تلاشهاي نااميدانه و مذبوحانه، كه در عينحال هيچ دستاوردي براي مدافعانش نداشتهاند، با مصالح عالي مردم ايران در تضاد قرار دارند. از اينرو شوراي مليمقاومت بارها تأكيد كرده است كه هرگونه موضعگيري يا فعاليتي را كه در خدمت حفظ و تحكيم اين رژيم ارتجاعي باشد، شبهة تحولپذيري و قابليت اصلاح آنرا القا كند و تطهير مسئولان جنايتپيشه و خونخوارش را مدنظر قرار دهد، تلاش براي تضعيف روحية مقاومت و در نتيجه برضد عاليترين مصالح ملت و آرمانهاي آزاديخواهانه و استقلالطلبانهاش ميداند. مقابله با اينگونه تلاشهاي عوامفريبانه و نيز توهماتي كه دستگاههاي وابسته به رژيم و محافل همسو با آن در همين زمينه در ميان ايرانيان ميپراكنند، از وظايف روزمرة مقاومت شمرده ميشود».
همچنين يادآوري ميكنيم كه شورا در بيانيه 25 فروردين سال 1378تصريح كرد : «آخوند خاتمي اگر رفرميست واقعي ميبود، ميتوانست از حركات سياسي و نظامي جنبش مقاومت و حركات راديكال مردمي، بهترين استفاده را براي كنار زدن ولايتفقيه و پيشبردن اصلاحات ببرد»زيرا «بنابر همهٌ تجارب جهاني، رفرم و اصلاح واقعي در هماهنگي با اپوزيسيون انقلابي و با تكيه به اين نيرو صورت ميگيرد. رفرميست واقعي، در مبارزه عليه استبداد مذهبي، با شوراي ملي مقاومت همسوست، وگرنه ادعاي اصلاحطلبي، گشايش يا طلب ”جامعهٌ مدني“ حرفي پوچ و ادعايي ميانتهي خواهد بود».
- شورا در بيانيه 30 خرداد سال 1379 نيز خاطر نشان نمود « عمليات مقاومت در داخل كشور و نيز حركتهاي راديكال مردمي د ر تضعيف تماميت رژيم و بويژه باند غالب آن آثار مهمي بر جاي گذاشته است.اين عمليات و همچنين اعتراضات قهرآميز مردمي،بر خلاف ياوههاي باند خاتمي و ديگر فرومايگان دنياي سياست، نه فقط موجب تقويت ولايت خامنهاي وباند او نشده، بلكه , همانگونه كه سير واقعيتها نشان ميدهد، قدرت خامنهاي و عمله واكرة او را براي سركوب و حتي براي مهار ومرعوب كردن خاتمي و شركا بسيار محدود كرده است»و الا « ولي فقيه ميتوانست خاتمي و دار و دسته او را بسهولت از صحنه سياسي حذف كند».
اكنون همگان به چشم مي بينند كه چنين شده است .
8- در روز 3 تير1384 در دور دوم نمايش انتخاباتي، محمود احمدي نژاد از جعبه مارگيري وزارت کشور كابينة خاتمي ,که نام صندوق راي گيري بر آن نهاده شده بود، بيرون آمد. هيچ ايراني آگاهي آرايي را که به حساب او اعلام شد، جدي نگرفت. صندوقهايي را که در پادگانها و مراکز بسيج از آراي قلابي پر شده بودند به مراکز رأي گيري مي آوردند و به مجريان دستور مي دادند آراي آنها را بشمارند. با صحنه سازي و گرد آوري جمعيتهاي چند هزار نفري در چند حوزةانتخاباتي، به اين رأي سازي مليوني آرايش «مديا پسند» دادند و با کار «نرم افزاري امنيتي» و ايجاد «گفتمان» از پيش طراحي شده در دفتر ولي فقيه، پاسدار قاتل و تروريست را حامي «فرودستان» اعلام کردند. با اين حال، همگان ديدند كه صعود اين پاسدار- تروريست، نه در يک رقابت انتخاباتي درون نظام، بلكه به يمن مداخلة سازمانيافتة نيروهاي نظامي و امنيتي امکان پذيرشد.
هدف ولي فقيه ارتجاع از تغيير در ساختار سياسي حاكميت با حذف رفسنجاني و باند خاتمي وعلم كردن احمدي نژاد ، انقباض رژيم و لايت فقيه و بستن گارد دفاعي آن و اعلان جنگ به مردم ايران و آن بخش از جامعه بين المللي است كه خواستار تغيير اوضاع هستند. رئيس جمهور جديداوهم از راه نرسيده، حقوق بشر را «تهوع آور » و «نخ نما شده » خواند و در زمينه آزاديها نيز آب پاكي بر روي دست همگان ريخت و گفت ما براي دمكراسي انقلاب نكرده ايم !
9- پاسدار شکنجه گر، حسين شريعتمداري که از نتيجه نمايش رأي گيري روز 3 تير در روز 28 خرداد با خبر بود، درمورد سياستهاي رژيم پس از نمايش انتخابات، در کيهان آخوندي نوشت اگر مخالفان چيزي در چنته دارند، مي توانند شروع کنند! ولي آن گونه که بارها طي ۲۷سال گذشته- از جمله در جريان جنگ تحميلي- نشان داده شده ,گروههاي برانداز بدون کمترين ترحم قلع و قمع خواهند شد و داغ آنها را بر دل آمريکا و اسرائيل خواهيم نشاند.« باور نمي کنيد؟! بفرماييد، اين گوي و اين ميدان»(كيهان -28 خرداد ).سياه روي سفيد، پيام صعود احمدي نژاد را ثبت مي کند: اعلام جنگ، «بفرماييد، اين گوي و اين ميدان».
البته شوراي ملي مقاومت ايران اين پيام را از روزي که تاسيس شد، دريافت کرده بود و اساسا فلسفه وجودي اين شورا پاسخگويي به آن است . بنابراين. دراين سرفصل، به محافل و جريانهايي که تا فرداي روز 3 تير فکر مي کردند با تکيه بر قانونگرايي و قانون اساسي جمهوري اسلامي مي توانند رفرم واصلاحي در نظام استبدادي و مذهبي ولايت فقيه به وجود آورند و در بازيهاي ضد مردمي رژيم وارد مي شدند، خاطرنشان ميكنيم که بيش از اين خود را در جنايتهاي رژيم شريک نکنيد.
ب:روابط رژيم با آژانس بينالمللي انرژي اتمي
10ـ در يك سال گذشته بحران در روابط رژيم با آژانس بينالمللي انرژي اتمي ابعاد جديدي پيدا كرد. درحالي كه دستيابي به سلاح اتمي براي نقشه هاي توسعه طلبانه و تجاوزگرانة رژيم ايران نقش حياتي دارد، بررسيهاي كارشناسي نشان ميدهد كه «خطرناكترين حكومت حامي تروريسم» به امكانات و تكنولوژي توليد بمب اتمي دست يافته و در آستانة ساختن آن مي باشد. اين هدفي است كه آخوندهاي حاكم برايران، به منظور« تضمين بقا» ي رژيم استبداد مذهبي، دنبال مي كنند. آنها در صدد آن هستند كه با تبديل حاكميت ارتجاعي خود به يك قدرت اتمي، به سياست صدور بنيادگرايي و باجگيري از كشورهاي منطقه و جامعه بين المللي ادامه دهند و چند صباحي به عمر ننگين رژيم بيفزايند.
11- پنهان كاري 18سالة رژيم آخوندها در تلاش براي توليد سلاح اتمي توسط شوراي ملي مقاومت ايران در تابستان سال 81 برملا گرديد و از آن پس بود كه آژانس بين المللي انرژي اتمي فعاليتهاي غيرقانوني اين رژيم را زير نظر گرفت. يك سال ونيم پيش سخنگوي آژانس بينالمللي انرژي اتمي با اذعان به اين واقعيت كه بدون روشنگريهاي مقاومت ايران وقوف جامعة بين المللي به اين پنهانكاريها ميسر نبود، اعلام كرد كه « از طريق يك گروه مخالف ايراني كه در مورد تجهيزات نطنز و اراك اطلاعات دادند، آژانس بينالمللي انرژي اتمي اين معما را كشف كرد»(بي.بي.سي - 15آذر82).
12-ضمن يكسال گذشته مقاومت ايران در كنفرانسهاي متعدد مطبوعاتي و سمينارهاي تحقيقي وعلمي با حضور كارشناسان و متخصصان ايراني وخارجي، با ادامة روشنگري درمورد تلاشهاي رژيم آخوندها براي دستيابي به سلاح اتمي، طرحهاي توليد پلوتونيوم، ساختن ماشة اتمي ، غني سازي اورانيوم به شيوة ليزري و هم چنين مجتمع پارچين 2، طرح تونلهاي زيرزميني براي مخفي كردن سايتهاي توليد سلاح اتمي و ديگرتسليحات كشتار جمعي را افشا كرد. درتمامي اين موارد، واكنش حكومت آخوندها ابتدا انكار و سپس تشديد پنهانكاريها بود اما هر بار و درهرجا كه آژانس بين المللي انرژي اتمي موضوع را به طور جدي پيگيري كرد، درستي روشنگريهاي مقاومت و واقعيت تلاشهاي پنهان رژيم براي توليد سلاح اتمي آشكار شد.
13- روز 30تيرامسال مسئول كميسيون خارجه شورا طي يك كنفرانس مطبوعاتي در پاريس، كه با حضور دانشمندان وكارشناسان ايراني و خارجي ، ازجمله نمايندة موسسه كنترل هسته يي آمريكا و يك استاد روابط بينالمللي در مؤسسة عالي علوم فرانسه، برگزارشد، از تلاشهاي رژيم آخوندي براي بهدست آوردن فولاد سخت به منظور استفاده ازآن در ساختن جدارة بمب اتمي و نيز ساختن دستگاههاي سانتريفوژبراي غني سازي اورانيوم ، پرده برداشت. وي روشهاي غير قانوني وارد كردن فولاد سخت به ايران از طريق كشورهاي واسط و كمپانيهاي پوششي و هم چنين مراكز تحقيقات و توليد اين نوع فولاد در دانشگاه موسوم به مالك اشتر، وابسته به سپاه پاسداران و وزارت دفاع رژيم در منطقة لويزان تهران، را فاش نمود و از آژانس بين المللي انرژي اتمي خواست تا قبل از اين كه رژيم آخوندي آثار جرم را در اين مراكز پاك كند، سريعاً از آنها بازديد به عمل آورد.
به گزارش رويتر(6مرداد) سخنگوي آژانس بين المللي انرژي اتمي در مورد آخرين روشنگري مقاومت ايران گفت«ما بيانية شوراي ملي مقاومت ايران را دريافت كرديم و آن را بررسي خواهيم كرد».
14- سردمداران رژيم بارها خشم خود را از روشنگريهاي مقاومت ايران كه مرهون فداكاري نيروها و حاميان اين مقاومت درميان دانشمندان و اقشار مختلف جامعة ايران است، با لجن پراكني و كين توزي بسيار ابراز داشته اند. شيخ حسن روحاني، دبير وقت شوراي عالي امنيت آخوندها، روز 2آذر 83در تلويزيون رژيم اين روشنگريها را «غيرقابلتحمل» خواند و گفت:
«آن چيزي كه يك مقداري غيرقابلتحمل ميكند، حركت جديد را، اين هست كه گروهك منافقين در اروپا اين كار را انجام داده. يعني در فرانسه رسماً نشستي برگزار كردند و اين ادعاها را مطرح كردند و همزمان وزارت امور خارجة انگلستان هم از منافقين بهنوعي حمايت كرد .با توجه بهاينكه يكي از مفاد موافقتنامة پاريس اين بوده كه بههرحال اروپا گروهك منافقين را بهعنوان يك گروهك تروريستي بداند و طبيعتاً اگر كه يك گروهك تروريستي باشد، حتماً بايستي با محدوديتهايي مواجه باشند، اين سؤال پيش ميآيد كه چگونه گروهكي كه قرار است از طرف اروپا بهعنوان يك گروهك تروريستي شناخته شود، اين امكان را دارد كه بتواند چنين ادعاهايي را بهصورت آزادانه و برگزاري نشست در يك كشور بهصورت رسمي مطرح بكند».
آخوند روحاني افزود: «پس از اشغال عراق، آمريكا با نيروهاي منافقين… برخورد نكرده و آنها را براي سوءاستفادههاي آتي خود حفظ كرد. تحرك جديد منافقين عليه فعاليتهاي صلحآميز هستهيي ايران، در واقع با هماهنگي با آمريكا صورت گرفته است و اظهارات مقامات آمريكائي با استناد بهاين اطلاعات، هماهنگي و همكاري آمريكا با اين گروهك رابهاثبات ميرساند تا جائيكه جرج دبليو بوش، در حاشية كنفراس همكاريهاي اقتصادي آسيا- اقيانوس آرام، اظهار داشت: “ما نگران گزارشهائي هستيم كه نشان ميدهد ايران قبل از برگزاري جلسه آژانس ميخواهدبهفرآوري موادي كه ميتواند در ساخت بمب هستهيي مورد استفاده قرار بگيرد سرعت بخشد“».
5ماه پيش كه موضوع پروژه هاي اتمي رژيم در سطح بين المللي به شدت مطرح شده بود، رئيس جمهور آمريكا با تأكيد بر اين حقيقت كه افشاي برنامههاي مخفيانة اتمي رژيم ايران نخستين بار توسط اپوزيسيون ايران صورت گرفته است، گفت: «همة ماجرا از آنجا شروع شد كه فهميديم رژيم ايران بهطور مخفيانه در حال غنيسازي اورانيوم ميباشد. اين موضوع از آنجا آشكار شد كه كسي آنرا اعلام كرد. يك گروه ايراني اين موضوع را فاش نمود و معلوم شد كه اين رژيم در حال غني سازي اورانيوم ميباشد و به كسي هم نگفته است» (رويتر29بهمن 83). رئيس جمهور آمريكا در مصاحبه با روزنامة فرانسوي فيگارو (اول اسفند 83) نيزگفت: «يك گروه سياسـي و ناراضـي ايـراني زنگ خطر را در آژانس بينالمللي انرژي اتمي به صدا درآورد».
15- شوراي ملي مقاومت ايران دراجلاس مياندوره يي خود،که در 29 آذر سال گذشته برگزار شد، در موردسياست افشاي پروژه هاي اتمي رژيم اعلام کرد:«اين سياست ميهني و انساني، تاكنون ضربه هاي جدي بر سياستهاي ضدايراني وضدانساني رژيم وارد آورده و در برابر مانورهاي حيله گرانه و زد و بندهاي ننگين آخوندها موانع جدي ايجادكرده است. هدف نظام استبدادي- مذهبي حاکم بر ايران از دستيابي به سلاح اتمي و دخالت در امور داخلي عراق، توسعهٴ تروريسم و بنيادگرايي در خاورميانه و باج گيري و شانتاژ در سطح بين المللي است كه به نوبة خودبقاي حاكميت آخوندها راتأمين مي كند».
اخيراًيك مشاور پيشين دولت كارگري انگلستان با خاطر نشان كردن اينكه برخي گروههاي عراقي« تحت هدايت سرويس هاي اطلاعاتي ايران» عمل مي كرده اند،نوشته است كه آمريكا و انگلستان «در خطر توليد يك تعادل قوا به نفع ايران، كشوري كه كماكان بعنوان تشكيل دهندة بخشي از محور شر تلقي مي شود، ميباشند. پيروزي اخير احمدي نژاد نامزد سرسخت در انتخابات رياست جمهوري و مصمم بودن ظاهري اين رژيم به دست يابي به تسليحات هسته اي، اين مشكل را بغرنج تر ميكند»(گاردين-10 مرداد).
درباره سياست صدور تروريسم و سركوبگري رژيم آخوندي ، رئيس جمهور آمريكا درسخنراني سالانه خود در كنگرة آمريكا در 15 بهمن ماه گذشته گفت : «امروز ايران نخستين دولت حامي تروريسم باقي مانده و در حا ليكه مردمش را از آزادي، كه شايسته آنند، محروم ميكند، در صددكسب تسليحات اتمي است».
وزير خارجه امريكا نيز در 22 تيرماه باصراحت اعلام كرد: «حكومت ايران تا فرق سر غرق در فعاليتهاي تروريستي است. وزارت امور خارجه آمريكا ايران را بعنوان فعالترين حكومت حامي تروريسم شناخته است»
16- به رغم روشنگريهاي منحصر به فرد مقاومت ايران درباره خطر مسلح شدن ديكتاتوري تروريستي به سلاح اتمي كه خدمتي بي سابقه نه فقط به ايرانيان بلكه به صلح جهاني و پيشرفت نوع بشر است، سياست مماشات كشورهاي اروپايي و مشخصا مذاکرات سه کشور اروپايي (فرانسه، آلمان و انگلستان) نه فقط به آخوندها بيشترين زمان را براي پيشبرد نقشه هايشان در جهت دستيابي به سلاح اتمي داد، بلكه در آبان ماه گذشته با معامله ننگين برسر نگهداشتن نام سازمان مجاهدين خلق ايران در ليست تروريستي اتحاديه اروپا در ازاي وعدة آخوندها به همكاري در زمينة هسته يي ، لكه ننگ فراموشي ناپذيري را در تاريخ حقوق بين الملل به جاگذاشت كه ازسوي مدافعان حقوق بشر و حقوقدانان جهان به عنوان «تحقير تمامي پرنسيپهاي حقوق بينالملل » وسيعا محكوم شد.
كنفرانس بين المللي حقوقدانان كه روز 10نوامبر2004 در پاريس با شركت 500تن از برجسته ترين حقوقدانان جهان تشكيل شد، اين معامله شرم آور را محكوم نمود و دراين باره در بيانية خود اعلام كرد:« تصريح سه كشور عضو اتحادية اروپا به اينكه نگهداشتن نام سازمان مجاهدين خلق در ليست تروريستي مابه ازايي است كه بهرژيم ايران در برابر همكاري هسته يي اين رژيم داده شد، غيرقانوني بودن اين نامگذاري را فاحشتر ساخته است».
17-رئيس جمهور برگزيدة مقاومت ايران دركنفرانس و نمايشگاه « ايران حقوق بشر سنگسارشده » كه درماه دسامبر گذشته درپاريس برگزارشد، در بارة معامله سه كشور اروپايي با رژيم آخوندها گفت:« من هشدار ميدهم كه تروريستناميدن مجاهدين، در ازاي كوتاه آمدن رژيم از سلاح اتمي، براي غرب امنيت به ارمغان نخواهدآورد، ولي اين معامله، در همان قدم اول، جواز سركوب يك مقاومت مشروع را به ملايان ميدهد و شرافت اروپا و حرمت قوانين بينالمللي را به حراج ميگذارد. زيرا از مبدأ تولد حقوق بين الملل درسنگ نبشته عدم تجاوز بين فاتح شهر«لاگاش» و مردم شهر«اوما» در بينالنهرين در5000سال پيش، تاكنون هيچ سند رسمي از چنين تجاوز آشكاري به حقوق بينالملل عمومي، ديده نشده است».
18- در محكوميت اين معامله ننگين، فدراسيون بين المللي حقوق بشر، ليگ حقوق بشر فرانسه و جامعة دفاع از حقوق بشر در ايران در روز 7 آبان (28اكتبر2004 ) به انتشار بيانيهيي در پاريس با عنوان «ايران – مذاكرات اتمي – يك معامله غير قابل قبول» مبادرت كردند.
اين بيانيه كه سندي روشن و ماندگار در محكوميت اين معامله ننگين است و تاكنون ازسوي برجسته ترين حقوقدانان وشخصيتهاي سياسي واجتماعي در اروپا مورد تأييد قرار گرفته، به شرح زير است :
«فدراسيون بينالمللي حقوقبشر و انجمنهاي وابسته بهآن، ليگ حقوق بشر و جامعة دفاع از حقوقبشر در ايران، با قرائت يك خبر خبرگزاري فرانسه بهتاريخ 21اكتبر 2004، كه هرگز تكذيب نشده، و بر اساس آن فرانسه و دو كشور ديگر اتحادية اروپا بهدولت ايران پيشنهاد ميدهند كه در ازاي اتخاذ تدابير مختلف براي محدودكردن برنامة هستهيي خود، سركوبي تروريسم را «در احترام بهقوانين طرفين» پيگيري نموده و سازمان مجاهدين خلق ايران را در ليست سازمانهاي تروريستي نگه دارند، ابراز شگفتي مينمايند.
ضمن تأكيد مجدد بر ضرورت جلوگيري، درهر كجا، از گسترش سلاحهاي كشتار جمعي، اعلام ميكنيم كه چنين معاملهيي بيانگر تحقير تمامي پرنسيپهاي حقوق بينالملل است. ”احترام گذاشتن“ بهقوانين دولت ايران، يعني، از جمله، رضايت دادن به فقدان دموكراسي، دستگيريهاي خودسرانه، بستن روزنامهها، حكم اعدام يا شكنجه، كه بهصورت قاعده در آمده است.
طراحان اين پيشنهاد، با مبادله نمودن حفظ يك سازمان ـ مستقل از هر قضاوتي كه در مورد آن وجود داشته باشدـ در ليست سازمانهاي تروريستي، در ازاي يك تحول سياست هستهيي ايران، ثابت ميكنند كه اين ليست داراي خصلتي خودسرانه بوده و صرفاً از تصميم سياسي دولتها ناشي ميشود.
فدراسيون بينالمللي حقوقبشر، ليگ حقوق بشر و جامعة دفاع از حقوقبشر در ايران، متذكر ميشوند كه مبارزة ضروري عليه تروريسم نميبايستي بهاعتبار بخشيدن بهرژيمهايي منتهي شود كه حقوق بشر را زير پا ميگذارند، همچنانكه نبايستي مقرراتي استثنايي وضع كنند كه آزاديهاي فردي و جمعي را نقض نمايد».
19- درميان موج محكوميت ها بايد از بيانيه بيـش از 200هـزار تن از مـردم عـراق ياد كرد. مردم عراق در اين بيانية تاريخي معـامـلة ننـگين سـهكشـور اروپـايي بـا رژيـم ايـران را محـكوم و اعلام كردند:« معاملهكنندگان اثبات كردند كه منافع حقير اقتصادي خويش را بر سرنوشت ملت ما مرجح ميشمارند و اثبات كردند برچسب تروريستي عليه مجاهدين فقط اهرمي براي زد و بندهاي كثيف و نامشروع سياسي است. ما اين كرنش در مقابل باجخواهي رژيم تروريستي حاكم بر ايران را كه فقط باعث تشويق و ترويج تروريسم و خونريزي و افزايش ناامني در خاك كشور ما و قرباني نمودن مقاومت عادلانه و مشروع مردم ايران ميشود، بهعنوان عملي غير اخلاقي محكوم ميكنيم. نامگذاري تروريستي مجاهدين هيچ مشروعيتي ندارد و مي بايست لغو گردد. ما از همة مجامع بشر دوست بينالمللي تقاضا ميكنيم كه در مقابل اين معاملة ننگين كه بهاي آن از جيب مردم ما پرداخت ميشود ايستادگي كنند».
20- آخوندهاي حاكم، بعد از گماردن يك پاسدار – تروريست دركرسي رياست جمهوري، با گستاخي خاصي كه براي مماشاتگران شرم آور و عبرت آموز است، از كمكهايي كه مذاكرات سه كشور اروپايي به پيشبرد طرحهاي اتمي آنها كرده است، صحبت مي كنند. روز 26تيرماه 84موسويان، ازمسئولان اصلي مذاكره كننده با سه كشور اروپايي، درمورد فوايد اين مذاكرات براي رژيم گفت: «نهتنها توان هستهيي ايران حفظ شد و از هرگونه خطر احتمالي مثل حملة نظامي مصون ماند، بلكه فضايي بهوجود آمد كه ايران توانست بهتكميل توانمنديهاي خود ادامه دهد. براي مثال يو.سي.اف اصفهان در طول همين مدت تكميل شد و بهبهرهبرداري رسيد».
وي تأكيد كرد كه اگر مذاكرات وجود نداشت «قراردادهاي بزرگي كه در زمينة نفت و گاز با جهان در دو سال گذشته امضا كرديم، امكانپذير نبود. مذاكرات هستهيي فضايي را بهوجود آورد كه ايران توانست قراردادهاي درازمدت صدور گاز بههند و چين و پاكستان و امارات را به امضا برساند».
21- مواضع احمدي نژاد ،رئيس جمهور جديد رژيم، و ديگر سردمداران حاكميت آخوندي بيش از پيش نشان مي دهد كه رژيم با تمام قوا درصدد توليد اولين بمبهاي اتمي است و يكي از دلايل خامنهاي براي يك پايهكردن حكومت و روي كار آوردن يك پاسدار تروريست، شتابدادن بههمين پروژه است. پروژة توليد بمب اتمي در دست سپاه پاسداران است و خامنهاي باسپردن پست رياستجمهوري و دستگاه اجرايي به پاسداران، همة امكانات مملكتي را بلاواسطه در خدمت اين پروژهها قرارداده است.
آقا محمدي، رئيس كميسيون اطلاع رساني شوراي عالي امنيت رژيم، روز چهارم مرداد ماه درمورد مذاكرات رژيم با اروپا اعلام كرد: «در هفتة گذشته كه جلسة مربوط به تصميم گيري بود براي آخرين تصميم ، رئيس جمهور منتخب آقاي احمدي نژاد بودند، رئيس جمهور فعلي آقاي خاتمي تشريف داشتند، رييس جمهور قبلي آقاي هاشمي رفسنجاني بودند. رييس جمهور قبل از آنها خود مقام معظم رهبري بودند. نخست وزير دورة اول آقاي مهندس موسوي حضور داشتند و همه يك حرف بيشتر نزدند. همه يك تصميم گرفتند. گفتند مقاومت. يعني هيچ فرقي در مواضع، مباني فكري اصلاً وجود ندارد».
22- آثارو خطرات مماشات سه كشور اروپايي با رژيم آخوندي در زمينه هسته اي تدريجاً در عرصه بين المللي عيان ميشود .وال استريت ژورنال در اين خصوص خاطر نشان كرده است : « خواسته سه كشور اروپايي براي پيدا كردن يك راه حل مذاكره شده، تنها انعطاف ناپذيري ايرانيان در مورد مسئله مركزي را تشويق كرده است».« بسياري از ديپلوماتهاي اروپايي فكر مي كنند كه بهترين چيزي كه مي توانيم انتظار داشته باشيم، تاخير بيشتر است، و جهان بايد در نهايت به اينكه ملاها بمب اتمي داشته باشند، ”عادت كند“».
وال استريت ژورنال مي افزايد : « ايران يك كشور دموكراتيك نيست و آشكارا اشتباه است كه با ملاهاي حاكم طوري برخورد شود كه انگار امكان اين وجود دارد كه ملاها قانون بين المللي را رعايت كنند».« اكثر ايرانيان ،همانطور كه نظر سنجي هايي كه انتشارشان ممنوع شده، نشان دادند، برنامه هسته يي ايران را دقيقا بعنوان همان چيزي كه هست مي بينند: برنامه يي براي حفظ قدرت سركوب كنندگان آنها».
اين روزنامه گزارشهايي را كه براي كم كردن فشار از روي رژيم ودربردن آن از حسابرسي هستهيي،مدعي است ايران هنوز10 سال ديگر با بمب اتمي فاصله دارد ، به زير علامت سؤال كشيده و با يادآوري اشتباهات اطلاعاتي آمريكا در بارة عراق و كره، اين ارزيابي را« خطرناك»و باعث ايجاد «يك تصور غلط »توصيف كرده و مينويسد : « گفتن اينكه هر چيزي كه در تلاش بوديم در خاورميانه و فراتر از آن به دست بياوريم، در خطر است، اغراق آميز نيست. ملاها اين را مي دانند، و به همين خاطر است كه ريسك انتقاد و سرزنش بين المللي را پذيرفتند تا از طريق انتخابات نمايشي قدرت خود را تحكيم كنند. در حال حاضرآنها ريسك رودررويي با شوراي امنيت را هم پذيرفته اند. پي آمدهاي بالقوه يك بمب اتمي ايراني براي دموكراسيهاي غربي بسيار خطرناك تر از بمبهاي داخل كوله پشتي در قطارهاي زيرزميني مي باشد».
23- رژيم آخوندي ازفرط زياده طلبي « مجموعة گستردة محركهاي تجاري و تكنولوژيك را كه توسط اتحاديه اروپا به ازاي توقف چرخة عمل سوخت هسته يي پيشنهاد شده بود، رد كرده است » (خبرگزاري فرانسه -14مرداد).
- خبرگزاري حكومتي مهر در همين باره خبر مي دهدكه در چارچوب پيشنهاد34 صفحه يي از سوي سه كشور اروپايي، که در آن عناصر توافق احتمالي آينده ارائه شده، بسياري از مواردي که از سوي مذاکره کنندگان ايراني مطرح شده بود، ازجمله فرآيند همکاري در عرصه هاي امنيتي و سياسي وهمچنين«مبارزه با تروريسم»، در نظر گرفته شده است. علاوه بر اين آلمان ، فرانسه، انگلستان و اتحادية اروپا از گسترش برنامه هاي هسته اي غير نظامي ايران از طرق کمک به تشخيص مواد مورد نياز براي تحقيقات آتي و همکاري درعرصه هاي ديگر استفادة صلح آميز از نيروي هسته اي به استثناي فعاليت هاي چرخه سوخت حمايت مي کنند. سه كشورمزبور حتي به رسميت شناخته اند که ايران بايد براي راکتورهاي تحقيقاتي آب سبک، که صنعت هسته اي غير نظامي ايران را شکل مي دهند، به سوخت هسته اي دسترسي داشته باشد و روسيه متعهد شده است که رسماً و به صورت دائمي سوخت هسته يي راکتورهاي ساخت خود در ايران را فراهم کند.
هم چنين اتحاديه اروپا تضمينهايي براي تأمين سوخت ايران در بلند مدت، ارائه مي كند. از عضويت ايران در سازمان تجارت جهاني هم حمايت مي شود. به ايجاد تنظيمهاي ضروري در اقتصاد ايران كمك خواهد شد و3 كشور ، همكاري با ايران را درعرصه هايي همچون حمل و نقل هوايي، راه آهن دريايي، زلزله شناسي، زيرساخت، کشاورزي و صنعت غذايي و توريسم ، تقبل مينمايند.
-با اينهمه، رژيم اين پيشنهادات را «غير قابل قبول » و نافي «حق پايه يي» خودش در زمينة چرخة سوخت هسته يي خوانده كه نشاندهندة عزم آن براي دستيابي به بمب اتمي است. امري كه به وضوح حاكي از صحت نقطه نظر مقاومت ايران مبني بر پروژه وقت كشي براي تكميل پروژه سلاح اتمي بعنوان تضمين استراتژيك بقاي رژيم آخوندي است .
24- شوراي ملي مقاومت ايران بار ديگر بر ضرورت اِعمال قاطعيت درمقابله با تلاشهاي رژيم آخوندي براي دستيابي به سلاح اتمي و برضرورت ارجاع پروندة اتمي رژيم به شوراي امنيت ملل متحد، تأكيد مي كند.
اگرچه توافق اروپا و آمريکا بر سر مساله اتمي و آخرين تصريحات به عمل آمده در زمينة ممنوعيت از سرگيري غني سازي اورانيوم توسط رژيم آخوندي، تا حدي ميدان بازي موش و گربه از جانب رژيم را محدود کرده ، ولي ما هشدار مي دهيم كه اگر پروندة اتمي اين رژيم به شوراي امنيت ملل متحد ارجاع نشود و اگر به آخوندها زمان بيشترداده شود، فاجعه دستيابي يك ديكتاتوري تروريستي و بنيادگرا به سلاح اتمي، باهمة مخاطرات آن براي ملت ايران و براي منطقه و جهان در پيش است.
ج:گسترش فقر و بي خانماني و مقاومت اجتماعي در مقابل رژيم
25- در سال گذشته اوضاع وخامت بار زندگي مردم ابعاد فاجعهآميزي گرفت. گراني، بي خانماني، عدم امنيت در مقابل سوانح طبيعي، اعتياد، تن فروشي و بيكاري شدت يافت. افت سطح زندگي و معيشت كارگران و مزدبگيران، ابعاد بي سابقه يي پيدا كرد. كار موقت و قرارداد موقت كار، روند غالب و رايج در استخدام نيروي كار شد.
درحالي كه ملت ايران روي دريايي ازمنابع نفت وگاز زندگي مي كند، مطابق آحرين گزارش مركز پژوهش مجلس رژيم 20 درصد مردم ايران به فقرمطلق گرفتارند وشبها سرگرسنه به بالين مي گذارند و 50 درصد ديگر از اين مردم گرفتار فقر نسبي هستند و از بيماريهاي ناشي ازبدي كمي وكيفي تغذيه رنج مي برند. آن روي سكة اين فقر، فساد ساختاري اقتصاد كشور است.
26- فريبكاري خامنه اي كه روي كار آمدن رئيس جمهور دست نشانده اش را با دعاوي دروغين «فقرزدايي» تبليغ مي كند، هرگز نمي تواند جرم بزرگ رژيم آخوندي را كه در 26سال گذشته كشور را از نظر در آمد سرانه و توليد ملي به شدت فقير كرده ، بپوشاند.
باند ولي فقيه كه اكنون قدرت را كاملا قبضه كرده، سالهاست كه ثروتمند ترين بنيادها و مجموعه هاي مالي و تجاري خاورميانه مانند بنياد مستضعفان را درتيول خود دارد و درتمامي اين سالها صاحب سهم بزرگ غارت منابع ثروت و دسترنج ملت ايران بوده است. آخوندهاي حاكم مسببان درجه اول فقر وفساد و تبعيض و اعتياد و بيكاري و عاملان بزرگترين دزديهاي دولتي هستند كه مسئوليت چپاول و تباه كردن بخش عمده درآمدهاي نفتي ايران رابرعهده دارند.
راستي چه كسي جز آخوندهاي حاكم و دررأس آنها خامنه اي، مسئول ومقصر فقر و گرسنگي ميليونها ايراني است؟
27- مطبوعات و مهره هاي خود رژيم وضع معيشتي وحقوقي كارگران و مزدبگيران ايراني را درحال حاضر با « دوران برده داري» مقايسه مي كنند. درايران كنوني براي مشاغلي كه جنبه دائمي دارند قرارداد موقت را به امضاء داوطلب كار مي رسانند و با طرحها وقراردهاي استثمارگرانه وضع طبقات محروم را بيش از پيش رو به قهقرا مي برند. خبرگزاراي حكومتي ايلنا -26 اسفند 83 گزارش ميدهد«قراردادهاي موقت كار به جاي اينكه به حل مشكل اشتغال كمك كند، به ناامني شغلي براي نيروي كار دامن زده است و به دليل عدم امنيت شغلي ، كارگران قراردادي همواره مورد سوء استفاده قرار گرفته و به دليل اين كه مجبورند ، قراردادهاي سفيد را امضاء كرده و بابت حسن انجام كار و ديگر موارد ، سفته تضميني به كارفرما بدهند ، نمي توانند به خود جرات دهند و در مقابل ظلم هايي كه به آن ها مي شود ، اعتراض كنند ؛ چرا كه بلافاصله قرارداد سفيد امضاء از سوي كارفرما تنظيم شده و از كاربي كار ميشوند يا سفته آن ها به اجرا گذاشته مي شود و به عنوان بدهكار راهي زندان مي شوند».
همين خبرگزاري در روز 8اسفند به نقل از«دبيراجرايي خانه كارگر شرق تهران» مي نويسد:«:متاسفانه شرايطي فراهم شده تا بسياري از كارفرمايان به ويژه در شركت هاي پيمان كاري و خدماتي از اين موقعيت سوء استفاده كرده ، نيروي كار را به صورت هاي نامطلوب وحتي غير قانوني به كار گيرند و در ازاي كار او كمترين دستمزد را، حتي كمتر از حداقل دستمزد مصوب به او بدهند».
28- درمورد سيرقهقرايي وضعيت معيشتي و سلب فزاينده حقوق كارگران، خبرگزاري ايلنا(26 اسفند 83 ) مي نويسد:
- در سال 1383 شاخص حداقل مزد از 100 (برمبناي سال 1358 ) از نظر اسمي ، به 6267 ، و از نظر واقعي (قدرت خريد ) از 100 به 66 رسيده است.
- كارگران قراردادي در سال 80 ، 8/17 درصد - در سال 81 ، 32 درصد - درسال 82، 8/43 درصد كل كارگران شاغل درايران را تشكيل مي داده اند بوده و پيش بيني ميشود در سال 83 از مرز 60 درصد تجاوز نمايد
- سالي 70 هزار تومان هزينه دندانپزشكي و ساير هزينه هاي درماني ،كه در گذشته به كارگران پرداخت مي شد قطع شده است و كمكهاي غير نقدي را نيز ديگر نمي دهند ؛ هم چنين سود سالانه سهام كه در حدود 250 هزار تومان پرداخت مي شد نيز 3 سال است ، پرداخت نشده و مديريت اعلام كرده تا 5 سال آينده سود سهام را به كارگران نمي دهد.مديريت ، علت اين اقدامات را اجراي ماده 9 قانون نوسازي و بازسازي عنوان مي كند . از ماده 9 قانون بازسازي و نوسازي صنايع سوء استفاده مي شود و مديران كارخانجات و صنايع ، از اين قانون براي پاكسازي نيروي كار كارخانجاتشان استفاده مي كنند ؛ ضمن آن كه هيچ نوع بازسازي در كارخانة خود انجام نمي دهند.
29- امروزه بسياري از كودكان به ابزارهاي ساده براي سوءاستفاده و استثمار، كه از مصاديق آن اجبار به كار، قاچاق، فروش مواد مخدر، تكدي، استثمار جنسي و توليد فيلمهاي مستهجن و از پيامدهاي آن ترك تحصيل، محروميت از غذاي كافي، بهداشت و ... است، تبديل شدهاند.
- قانون كار رژيم خود زمينهساز استثمار كودكان است. بر اساس ماده 188اين قانون ، كار كودكان در كارهاي خانگي و به موجب ماده 196، كار آنها در كارگاههاي كوچك زير 10 نفر ممنوعيت ندارد. علاوه بر اين، بر اساس ماده 84، در مشاغلي كه به دليل ماهيتشان براي سلامتي و اخلاق كارآموزان و نوجوانان زيانآور است، حداقل سن كار 18 سال تعيين شده است و اين بدان معناست كه اگر زمينه زيانباري براي كار كودكان و نوجوانان مرتفع شود، كارفرما ميتواند از كار كودكان استفاده كند.
30- زحمتكشان شهر و روستا با چنان شدتي در زير فشارهاي اقتصادي و درمعرض سركوبي و فشارهاي ضد انساني رژيم آخوندها هستند، كه بسياري از آنها به فروش اعضاي بدن، به ويژه كليه فروشي كه به تجارت رايجي درحاكميت آخوندها تبديل شده، روي مي آورند و بسياري نيز از زندگي سيرمي شوند ودست به خودكشي مي زنند. به عنوان مثال، سه کارگر در يك روز( 27 ارديبهشت 83 )در کارخانههاي چيت ري و بافکار اقدام به خودكشي كردند. يك هفته پيش ازآن هم يكي از کارگران چيت ري دست به خودکشي زده بود.
اعمال مجازاتهاي سركوبگرانه و ضد انساني درحق زحمتكشان محروم بيداد مي كند. يك خبرگزاري رژيم مي نويسد: «پيرمرد 72 سالهيي به خاطر استفاده از چاههاي آب روستاي تبرته فراهان (استان مركزي) به 60 ضربه شلاق محكوم شد و در ملا عام به او شلاق زدند. پيرمرد 85 سالهيي با بغض گفت: مرا 60 ضربه شلاق زدند، 25 روز هم زندان بودم، 120 هزار تومان هم جريمه دادم. پيرمرد 60 سالة ديگري در همين باره گفت: من دو تا بچة معلول و عقبماندة ذهني دارم، 500 هزار تومان جريمه شدم و 60 ضربه شلاق هم به من زدند (ايسنا-9مهر83)
31-در برابر سركوب و ستم مافوق تصور حكومت آخوندي ، در يكسال گذشته روزي نبود كه اقشار مختلف مردم ايران به اعتراض و مقاومت در اشكال گوناگون برنخيزند.
سازمان مجاهدين خلق ايران در داخل كشور از 30 تير 1383 تا 30 تير 1384، در مجموع 1839 حركت حق طلبانة اعتراضي را با ذكر مكان و زمان و تعداد و شعارها و موضوعات مورد اعتراض از سوي زنان و جوانان و كارگران و دانشجويان ودانش آموزان و دانشگاهيان و فرهنگيان و ورزشكاران و كارمندان وپرستاران و ساكنان محلات مختلف شهري و روستايي، در سراسر كشور به ثبت رسانده است كه طبعاً شامل همه حركات اجتماعي نيست اما به روشني ابعاد نارضايتي وهمچنين مقاومت اجتماعي رانشان ميدهد. علاوه بر اين طي همين مدت 108 فقره قيام و درگيري بين قشرهاي مختلف مردم، عملة سركوب و جور وستم آخوندي در نقاط مختلف كشور به ثبت رسيده است. معلمان و فرهنگيان دهها حركت اعتراضي و تحصن و تظاهرات در تهران و شهرهاي بزرگ كشور دراعتراض به عدم پرداخت حقوق و شرايط طاقت فرساي معيشتي و شغلي خود برپا كردند و زنان، با شجاعت و فعاليتي چشمگير، در تظاهرات اعتراضي خانواده هاي زندانيان سياسي و در تحصنها و اقدامات اعتراضي زنان معلم ، پرستاران و دختران دانشجو شركت داشتند.
برخي از مهمترين حركتها و قيامها عبارت بودند از :
-تظاهرات زنان در پارك لاله تهران به مناسبت روز جهاني زن
-تظاهرات عظيم شب چهارشنبه سوري كه به گواهي ارگانهاي رژيم « پرحادثه ترين چهارشنبه سوري ۱۰ سال گذشته» و آكنده از «آتش سوزيها و انفجارهاي مَهيب» بودو چهره بسياري شهرها و شهركها را «شبيه منطقة جنگي كرده بود»
-قيام قهرمانانه مردم اهواز وديگر شهرهاي استان خوزستان كه با 6 روز تظاهرات و درگيري همراه بود و طي آن 62 تن به شهادت رسيدند و صدها تن مجروح شدند ، در اين درگيريها بيش از 1000 نفر از مردم شهرهاي خوزستان دستگير شدند .
- تظاهرات ضدحكومتي هزاران تن از مردم تهران در خيابان كارگر،در آستانة نمايش انتخابات رياست جمهوري
-تجمع اعتراضي خانواده هاي زندانيان مجاهد و مبارز در مقابل زندان اوين، همزمان با اعتصاب زندانيان سياسي در اوين و گوهردشت در اعتراض به وضعيت وخيم زندان، كه بمدت 2 هفته در مقابل زندان جريان داشت و با سركو ب و دستگيري خانواده ها همراه بود .
- اعتراض سراسري دهها هزار كارگر به سياست هاي ضدكارگري رژيم آخوندي در 25تير كه دربرخي نقاط با اعتصاب كارگران محروم همراه بود .
- خيزش قهرمانانه جوانان مشهد در24 تير بدنبال برگزاري يك مسابقه فوتبال كه طي آن دست كم 150 خودرو حكومتي منهدم و صدها تن دستگير و مجروح شدند.
-قيام قهرمانانه شهرهاي كردستان كه از روز 21تير در مهاباد، به دنبال قتل فجيع يك جوان توسط مأموران سركوبگر، آغاز شد. در جريان تظاهرات و درگيري ها كه يك هفته ادامه داشت، شمار زيادي از خودروها، بانكها و اماكن دولتي توسط مردم خشمگين به آتش كشيده شد. سپس مردم سنندج، سردشت، پيرانشهر، اشنويه، ديواندره ، بانه ، بوكان ،پاوه ، مريوان و سقز، قهرمانانه عليه رژيم آخوندي بپا خاستند . قيام مردم كردستان كه هنوز هم ادامه دارد با درگيريهاي بسيار همراه بوده است . در جريان اين درگيري ها، ادارات حكومتي و خودروهاي متعلق به آنها وسيعاً توسط مردم معترض به آتش كشيده شدند .
32- رئيس جمهور برگزيدة مقاومت با پيامهاي مستمرخود ، تحسين و ستايش تمام مردم ايران را به هموطنان كردمان در شهرهاي مختلف كردستان نثار كرد و مردم ديگر شهرهاي ميهن را به خيزش وحمايت از آنان فراخواند و گفت : «اعتراضها و مقاومت شجاعانة شما كه شعله هاي آزاديخواهي را برافروخته، با تحسين و ستايش ملت ايران روبه رو شده است». « چهره پرتب و تاب جامعه ايران و شدت يافتن خشم و نارضايتي سراسري و به ويژه خيزشهاي دامنه دار شهرهاي كردستان در حقيقت فوران تمايل عمومي براي برچيدن بساط ديكتاتوري ولايت فقيه و برقراري آزادي و دمكراسي است».«رژيم با دست زدن به آرايش سياسي جديد و گماردن يك تروريست قاتل در رأس قوه مجريه خود براي تشديد سركوب عمومي و خاموش كردن صداي اعتراض جامعه خيز برداشته بود. اما اكنون با پاسخ خشماگين و كوبنده مردم ايران مواجه شده است ، به نحوي كه هم در كردستان، هم در خوزستان و هم در خراسان و فارس و لرستان و كرمان همه جا مردم معترض را رودر روي خود يافته است..ظرف يك و نيم ماهي كه از اعلام نتيجة انتخابات رياست جمهوري ولايت فقيه سپري شده، جامعه ايران دوراني بس خروشان و توفنده داشته و در تيرماه گذشته، شمار اعتراضها، تظاهرات، تحصنها و درگيرهاي اعتراضي به 280 مورد رسيده كه رقم بي سابقه يي محسوب ميشود.گسترش اعتراضهاي اجتماعي و شدت يافتن مبارزه ملت ايران براي كسب آزادي و دمكراسي، به روشني بن بست بزرگ حكومت ولايت فقيه را بارز مي كند».
33- اطلاعيه هاي دبيرخانه شوراي ملي مقاومت نيز جامعة بينالمللي را به محكومكردن قتل فجيع يك جوان مهابادي به نام سيدكمال سيدقادر، معروف به شوان فراخواند. اين جوان كه روز شنبه 18تيرماه هدف گلولة نيروي انتظامي قرار گرفته و دستگير شده بود، بر اثر شكنجههاي وحشيانه جان باخت. نيروهاي سركوبگر جسد او را به يك خودرو بسته و در سطح شهر چرخاندند و روز بعد، جنازة مثلهشده را به خانوادهاش تحويل دادند. سيد قادر نقش فعالي در تظاهرات ضدحكومتي ايفا كرده بود. نيروهاي سركوبگر رژيم با چرخاندن جسد او در سطح شهر مهاباد، انزجار گسترده يي را برانگيختند.
34-شوراي ملي مقاومت با درود به همه نيروهاي مقاومت در تمام ميهن اسير و تجليل از نقش جوانان دلير و زنان و مردان فداكار در دامن زدن به حركات اجتماعي و خواستهاي مردمي و سمت و سو دادن به اين حركات در جهت خواست اصلي تمام ملت ايران، كه برچيدن نظام آخوندي و استقرار آزادي و حاكميت مردم است ، بويژه ازفعاليت نيروهااي مقاومت در يكسال گذشته كه باشعارنويسي،نصب بنرها درخيابانها و شاهراهها و توزيع ميليونها تراكت و بروشور همراه بوده است ، قدرداني و تقدير ميكند ،از جمله بزرگداشت ها و تجمعات بخاطر قتل عام زندانيان سياسي ، تجمع براي آزادي زندانيان سياسي ،جلسات و تجمع هاي 15 شهريور ، مهرگان ، محكوميت معاملة ننگين سه كشور اروپايي ، درگذشت عرفات ، 16 آذر ، 19 بهمن ، 22بهمن ،8 مارس، نوروز،سيزده بدر ، 17 ژوئن،30 خرداد و 30 تير و.....
د. چالشها و موقعيت مقاومت
35-در بيست و چهارمين سال حيات اين مقاومت،كشاكش سهمگين و حيرت انگيز بين مقاومت و رژيم ارتجاعي حاكم بشدت ادامه داشت . يكسال گذشته ،آكنده از تك و پاتك در جبهه اي بود كه از تهران و ديگر شهرهاي ميهنمان تا اشرف و از اشرف تا پاريس و واشنگتن و برلين و بروكسل و رم و لندن و ايرلند و استراليا امتداد داشت. رژيم و حاميان و عوامل آن از هيچ چيز فروگذارنكردند. اما همزمان ،حمايت مردم ايران و پشتيباني از جنبش مقاومت در سطح بين المللي، به ويژه ازسوي مردم عراق و مردم فرانسه، كيفاً گسترش يافت .
پس از اذعان ايالات متحده آمريكا به موقعيت حقوقي مجاهدين مستقر در قرارگاه اشرف در ژوئيه 2004 ،كه در اطلاعيه سوم مرداد دبيرخانه شورا در سال گذشته اعلام گرديد، و پس از آنكه به اثبات رسيد رژيم منفور آخوندها، با دخيل بستن به حمايت و امكانات 9 دولت نيز قادر به درهم شكستن اين مقاومت نشده و اين مقاومت هم در پاريس و هم در اشرف استوار و پابرجاست ، فضاي داخلي و منطقه اي و بين المللي به سود اين مقاومت چرخيد. دوسال پيش آقاي مسعود رجوي مسئول شوراي ملي مقاومت گفته بود، اگر اشرف بايستد، جهان به حمايت برخواهد خاست .
چنين بود كه رژيم در تمام طول يكسال گذشته ،براي درهم شكستن مقاومت به نحو جنون آميزي به انواع و اقسام پاتك ها و تشبثات روي آورد .
- موقعيت در عراق
36- بيانية دو ميليون و هشتصدهزارتن ازمردم عراق كه ازسوي 65حزب و جريان سياسي وصفني عراق، 6400 وكيل وحقوقدان ، 300استاد دانشگاه،400 روحاني ، 28000 مهندس و پزشك و كادر پزشكي و 400000زن عراقي امضا شده است، سندي تاريخي است كه به ابعاد مداخله جويي رژيم آخوندها در عراق براي صدور بنيادگرايي و تروريسم و به توطئه ها و دروغپردازيهاي رژيم آخوندي عليه حضور مجاهدين در اين كشور گواهي ميدهد. اين سند بيان مستقيم حمايت توده هاي ملت همسايه ازحضور مجاهدين دراين كشور و همبستگي آنان با مقاومت ايران عليه بنيادگرايي و تروريسم و مداخله جويي رژيم آخوندي و بخصوص مخالفت آنان با پياده كردن الگوي حكومت آخوندي در اين كشور است.
مردم عراق در اين سند تاريخي كه درماه آوريل سال 2005انتشار يافت، درباره ابعاد مداخله جويي رژيم آخوندي اعلام كردند: «جهان از دخالتهاي استبداد ديني حاكم بر ايران بهفريادآمده است».«كشور ما در معرض جنگ پنهان و اشغال اعلامنشدة ديگري از سوي رژيم ايران قرار گرفته و حتي از جداسازي استانهاي جنوبي سخن گفتهاند. كسانيكه فتح قدس از طريق اشغال كربلا شعارشان بود، اشغال آمريكا را فرصتي مغتنم براي برپاكردن يك حكومت ارتجاعي بهسبك ولايتفقيه، شمردند، امري كه مرجعيت عالي شيعه در نجف و علماي سنّي آنرا رد كردهاند. امنيت و حيات مردم عراق و مطالبات ما دربارة استقلال و آزادي وطنمان و آزمايش دموكراسي كه بهما وعده داده شده بود، هدف قرار گرفته اند.
اعزام صدها هزار حقوق بگير بهعراق با بهانههاي مختلف، فرستادن انبوه تسليحات و مهمات، دهها فرستندة راديويي و تلويزيوني، انواع نشريات و مجلات و روزنامهها، خرجكردن پولهاي كلان براي خريدن بسياري از مؤسسات و كارخانجات، ارعاب شهروندان، سركوب زنان، تهديد و تطميع روحانيان و شيوخ عشاير و سياستمداران و دعوت آنها بهايران، ترور اطباء و استادان دانشگاه و كاركنان دولت، تهديد روشنفكران وروزنامهنگاران، توزيع مواد مخدر، كشتار مخالفان، آزار پيروان ساير اديان، تفرقهاندازي بين مذاهب و قوميتها، ثبتنام داوطلبان براي عمليات تروريستي و فراخوانهاي خامنهاي بهشورش وكشتار، حيات سياسي ما را دربرگرفته و بخشي از فاجعة مداخلة رژيم ايران در عراق است. رژيمي كه براي مردم و شيعيان عراق از انتخابات آزاد دم ميزند، ليكن آنرا از شيعيان و مردم ايران دريغ ميكند. اين رژيم درصدد تهية سلاح هستهيي است كه بالمآل، مردم عراق و مردم سراسر منطقه هم بايستي علاوه بر مردم ايران قيمت آنرا بپردازند».
37- بيانية مردم عراق در حمايت ازحضورمجاهدين در خاك اين كشور ، تأكيد مي كند:« مردم و نيروهاي دموكراتيك عراق، در تلاش مجدانه براي خنثيكردن خطر بنيادگرايي و تروريسم، مجاهدين خلق ايران را كه بهيك اسلام بردبار و دموكراتيك اعتقاد دارند، متحد و شريك طبيعي خود در ژئوپليتيك اين منطقه از جهان ميدانند.آنها طي دو دهه اقامت در عراق با برقراري رابطة انساني و برادرانه با جامعة عراق، تضمين استراتژيك و آيندهدار حسن همجواري و صلح پايدار و مصالح مشترك دو ملت محسوب ميشوند.
مجاهدين با اعتقادات اصيل اسلامي و ريشههاي عميق در جامعة ايران،آنتيتز و سد سياسي و فرهنگي مهمي در برابر نفوذ بنيادگرايي و مؤثرترين وزنة تعادل در برابر آرزوهاي توسعهطلبانة رژيم ايران هستند. آنها بههمين خاطر نخستين هدف كارزار گستردة دروغپراكني حكام ايران بودهاند».
بيانيه در بارة موقعيت حقوقي و قانوني مجاهدين وسوابق حضور مجاهدين گواهي مي دهد: «نيروهاي چند مليتي نيز در ژوئية2004 با تأييد موقعيت حقوقي مجاهدين بهعنوان افراد حفاظتشدة تحت كنوانسيون چهارم ژنو، برائت همة آنها را در عراق از اتهامات حكام ايران، مورد اذعان قرار دادند. يك عضو پارلمان عراق در كنفرانس بينالمللي حقوقدانان در پاريس در اينباره گفت: در تمامي اسناد و مدارك دولت عراق ما سندي نيافتيم كه نشان دهد سازمان مجاهدين كار خلافي در خاك عراق انجام داده است».
38- مردم عراق دراين بيانيه, رو در روي توطئه هاي رژيم آخوندي و كارزار دروغپراكني آن عليه سازمان مجاهدين خلق ايران ، خواستار آن شده اند كه:
«- موقعيت اين سازمان كماكان بهعنوان يك جنبش مقاومت مشروع شناخته شود و حقوق پناهندگي سياسي افراد آن طبق ماده 19 قانون اساسي موقت عراق( در فصل حقوق پايه اي و تعديل ناپذيراين قانون) مورد تأكيد قرار بگيرد .
- حق مالكيت مجاهدين بر همه اموال و اماكن شان در عراق محترم شمرده شود و خسارتهايي كه در شرايط جنگ متحمل شده اند،طبق مقررات توسط نيروي چند مليتي جبران شود.
-ايالات متحده و اتحاديه اروپا نامگذاري تروريستي سازمان مجاهدين خلق ايران را، كه بزرگترين قرباني تروريسم دولتي است ، لغو نمايند».
39- بيانية مردم عراق از فراگيرشدن يك آگاهي اجتماعي نسبت به خطر «بنيادگرايي و ديكتاتوري» حاكم برايران براي «استقرار دموكراسي وثبات درعراق » خبرمي دهد. اين امر ، در پيوند با آگاهي عميق مردم و مقاومت ايران نسبت به ابعاد همين خطر، يك نيروي تاريخي و يك سد بزرگ اجتماعي وسياسي را در برابر ارتجاع و بنيادگرايي و تروريسم ناشي از آن، شكل داده است.
در شرايطي كه استبداد مذهبي حاكم برايران، راه حفظ خود را در صدور بنيادگرايي و تروريسم يافته و با سرمايه گذاري عظيم استراتژيكي و بسيج تمامي نهادها، وزارتخانه ها و ارگانهاي حكومتي ، براي بهره برداري از «فرصت عراق» بسيج شده است، بيانية 2ميليون و 800هزار عراقي «يك نقطه عطف» در مقابله با تروريسم و بنيادگرايي آخوندها به شمار مي رود.
40- اين بيانيه ، ثمرة دو دهه كارزار سياسي و استراتژيكي مقاومت سازمانيافتة مردم ايران در مسيرصلح و آزادي و نشانة روابط اصولي و برادرانه مقاومت ايران با مردم كشور همسايه مان عراق است. طي اين دو دهه مقاومت ايران با استقلال و خطر پذيري تمام عيار و به نام سعادت ملت ايران ، پرچم صلح و آزادي را رودرروي استراتژي جنگ و سركوب آخوندها برافراشت و ارتش آزادي اين پرچم پرافتخار را با بهاي خونين و با صبر و پايداري پرشكوه در سهمگين ترين شرايط بر دوش خود حمل نمود .
چنين بود كه مردم شريف عراق و جبهة عظيم وگسترده يي از نيروهاي سياسي و اجتماعي اين كشور در قضاوت و گواهي تاريخي خود اعلام كردند: « ما عراقيان امضاكنندة بيانية حاضر، از عرب و كرد و تركمن و شيعه و سنّي و مسيحي و ساير اديان و مذاهب، كه پيش از اين در بيانيهها و نامهها و گردهماييهاي گوناگون، حضور اين سازمان را در عراق يك ضرورت ملي در برابر دخالتهاي رژيم ايران دانستيم، شهادت ميدهيم كه مجاهدين ايران در 19سال گذشته با فداكاري و با شرافت و پاكدامني سياسي، جز بهمقاومت مشروع براي آزادي وطن خود اهتمام نورزيدهاند.ما با درود به 120هزار شهيدآزادي ايران و با درود به آقاي مسعود رجوي، رهبر مقاومت ايران و خانم مريم رجوي، رئيسجمهور منتخب شوراي ملي مقاومت ايران، از مجاهدت آنها براي آزادي و صلح و دموكراسي و برادري حمايت و از راه و روش بر حق آنها اعلام پشتيباني ميكنيم».
امضاي دو ميليون وهشتصد هزار عراقي در پاي اين بيانيه، به طريق اولي اثبات پايه هاي اجتماعي و مردمي مقاومت در داخل ايران است. اگر به همين ميزان كه امروز- به رغم حضور نيروي خارجي و برغم همة درگيريها و برغم جنايتهاي تروريستي و ناامني و بيثباتي - مردم عراق آزادي تنفس دارند، مردم ايران هم آزادي نفس كشيدن مي داشتند، جهانيان مي توانستند ابعادواقعي مخالفت آنان را با رژيم آخوندها به چشم ببينند .
41- شوراي ملي مقاومت ايران، گرمترين درودهاي خود را به مردم و نيروهاي دموكراتيك عراقي تقديم مي كند و روشن بيني استراتژيكي و كارزار ترقيخواهانه و ميهني و انساني مردم كشور همسايه را درمقابله با خطربنيادگرايي و براي دفاع از دموكراسي وثبات و استقلال ميهنشان مي ستايد. ازين پيشتر رئيس جمهور برگزيدة شورا از جانب همين مقاومت به مردم شريف عراق به حق درود فرستاد، و تأكيد كرده بود كه بيانيه عراقيان شريف «ضمانتنامة حسن همجواري و برادري دو ملت در آينده» و « پيام ديگري است كه فرارسيدن زمان تغيير در ايران و پايان كار آخوندها را گواهي ميكند. سلام بهعراقيان كه با دست گذاشتن بر مسألة كانوني اين دوران، با پيام همة ايرانياني كه مشتاق تغييرند، همنوا و همراه شدهاند».
42- اجلاس سه جانبه هيأت پارلمان اروپا، نيروهاي دموكراتيك عراق و سازمان مجاهدين خلق ايران كه در تيرماه امسال در شهراشرف برگزارشد نشانه جديدي از توسعه و پيشرفت جبهة ضد بنيادگرايي است. بيانيه مشترك اين اجلاس تأكيد مي كند:« تجربة دو دهه و به طور خاص تجربة دو سال گذشته، نشان داد مطامع حاكمان ديكتاتوري ديني تهران براي صدور بنيادگرائي و تسلط بر عراق، پايان ناپذيراست. بالاترين مقامات آمريكا نيز در روزهاي اخير بر تهديد از جانب رژيم ايران انگشت گذاشته اند. اگر در ايران يك دولت دمكراتيك حاكم مي بود، بدون شك وضعيت كنوني عراق متفاوت بود.
با كمال تأسف، سياست مماشات در قبال تهران توسط برخي كشورهاي اروپايي طي دو دهه اخير زمينه را براي توسعه طلبي و گسترش پديده شوم بنيادگرائي در عراق فراهم كرده است. در حالي كه شيعيان و سنّيهاي عراق، كرد و عرب، سالها در صلح و آشتي با هم زندگي كرده اند، رژيم ايران با صرف هزينه هاي هنگفت در عراق تروريسم را دامن مي زند و خون بسياري بيگناهان را بر زمين مي ريزد.
با برگزيدن احمدي نژاد حاكمان ايران چهره واقعي خود را در مصمم بودن براي دست يابي به سلاح اتمي، دخالت گسترده در امور داخلي عراق و حمايت مادي و معنوي از تروريسم، به روشني نشان دادند».
بيانيه مشترك مي افزايد: «ما همچنين خواهان اتخاذ تصميمات جدي و قدمهاي موثر براي پايان دادن به سياست شكست خوردة اتحاديه اروپا در مماشات با رژيم ايران هستيم. به نظر ما اولين گام ضروري براي رساندن يك پيام رسا در برابر تهديدات حاكمان ايران، خارج كردن نام سازمان مجاهدين از ليست تروريستي اتحاديه اروپا و آغاز يك گفتگوي موثر از سوي طرفهاي ذيربط، از جمله دولت عراق، با اين سازمان مي باشد».
43- خامنه اي كه در آذرماه 1382از طريق شوراي حكومتي منحله، طرح و بيانيه اخراج مجاهدين از عراق را ديكته كرده بود، درپي روي كارآمدن «دولت شيعه» درعراق ، درصدد برآمد كه بارديگر براي خلاصي از كابوس حضور نيروي محوري مقاومت ايران درخاك عراق، شانس خود را عليه مجاهدين آزمايش كند و به اين منظور در آستانه سفرنخست وزير عراق به تهران ،با تهديد وتطميع، اعمال فشار، وعدة قراردادهاي اقتصادي وكمك يك ميليارددلاري(به صورت گشايش اعتبار) به دولت عراق، براي اخراج مجاهدين از عراق خيز برداشت واين موضوع درتمامي ديدارهاي سران رژيم با نخست وزير عراق مصرانه مطرح شد. در آستانه اين سفر، يونسي وزير اطلاعات رژيم، در 26 تير به خبرگزاري آسوشيتدپرس گفت، «حضور اعضاي سازمان مجاهدين خلق در عراق بر خلاف منافع ملي دو كشور است و مقامات عراقي پيش از اين قول داده بودند آنان را از عراق بيرون كنند». نمايندگان مجلس ارتجاع هم پيشاپيش عربده كشي مي كردند كه « گروهك منافقين در عراق مخل امنيت اين كشور هستند. دولت عراق بايد براي اين نيروها كه تروريست بودن آنها مورد تاييد كشورهاي جهان قرار گرفته تكليفي تعيين كند»( خبرگزاري فارس -22تير).به نظر مي رسد كه مجاهدين،حتي بدون سلاح،نقش عمده اي در سد بستن و ممانعت از بلعيده شدن عراق توسط رژيم آخوندها دارند و رژيم به همين خاطر تا اين حد به تقلا براي حذف آنها از سر راهش افتاده است .
44- رژيم آخوندي نتوانست درجريان سفرنخست وزيرعراق انتظارات خود را تحميل كند. هدف اول رژيم، اخراج مجاهدين از عراق و هدف دوم تثبيت هژموني منطقه اي خودش بود كه هيچكدام حاصل نشد .خامنه اي همچنين خواستار انطباق قانون اساسي جديد عراق با «شريعت اسلام»شد . اما مطبوعات منطقه كه نسبت به پيامدهاي اين سفر حساس بودند، تصريح كردند كه سفر نخست وزير عراق به تهران، عليرغم انعقاد موافقتنامه هاي اقتصادي ، دستاوردسياسي قابل ملاحظه يي براي رژيم ايران نداشت. مهمتر اينكه برجسته ترين وزراي دولت عراق حق پناهندگي سياسي مجاهدين در اين كشور را مورد اذعان قراردادند .
سعدون دليمي، وزير دفاع عراق، در برابر پافشاري پاسدار شمخاني، وزير دفاع رژيم تهران ، گفت «مجاهدين مي توانند در عراق بمانند اگر بعنوان پناهندگان سياسي رفتار كنند، اما اگر عليه ايران اقدام كنند جايي نخواهند داشت».(خبرگزاري فرانسه -16 تير)
هوشيار زيباري وزير خارجه عراق عراق نيز در همين خصوص گفت: « عراق نميتواند مجاهدين خلق را تحويل دهد ،چرا كه آنها از موقعيت بين المللي از كانال صليب سرخ برخوردار هستند»(خبرگزاري فرانسه -27تير)
ابراهيم جعفري نخست وزيرعراق در بارة گفتگوهاي خود در تهران در باره مجاهدين گفت : «در رابطه با جنبش سياسي ضد جمهوري اسلامي ايران، كه از ما سئوال شد، ما يك اصل كلي را مطرح كرديم. ما ملتزم به سياست حسن همجواري هستيم و اصلا آمادگي نداريم كه هيچ گروهي تلاش كند دخالت نموده و همسايه را ناراحت نمايد».
نخست وزيرعراق افزود : «ما در عراق ظرفيت پذيرش تنوع هاي سياسي موجود را داريم مشروط به اينكه حضورشان در اينجا بخاطر ناراحت كردن كشورهاي همسايه، نباشد ».(تلويزيون عراق – 30 تير )
- مركز اطلاع رساني صوت العراق در30 تير خبر داد : «ديدار جعفري از تهران بعد از ديدار طراحي شده اي بود كه با زوليك معاون وزير امور خارجه امريكا، داشت. در آن ديدار زوليك ميزان و سقف نزديكي امريكا با ايران را مشخص كرده بود»
-به نوشته روزنامه اردني الغد (31 تير) «يك منبع سياسي عراقي فاش كرد كه نخست وزير عراق به مسئولين ايراني توضيح داده است كه پرونده مجاهدين خلق در دست نيروهاي آمريكايي است، دولت عراق مسئوليتي در قبال اين پرونده ندارد و حل وفصل و تصفيه اين پرونده در گرو تحولات آينده روابط بين تهران و واشنگتن مي باشد».
45- موضعگيريهاي مقامات دولت كنوني عراق درمورد «حق پناهندگي سياسي مجاهدين » و «موقعيت بينالمللي مجاهدين از كانال صليب سرخ»، همزمان با اولين سالگرد شناسايي رسمي موقعيت حقوقي (استاتو) مجاهدين مستقر در اشرف به عنوان افراد حفاظت شدة مشمول كنوانسيون چهارم ژنو ازسوي دولت آمريكا و ستاد فرماندهي نيروهاي چند مليتي درعراق، اذعان سياسي به همين موقعيت حقوقي ازسوي دولت عراق بود.
اين امر، آن هم درشرايطي كه دولت جعفري به طورعمده،دولتي شيعه و برخاسته از احزاب و جريانهاي بسيار نزديك به رژيم است، رژيم را سرخورده كرد و خشم ديوانه وار آخوندهاي حاكم برايران و واكنشهاي زنجيره يي آنان را برانگيخت كه بي وقفه ادامه دارد.
-روزنامه رسالت(30تير)در اين باره مي نويسد: «تاكيد وزير امور خارجه عراق بر تحويل ندادن اعضاي سازمان مجاهدين خلق ايران ( منافقين) ، امري قابل تامل است».« بايد گفت: نام سازمان منافقين اينك در فهرست گروهكهاي تروريستي اتحاديه اروپا و حتي وزارت امور خارجه آمريكا قرار دارد! اعضاي اين سازمان از نخستين روزهاي پيروزي انقلاب اسلامي به مبارزه با انقلابي پرداختند كه 2/98 مردم ايران بدان راي مثبت داده بودند.از سال 1360 تا به امروز اعضاي اين سازمان .... به منظور ناكارآمد نشان دادن نظام و بر آشفتن مردم عليه جمهوري اسلامي و نيز ترور كارگزاران سياسي كشور، چهره زشت تروريستي خود را به نمايش گذاشتند».«در طول هشت سال جنگ تحميلي ، منافقين نقش ستون پنجم دشمن را ايفا كردند».«اينك در نقش پادوهاي سازمان سيا ظاهر شده اند ».«اطلاعات هسته اي ايران را در اختيار واشنگتن گذاشته و ميگذارند».« آيا مردم عراق ميتوانند خاطره سركوب اكراد شمال عراق و شيعيان جنوب اين كشور را كه توسط منافقين در كنار عمال بعثي صورت گرفت، از اذهان خود بزدايند؟!».«حجم جنايتها و ميزان وحشي گريهاي سازمان منافقين چنان بوده است كه اتحاديه اروپا و واشنگتن را مجبور كرده است كه در ظاهر، منافقين را به عنوان تروريست معرفي كنند!بنابراين مجازات سازمان منافقين، امري ناگريز از ناحيه دولي به شمار مي آيد كه اينك داعيه مبارزه با تروريسم دارند و به همين بهانه به افغانستان و عراق لشكر كشي نمودند. سفر اخير نخست وزير و وزير امور خارجه عراق به ايران، حكايت از گشوده شدن سرفصل جديدي در مناسبات ايران و عراق است!اين مناسبات بايد تقويت و موانع خدشه بر آن رفع شود!يكي از اين موانع، لانه گزيني منافقين در عراق است.سازمان منافقين هم اينك به مرحله حادي از حيات و ممات خود رسيده است. بن بست ايدئولوژيك، نوميدي از پيروزي در نبرد با انقلاب و نظام جمهوري اسلامي ايران، نداشتن كوچكترين پايگاهي در ميان مردم ايران، تشكيل يافتن بخش عمده بدنه سازمان از نيروهائي كه بهصرف مشكلات معيشتي به ناچار به كسوت به اصطلاح مجاهد در آمده اند، تثبيت نظام و قدرت روزافزون نظامي، انتظامي و اطلاعاتي جمهوري اسلامي، همه بحرانهايي است كه منافقين را در چنگ خود گرفتار كرده است. سران سازمان بي ترديد در برابر بحران ها نمي توانند كه دست روي دست بگذارند زيرا در اين صورت فرا رسيدن پايان حيات سياسي و اريكه فرماندهي خود را با از هم پاشيدگي صد در صد سازمان به دست خود سرعت مي دهند. بنابراين انجام فعاليت تروريستي از داخل عراق عليه منافع جمهوري اسلامي ايران كاملا محتمل است و همين نقطه چالشي خواهد بود ميان ايران و عراق! ضمن اين كه وجود يك سازمان بحران زده مايوس، به طور مسلم براي دولت عراق نيز دردسر ساز است».
رسالت آخوندي سپس دولت عراق را تهديدنموده و به آن هشدار مي دهد : « اين به نفع عراق است كه دولت آن مجدانه در پي حل معضل وجود منافقين به هر شيوه ممكن باشد! صرف تحت پوشش هلال احمر بودن، دليل محكم و عقلاني براي تحمل عده اي تروريست تلقي نمي شود!».
46-آنگاه تحريكات و اقدامات عملي رژيم باشدت و حدّت بي سابقه اي آغاز شد. خبرگزاري رسمي رژيم در روز 6مرداد خبر داد كه « اخراج منافقين از سران عشاير و قبايل عراق(كه به دعوت رژيم به شيراز آمده بودند ) درخواست شد».
خبرگزاري رژيم گزارش كرد: «جمعي از خانوادههايي كه بستگانشان در دست گروهك منافقين در عراق اسيرند، در ديدار با گروهي از سران عشاير و قبايل عراقي ، خواستار كمك آنها براي اخراج اعضاي اين گروهك از عراق شدند».
به گفته خبرگزاري رژيم ،مزدوران عراقي هم گفته اند:« ما عشاير و قبايل عراقي پيرو مقام مرجعيت بوده و هر چه را كه ايشان در مورد اين گروه و ساير اشغالگران صلاح بدانند، انجام خواهيم داد»و « ما از تمام توان خود در دولت جديد عراق براي اخراج اين گروهك استفاده خواهيم كرد». متقابلاً «يك عضو خانواده اسير ايراني در دست گروهك منافقين در حالي كه بشدت ميگريست، اظهار داشت: ما از شما به عنوان برادران ديني تقاضاي كمك داريم ، چرا كه نميتوانيم اين تقاضا را از نيروهاي آمريكايي، انگليسي و يا اسراييلي داشته داشته باشيم».
مقاومت قهرمانانه رزم آوران آزادي در اشرف و حمايت 2 ميليون و800 هزار نفر از مردم عراق از آنها، آخوندها را اينچنين به گريه و ناله انداخته كه پس از نااميدي از ادامه بمباران و پيش بردن سياستهايشان توسط نيروهاي آمريكايي و انگليسي ، از ديگر «برادران ديني » تقاضاي كمك مي كنند . از اين رو، روزي نيست كه شماري ازاين «برادران ديني» يا ديناري يا دلاري در راديو و تلويزيون و مطبوعات دست نشانده رژيم در عراق، براي اخراج مجاهدين به فغان و فرياد نپردازند .
47- در روز 12 مرداد راديو و تلويزيون و مطبوعات رژيم آخوندي با جنجال و هياهو از موضعگيري يك مشاور امنيتي در دولت عراق بهنام موفق الرُُّبيعي خبر دادند كه در تلويزيون عراق گفته بود :«سازمان منافقين خلق سازماني است كه وزارت خارجه آمريكا آنرا درليست سازمانهاي تروريستي قرار داده است و كماكان در اين ليست مي باشد و تمام دنيا اين سازمان را يك سازمان تروريستي مي شناسد و مردم عراق نقش اين سازمان را در جنبش شعباني سال 91 و بعد از آن و حتي در جنگ ايران و عراق را بهياد مي آورد. لذا اين موضوع تنها بين عراق و ايران نيست، نياز داريم كه بدانيم كه چه كساني درريختن خون مردم عراق دست داشتند و آنها را محاكمه كنيم و ديگراني كه مي خواهند به ايران برگردند آنها را به ايران بر ميگردانيم و موضوع ديگر اينكه لازم است سازمان هاي بينالمللي و كشورهاي اروپايي براي بردن برخي از اينها و سكونت دادن انها در برخي از كشورهاي اروپايي وارد شوند».
-واضح است كه اين موضعگيري، كه تنها استبداد ديني حاكم بر ايران خواهان و خريدار آن است، قبل ازآنكه مواضع واظهارات يك عراقي باشد ،بازتاب فرهنگ ، كلمات ،رويكرد ، اتهامات و خواستهاي حاكمان ايران است. اولين بار است كه يك مقام عراقي عيناً مانند آنها از« منافقين » و نقش شان در جنگ ايران و عراق صحبت ميكند، در يك دروغ آشكار مجاهدين را به كشتار شيعيان عراق در سال 1991 متهم مي كند، خواستار محاكمه آنها ميشود و حقوق پناهندگي سياسي يك اپوزيسيون با 40 سال سابقه مبارزة با ديكتاتوريهاي سلطنتي و مذهبي در ايران را ناديده ميگيرد . امري كه آشكارا برخلاف قوانين بين المللي، برخلاف نظريه هاي حقوقي برجسته ترين حقوقدانان بين المللي و وكلاي عراقي ، بر خلاف حقوق مصرحه در كنوانسيون چهارم ژنو كه در2 ژوئيه 2004 مورد اذعان دولت آمريكا قرارگرفته، برخلاف موافقتنامة نيروهاي چند مليتي باتك تك مجاهدان مستقر در اشرف در ژوئيه 2004 و بر خلاف بيانية 8/2 ميليون تن از مردم عراق در بطلان اتهامات عليه مجاهدين است.
-بنابراين شوراي ملي مقاومت ايران با صراحت و به رساترين صورت اعلام و تأكيد ميكندكه تنها طرفي كه خواهان اخراج مجاهدين از عراق يا محاكمة آنهاست، فاشيسم مذهبي حاكم بر ايران است. بخصوص كه درهمان روز 11 مرداد روزنامة عراقي الشاهد المستقل نوشت : «ابراهيم جعفري و قبل از او وزير امور خارجه، هوشيار زيباري، و وزير دفاع، سعدون دليمي در ديدار اخيري كه از ايران داشتند، در باره مجاهدين به مقامات ايراني تاكيد كردند كه ما مجاهدين را مجاز ميدانيم بر اساس ضوابطي كه قراردادها و توافقات بين المللي براي آنها مشخص ميكند در عراق حضور داشته باشند».
روزنامة عراقي خاطرنشان كرده بود :« دولت عراق ملتزم به حضور مجاهدين در عراق است ، التزامي كه درخواست اخراج مجاهدين از عراق را منتفي ميكند و بنا براين لازم است كه دولت ايران ارسال دلارها و تومانهاي بيشتر به سمت مطبوعات عراق را بس كند».
البته اگر روزنامة عراقي به وضعيت رژيم و داغي كه از ارتش آزادي بر دل دارد آشنا ترمي بود، قطعا نتيجه ميگرفت كه ارسال دلارها و تومانها و پاسدار و ملا، ازاين پس افزايش خواهديافت.
48-اما اگر بنا را بر محاكمه مجرمان و جنايتكاران بگذاريم ، قبل از هركس آخوندهاي حاكم بر ايران و مهره هاي سرسپرده ومأموران اطلاعاتي و تروريستهاي صادراتي آنهاهستند كه بايد در يك محاكمة عادلانه پاسخگوي بيش از 150 تهاجم و جنايت فجيع تروريستي و انفجار و بمب گذاري و عمليات نفوذي عليه مجاهدين در خاك عراق در سالهاي 1993 تا 2003 باشند كه بيش از 100 شهيد و 150 مجروح از مجاهدين برجاي گذاشته است ،قربانيان اين حملات تروريستي كه زنده مانده اند و شماري از آنها چشم يا گوش يا دست ياپاي خود را ازدست داده اند،آمادة گواهي دادن درهردادگاهي هستند . لازم به يادآوري است كه اين تهاجمهاي تروريستي 25 كشته و 130 مجروح درميان شهروندان بيگناه عراقي باقي داشته اند . سركردگان رژيم ومهره ها و مزدورانشان همچنين بايد پاسخگوي همة جنايتهاي تروريستي خود عليه گروههاي كردايراني مستقر در كردستان عراق باشند .
همه ميدانند كه مقاومت ايران هيچگاه خارج ازمرزهاي ميهنش هيچ عمل قهرآميزي انجام نداده است. حال اگر عراق كشور قانون شده است يا اگر روزي چنين شود ، نوبت مقاومت ايران است كه آمران و عاملان بمب گذاري در اتوبوس مسافربري وانفجارهاي كور در خيابانها و مكانهاي عمومي و وارد كنندگان كاميونهاي انتحاري عليه مجاهدين را به محاكمه بكشد .
شوراي ملي مقاومت با ياري حقوقدانان بين المللي و وكلاي عراقي براي بازگشودن و پيگيري يكايك اين پروندهها در دادگاه ذيصلاح اعلام آمادگي خواهد كرد.
49-مردم ايران مي دانند كه رژيم وحشي آخوندها، قتل كشيشان مسيحي و انفجار در حرم امام رضا را با منطق دجالانه و شيوة نعل وارونه به مجاهدين نسبت داد.برگرداندن نقض حقوق بشر عليه مقاومت ايران و نسبت دادن كشتار شيعيان و كردهاي عراق به مجاهدين ،نعل وارونة ديگري از سوي حكام آدمكش تهران بودتا جنايتهايشان عليه شهروندان عراقي پس ازجنگ كويت و همچنين عليه مجاهدين و گروههاي كرد ايراني را،پوشيده نگهدارند. رژيم همچنين مدعي بود كه تسليحات كشتار جمعي عراق در قرارگاههاي مجاهدين مخفي شده است .اين دروغپردازيها علاوه بر تحريكات منطقه اي و بين المللي عليه مجاهدين فايده اش اين بود كه به رژيم فرصت ميداد تا بي سر و صدا پروژه هاي اتمي و موشكي و شيميايي خود را پيش ببرد. اين رژيم پليد حتي تلاش نمود ترور دكتر كاظم رجوي و محمد حسين نقدي را هم كار خود مجاهدين جلوه بدهد، هم چنان كه پس از ترور نافرجام آقاي محمد محدثين مسئول كميسيون خارجه شورا و آقاي حسين عابديني عضو اين كميسيون كه با ده عمل جراحي ازمرگ نجات يافت در اسفند سال 1368 در استانبول، كوشيد ،اين ترورها را به حساب اختلافات داخلي مقاومت بگذارد .
-پس از جنگ اخير در عراق نيز، به موازات معاملات و زد وبندها ، اطلاعات آخوندي في الواقع توانست سرويسهاي فرانسوي را بفريبد و متقاعد كند كه گوئيا مجاهدين ستاد عملياتي خود را به اور سوراواز منتقل كرده اند. اين فريبكاري بزرگ، علاوه بر سركوبي مجاهدين و شوراي ملي مقاومت ، اين فايده راهم داشت كه پروندة ترورهاي رژيم در اروپا راتحت الشعاع قرار دهد.
-هرچند مصلحت سياسي هنوز اقتضا نكرده است كه مقامات امريكايي در مورد تسليحات كشتار جمعي يافت نشده در عراق و نقش رژيم در اين رابطه سخن بگويند ، اما طبق اطلاعات موثقي كه نيوزويك در بهار 2004 فاش نمود ، پيداست كه در اين قضيه نيز رژيم نقش تعيين كننده داشته و در حاليكه خودش به پنهان كاريهاي هسته يي و موشكي و شيميايي اشتغال داشته ،توجه آمريكا را به جاي ديگر منحرف كرده است.
در يك كلام مثال اين رژيم دقيقاًمثال همان دزدي است كه در حال فرار، فرياد آي دزد ميكشيد !
50- درشرايطي كه تدوين و تصويب قانون اساسي جديد عراق ورفراندوم دربارة آن در دستور است ، رژيم آخوندها بالاترين تلاش را براي اعمال نفوذ هرچه بيشتر در قانون اساسي ونيز درانتخابات آينده اين كشور بعمل مي آورد .
- روزنامة الحيات در28 تير ازتهران گزارش كرد : « خامنه اي ،ولي فقيه جمهوري اسلامي ايران، اصرار خود را بر اينكه اسلام بايد محور قانون اساسي دائم عراق باشد ،به نخست وزير عراق, ابراهيم جعفري، ابلاغ نمود ».
دو هفته بعديك نويسنده و روشنفكربرجسته عراقي نوشت : « بادهايي كه از صحاري خشك ولميزرع در ايران ميآيند در جهت خلاف حركت كشتيهاي عراق وزيدند و اين سرزمين رؤيا را به هدف امتداد ظلمات صحراي كنوني ايران تبديل ساختند. گفتيم كه متحدين ، برايمان آزادي تدارك ديدهاندتا قانون اساسي دائمي مان را بنويسيم ولي نميدانستيم كه آن چيزي كه آنرا قانون اساسي دائمي مينامند، قلادة دائمي رژيم ايران بر گردن عراقيان است. هزاران مايل را در جستجوي مراكز رأي گيري طي كرديم و انگشتانمان را به جوهر آبي آغشتيم،اما نميدانستيم كه عمامههايي در كميته تدوين قانون اساسي خواهيم كاشت كه همّ وغم آنها نصب سيم هاي خاردار بيشتري در ميدان آزادي است كه روز به روز دارد صحنه اش تنگ تر ميشود.اكنون بر بغداد روضهخوانها و بر شهر بصره نيروهاي بسيجي حكم ميرانند كه دهانها را مي دوزند و تحرك زنان را محدود ميكنند. شهرهايي راكه به آرامي در كناره هاي فرات و دجله آرميده اند ، دزداني نگاهباني ميكنند كه آن ها را از اهل خانه دزديدهاند»(شوان عثمان -سايت صوت العراق ،11مرداد).
- يك روحاني عراقي به درستي گفته است «رژيم ايران قانع نميشود مگر اينكه هژموني اش را بر تمام عراق از شمال تا جنوب اِعمال كند و آنرا فرو ببلعد »(ايادجمال الدين – تلويزيون الحره 11مرداد).
-رئيس حزب الامه عراق گفته است «اگر دست آنهابود ، قانون اساسي ايران را براي ما مي آوردند و آنرا به اجرا ميگذاشتند » (الالوسي-شاهدالمستقل ، 11مرداد).
51-تاكتيك بغايت فرصت طلبانة رژيم آخوندي در عراق دربرابر آمريكا در 2 سال و چند ماه گذشته ، فشارآوردن از پايين براي امتياز گرفتن ازبالا بوده است . از يكسو بر طبل «يكانهاي استشهادي» ميكوبد ،نعره هاي «ضد استكباري» ميكشدو خروج نيروهاي خارجي، بويژه نيروهاي آمريكايي، را ازعراق
مي طلبد ، اما ازطرف ديگر اولين دولتي است كه شوراي حكومتي را بهرسميت مي شناسد ، مهره ها و عوامل خود را در آن شركت ميدهد ، بخشي از ائتلاف و حاكميت ائتلافي ميشود ، قلع و قمع «تروريسم و تروريستها» را طلب ميكند ، هرگونه گفتگو و مذاكره نيروهاي آمريكايي با شورشيان را حرام ميداندو در يك كلام كاسة داغ تر از آش ميشود . در عين حال با دست باز پول و سلاح و مهمات به داخل عراق ميريزد و هرازگاهي ضرب شستي به ايتالياييها و انگليسيها نشان ميدهدتا آمريكاييها حساب كار خودشان را بكنند و به اين نتيجه برسند كه اگررژيم ايران بخواهد ميتواند جهنمي براي آنها بسازد....
- در انتخابات ژانويه گذشته در عراق، رژيم خودش پيشقدم شركت و تبليغ به شركت شد اما سنّيها را تا آنجا كه توانست به لطايف الحيل ازشركت باز داشت تاليست مورد نظرش جلودار بماند و در نوشتن قانون اساسي بعدي دست بالا را داشته باشد.
-همچنانكه در مسئله اتمي قسم و آيه ميخورد كه به بمبهاي حرام اتمي هيچ نظري ندارد ، اما به كنترل چرخة سوخت كه ميرسيد، دم خروس مخفيكاري بيرون ميزد؛ در مسئله عراق هم قسم و آيه ميخورَد كه هرگز نميخواهد رژيمي از نوع خودش درعراق برپا كند. اما در عمل عيناً با همان الگوي خميني، خواهان «محوريت اسلام» درقانون اساسي عراق است.
-از يكسومي گويد عراق امن و باثبات ميخواهد ، و براي آن روضه ها ميخواند ،اما از سوي ديگر معلوم ميشود كه ماده هاي انفجاري پيش ساخته با قدرت نفوذ فوق العاده از ايران به عراق فرستاده ميشوند. تلويزيون ان بي سي در 14 مرداد فاش كردكه « يك محمولة بزرگ از مواد انفجاري كه بهصورت قاچاق ازشمال شرقي عراق از ايران وارد اين كشور ميشد»بهدست سربازان آمريكايي افتاده است. به گفتة اين شبكة تلويزيوني , ماده هاي انفجاري پيش ساخته با قدرت نفوذ خارق العاده درزرهيها، توسط سپاه پاسداران ايران به عراق فرستاده ميشوند . معلوم شده است كه رژيم ازآن رو با هرگونه گفتگو و مذاكرة نيروهاي آمريكايي و دولت عراق با نيروهاي شورشي مخالفت ميورزد كه بتواند حيطة تأثير گذاري و نفوذ خودش را با انواع كمك رسانيها و ارتباطات پنهاني و غير مستقيم با آنها حفظ كند و تا آن جا كه بتواند آنها را در جهت اهداف خودش بهكاربگيرد يا سمت وسو بدهد .
-وزير دفاع امريكا در 13 مرداد ضمن يك سخنراني گفت : « ايران به هيچ وجه نميخواهد كه عراق در رسيدن به دموكراسي و سيستم انتخاباتي موفق شود و به صورت كشوري ميانه رو در بيايد چنين امري با اوضاع ايران، كه در آنجا گروه كوچكي از روحانيون كشور را اداره مي كنند، دقيقاً در تضاد است».
52- درآذر ماه 1382 رئيس جمهوربرگزيدة مقاومت خطاب به اجتماع هموطنانمان در لندن گفت : «شوراي ملي مقاومت ايران در پيكار مستمر خود براي آزادي و طي بيش از دو دهه ، پيوسته نسبت به خطر صدور ارتجاع و بنيادگرايي و تروريسم ، به مثابه اختاپوسي كه سر آن در قم و تهران است هشدار داده است .
ما همچنين از 12 سال پيش بنيادگرايي تحت نام اسلام را تهديد اصلي جهاني و شرايط جديد بين المللي اعلام كرديم و درباره آن بسيار گفتيم و نوشتيم .
درباره تجهيزات و برنامه هاي اتمي رژيم آخوندها هم گفتيم كه آنها سلاح اتمي را، به گفتة رفسنجاني، عامل استراتژيكي بقا و حفظ نظامشان ميدانند .
امروز، اما، تأكيد ميكنيم كه آخوندهاي حاكم بر ايران، كه شعارها و نعره هاي گوشخراش شان در مورد ” فتح قدس از طريق كربلا “ را همه به ياد دارند ، بار ديگردر عراق ، كه نزديك به دو سوم جمعيت آن شيعيان هستند، فرصت را مغتنم يافته اند.
در چنين وضعيت ژئوپلتيكي ، باز هم مثل روزگار جنگ 8 ساله ، يعني دوران جنگ ضد ميهني خميني ، سد سديد در برابر ارتجاع و صدور بنيادگرايي ، همانا مجاهدين خلق ايران هستند. به همين خاطر رژيم به شكل جنون آميزي در پي زد و بند و توطئه و تروريسم عليه مجاهدين در خاك عراق است تا شايد بتواند آنها را ناگزير از ترك اين كشور كند و بعد، طعمه خودش را بدون هيچ رادع و مانع ايدئولوژيكي و سياسي بويژه از نوع ايراني و شيعي ، فرو ببلعد» .
53-اكنون پس از 20 ماه ، جامعة بين المللي تا حد قابل توجهي به صحت و دقت مواضع مقاومت ايران هم در زمينه مقاصد اتمي رژيم و هم درخصوص مقاصدش در عراق پي برده است.ازطرف ديگر، رژيم ولايت فقيه ، برپاية دستاوردهايش در مسئله اتمي و عراق ، كه مهمترينشان ، بمباران و خلع سلاح نيروي اصلي اپوزيسيون در عراق و زيرضرب بردن آن در فرانسه بود، شكافهاي موجوددررأس حاكميت را بسته و با روي كار آوردن احمدي نژاد، به منظور حفظ حاكميت فرتوت آخوندي ، به تصريح به مردم ايران و به تلويح به جامعه بين المللي اعلان جنگ داده است.
چه بايدكرد؟ مقاومت ايران واقعي ترين و ضروري ترين راه حل را ارائه داده است. راه حل سوم : نه اشغال و مداخلة نظامي خارجي و نه ادامة سياست مماشات. تنها راه، تغيير دموكراتيك از طريق مردم و مقاومت ايران است.
54- بر اساس تجارب 50ساله ملت ايران براي نيل به دمكراسي و حاكميت مردم، بالاخص تجربه 27 ساله در برابرديكتاتوري مذهبي، پيام ما به مردم و نيروهاي دموكراتيك و ميهن پرست عراقي با هر دين و مذهب و با هرمرام و مليت اين است:
الف-با اينهمه درد و رنج و با اين همه خوني كه هر روز ازپيكر عراق بر زمين ميريزد ،ديگر درعراق جايي براي هيچگونه افراطي گري باقي نمانده است . پاسخ، دريك دولت دموكراتيك ملي و مستقل و معتدل است تا بتواند وحدت سياسي و تماميت ارضي كشورتان را در ديالوگ مستمر با همة جريانهايي كه به قواعد دموكراتيك پايبند هستند حفظ كند و به اشغال پايان دهد.
ب –در شرايط كنوني و درپروسة تدوين و تصويب و رفراندم قانون اساسي و انتخابات بعدي و تشكيل دولت جديد، تهديد مبرمِ تماميت وآزادي عراق و بهخصوص آنچه مانع اصلي استقلال آن و خروج هر چه سريعتر نيروهاي چند مليتي است، همان «جنگ پنهان و اشغال اعلام نشده بي» است كه 2 ميليون و 800 هزار تن ازمردم عراق بر آن انگشت گذاشته اند.
از سوي ديگر ايالات متحده اعلام كرده است به دمكراسي در عراق متعهد ميباشد. اين تعهدرا در كارزار تاريخي كنوني براي برپايي يك دولت دموكراتيك و مستقل و معتدل ، به آزمايش بكشيد.
ج- با تمام قوا در انتخابات، به شرط آزادي و عدم تقلب، شركت كنيد و ميدان را بهسود جريانهاي ضد دموكراتيك و دخالتهاي خارجي خالي نكنيد. تا آخرين قطره و تا آخرين ذره از آزادي و امكان فعاليت آزاد سياسي استفاده كنيد. انتخابات آزاد ، تحت نظارت ملل متحدو حداكثر آزاديهاي دموكراتيك را طلب كنيد.
د– امنيت و صلح و ثبات با اعاده و تضمين حقوق و احترامات همة مردم عراق بهويژه زنان آزادة عراقي و با پلوراليسم سياسي و مذهبي و قومي محقق ميشود.
ه- مرجعيت عالي و حوزه تاريخي نجف و علما و روحانيون آزاديخواه استبداد ديني تحت عنوان ولايت فقيه را نپذيرفته اند و تجربة تلخ مردم ايران در ربع قرن اخير را مدّ نظر دارند.
- فعاليتها و موقعيت مقاومت در اروپا و آمريکا
55- دريكسال گذشته سلسله يي از تظاهرات و آكسيونها و تجمعات ايرانيان آزاده و پشتيبانان مقاومت در كشورهاي اروپايي و آمريكا برگزار گرديد كه نسبت به گذشته دركميت و كيفيت بيسابقه بود. طي يكسال گذشته روزي نبود كه هموطنانمان در گوشه اي از جهان صداي حق طلبانه مردم و مقاومت ايران را طنين افكن نكرده باشند.
- در بيش از70 شهر اروپا و آمريكا، كانادا واستراليا بيش از150 تظاهرات و اقدام اعتراضي و صدها گردهمايي، ازجمله بيش از 30 جلسه و سمينار حقوق زنان، برگزار گرديد كه طي آنها هموطنانمان ضمن محكوم كردن سياست استمالت از فاشيسم مذهبي، و نفي هرگونه دخالت خارجي درايران، بر حمايت خود ازراه حل تغيير دمكراتيك با تكيه بر مردم و مقاومت ايران تأكيد ورزيدند. بهرغم انواع زد و بندهاي رژيم آخوندي و فشارهاي دولتهاي غربي، فعاليتهاي مقاومت ايران درسال گذشته ، گسترده ترين كارزار بين المللي دو دهه بود.
-تظاهرات25 هزار تن از هموطنان در بروكسل، مقر اتحاديه اروپا در 23شهريور، تظاهرات 15 هزار تن از هموطنان در واشنگتن در 29آبان، تظاهرات دهها هزار ايراني در 22بهمن دربرلين كه بعد از ممنوع شدن تطاهرات ايرانيان در پاريس در كارزاري كم نظير و به ياد ماندني برگزارشد، تظاهرات بزرگ 15 فروردين در پاريس در اعتراض به سفر خاتمي به فرانسه، تظاهرات ايرانيان در سوئد در 31ارديبهشت، كنگره هاي ايرانيان در واشنگتن، برلين، بروكسل، تگزاس، كاليفرنيا كه در برگيرندة نمايندگان گروههاي مختلف ايرانيان در كشورهاي مختلف بود و سلسله يي از تظاهرات، اقدامات اعتراضي و گردهماييهاي ديگر كه به طور بي وقفه در شهرهاي اروپا و آمريكا برگزارشدند، بازتابهاي گسترده يي در رسانه هاي خبري جهان يافتند، ارادة مردم ايران را براي به زير كشيدن استبداد ديني به نمايش گذاشتند و بيان روشن رأي تمايل مردم ايران به راه حل مقاومت بودند.
56-بزرگتـرين اجتـماع ايرانيـان در فرانسـه درفرداي تحريم بزرگ نمايش انتخاباتي رژيم آخوندي توسط مردم ايران و به مناسبت دومين سالگرد حملة 17ژوئن به مقر شوراي ملي مقاومت ايران و خانههاي پناهندگان ايراني، در روز شنبه28خرداد(18ژوئن) در سرژيپونتواز در شمال پاريس برگزار شد. 20هزار ايراني و شمار كثيري از شهروندان فرانسوي و حاميان مقاومت ايران در اين گردهمايي شكوهمند شركت كردند و خواهان رفع محدوديتهاي اعمال شده عليه مقاومت ايران و بسته شدن اين پرونده شدند. آنان همچنين تحريم سراسري نمايش انتخاباتي رژيم آخوندي را بيانگر فقدان مشروعيت تماميت رژيم و رأي تمايل مردم ايران به سرنگوني اين رژيم توصيف كردند.
-شركت شمار زيادي از شهروندان فرانسوي و دهها تن از نمايندگان پارلمان از فرانسه و ديگر كشورهاي اروپايي و همچنين نمايندگان دهها سازمان مدافع حقوقبشر و حضور طيف گسترده اي از شخصيتهاي سياسي و اجتماعي و مذهبي اروپايي و آمريكايي و كانادايي دراين گردهمايي، يك همبستگي ملي و بين المللي را درحمايت ازمقاومت ايران، به نمايش گذاشت.
حضور5شهردار از 5شهر استان والدواز فرانسه دراين مراسم، علاوه بر نماد حمايت اجتماعي و سياسي منتخبان مردم اين استان بزرگ از مقاومت عادلانه مردم ايران ، پاسخ دندان شكني بود به توطئه هاي رژيم و عوامل و همدستانش ،كه با انبوه تبليغ و انتشارانبوه اكاذيب خود عليه مقاومت ايران كوشيدند ولي همة تيرهاي نيرنگشان به سنگ خورد.
در بزرگترين اجتماع ايرانيان درفرانسه، آقايان دومينيك لوفور، شهردار منطقه سرژي و رئيس اداري شهرهاي تابعه، ژان پيربكه، شهردار اورسوراواز، موريس بوسكاور، شهردار تاورني، ژانكلود ونر، شهردار بوازمون، و ژان پيرمولر، شهردار ماني آنوكسن و دبير اول فدراسيون حزب سوسياليست در استان والدوآز شركت داشتند و در سخنرانيهاي خود تأكيد كردند كه مردم استان والدواز مقاومت ايران را كه به مدت دو دهه آنرا آزموده اند، قوياً حمايت ميكنند و از دولت فرانسه ميخواهند به تضييقاتش عليه اين مقاومت خاتمه دهد.
شهردار سرژي گفت: مبارزة شما براي آزادي و دموكراسي مبارزة ما نيز هست. چون با وجود رژيم ملاها صلح و دموكراسي در جهان در معرض خطر قرار دارد.
شهردار اورسوراواز تأكيد كرد : من بارديگر دوستي و حمايت خودم را در اين مبارزة سخت و طولاني براي برقراري آزادي و دموكراسي در ايران اعلام ميكنم
شهردار تاورني پلاك نماي شهرداري تاورني را به خانم مريم رجوي اهدا كرد و افزود: نهبهديكتاتوري مذهبي درايران، آري بهآزادي! فطعاً تمام كساني كه براي دموكراسي و حقوقبشر احترام قائلند در كنار شما هستند.
شهردار مانيآنوكسن گفت:هيچ آرماني نيست كه روزي محقق نشود و اميدواريم كه ايران نيز دموكراسي و احترام بهحقوق بشر را بازيابد.
وشهردار بوآزمون اضافه نمود:اميدوارم كه مبارزة شما بهپيروزي برسد و دموكراسي در ايران برقرار شود.
57- درهمين مراسم بيانية امضاشده از سوي صدهزار شهروند فرانسوي در محكوميت يورش 17 ژوئن به عنوان«محصول زد وبند با فاشيسم مذهبي حاكم بر ايران» اعلان گرديد.
دراين بيانيه، شهروندان فرانسوي اعلام كردند: «بنيادگرايان حاكم بر ايران بيش از پيش به يك چالش بزرگ بينالمللي تبديل شدهاند. علاوه بر تشديد نقض حقوق بشر از جمله اعدام دختران زير 18 سال، تلاش بي وقفة آنان براي مسلح شدن بهبمب اتمي و تسلط بر عراق، يك فاجعه براي صلح و امنيت و دموكراسي در تمام منطقه است. پايان دادن بهمماشات با رژيم آخوندي و حمايت از مريم رجوي، رهبر اپوزيسيون دموكراتيك، و پاياندادن بهفشارها و محدوديتهاي اعمال شده بر او در فرانسه، هم با ارزشها و سنتهاي فرانسه منطبق است و هم راه تغيير دموكراتيك در ايران را هموار ميكند. در شرايطي كه ملايان بهطور روزافزوني صلح و امنيت در منطقه و جهان را تهديد ميكنند، اين تغيير تنها راه اجتناب از جنگ خارجي است».
58- شوراي ملي مقاومت ايران در اجلاس مياندورهيي خود مواضع اعلامشده توسط خانم رجوي در پارلمان اروپا در25آذرماه را كه با استقبال گسترده در ميان مردم ايران و سياستمداران خارجي مواجه شد، «تبيين مواضع آزاديخواهانه و استقلالطلبانه شوراي ملي مقاومت ايران» دانست و «خواستار ادامة تلاش نمايندگان مردم اروپا براي قطع بده بستانهاي ننگين دولتهاي اروپايي با رژيم آخوندي» گرديد.
رئيسجمهور منتخب شورا درپارلمان اروپا گفت:« استبداد مذهبي حاكم بر ايران، از يكسو در داخل كشور مرزهاي جديدي را در نقض حقوقبشر درنورديده است و از سوي ديگر، با مداخلات فزاينده در عراق و تلاش براي توليد سلاح اتمي، به بزرگترين چالش جامعةبينالمللي، تبديل ميشود. در پاسخ به اين چالش معمولاً از دو گزينه صحبت ميشود، يكي سازش با رژيم آخوندي با هدف مهار يا تغيير تدريجي آن، كه در دو دهة گذشته توسط كشورهاي غربي دنبال شده است. گزينة ديگر، سرنگوني ملايان از طريق جنگ خارجي است، مانند آنچه در عراق روي داد، و هيچكس خواستار تكرار آن در ايران نيست. من امروز آمدهام كه بگويم يك راهحل سوم وجود دارد: تغيير توسط مردم و مقاومت ايران...ما از غرب نه پول ميخواهيم و نه سلاح، ما ميخواهيم بين مردم و مقاومت از يكسو و رژيم حاكم ازسوي ديگر، بيطرف باشند. برچسب تروريستي فتواي سركوب يك ملت به دست رژيمي است كه 51قطعنامة ملل متحد آنرا بهخاطر نقض حقوقبشر محكوم كرده است. حذف اين برچسب خواست مردم ايران و يك اقدام لازم براي تحقق يك ايران دموكراتيك است».
59- اين سخنراني در طول سالي كه گذشت بارها ازسوي نمايندگان كنگرة آمريكا و نمايندگان پارلمانهاي كشورهاي اروپايي وبسياري از رهبران وشخصتيهاي سياسي در كشورهاي مختلف در سخنرانيها ومقالات و بيانيه هاي گوناگون مورد تأييد و پشتيباني قرارگرفت.
آقاي ويدال كوادراس، نايبرئيس اول پارلمان اروپا دراين باره گفت:«ما در پارلمان اروپا ميبايست از راه سومي كه خانم رجوي آن را پيشنهاد ميكند حمايت كنيم. تلاشهاي اتحادية اروپا براي تشويق رژيم ايران به تغيير رفتارش شكست خورده است. اكنون به اثبات رسيده است كه امتيازاتي مثل پذيرش درخواست تهران براي گنجاندن نام سازمان مجاهدين خلق ايران، اپوزيسيون اصلي ايران و عضو شوراي ملي مقاومت ايران، در ليست تروريستي اتحادية اروپا، مخرب بوده است. اين برچسب هيچ پايه يا اعتبار قانوني ندارد. ما به عنوان اعضاي پارلمان اروپا وظيفه داريم درمورد يكي از مهمترين موضوعاتي كه اتحادية اروپا در سياست خارجي و امنيتياش با آن مواجه است، يك سياست درست تدوين كنيم. ما همچنين وظيفه داريم اطمينان حاصل كنيم كه حكومتهايمان به قوانين اتحادية اروپا احترام ميگذارند و بهخاطر ملاحظات سياسي آنها را نقض نميكنند. و سرانجام اين وظيفة اخلاقي ماست كه ازداشتن رفتاري منصفانه و عادلانه مطمئن شويم. بر اين سياق، حمايت از مقاومت ايران كه آرزوهاي مردم ايران را براي تغيير نمايندگي ميكند، يك اقدام ضروري است».
60- دريكسال گذشته، در بيش از50 سمينار و سمپوزيوم و كنفرانس در آمريكا و اروپا، برجستهترين متخصصان، وكلا، شخصيتهاي سياسي و حقوق بشري، به حمايت از مقاومت ايران برخاستند. آنها خواهان خروج نام مجاهدين از ليست هاي تروريستي آمريكا و اتحاديه اروپا و بسته شدن پروندة 17ژوئن در فرانسه و پايان دادن به محدوديتهاي اعمال شده بر مقاومت ايران در اين كشور شدند. آنها تصريح كردند كه هيچ مشروعيت حقوقي، سياسي و اخلاقي براي حفظ نام مجاهدين در اين ليستها وجود ندارد و اين امر به مثابه مانع اصلي تغيير دمكراتيك در ايران عمل كرده است.
-آقاي مك كينلي،نمايندة برجستة پارلمان انگلستان، در اين باره در 5 آوريل نوشت: « من و بسياري ديگر از پارلمانترهاي بريتانيا استدلال ميكنيم كه سازمان مجاهدين خلق ايران به هيچوجه نمي بايد بهعنوان يك سازمان تروريستي توصيف شود. ما اين را يك مزخرف كامل تلقي ميكنيم .من ميدانم كه شماري از اعضاي ذي نفوذ، هم در كنگرة آمريكا و هم در دولت ، در اين نظر بهطورفزاينده يي سهيم هستند».
- آقايان پائولو كازاكا و آندره بري نمايندگان پارلمان اروپا، در بيانيه مطبوعاتي خود در 20 ژوئيه امسال در بروكسل اعلام كردند: «نامگذاري تروريستي ، تنها براي استمالت از رژيم بنيادگرا صورت گرفته بود كه طبق آن قربانيان اصلي عمليات تروريستي بعنوان تروريست در ليست قرار داده شده بودند. اين نامگذاري نه تنها ياوه يي بيش نيست، بلكه توهيني به همه قربانيان تروريسم به شمار ميآيد».
- شوراي ملي مقاومت در بيانية ديماه 1383درهمين زمينه اعلام كرد: «برچسب تروريستي اتحادية اروپا و وزارت خارجة آمريكا عليه مقاومت مشروع مردم ايران براي آزادي ازچنگال فاشيسم مذهبي را به مثابه كارشكني در مسيراعمال ارادة مردم ايران براي ايجاد تغيير دموكراتيك در ايران مي داند. اين برچسب، كمك به ادامة حيات ننگين رژيم آخوندي، مشاركت درسركو بي مردم ايران ، راهگشاي صدورتروريسم واستقراريك حكومت اسلامي دست نشانده درعراق ومشوق ديكتاتوري تروريستي حاكم برايران دردست يابي به سلاح اتمي است» .
61-برگزاري كنفرانس بين المللي حقوقدانان در10نوامبر 2004 در پاريس با شركت 500حقوقدان از سراسر جهان و ارائة 10نظريه توسط حقوقدانان برجستة بينالمللي،رخدادي بزرگ و كم نظير در نوع خود بود. دراين كنفرانس حقوقدانان تاكيد كردندكه برچسب تروريستي عليه مقاومت مشروع مردم ايران، به منزلة نقض آشكار اعلامية جهاني حقوقبشر و كنوانسيون حقوقبشر اروپايي، حق دفاع و اصل برائت ميباشد. بيانية كنفرانس، كه يك سند ماندگار درزمينة حقوق بينالملل عمومي است، تأكيد ميكند: «اقدامات نظامي سازمان مجاهدين خلق ايران اعمال مقاومت است و نه اعمال تروريسم . برچسب تروريستي محصول يك پروسه قضايي نبوده و در نتيجه فاقد هر نوع پاية قانوني است». بيانيه همچنين تاكيد ميكند: «نقض مالكيت اعضاي مجاهدين در عراق ناقض موقعيت بهرسميت شناخته شدة آنها بهعنوان افراد حفاظت شده تحت كنوانسيون 4 ژنو ميباشد». به نظرحقوقدانان «يك دولت جانشين در عراق در قبال قراردادهاي دولت سلفش با سازمان مجاهدين خلق ايران التزام دارد و بايد اصول حقوق مكتسبه را مراعات نمايد» . «ليستهاي تروريستي نميتواند، توجيهي براي سلب هيچيك از حقوق فوق باشد».
62- كنفرانس افشاي جنايتهاي ضد انساني رژيم آخوندها تحتعنوان «حقوقبشرسنگسارشده» در روز جهاني حقوقبشر(10دسامبرـ 20آذر)در جنب نمايشگاهي با همين عنوان درپاريس با شركت وحمايت نامدارترين سازمانها و شخصيتهاي مدافع حقوق بشر در فرانسه و اروپا برگزارشد. در اين كنفرانس و نمايشگاه تكان دهندة منضم به آن ،جنايتهاي رژيم آخوندي و تعارض قانون اساسي و قوانين موضوعة اين رژيم با اعلاميه جهاني حقوق بشر در معرض ديد وقضاوت همگاني قرار گرفت.
63-در كنفرانس بين المللي حقوقدانان ووكلا، كه در 10مي 2005(20 ارديبهشت 1384 )تحت عنوان «عدالت براي شوراي ملي مقاومت » با حضورصدها حقوقدان برجسته در پاريس برگزارگرديد، سياستمداران، حقوقدانان و نمايندگان مجلس از فرانسه، انگلستان، پارلمان اروپا وبرخي ديگردر كشورهاي اروپايي، اعلام كردند كه پروندة 17ژوئن در فرانسه يك پروندة خاليست كه به خواست رژيم آخوندي و با دعاوي پوچ و بيهوده سر پا نگاه داشته شده است.اين پرونده، برطبق قوانين فرانسه و قوانين اروپايي، بايستي بسته شود. دولت فرانسه بايد به معامله و زد و بند با رژيم آخوندي پايان دهد.
روزنامه اِست رپوبليكن «تنوع و تعداد شركت كنندگان[ در كنفرانس بين المللي حقوقدانان ] را باعث شگفتي » خواند و با نام بردن از تعدادي از آنها نوشت : «اگر بخواهيم ليست كامل اين شخصيتها را بنويسيم بسيار طولاني ميشود، اگر چه همين تعداد هم خودش بسيار زياد است »(اِست رپوبليكن 12مي 2005 )
حقوقدانان بين المللي «با در نظر گرفتن وقايع ، با توجه به احكام صادره توسط دادگاههاي ذيصلاح فرانسوي ، با توجه به تلاشهاي رژيم ايران براي تأثير گذاري بر روند پرونده 17 ژوئن ، با توجه به نظريه هاي حقوقي ، با در نظر گرفتن شواهدي كه دلالت برماهيت سياسي پرونده داردو با درنظر گرفتن شهادتهاي ارائه شده در كنفرانس» اعلام كردند: «قرار دادن نام سازمان مجاهدين خلق ايران در ليستهاي تروريستي , يك تصميم سياسي بمنظور خوشنود كردن ملايان مي باشد و هيچ مبناي حقوقي ندارد » و «تحقيقات قضايي كه با سرو صداي زياد از 17 ژوئن 2003 علني شد, نتيجه مستقيم فشارهاي دولت ايران است ».
- ليگ حقوق بشر فرانسه طي پيامي به كنفرانس بزرگ حقوقدانان به صراحت يادآوري كرد : «روند جاري قضايي عليه اعضاي شوراي ملي مقاومت ايران را يك روند صرفاً سياسي ميداند كه منظور از آن خدمت به رژيم ايران است . در حاليكه كاملاً غير ممكن است كه وجود يك سازمان تروريستي ثابت گردد ، بخش ضد تروريستي دادستاني و دولت( فرانسه) اصرار مي ورزند كه اين بخش از اپوزيسيون رژيم ايران را مجرم جلوه دهند . اين نه قابل قبول است و نه قابل تحمل كه دولت فرانسه به نام منافع اقتصادي خود ، از روي شكنجه ها ، اعدامها و تجاوزات به دمكراسي ،كه بطور روزانه توسط اين رژيم مذهبي صورت ميگيرد، بگذرد ».
64- در ماههاي گذشته، دادگاه اداري سرژي پونتواز طي پنج حكم جداگانه دستورات وزير كشور فرانسه داير بر اخراج وتبعيد اعضا ووابستگان شوراي ملي مقاومت را در ماهيت ابطال ولغو نمود.
درجريان حمله پليس فرانسه به مقر شوراي ملي مقاومت ومراكز ديگر ومنازل پناهندگان ايراني در 17 ژوئن 2003 دو روند قضايي دركنار يكديگر شكل گرفتند: از يك سو 17 تن تحت پيگرد قضايي قرار گرفتند، و از سوي ديگر وزير كشور فرانسه دستور اخراج وتبعيد چند تن از اعضا ووابستگان شورا را تحت اين عنوان كه براي امنيت ملي فرانسه خطر محسوب ميشوند، صادر نمود. به اين ترتيب خانمها فاطمه هوافر ونرگس سرخيلي، وآقايان سرهنگ بهزاد معزي، مجيد شهبازيان و ولي امامقلي را به استانهاي دور افتادة فرانسه تبعيدكردند تا درانتظار كشوري بمانند كه آنها را پذيرا شوند وآنگاه از خاك فرانسه اخراج گردند.
اما شكايت وكلاي مدافع آنها به دادگاه اداري سرژي پونتواز ( محل اقامت شاكيان) موجب گرديد كه اين دادگاه از ماه اوت 2003 تا فوريه 2004 طي پنج حكم جداگانه دستورهاي وزير كشور در مورد اخراج وتبعيد اين افراد را به حالت تعليق درآورد وآنها به محل اقامت خود بازگشتند. دادگاه در احكام خود استدلال وزير كشوررا مردود اعلام نمود وتصريح كرد كه اين افراد براي امنيت فرانسه خطري محسوب نميشوند. دادگاه سرژي پونتواز در يكي از اين احكام اعلام نمود: «از مدارك پرونده چنين برنميآيد كه سازمان مبارز (سازمان مجاهدين خلق ايران) در خاك فرانسه داراي عملكردي باشد كه جنبة مخدوشكردن امنيت كشور و نظم عمومي را داشته باشد... وزارت كشور هيچ دليلي مبني بر شركت سازمان مجاهدين خلق ايران در ”فعاليتهاي جنايي” در فرانسه ارائه نميكند…»
وزارت كشور فرانسه آراي پنجگانه دادگاه اداري سرژي را مبني بر تعليق دستورات وزيركشور مورد اعتراض قرارداد و از شوراي دولتي فرانسه فرجامخواهي نمود. اما شوراي دولتي , در مقام عاليترين مرجع رسيدگي در سلسله مراتب دادگاههاي اداري فرانسه, درخواست اعتراضي وزير كشور را مردود اعلام نمود و با تأييد آراي صادره از دادگاه اداري سرژي پونتواز، دولت فرانسه را به پرداخت مبلغي درحدود 3000 يورو غرامت به هريك از افراد محكوم نمود.
سپس دادگاه اداري سرژي پونتواز به شكايتهاي شاكيان ، در ماهيت، رسيدگي نمود و طي ماههاي ژوييه و اوت 200