درباره شورای ملی مقاومت

در ۳۰ تیر ۱۳۶۰ ، سالروز قیام مردم ایران در حمایت از دکتر محمد مصدق، و یک ماه پس از آغاز اعدامهای دستجمعی مخالفان تشکیل شورای ملی مقاومت توسط آقای مسعود رجوی، رهبر وقت سازمان مجاهدین خلق ایران، در تهران برای ائتلاف همه نیروهای دمکراتیک مخالف رژیم ولایت فقیه به منظور سرنگونی این رژیم و استقرار دمکراسی در ایران اعلام شد.

 

پیام‌های رئیس‌جمهور برگزیده شورا

سخنرانی مریم رجوی در سالگرد قیام کبیر آبان ۹۸

با سلامی گرم و آتشین از این جا به همه قیام آفرینان در شهرهای ایران و به ایرانیان آزاده در سراسر جهان
گرد‌آمده‌ایم در سالگرد خیزش عظیم آبان و درود می‌فرستیم به‌ دلیران و شورشگران برپادارنده آن. آتشی که آن‌ها برافروختند تا خاکستر‌کردن نظام ولایت فقیه خاموشی نمی‌پذیرد.
سلام بر‌شهیدان سرفراز آبان. فدیه‌های مردم ایران برای آزادی‌ که خون‌های پاک‌شان تا روز آزادی در جوشش است. سلام بر‌هزاران جوان قیام‌‌آفرین و شورشگر که به‌ اسارت درآمدند و شکنجه‌های وحشیانه را تحمل کردند تا راه آزادی را هموار کنند.

هموطنان!
شعله‌های قیام آبان یک باره در بیش از ۲۰۰شهر در ۲۹استان زبانه کشید. رژیم آخوندی در بسیاری مراکز و پایگاه‌های سرکوبگرش هدف تهاجم شورشگران قرار گرفت و جهان به ‌چشم دید که آخوندهای حاکم یک اقلیت ناچیزند که در محاصره آتش خشم جامعه ایران قرار دارند.
قیام آبان یک شورش کور نبود، یک جنبش بی‌دنباله نبود.
با ‌هیچ از یک جناح‌های رژیم پیوندی نداشت و به هیچ قدرت و دولتی در جهان مرتبط نبود.
به‌عکس، قیام آبان، جوشیده از اراده مستقل و آزادی‌بخش مردم ایران و یک الگوی واقعی از قیام و نبرد سرنگونی رژیم بود. الگویی که در آن جوانان آگاه و محروم، نیروی رزمنده آن‌اند؛ الگویی که از کانون شورشی الهام گرفته و الگویی که استراتژی مجاهدین یعنی استراتژی کانون شورشی و شهرهای شورشی را، مادیت بخشیده است.
شورشگران آبان به میدان آمدند، در حالی‌که کمتر چیزی در دست داشتند، اما بغض‌های پرخشم‌شان بر مراکز غارت و سرکوب رژیم شعله‌ور شد. جانشان نثار آزادی شد.
و سلام بر شهرهای شورشی،
سلام بر شیراز، پایتخت شورش و انقلاب،
سلام بر ماهشهر و جوانان رزم‌آورش در نبردهای کوره‌ها و خورموسی و شهرک بعثت،
سلام بر اسلام‌شهر که شورشگران‌اش پایگاه اصلی سپاه پاسداران را تسخیر کرده سلاح‌هایش را به‌دست گرفتند،
سلام بر شهریار که جوانان دلیرش نماد خمینی دجال، یعنی انگشتر او را تخریب و لگدمال کردند،
سلام بر بهبهان که آتش‌زنه‌ قیام آبان شد،
سلام بر سیرجان، اصفهان، خرمشهر، اراک، تهران، کرج، فردیس، رباط کریم، قلعه حسن‌خان، کرمانشاه، مریوان، صدرا، اهواز و دیگر شهرهای میهن که رزم‌آوران‌شان دست کم ۸۰مرکز سپاه و بسیج یا کلانتری را هدف قرار داده یا تسخیر کردند.
و سلام بر این شهرهای شورشی که در قیام آبان سلطه آخوندها را در هم شکستند و طعم آزادی را چشیدند و خود را برای نبردهای آتی و برای آزادی آماده می‌کنند.
سلام بر ۱۵۰۰شهید آبان که یک به‌یک‌شان مظاهر ستایش‌انگیز اراده مردم ایران برای کسب آزادی‌اند.
چه گواهی عینی‌تر، صادق‌تر و راسخ‌تر از این شهیدان درباره عزم مردم ایران برای سرنگونی رژیم؟
چه گواهی واقعی‌تر و روشن‌تر از این شهیدان درباره به‌ پایان رسیدن کار این رژیم؟
در آبان ۹۸، کشتار قیام‌کنندگان از همان ابتدا شروع شد و با دستور خامنه‌ای در ۲۶ آبان، ابعاد بیشتری یافت. او به ‌نهادهای سرکوب و کشتار گفت:‌ در مقابل قیام‌کنندگان «به وظایف خود عمل کنند». این دستور یک قتل‌عام وحشیانه بود.

آن‌ها در خیابان‌ها مردم را از ناحیه سر‌‌ و قلب‌ هدف قرار دادند. از درمان مجروحان جلوگیری کردند، از درمانگاه‌ها برای به‌دام انداختن و دستگیری مجروحان استفاده کردند. حتی از کشتن کودکان ابا نکردند و ده‌ها کودک را به ‌قتل رساندند. به‌گفته پزشکان، پاسداران از مهمات جنگی برای شلیک به ‌مردم استفاده کردند.
در شیراز، هلی‌کوپترهای نیروی انتظامی به سوی تظاهرکنندگان شلیک کردند.
در ماهشهر، مردم را با تیربار هدف قرار دادند.
در گرگان، پاسداران یک جوان شورشی را با شلیک مستقیم و ضربات تبر در ملاء‌عام و در برابر چشمان حیرت‌زده مردم به قتل رساندند.
مقاومت ایران تا به‌حال اسامی ۸۲۸ نفر از شهیدان را به‌دست آورده و منتشر کرده است. اما شمار واقعی شهیدان بی‌شک چند هزار نفر است. همه می‌دانند که رژیم منکر آمار و ارقام شهیدان بود و این مقاومت ایران بود که توانست همین عدد حداقل یعنی ۱۵۰۰شهید را به‌طور بین‌المللی به ثبت بدهد.
اما آن‌چه صورت گرفته، صرفنظر از اعداد و ارقام، یک قتل‌عام است. آن‌چه صورت گرفته یک جنایت علیه بشریت است. خامنه‌ای، روحانی، شمخانی، سران سپاه و بسیج و انتظامی باید به‌خاطر این کشتار محاکمه شوند.
قساوت جنون‌آسای خامنه‌ای و سپاه جرارش حد و حصری نداشت. اما این همه جنایت‌ و سرکوب و ارعاب نتوانست بر آتش قیام و انقلاب غلبه کند.

و شورشگران؛
با درفشی بلند به میدان آمدند.
بر جنگل بی بهار شکفتند.
بر درختان بی‌ریشه میوه آوردند.
با حنجره خونین خواندند.
و هم‌چون تعهدی جوشان،
کلام آخرین را بر زبان جاری کردند: آزادی

خامنه‌ای در ۱۸دی ۹۸ به‌صراحت مجاهدین گرد‌آمده در یک کشور اروپایی را مقصر و برنامه‌ریز قیام معرفی کرد. آخر مگر شما آخوندها نمی‌گفتید که پیر شدند و تمام شدند؟ راستی که به‌قول مرجان شورشگر با رویش جوانه چه می‌کنید؟

قیام آبان ۹۸ خیزشی تا سرنگونی تمامیت رژیم


هم میهنان!
لحظه خیره‌کننده تاریخ معاصر ایران که در ۴۸ساعت نبرد و قیام در آبان ۹۸ پدیدار شد، نه یک شهاب زودگذر که تجلی عزم آتشینی است که تا سرنگونی نظام ولایت فقیه ادامه دارد.
در بیانیه سالانه شورای ملی مقاومت چقدر خوب و رسا در ۱۰ماده جمعبندی شده بود که:
اول- قیام به سرعت شکل گرفت.
دوم- شعارها به سرعت رادیکال شده و خامنه‌ای را نشانه رفت.
سوم- نسل جدید که در این رژیم متولد شده و پیوسته در معرض تبلیغات و القائات همین رژیم مخصوصاً علیه مقاومت بوده، هسته مرکزی خیزش بود.
چهارم- نقش زنان به‌عنوان نیروی پیشتاز و رهبری‌کننده این قیام، بسیار چشمگیر و تأثیرگذار بود.
پنجم- در این قیام، تمامی مراکز دولتی، نظامی و وابسته به رژیم مورد حمله و تخریب مردم قرار گرفت. به هیچ وسیله یا اماکنی که مربوط به مردم بود، آسیبی وارد نشد. هر چه بود، توسط مأموران رژیم بود که به خودروها و امکانات مردم آسیب رساندند.
ششم- باند مغلوب یا اصلاح‌طلبان، کاملا همراه با باند غالب، برای سرکوب مردم بودند. در این قیام اصلاح‌طلبان به‌طور کامل سوختند.
هفتم- در خیابان و میدان عمل هیچ نشانی از شاه‌دوستان و دیگر مدعیان «خشونت پرهیز» نبود.
هشتم- استراتژی کانون‌های شورشی و شهرهای شورشی، در صحنه عمل، آزمایش خود را پس داد.
نهم- به لحاظ تاکتیکی کانون‌های شورشی به بهترین شکل فرماندهی را در صحنه به دست گرفتند.
دهم- هیچ یک از افراد و گروه‌ها و رسانه‌های دور و نزدیک که سال‌ها علیه مقاومت ایران و استراتژی و مواضع آن حرف می‌زدند، به روی خود نیاوردند که اکنون کدام خط مشی در خیابان جریان دارد و کدام استراتژی است که سخن می‌گوید.
به‌همین دلیل اثرات قیام آبان از بین رفتنی نیست و به‌همین دلیل قیام آبان در سالگرد خود در آمادگی اجتماعی عظیمی دوباره قد راست کرده است.و این خیزشی است تا سرنگونی تمامیت رژیم.

هم‌میهنان!
امروز رژیم ولایت فقیه در وضعیتی است که در ۴۰سال گذشته نظیر ندارد؛ پروژه انقباض و یک‌پارچه‌سازی حکومت به ‌معضلات حل‌ناشدنی دچار شده و امروز خامنه‌ای ناچار است با تمام قوا ‌دولت روحانی را حفظ کند تا مبادا ساقط شود و از تکانه‌های آن، تمام رژیم بر باد برود. دولتش فلج شده و ازپا افتاده است.
در عرصه اقتصادی، نظام بانکی به توقف یا ورشکستگی رسیده است. از شروع کار آخوند روحانی، ارزش پول کشور به ‌یک دهم در مقابل دلار رسیده و در ‌آستانه انقراض است، کسری بودجه ‌۷۰درصد است، نرخ تورم ۶۰ درصد شده، بدهی رژیم ۲۶۰میلیارد دلار است و از همه مهم‌تر؛ رژیم توانایی تصمیم‌گیری و اثرگذاری در این عرصه را از دست داده است.
حالا دیگر این کارشناسان و مهره‌های خود رژیم است که پی‌در پی اعتراف می‌کنند که به‌آخر خط رسیده‌اند و راه‌حل و آینده‌یی ندارند. اما حقیقت از این هم فراتر است: این ناقوس سرنگونی آخوندهاست که به‌صدا درآمده است.

موقعیت انقلابی جامعه ایران

هم‌میهنان،
وضعیت انقلابی جامعه ایران که در قیام آبان به‌طرز چشمگیری نمودار شد، هم‌چنان به‌قوت خود باقی است. شرایط انفجاری، نارضایتی متراکم، و تقابل مردم و رژیم حاکم به ‌اوج خود رسیده است.
دو عامل اساسی این وضعیت را شدت بخشیده است: یکی بیماری همه‌گیر کرونا که مردم سیاست جنایتکارانه خامنه‌ای ـ روحانی را در گسترش آن و از دست رفتن جان‌ها به چشم می‌بینند و دیگری فروپاشی اقتصادی و سقوط بخش عظیمی از جامعه به ‌گرسنگی و ناداری.
آخوندها می‌خواهند کرونا را سپربلای رژیم خود کنند. می‌خواهند با استراتژی اجساد، خطر سرنگونی را خنثی کنند. طرح‌های ضدبشری نظیر پنهان‌کردن شیوع کرونا، یا بازکردن مدارس و مراکز اشتغال و خودداری از تخصیص بودجه و امکانات برای مقابله با گسترش بیماری، همه در راستای همین استراتژی شوم بوده و هست. اما این بیماری با ۱۵۰هزار قربانی نتوانست و نخواهد توانست منویات شوم آخوندها را برآورده کند.
آخوندهای حاکم، زمینه‌ساز گسترش کرونا بوده‌اند و هیچ تلاش و مایه‌گذاری جدی در برابر پیشروی آن نکردند. این است که کرونا به ‌منبع گسترش خشم و انزجار پنهانی علیه رژیم تبدیل شده و این است که هر قربانی جدید تیک‌تاک سرنگونی رژیم شده است.

دوستان عزیز،
عامل اساسی دیگر در گسترش خشم عمومی، فقری است که آخوندها به‌ قیمت انباشتن یک ثروت عظیم برای خود، بر جامعه ایران حاکم کرده‌اند. بیکاران به ‌۱۱میلیون نفر رسیده‌اند. ۶.۵ میلیون نفر از شاغلان، شغل خود را از دست داده‌اند.
مطبوعات رژیم درباره گرانی نان می‌نویسند: نان گران و جان ارزان شده است. آن‌هایی که تا چندی پیش به‌عنوان بخشی از طبقه متوسط از رفاه نسبی برخوردار بودند، امروز به ‌فقیران و محرومان پیوسته‌‌اند، بخش زیادی از آن‌هایی که در مراکز شهرها خانه داشتند، امروز به ‌حاشیه‌ شهرها و حلبی‌نشین‌ها پناه برده‌اند. و فقرای دیروز، اکنون از گرسنگی به‌خود می‌پیچند. بیش از ۹۷ درصد شغل‌ها ناپایدار و موقتی شده و درآمد ماهانه آن‌قدر ناچیز است که کفاف بیش از چند روز زندگی را نمی‌دهد در این شرایط است که دخترک معصوم ۱۱ ساله خود را می‌کشد، زن ستمزده و محروم بلوچ، برای خریدن آب آشامیدنی و رفع تشنگی ‌کودکان‌اش جسم و جان‌اش را می‌فروشد و خودش را می‌کشد. و محرومان چابهار که خانه‌هایشان را آخوندها خراب کرده‌اند، فریاد دادخواهی‌‌شان به آسمان می‌رسد. اما این همه فقر و گرسنگی و این همه ظلم و بی‌عدالتی بی‌پاسخ نمی‌ماند.

بله، به ‌هر طرف که نگاه کنیم، جوشش اعتراض و نارضایتی در جامعه ایران و خواست پرقدرت و گسترده عمومی برای سرنگونی رژیم خامنه‌ای به‌چشم می‌خورد.
این روحیه معترض بیش از هر چیز در تهاجمات جوانان شورشگر به ‌مزدوران بسیجی نمودار شده است؛

این رویارویی در مقاومت جوانان و زنان در برابر فشارهای سرکوبگرانه پاسداران رژیم دیده می‌شود. در خشم و عصیان زنان پاوه و اعتراض زنان بلوچ و اهواز و هرمزگان.
اما آن‌چه پیشاپیش راه می‌گشاید کانون‌های شورشی و فعالیت روزانه و بی‌وقفه و امیدبخش آن‌ها علیه رژیم آخوندهاست.
بله، مادی‌ترین و روشن‌ترین گواه وضعیت انقلابی جامعه، این واقعیت است که برخلاف تصور رژیم، اعدام قهرمانان سرفرازی مثل نوید افکاری و مصطفی صالحی، اعتراض و مقاومت عمومی را بالا برده و این واقعیت که دستگیری زندانیان قیام و دلیران به‌اسارت‌درآمده کانون‌های شورشی روحیه رزمندگی و شورشگری را بالا و بالاتر برده است.
آری،‌ شعله‌های قیام آبان با کانون‌های شورشی و جوانان شورشگر زنده و فروزان است.
به‌ دلیل این وضعیت است که براساس دستور مستقیم خامنه‌ای، رژیم به‌ آن‌چه مجرم‌گردانی در خیابان‌ها می‌نامد رو آورده است، به‌این دلیل است که در وسط خیابان در برابر چشم مردم جوانان را شکنجه می‌کند.

به‌این دلیل است که پاسداران، مهرداد سپهری جوان مشهدی را در ملاء‌عام با شوکر و گاز فلفل شکنجه می‌کنند و به ‌قتل می‌رسانند. در اسفراین عباس مین‌باشی را به‌ضرب گلوله می‌کشند و در آبادان به‌ آزار و هتک حرمت بهار رو می‌آورند.
بله، ایجاد این صحنه‌های موحش، سیاست عامدانه رژیم برای مرعوب‌کردن جامعه‌یی است که هر لحظه ممکن است قیامی بزرگ‌تر از قیام آبان خلق کند. و این کابوس شبانه‌روزی آخوندهای حاکم است. نهاد‌های سرکوبگر از گوشمالی‌دادن پاسداران و جنایتکاران به دست جوانان مات شده‌اند.
نیروهای امنیتی با وحشت‌زدگی می‌گویند جوانان به تهیه ‌سلاح رو آورده‌اند. رسانه‌های حکومتی پی‌در‌پی خبرهای کشف اسلحه در اهواز، همدان، اصفهان، لرستان، ایلام، فارس و کرج را منتشر می‌کنند. نیروی انتظامی در مقابل روحیه اعتراضی جامعه مستاصل شده است. نوارهای مکالمات بیسیمی آن‌ها که هر از گاهی توسط کمیسیون امنیت و ضد‌تروریسم شورای ملی مقاومت منتشر می‌شود، در این زمینه بسیار گویا و روشنگر است.

در حالی که شمار مأموران نیروی سرکوبگر انتظامی حدود ۲۵۰هزار نفر است. اما فرمانده نیروی انتظامی آه و ناله می‌کند که این تعداد کم است و باید به ‌نیم میلیون نفر برسند.
تعداد کلانتری‌ها در تهران ۸۶مرکز است. اما معاون امنیتی استانداری تهران می‌گوید تهران باید دویست کلانتری داشته باشد.
بسیاری واحدهای نیروی انتظامی را مؤظف کرده‌اند که هر پنج دقیقه یک بار در خیابان‌ها آژیر بکشند تا در بین مردم وحشت ایجاد کنند. اما این خود، آژیر وحشت‌زدگی سراپای رژیم است.
سرکرده سپاه پاسداران طرح رژیم برای جستجوی «خانه به‌خانه» مردم را به‌ بهانه شناسایی بیماران اعلام کرد. قضاییه جلادان اعلام کرد که محلات تهران برای رژیم ناامن شده است.
در تهران یک قرارگاه مقابله با جوانان تشکیل شده. یک قرارگاه دیگر هم، به‌دستور مستقیم خامنه‌ای توسط سپاه در پوشش کنترل قیمت‌ها برای کنترل اوضاع ایجاد شده و آخوندها در مقابل جامعه ایران، آرایش جنگی گرفته‌اند.

اما چه سود، زیرا قیام آبان و اثرات سیاسی و اجتماعی آن مثل یک موج نیرومند در سراسر سال گذشته در حرکت بوده و زمین را زیر پای آخوندها به‌لرزه در می‌آورد.
آخوندها برای خروج از مخمصه سرنگونی راه‌حلی ندارند. آن‌ها بی‌صبرانه در انتظار تغییر سیاست در آمریکا هستند و در این خیال‌ها سیر می‌کنند که از این نمد برای خود کلاهی بدوزند. غافل از این‌که حالا دیگر به نقطه‌یی رسیده‌اند که این، بالمآل بر بحران‌هایشان از سر تا پای رژیم خواهد افزود و گرهی از مشکلات نظام پوسیده و فاسد ولایت فقیه باز نمی‌کند. هم‌چنان‌که وقتی زمان سرنگونی رژیم شاه فرا رسیده بود به‌رغم این‌که تحریمی هم در کار نبود و پول و حمایت کامل آمریکا و اروپا را هم داشت، در برابر قیام مردم ایران یارای ایستادگی نداشت.

به نظر ما و مردم ما زمان سرنگونی دیکتاتوری دینی فرا رسیده است. و آن‌چنان که مسعود رجوی یکبار از قول ویکتور هوگو گفت هیچ چیز قوی‌تر از آرمانی نیست که زمانش فرا رسیده باشد.
سیاست مماشات دیگر تکرار شدنی نیست و دردی هم دوا نمی‌کند. زمان قرار گرفتن در کنار آخوندها سپری شده و جز ضرر و زیان حاصلی ندارد. از طرف دیگر آخوندها فراموش نکرده‌اند که بزرگ‌ترین ضربات در عرصه بین‌المللی را از همین مقاومت در دوران دلپذیر! مماشات دریافت کردند؛ از جمله خروج سازمان مجاهدین خلق ایران و شورای ملی مقاومت و ارتش آزادیبخش از لیست‌های تروریستی آمریکا و هم‌چنین بیرون کشیدن مجاهدین از چنگال دژخیمان عراقی همین رژیم. دو ضربه‌یی که بعد از گذشت سال‌ها رژیم هم‌چنان از درد آن به خود می‌پیچد.

این پیروزی‌های بزرگ با اتکا به پایداری باشکوه مجاهدین در اشرف ولیبرتی با همه شهیدان و مجروحان و بیمارانی که در محاصره ظالمانه زجر کشیدند با رنج و تلاش طاقت فرسای شبانه‌روزی اعضا و هواداران این مقاومت و اشرف‌نشان‌ها در چهارگوشه دنیا به‌دست آمد.
چنین است خلق و مقاومتی که بر اراده خودش متکی است. خلق و مقاومتی که بر توان فداکاری خود اتکا دارد و از ظرفیت تغییر‌دهندگی خودش نیرو می‌گیرد و به‌پیش می‌تازد. این نیروی شگرفی است که تاریخ را می‌سازد.
چنان‌که مسعود رجوی گفته است:‌ در دستگاه محاسبه خامنه‌ای «عنصر اصلی و کلیدی که خلق و ارتش گرسنگان و محرومان باشد، جایی ندارد. اما کور خوانده است. حتی اگر مثل شاه، آمریکا و اروپا و چین و ماچین را هم با خود ‌داشته باشد، باز هم سرنگونی و سقوط ” سوخت و سوز“ ندارد.
این رژیم از همه سو در بن‌بست و بحران است. حرف آخر را مردم ایران می‌زنند. سرنوشت را پیشتازان، شورشگران و ارتش آزادی‌ستان می‌نویسند. ما خود نویسندگان سرنوشت خویشتن و خلق و میهنیم».
بنابراین «سرنوشت ایران با قیام فرزندان رشیدش در میدان فدا و مجاهدت نوشته می‌شود.
بله، کس نخارد پشت ما و شورشگران پیروزی می‌سازند».

شورشگران پیروزی می‌سازند

هم‌میهنان،
از دی ۹۶ تا آبان ۹۸ و در این یک سال، آنچه پدیدار، اثبات و درخشان شده، استراتژی ظفرنمون قیام و سرنگونی است که توسط فرمانده ارتش آزادی ترسیم شده و نیروی رزمنده ضد رژیم را در جهت مقصد بزرگ آن رهنمون کرده است.
نتیجه‌ روشن و قطعی تحولات یک ساله پس از قیام آبان،‌ رویارویی بنیان‌کن و بازگشت‌ناپذیر جامعه ایران با استبداد دینی است. ازنظر سیاسی، این آغاز تخریب بنا و بنیاد رژیم توسط مردم است که در قیام‌های آتی با پیشتازی ارتش بزرگ آزادی به‌فرجام می‌رسد و سرانجام خطاب به خلق قهرمان و جوانان شورشگر ایران می‌گویم:
وحشت آخوندهای حاکم از نیروی شماست.
این‌همه بگیر و ببند، این شکنجه‌های عیان پسران و دختران در کوچه و خیابان، این فقر و فلاکت فراگیر و رهاکردن مردم در چنگال‌های بیماری و مرگ، جز وحشت آخوندها از اراده شما برای قیام و سرنگونی نیست.
آخوندهای جلاد و بزدل،
از قدرت شما می‌ترسند.
از همبستگی شما هراسان‌اند.
و از عزم شما برای سرنگونی وحشت دارند.
پس هیچ لحظه‌یی به توان خودتان برای سرنگونی، شک نکنید.
هیچ لحظه‌یی به ناامیدی و یاس و گفتن (همین که هست)، میدان ندهید.
و هیچ لحظه‌یی از یاری و همراهی با کانون‌های شورشی و جوانان شورشگر دریغ نکنید.
عشق و امیدتان برای آزادی، سرمایه شما در نبرد با خامنه‌ای و حاکمیت پلید ولایت فقیه است.
در سالگرد قیام آبان، شهیدان سرفرازش، آن ۱۵۰۰جان شیفته و شعله‌ور و ۱۲۰هزار شهید راه آزادی، همه را به‌ قیامی سرنگون‌کننده فرا می‌خوانند.
به‌پاخیزید که‌ آزادی و آینده از آن شماست.

آری، شورشگران پیروز می‌دانند
از پای ننشینند یک لحظه
تا عشق را نان را رهایی را به میهن بازگردانند.
شورشگران پرچم به کف،
برق امید و آرزو در چشم،
تا قله فتح و ظفر بی باک می تازند
شورشگران، پیروزی و تغییر می‌سازند.

سلام بر شهیدان
سلام بر آزادی
سلام بر قیام کبیر مردم ایران برای آزادی

 

شعله‌های قیام آبان در نبرد کانون‌ها و جوانان شورشگر

شعله‌های قیام آبان در نبرد کانون‌ها و جوانان شورشگر

 

 

 

اعضای محترم شورای ملی مقاومت!
شخصیت‌ها و دوستان ارجمند و گرامی که به‌عنوان ناظر در سومین روز اجلاس شورا در جلسه ما‌ حضور دارید، به شما خوشامد می‌گویم و به ‌یکایک شما و تلاش‌هایتان برای آزادی مردم و میهن در این اجلاس از سلسله گردهمایی‌های کهکشان امسال درود می‌فرستم.

 

شورای امنیت، دبیرکل ملل متحد، شورای حقوق بشر و کمیسر عالی حقوق بشر ملل متحد باید رژیم آخوندی را به‌خاطر پنهان‌کاری مجرمانه و ادامه‌دار در مورد شیوع کرونا و به‌خطر انداختن جان مردم ایران و دیگر کشورها محکوم کنند

هموطنان عزیز،
پزشکان و پرستاران فداکار!
در این روزهای تلخ که براثر پنهان‌کاری و تعلل مجرمانه آخوندها، شیوع ویروس کرونا، زندگی عموم مردم را ‌به‌خطر انداخته،‌ همه شما را به‌همبستگی ملی برای جلوگیری از گسترش بیماری و حفاظت از جان هموطنان و اعتراض و مقابله با رژیم ضدمردمی حاکم فرا می‌خوانم.

پیام به گردهمایی زنان نیروی تغییر استکهلم

دوستان و خواهران عزیزم!
نمایندگان و شخصیت‌های مدافع حقوق زنان!
در آستانه روز جهانی زن، فرا رسیدن این روز را تبریک می‌گویم که مبارزات، فداکاری‌ها و رنج‌های زنان برای ساختن جهانی عاری از بهره‌کشی و ستم و خشونت را نوید می‌دهد.
امسال روز جهانی زن از قهرمانی زنان به‌پاخاسته ایران و از خون‌های جوشان زنان شهید در قیام آبان گلگون شده و اعتبار و اعتلایی صد چندان گرفته است.

 

پیام به تظاهرات هموطنان آزاده در سوئد

هموطنان آزاده،‌ اشرف‌نشان‌ها
دوستان و شخصیت‌های محترم!
گردهمایی و تظاهرات امروز شما در استکهلم، گواه روشنی از عزم خلل‌ناپذیر مردم ایران برای آزادی و سرنگونی رژیم ضدبشری آخوندهاست.

 

با کمال تأسف و تأثر مطلع شدیم که مهندس يزدان حاج حمزه، عضو شورای ملی مقاومت ایران، پس ازشش دهه مبارزه در برابر دو دیکتاتوری شاه و شیخ در نخستین ساعات بامداد دوشنبه ۲۷آبان در بیمارستاني در پاریس، دعوت حق را لبیک گفت و به همرزمان و همسنگران شهید و صدیق خود پیوست.

مریم رجوی: برای استمرار قیام‌ها و آزادی ایران از اشغال آخوندها به‌پا خیزید

با تبریک به‌مناسبت میلاد آفتاب آرمیده در خراسان، هشتمین پیشوای اسلام پیشرو در برابر جباران، امام رضا علیه السلام.
هم‌میهنان عزیز،
میهمانان و شخصیت‌های محترم،
اشرف ۳ به همه شما خوش آمد می‌گوید.
۲۰ ماه پیش این جا قطعه زمینی بود که در آن هیچ چیز وجود نداشت. اما با دست‌های مجاهدین، با زحمت و کوشش بسیار، اشرف۳ برپا و شکوفا شده است. مقصد ما اما تهران است، تهران آزاد شده از اشغال آخوندها.
اگرچه آخوندها میهن ما را ویران کردند. اما ما ایران را پس می‌گیریم و این زیباترین وطن را دوباره می‌سازیم.
ما این سفر را از ۳۰ خرداد آغاز کردیم از آن نقطه که مسعود رجوی، یک مقاومت ریشه‌دار و پایدار را در برابر استبداد مذهبی برپا کرد. شورای ملی مقاومت را تاسیس کرد و ارتش آزادی‌بخش ملی ایران را برپا نمود.
حالا اشرف۳ در امتداد سفری است که سرتاسر آن آغاز کردن، از نو ساختن و زنده‌ کردن است. در این سفر از ده سال پایداری خونین در اشرف محاصره ‌شده عبور کردیم و از چهار سال ایستادگی در قتلگاه لیبرتی.
حالا این فصل دیگری از راهپیمایی بزرگ به‌سوی آزادی است، به‌سوی ایران آزاد؛‌ به‌سوی مقصدی با شکوه‌ و البته با رنج بسیار و با رود خروشان خون شهیدان.
مسعود رجوی در نخستین سالگرد مقاومت گفت: وقتی مقاومت ما پیروز شود، یکی از بزرگترین موانع انقلابات معاصر و بلکه مهم‌ترین عامل انحراف و اضمحلال آنان که همانا تجاوز به حریم مقدس آزادی تحت انواع و اقسام بهانه‌هاست، از میان برداشته می‌شود. احیای مقوله آزادی همانا احیای بشریت و انقلابات مغلوب است.
برای این‌که یک خلق، آزادی خود را قدر بشناسد، نهایتاً بایستی خود، خود را آزاد کند... هرکس تنها خودش می‌تواند خویشتن را از بند جبر و ستم آزاد کند و ما دقیقاً به همین دلیل مسئول به‌پیش بردن خط قیام عمومی برای آزادی خلق و میهنمان هستیم.
حکومت آخوندها نه راه پیش دارد و نه راه پس!
۴۰ سال حکومت آخوندها برای مردم ایران مترادف قتل‌عام همه‌جانبه است. از چند صد اعدام شبانه در زندان اوین و قتل‌عام زندانیان سیاسی در دهه اول این رژیم، تا قتل‌عام تولید و اقتصاد، محیط‌ زیست، فرهنگ و هنر و تمدن ایران.
فاشیسم دینی حالا به انتهای راه رسیده و در بحران سرنگونی دست و پا می‌زند؛ اقتصاد فروپاشیده، تعطیلی بیش از ۷۰‌درصد ظرفیت صنایع، نظام بانکی ورشکسته، فرار ماهیانه حدود ۳ میلیارد دلار سرمایه و سقوط مستمر ارزش پول که مهارشدنی نیست.
حکومت آخوندها نه راه پیش دارد و نه راه پس! نه ظرفیت مذاکره و دست برداشتن از تروریسم و مداخلات منطقه‌یی دارد، و نه میدان حرکتی به بزرگی مماشات.
خامنه‌ای می‌گوید مذاکره با آمریکا سم است و به‌خصوص مذاکره با دولت کنونی سم مضاعف است. راستی چرا؟
زیرا به گفته خود او تغییر رفتار در واقع همان تغییر رژیم است و «هر قدم عقب‌نشینی، زنجیره‌یی تمام‌‌نشدنی از جام‌زهرهای بعدی را به‌دنبال خواهد داشت».
دیکتاتوری دینی به چه مسیری می‌رود؟
به‌لحاظ داخلی، انقباض و سرکوب و شیطان‌سازی و تروریسم علیه این مقاومت به‌عنوان خطر و دشمن اصلی، مقاومتی که خواستار تغییر رژیم و جایگزین‌کردن حاکمیت ولایت فقیه با حاکمیت مردم و رأی مردم است. مقاومتی که ۴۰سال است در برابر این رژیم می‌جنگد و مقاومتی که با کشتن از بین نمی‌رود، بلکه به قول جانشین معزول خمینی، ترویج می‌شود.
به‌لحاظ بین‌المللی، آخوندها روی بی‌عملی و تحمل جامعه بین‌المللی حساب باز کرده‌اند و روی این که عملیات تروریستی و جنگ‌افروزی در کشورهای منطقه، دست کم تا انتخابات آمریکا چندان قیمتی برای آن‌ها نخواهد داشت.
می‌گویند: ۱۶ ماه دیگر صبر می‌کنیم، شاید آمریکا رئیس جمهور دیگری داشته باشد و بتوان با او دوباره به همان «اَبـر امتیازات» در توافق اتمی دست یافت! در همین‌جا یادآوری می‌کنم که مقاومت ایران، قبل و بعد از معامله اتمی و در جریان مذاکرات، از همان روز سوم آذر ۹۲ دائماً هشدار می‌داد که ۶ قطعنامه‌ شورای امنیت نباید دور زده شود.
به‌ویژه، به توقف کامل غنی‌سازی و قبول پروتکل الحاقی و دسترسی آزادانه بازرسان به مراکز پاسداران و تأسیسات مشکوک رژیم فراخوان می‌دادیم.
قبل از امضای توافق اتمی، در اردیبهشت ۹۴ من در جلسه‌یی در سنای فرانسه اعلام کردم: «تجربه مقاومت نشان داده است که آخوندها تنها زبان قاطعیت و قدرت را می‌فهمند».
و تاکید کردم «زمان آن است که قدرت‌های بزرگ، دست از مماشات و امتیاز دادن به استبداد خونریز دینی و بانکدار مرکزی تروریسم و رکوردار جهانی اعدام بردارند و حق مردم ایران برای مقاومت و آزادی را به‌رسمیت بشناسند».
در روز توافق در ۲۳ تیر ۹۴ هم حرف ما این بود که «توافقی که حقوق بشر مردم ایران را نادیده بگیرد و بر آن تاکید و تصریح نکند، تنها مشوق سرکوب و اعدام‌های بی‌وقفه از جانب این رژیم، و لگد‌مال ‌کردن حقوق مردم ایران و زیر پا‌گذاشتن اعلامیه جهانی حقوق بشر و منشور ملل متحد است... زیرا مردم ایران قربانیان اصلی برنامه شوم اتمی بوده‌اند.
نگاهی به تحولات ۲ ماه گذشته
حالا نگاهی بیندازیم به آنچه در ۲ماه گذشته واقع شده است:
در هشتم خرداد خامنه‌ای با اشاره تلویحی به عملیات تروریستی در فجیره و عربستان و عراق گفت:
«اگر از اهرم‌ها و ابزارهای فشار به درستی استفاده شود، فشار آمریکایی‌ها یا کم و یا متوقف خواهد شد، اما اگر فریب ”دعوت به مذاکره“ با آمریکایی‌ها خورده شود و از اهرم‌های فشار استفاده نشود.. باخت (ما) قطعی است».
او در مورد افزایش ذخیره اورانیوم و غنی سازی بالاتر از حد مجاز، تهدید کرد که «در این حد متوقف نخواهیم ماند و در برهه بعدی، اگر لازم باشد، از اهرم‌های فشار دیگری استفاده خواهیم کرد».
حمله به کشتی نفتکش ژاپنی آن هم درست در زمانی که نخست‌وزیر ژاپن برای میانجیگری در تهران بود و حمله به هواپیمای بدون سرنشین آمریکایی، از همان اهرم‌های مورد نظر خامنه‌ای است. روحانی هم با چاپلوسی گفت که دست پاسداران مربوطه را می‌بوسد.
در همین روزها رژیم افزایش سطح غنی‌سازی اورانیوم به‌چهار و نیم درصد را اعلام کرد و خط و نشان کشید که گام‌های بعدی را هم بر‌می‌دارد.
هفته پیش هم روحانی شانتاژ می‌کرد و با مسخره و تحقیر به کشورهای اروپایی گفت: «ما راکتور اراک را برمی‌گردانیم به شرایط سابق. یعنی به شرایطی که... می‌گفتید خطرناک است و می‌تواند پلوتونیوم تولید بکند».
راستی با این تهدیدها، آن ادعاهای مسخره در مورد این‌که فاشیسم دینی سلاح اتمی را حرام می‌داند و خامنه‌ای در این مورد فتوا داده است، چه شد و به کجا رفت؟ آیا آن ادعاها، به‌سخره گرفتن رسانه‌ها و افکار عمومی نبود؟ و حالا بازی موش و گربه هم‌چنان ادامه دارد...
شقه و تزلزل از علائم مرحله پایانی
روشن است که این رژیم می‌خواهد با ایجاد تنش، جامعه بین‌المللی را پس بزند. می‌خواهد با گرد و خاک و آشوب، بحران سرنگونی را پنهان کند. می‌خواهد دوباره سیاست استمالت را جایگزین قاطعیت کند. و می‌خواهد ترس و وحشت بسیجی‌ها و پاسدارانش را مهار و تعادل درونی رژیم را حفظ کند.
یک مشاور سابق روحانی گفت، در مسأله سیاست خارجی، در داخل رژیم دو خط ”تعارض“ و ”تعامل“در مقابل هم شکل گرفته است. خامنه‌ای در اول خرداد در راستای یکپایه کردن رژیم دستور داد «زمینه را برای روی کار آمدن دولت جوان و حزب‌اللهی فراهم کنید».
اما حقیقت این است که شقه و تزلزل از علائم مرحله پایانی است و رژیم آخوندی از سرنوشت محتوم‌اش خلاصی نخواهد داشت.
غسل تعمید پدرخوانده تروریسم
در چارچوب سیاست مماشات با فاشیسم دینی در ۳ دهه گذشته، آن‌هایی که در طرف رژیم بودند، بر‌جنایات آن در داخل و خارج ایران چشم فرو بستند. بانکدار مرکزی و بزرگترین حامی و پدرخوانده تروریسم بین‌المللی را غسل تعمید دادند.
به‌جای رژیم، آنتی‌تز آن یعنی مقاومت ایران را با انواع پرونده‌سازی‌ها هدف قرار دادند. به جای دستگاه خامنه‌ای، مجاهدین را و به جای سپاه پاسداران، ارتش آزادیبخش ملی ایران را در لیست گذاشتند.
البته ما با سرفرازی از بیست و چند دادگاه عبور کردیم و حتی یک برگ سند علیه مجاهدین پیدا نشد. این همان اسطوره قدیمی در تاریخ ایران را تداعی می‌کند که سیاوش از آتشی که با اتهامات برایش برافروخته بودند به سلامت عبور کرد.
ولایت فقیه سرچشمه جنگ
حالا پرده‌ها یکی بعد از دیگری کنار می‌رود. همه به روشنی می‌بینند که منشأ جنگ و جنگ‌افروزی، ولایت فقیه است هم‌چنان‌که مقاومت ایران از اول می‌گفت نبرد با این رژیم، خشکاندن سرچشمه جنگ و آشوب و عین صلح‌خواهی است.
روزگاری مدافعان رژیم می‌گفتند اگر آخوندها سرنگون شوند ایران دچار جنگ و آشوب و تجزیه می‌شود. حالا همه می‌بینند که تا این رژیم سرنگون نشود، جنگ و بحران در منطقه ادامه دارد و تشدید می‌شود.
بنابراین هرکس که برای ایران، آزادی می‌خواهد، هرکس که می‌خواهد ایران را از ویرانی و نابسامانی نجات دهد. و هرکس که برای منطقه و جهان صلح و ثبات می‌خواهد باید برای سرنگونی رژیم آخوندی به‌پاخیزد.
فریب بزرگ مماشاتگران
مماشات‌گران می‌خواهند قاطعیت در مقابل این رژیم را معادل جنگ‌طلبی جلوه دهند، اما این یک فریب بزرگ است. هرگونه فرصت دادن به آخوندها فقط منجر به جری‌تر شدن آن‌ها می‌شود. و راه آن‌ها را باید بست. آلبانی یک نمونه در این رابطه است. دولت آلبانی در آذر ماه گذشته پس از توطئه‌های تروریستی رژیم ایران و سفارت آن در اینجا، سفیر آخوندها و رئیس ایستگاه ترور و جاسوسی آن‌ها را اخراج کرد. متعاقباً رئیس جمهور آمریکا از تلاش‌های دولت آلبانی برای ایستادن در برابر رژیم و مقابله با فعالیت‌های بی‌ثبات‌کننده آن برای ساکت کردن مخالفان رژیم قدردانی کرد تا به حکومت ایران نشان داده شود که فعالیت‌های تروریستی‌اش در اروپا و سراسر جهان عواقب جدی دارد.
اصل موضوع در همین نکته ضروری نهفته است. این که رژیم آخوندی ببیند بر خلاف گذشته هر عملش عواقب جدی خودش را دارد.
بله، رژیمی که هر روز جنایات و جنگ افروزی‌هایش بیشتر افشا می‌شود. باید منتظر عواقب بسا بیشتری باشد.
رسالت تاریخی مقاومت، شکستن تابوی ولایت فقیه
مقاومت ایران از ۴ دهه پیش با درک عمیق از ماهیت رژیم ولایت فقیه، بر اصلاح‌ناپذیری و ضرورت سرنگونی و تغییر آن پافشاری کرده است. بر خطرات این رژیم برای صلح و آرامش در منطقه و جهان تاکید کرده و خواستار تحریم همه‌جانبه فاشیسم دینی شده است.
به‌راستی اگر افشای ماهیت ارتجاعی خمینی و آخوندها نبود،
اگر رنج و رزم و خون مجاهدین در نبرد با پاسداران و گشتاپوی آخوندها نبود،
اگر ریختن زهر آتش‌بس به حلقوم خمینی نبود،
و اگر ایستادگی مجاهدین بر سر مواضعشان به بهای قتل‌عام نبود،
اگر پایداری در اشرف و لیبرتی نبود،
اگر ۶۵ بار محکومیت رژیم آخوندها در ملل متحد به‌خاطر نقض حقوق بشر نبود،
اگر نبود کتاب‌ها و اسناد روشنگر این مقاومت،
اگر افشای تروریسم پاسداران به‌خصوص افشای اسامی ۳۲ هزار مزدبگیر نیروی قدس در عراق نبود،
اگر نبود افشای پروژه ها و تأسیسات پنهان اتمی رژیم در نطنز و اراک،
و اگر مقاومت ایران با بیش از ۱۰۰ رشته افشاگری دقیق و مستند در ربع قرن، جهان را نسبت به بمب‌سازی پنهانی آخوندها بیدار و هوشیار نکرده بود،
امروز وضعیت به‌کلی متفاوت بود. و آخوندهای بمب به‌دست، امپراطوری و خلافت مورد نظر خود را برپا و تثبیت کرده بودند. البته قیمت را به تمام و کمال مردم و مقاومت ایران پرداختند. والا هرگز موجبات لیست‌گذاری آن‌ها فراهم نمی‌شد.
آری، مقاومت ایران با رهبری مسعود رجوی، رسالت تاریخی خود را انجام داد، تابوی ولایت فقیه و سپاه جهل و جنایتش را در هم شکست و برای خلافت شیطانی آخوندها آینده‌یی بر جا نگذاشت.
راه حل قطعی سرنگونی رژیم آخوندی
راه‌حل قطعی، نهایی و تردیدناپذیر، سرنگونی تمامیت رژیم ولایت فقیه به‌دست مردم و مقاومت ایران است.
کسانی‌که در ادامه این رژیم منفعت دارند، دیروز وعده‌های موهوم اصلاحات و میانه‌روی می‌دادند، و امروز بیش از پیش، بر طبل‌ شیطان‌سازی و اخبار مجعول علیه مجاهدین و مقاومت می‌کوبند و می‌خواهند برای این رژیم نقش نجات غریق ایفا کنند. ضمن یک سال گذشته فقط در توئیتر ۱۱هزار و ۵۰۰ حساب این رژیم که سراپا جعل و دروغ بود، بسته شده است.
می‌خواهند بگویند رژیم آلترناتیوی ندارد و باید به آن تن داد. اما آیا می‌توان چرخ حرکت تاریخ را متوقف کرد یا به عقب برگرداند؟ هرگز!
رژیم و آن‌هایی که در جبهه رژیم، رو در روی مردم ایران قرار گرفته‌اند، می‌گویند و تکرار می‌کنند که این مقاومت در داخل ایران پایگاهی ندارد و ما می‌گوییم و تکرار می‌کنیم که اگر رژیم راست می‌گوید یک روز و فقط یک روز، بگذارد که ما در سراسر ایران تجمع و تظاهرات مسالمت‌آمیز داشته باشیم. البته این را نگذاشته و باز هم نخواهد گذاشت. چرا؟ چون خوب می‌داند که به‌سرعت برق و باد جارو می‌شود.
مقاومت، تنها محک در دوران اختناق
همه می‌دانند که در دوره اختناق، تا وقتی که امکان تجمع و تظاهرات و نظرپرسی و انتخابات آزاد وجود ندارد، تنها ملاک و معیار واقعی، مقاومت است. و چیزی غیر از آن، موضوعیت و اصالت ندارد. با معیار مقاومت است که می‌توان پایگاه و ابعاد این جنبش را سنجید.
با عزم مجاهدان آزادی، با رزم کانون‌های شورشی و با تلاش و تظاهرات ایرانیان و اشرف‌نشان‌ها که خروش و فریادشان این است که ایران را پس می‌گیریم.
کانون‌های شورشی، بن بست شکنی بزرگ
برپایی و تکثیر کانون‌های شورشی و شوراهای مقاومت یک بن‌بست‌شکنی بزرگ است که صحت و حقانیت خود را در قیام دی ماه ۹۶ و تحولات بعدی نشان داد. این مقاومت توانسته به‌رغم سلطه‌ اختناق شبکه خود را در داخل سازمان و گسترش بدهد.‌ اشرف این‌چنین در میان جامعه و مردم ایران تکثیر می‌شود.
به‌لحاظ استراتژیک کانون‌های شورشی پاسخ رژیمی است که استحاله‌ناپذیر است و به خودی خود سرنگون نمی‌شود. و با رزم مجاهدان و کانون‌های شورشی و مردم ایران می توان و باید سرنگونش کرد.
رژیم برای مقابله با کانون‌های شورشی گشت‌های جدیدی درست کرده که به آن «گشت محله محور» و هم‌چنین «رضویون» می‌گوید. حتی گشت‌های موسوم به «امر به معروف و نهی از منکر» در بسیاری نقاط تغییر مأموریت داده‌ و برای دستگیری اعضای کانون‌ها فعالیت می‌کنند.
اوایل امسال آخوند علوی وزیر اطلاعات رژیم از دستگیری ۱۱۶ تیم مجاهدین خبر داد. سپس مدیرکل اطلاعات آذربایجان شرقی دستگیری و برخورد با ۱۱۰ تن از مرتبطین با مجاهدین را فقط در یک استان اعلام کرد. و بعد از آن برای آن‌ها احکام اعدام و محکومیت‌های سنگین صادر کرد.
اما دشمن نه قادر به درهم شکستن روحیه نیروهای مقاومت در زندان است و نه قادر به مهار جنبش مقاومت و کانون‌های شورشی در شهرهاست.
هر جوان مشتاق آزادی و عدالت یک شورشی بالقوه یا بالفعل است. هم‌چنان‌که یکی از کانون‌های شورشی از تبریز نوشت: ما تا آخرش هستیم و همه فراز و نشیب‌ها را پشت سر می‌گذاریم. پیروزی از آن ماست و صبح پیداست.
یک صد و ده سال پیش، پس از قهرمانی و فداکاری ستارخان و مجاهدانش در تبریز، یعنی بزرگ‌ترین شهر شورشی آن زمان، مجاهدین از رشت و اصفهان پیشروی کردند و تهران فتح شد. باشد که این بار مردم ایران با کانون‌های شورشی و ارتش بزرگ آزادی، تهران را فتح کنند و تمام ایران را از اشغال آخوندها آزاد سازند.
امروز بر سر مسأله ایران دو جبهه در برابر هم صف‌آرایی کرده‌اند. یکی رژیمی است که به‌ بن‌بست رسیده و دیگری مردم و مقاومتی که برای آزادی مبارزه می‌کنند.
بله آلترناتیوی وجود دارد که می‌خواهد از مسیر کانون‌های شورشی، شهرهای شورشی و ارتش آزادی به‌مقصد آزادی برسد.
این آلترناتیو قادر است یک جمهوری دمکراتیک و کثرت‌گرا مبتنی بر جدایی دین و دولت، برابری زن و مرد و خودمختاری ملیت‌ها و یک ایران غیراتمی برقرار کند.
شورای ملی مقاومت از طرح‌ها و برنامه‌های مشخص برخوردار است، به‌یمن سازمان یافتگی و انسجام‌اش، قادر به جایگزینی این رژیم و قادر به انتقال آرام قدرت به نمایندگان منتخب مردم ایران است.
آری، دور نیست روزی که سرزمین شیروخورشید میزبان آزادی باشد.
ما برآنیم که طرحی نو در اندازیم،
طرحی عاری ازاستبداد و ارتجاع و تزویر و تبعیض
و طرحی برای یک ایران آزاد و آباد.
پس همه با مارش پیروزی هم‌آواز می‌شویم.
ایران را پس می‌گیریم و ایرانی نو می‌سازیم.
آری ایران را پس می‌گیریم.

 

روز شنبه ۹تیرماه ۱۳۹۷(۳۰ژوئن ۲۰۱۸)، گردهمایی بزرگ مقاومت ایران در پاریس برگزار شد. در اجتماع عظیم ایرانیان، هیأت‌های نمایندگی از کشورهای مختلف جهان، شامل برجسته‌ترین شخصیتهای سیاسی، نمایندگان پارلمانها، شهرداران، منتخبان مردم و کارشناسان و متخصصان بین‌المللی اوضاع ایران نیز شرکت داشتند.
سخنرانان گردهمایی بزرگ مقاومت در پاریس، بر حمایت خود از قیام مردم ایران و آلترناتیو دموکراتیک شورای ملی مقاومت، تأکید کردند و جامعه جهانی را به اتخاذ سیاست قاطع علیه فاشیسم دینی حاکم بر ایران و ایستادن در کنار مردم به‌پاخاسته ایران فراخواندند.
متن سخنرانی مریم رجوی را در این‌جا می‌خوانید:
هموطنان،
دوستان گرامی،
شخصیتها و منتخبان مردم از کشورهای مختلف،
سلام و درود بر ‌‌‌شما و همه هموطنان عزیزم در ایران و سراسر جهان. اولین چیزی که امسال باید گفت شعله‌ور شدن قیام خجسته و آزادیبخش در تهران و سراسر ایران است: باز هم مشهد و شیراز، قشم و بندرعباس، کرج و کرمانشاه، شهریار و اسلامشهر، کاشان و اراک، اصفهان و رامهرمز....
بله، خاموشی نمی‌پذیرد، بی‌وقفه ادامه دارد، دائماًً گسترش و عمق پیدا می‌کند. خروش شهرها و جوانان شورشی، ضربان قلب ملت ایران در شوق آزادی، برای یک ایران آزاد است.

روز سه شنبه ۲۹اسفند، در ساعات پایانی سال ۱۳۹۶شمسی، جشن نوروزی و مراسم تحویل سال ۱۳۹۷، با حضور مریم رجوی در جمع مجاهدان آزادی در آلبانی برگزار شد.

ابتدا مریم رجوی با نثار تاج گلی به پای نماد شهیدان قیام مردم ایران، یاد آنها را گرامی داشت. بعد از مراسم تحویل سال، مریم رجوی با تبریک سال نو به مردم ایران گفت: سال ۹۶ با فصل قیام به‌سر رسید؛ و سال ۹۷ را می‌توان و باید به سالی سرتاسر قیام تبدیل کرد و این قیام و انقلابی است تا پیروزی.
در این برنامه، شهردار رودی جولیانی و شماری از شخصیت‌های آلبانیایی شرکت داشتند.