درباره شورای ملی مقاومت

در ۳۰ تیر ۱۳۶۰ ، سالروز قیام مردم ایران در حمایت از دکتر محمد مصدق، و یک ماه پس از آغاز اعدامهای دستجمعی مخالفان تشکیل شورای ملی مقاومت توسط آقای مسعود رجوی، رهبر وقت سازمان مجاهدین خلق ایران، در تهران برای ائتلاف همه نیروهای دمکراتیک مخالف رژیم ولایت فقیه به منظور سرنگونی این رژیم و استقرار دمکراسی در ایران اعلام شد.

 

پیام‌های رئیس‌جمهور برگزیده شورا

 

پیام به کنفرانس اینترنتی با حضور سناتورهای آمریکا
مریم رجوی: مردم ایران دیگر سلطه آخوندها را تحمل نمی‌کنند
خانم‌ها و آقایان،
سناتورهای محترم،
میهمانان عالی‌قدر،
در آستانه نوروز، از همه سناتورها و قانون‌گذاران و شخصیت‌های آمریکایی که در این سالیان از دمکراسی و حقوق‌بشر در ایران حمایت کردند، تشکر می‌کنم.

خواهران عزیزم!
دختران و زنان رنجدیده و ستمزده اما بپا خاسته در سراسر ایران!
زنان دلیر که کانون‌های شورشی را برپا کرده‌اید! روز جهانی زن بر شما و بر عموم خواهرانم در سراسر ایران گرامی باد.
امسال روز جهانی زن در ایران در میان شعله‌های قیام خونین هموطنانمان در سیستان و بلوچستان فرا رسیده است. قیامی با دهها شهید که در آن جوانان شورشگر با حمله به ساختمان فرمانداری و مراکز سپاه و نیروی انتظامی عزم مردم ایران برای سرنگونی رژیم را نشان دادند.

مردم ما در سیستان و بلوچستان از فقیرترین مردم خاورمیانه و تمام آسیا هستند. با جمعیتی که هفتاد درصدشان زیر خط فقر مطلق‌اند. دو سوم‌شان آب آشامیدنی ندارند و بسیاری از کودکانشان به‌علت ضعف بینایی و نداشتن عینک به مدرسه نمی‌روند.
برای زنان ستمزده بلوچ تهیه غذا و حتی آب خوردن کاری طاقت‌فرساست. کودکان‌شان از فقر و بیماری به خود می‌پیچند و جوانان برومندشان دسته‌دسته در زاهدان و شهرهای دیگر اعدام می‌شوند. آنها نه برای یک زندگی بهتر که برای بقا و حیات خود، به سرنگونی رژیم نیازمندند.
آنچه در سراوان و سایر شهرهای بلوچستان رخ داد واقعه‌یی بی‌دنباله نیست؛ این همان آتشفشان دی و آبان است که فوران کرده و از این پس، باز از خشم زنان و مردان ایران در سراسر کشور زبانه خواهد کشید.

استراتژی خامنه‌ای که می‌خواست تلفات انبوه بیماری کرونا را سپر حفاظت رژیمش کند، دوام نیاورد.
آتش زیر خاکستر قیام‌ها دوباره شعله کشید. و هم‌چنان‌که آن جوان شورشگر بلوچ گفت: حالا زمان زمان مردم ایران علیه حاکمیت ولایت فقیه است.
زنان و دختران بلوچ در همین قیام پشتیبان و یاری‌رسان کانون‌های شورشی و برادرانشان هستند.
آری قیام مردم ایران با پیشتازی زنان بساط استبداد زن‌ستیز را از تمام ایران جارو خواهد کرد.

تاریخچه مختصر از زنان ایران

خواهران عزیزم!
امروز بیماری کرونا و فقر و سرکوب، چهره شهرها و روستاهای ما را تیره و تار کرده اما در دل همین تاریکی‌ها عزم زن ایرانی برای به‌دست آوردن آزادی و برابری و دگرگونی مناسبات سیاسی و اجتماعی شعله‌های امید را فروزان کرده است.
این امید متکی به آمادگی اجتماعی برای سرنگونی رژیم است. این امید متکی به پوسیدگی رژیم است که در موقعیت سرنگونی است. امروز نه برنامه موشکی و اتمی آخوندها و نه سپاه پاسداران خامنه‌ای بلکه مردم ایران و به‌ویژه زنان ایرانند، که معادله ایران را تغییر می‌دهند.
پس امسال روز جهانی زن برای زن ایرانی حامل یک تعهد است: این‌که می‌توان و باید از دل فاجعه کرونا و سرکوب و فقر، آزادی و برابری را به پیروزی رساند.

در روز جهانی زن به تمام زنان پیشتاز تاریخ معاصر ایران درود می‌فرستم:
زنان شجاعی که در صف مقدم جنبش تنباکو استبداد حاکم را به لرزه درآوردند.
زنان آگاه و رزم‌آوری که در بسیاری صحنه‌های انقلاب مشروطه تعیین‌کننده بودند.
زنان والایی که ستارگان آسمان شعر و ادب و فرهنگ ایران شدند.
زنان پیشتاز در جنبش‌های انقلابی در دهه پنجاه هم‌چون فاطمه امینی، مرضیه احمدی‌اسکویی، و مهرنوش ابراهیمی که راه سرنگونی دیکتاتوری سلطنتی را گشودند. درود می‌فرستیم به دهها هزار زن مجاهد و مبارزی که در دهه۶۰ در رویارویی با رژیم شکنجه یا شهید شدند و در رأس آنها اشرف رجوی، سمبل مقاومت به هرقیمت در برابر استبداد وحشی حاکم.
نامی که در کارزار هزار اشرف در ایران و اشرف‌نشانها در سراسر جهان هم‌چنان بر قلب‌ها و زبانها جاریست.
و سلام بر هزاران هزار زن شجاعی که در قیام‌ها و جنبش‌های اعتراضی علیه رژیم ولایت فقیه به‌پا خاسته‌اند.
به‌ویژه آنها که خیزش بزرگ آبان را برپا کردند و شهیدان بسیاری تقدیم آرمان آزادی و برابری کردند.
آخوندها فهرست نام‌های آنها را پنهان نگه‌داشته‌اند. اما پیام خون آن‌ها، شکست قطعی استبداد دینی است که با مشارکت فعال زنان بپا خاسته ایران محقق می‌شود.

نقش پیشتاز زنان در مقاومت ایران

خواهران عزیزم!
وقتی می‌گوییم زن ایرانی پرچمدار امید به آینده و امید به آزادی و برابری است علاوه بر سوابق درخشان مبارزاتی، ظرفیت و توانمندی امروز او را در نظر داریم.
این ظرفیت را در نقش زنان و دختران میهنمان در قیام‌ها و اعتراضات، در ترکیب اعضای شورای ملی مقاومت ایران و در شورای مرکزی مجاهدین، متشکل از زنان مجاهد خلق می‌توان دید که یک مقاومت سراسری را در برابر هیولای سرکوب و زن‌ستیزی رژیم آخوندی پیش می‌برند.
آنها یک جنبش رزمنده را در محاصره دو دیکتاتوری خامنه‌ای – مالکی در اشرف و لیبرتی سرفراز و استوار نگهداشتند. آن‌هم به همراه نسلی از برادرانشان. مردان رها و آزاد از ایدئولوژی جنسیت و فردیت.
بذرافشان قیام‌ها در شهرهای ایران شدند و امید مجسم مردم ایران برای آزادی را خلق کردند و هم‌چنین صفی از زنان مقاوم و مبارز که در زندانهای سراسر ایران پایداری می‌کنند. اگر چه بی‌نام و نشان‌اند اما بالاترین مقاومتها را می‌کنند و به این سربلندند.

به پتانسیل و توانایی زنان اشاره کردیم. به قیامهای دو سال گذشته از دی ۹۶‌تا دی ۹۸‌نگاه کنید که خواهران و دختران دلیر ما در این قیام‌ها چه قهرمانی‌ها از خود نشان دادند. نیروی محوری قیام دی ۹۶ زنان و جوانان‌بودند.
همه به یاد داریم که تصویر نمادین آن قیام تصویر دختری بود که در میان دودهای گاز اشک‌آور مشت خود را بلند کرده است.
در همان روزها سران سپاه جنایتکار خامنه‌ای گفتند: (در این اعتراضها هم) حلقه اصلی تحریک و شروع زنان بودند. در قیام آبان ۹۸، رسانه‌های رژیم باز نوشتند که: «میان‌داری و میدان‌داری ویژه زنان در اغتشاشات اخیر، چشمگیر به‌نظر می‌رسد».
وزیر کشور رژیم می‌گفت در تهران هر یک از «هسته‌های چهار- پنج نفره یا شش نفره» را یک زن هدایت می‌کرد.
در اتوبان ستاری تهران، حرکت اعتراضی و شعار‌دادنها و بستن اتوبان، هفت ساعت بی‌وقفه ادامه داشت. آنچه در این اعتراض طولانی توجه‌برانگیز بود، زنجیره‌انسانی زنان بود که عرض اتوبان ستاری به سمت جنوب را بسته بود. در کرج هم بسیاری از شرکت‌کنندگان در اعتراضات را، زنان تشکیل می‌دادند.
آری نیروی شورش آن آبان خونین و آتشین، هم‌چنان در دل جامعه ایران موجود است و در هر فرصتی هم‌چون طوفان یا سیل خروشان بیرون می‌زند و باز این زن ایرانی است که در قلب هر قیام و خیزشی ایستاده است.

زنان ایران برهم‌زننده نظم ارتجاعی

از قضا علت ترس آخوندها از نیروی مقاومت زنان همین است. آنها برای مهار این نیروی بالنده و پیشرو، انواع سلاحها را به‌کار گرفته‌اند؛ از تبعیض‌های ضدانسانی تا سرکوب و کنترل دائمی و به فقر کشاندن آنها در مقیاس میلیونی.
در نتیجه می‌بینیم هر جا که فقر و فلاکت هست، قربانی نخستش، زن ایرانی است. هر جا که به‌جای مسکن و سرپناه بیغوله‌ها یا کپرها برقرار شده‌اند باز این زن ایرانی است که بیش از همه باید بینوایی و ناامنی و داغ و دردش را تحمل کند.
در همین یک‌سال اخیر که گسترش کرونا در ایران و مرگ و میر دردناک هموطنان بیداد می‌کرد، خواهران پرستار ما هزاران بار از جان خود چشم پوشیدند. هزاران بار بدون تجهیزات حفاظتی به نجات بیماران شتافتند. به‌طوری که بنا به آمارهای دستکاری شده رژیم حداقل ۶۰هزار پرستار به کرونا مبتلا شده‌اند. اما پاسخ آنها را آخوندها با استثمار هر چه وحشیانه‌تر و اخراج و سرکوب داده‌اند. با این حال، پرستاران کوتاه نمی‌آیند و با تظاهرات در مقابل مراکز رژیم فریاد می‌زنند که تبعیض تا کی؟ حق ما را بدهید.

در همین مدت خواهران زحمتکش کارگر ما که عمدتاً در مشاغل غیررسمی کار می‌کنند اولین قربانی کرونا بوده‌اند. تا تابستان امسال بر طبق آمار رسمی نزدیک به ۸۷۰‌هزار زن شغل خود را از دست داده‌اند و به‌ارتش گرسنگان پیوسته‌اند.
امروز چهل‌میلیون نفر از جمعیت کشور ما جمعیت غیرفعال‌اند. و ۲۸‌میلیون نفر از آنها زنان هستند. یعنی حق مشارکت در زندگی اجتماعی و اقتصادی از آنها گرفته شده است.
شمار زنان سرپرست خانوار که در سال۱۳۹۵سه‌میلیون نفر بود؛ حالا به ۴ تا ۵میلیون نفر رسیده‌اند که بیش از هشتاد درصدشان بیکارند. حالا تصور کنید وقتی همین زنان سرپرست خانوار به‌کرونا مبتلا می‌شوند، بچه‌ها هزینه درمان مادرشان را باید از کجا بیاورند؟ هزینه خورد و خوراک خود را چگونه تأمین کنند؟
حرف‌های یک زن جوان به‌نام زیبا که با سه فرزند و یک همسر معلول نان‌آور خانواده‌است زندگی هولناک چند میلیون زن سرپرست خانوار را این‌طور شرح می‌دهد. حرف او این است که «از مرگ (بر اثر کرونا) نمی‌ترسم. تنها ترسم گرسنگی فرزندانم در نبود من است».
راستی که قلب هر انسانی از این سخنان به درد می‌آید. بله جامعه ما در زیر شلاق ستم و استثمار است. این جامعةی است بنا شده بر دوش بردگانی که سمفونی خود را در صدای شلاق‌ها می‌شنود.

زنان کارتن‌خواب زنان زباله‌گرد زنان تیره‌روزی که قربانیان فساد همین رژیم‌اند زنان بیماری که پولی برای درمان ندارند زنان روستایی در استانهای جنوب و شرق ایران که به‌خاطر قحطی آب به‌خاک سیاه نشسته‌اند. بله آوارگان آب.
زنان کارگری که آه در بساط ندارند. زنان شالیکارکه به‌خاطر حفظ شغل خود مجبورند هر روز در هوای سرد در میان آب به‌مدت ده ـ دوازده ساعت کار کنند. دختران قالی‌باف که به انواع بیماریها دچار می‌شوند. زنان دستفروشی که مدت‌هاست، درآمدی ندارند. زنانی که در کردستان به کار طاقت‌فرسای کولبری رو آورده‌اند.
و بارهای سنگین را در مسیرهای صعب‌العبور کوهستانی حمل می‌کنند.

هم‌چنین خانواده‌های زلزله‌زده که هنوز بی‌خانمان هستند. و همین حالا در سی‌سخت یاسوج زنان و کودکان در سرمای زمستان بی‌سرپناهند و فاجعه دلخراش دختر بچه‌هایی که با اجبار و تحمیل ازدواج کرده‌اند. یا در اثر فقر برای فروش گذاشته می‌شوند و زنان معلم که عده زیادی از آنها حقوقشان به یک دلار در روز هم نمی‌رسد. دختران دانشجو که به‌خاطر سنگینی هزینه‌ها امکان ادامه تحصیل ندارند. هم‌چنین فارغ‌التحصیلان بیکار و زنان شاغل که در خطر سقوط به زیر خط فقر قرار دارند.
بله این‌ها همه چهره‌های مجسم فقر دردناکی است که تار و پود جامعه امروز ایران را تنیده است. فقری مصیبت‌زا که در همه عرصه‌ها اولین قربانی‌اش زن ایرانی است؛ اوست که بیشترین جراحتها و دردها را بر شانه‌های خود دارد؛ اوست که بیشترین خون جگر‌ها را تحمل می‌کند.
در عین‌حال اوست که عزم جزم کرده است تا این شب تیره و تار را به صبح روشن برساند. زندگی امروزش تیره و تار است. اما چنان‌که در آبان آتشین و خونین نشان داد در طرف روز و روشنایی ایستاده است.

به‌قول زنده‌یاد شاملو:
طرف ما شب نیست
چخماق‌ها
کنار فتیله‌ها بی‌طاقتند
خشم کوچه در مشت توست.
در لبان تو شعر روشن صیقل می‌خورد
و شب از ظلمت خود وحشت می‌کند.

بله زنان ایران که به این ظلمت‌سرا نگاه می‌کنند حرف‌شان این است که تمام این نظم ارتجاعی را برخواهیم چید.
به آخوندها می‌گویند: این برج و باروی پوسیده را که روی انبارهای باروت بنا کرده‌اید درهم خواهیم شکست. صدای ما دیگر ناله دلشکستگان نیست؛ غرش طوفانی است که ارتجاع و ستم و زن‌ستیزی را درهم خواهد پیچید.

 ایران آزاد فردا

ما می‌خواهیم به جای استبداد زن‌ستیز حاکم، یک جمهوری کثرت‌گرا بر اساس حقوق‌بشر برپا کنیم. یک جمهوری مبتنی بر جدایی دین و دولت. ما در پی تحقق یک دموکراسی واقعی هستیم که لازمه آن مشارکت فعال و برابر زنان در رهبری سیاسی جامعه است.
در ایران فردا جمیع آزادی‌های فردی در مورد زنان باید به‌رسمیت شناخته شود. از جمله آزادی در اعتقاد و مذهب، اشتغال و رفت و آمد.
زنان در انتخاب پوشش خود آزادند.
در ایران فردا زن و مرد به حقوق اجتماعی سیاسی، فرهنگی و اقتصادی کاملاً برابر دست خواهند یافت.
زنان باید در گزینش همسر و ازدواج از آزادی کامل برخوردار باشند.
در زندگی خانوادگی هر گونه اجبار و تحمیل به زن ممنوع است.
حق متساوی طلاق برای زنان، به‌رسمیت شناخته می‌شود.
چند همسری ممنوع است.
خشونت جسمی، جنسی و روانی علیه زنان در محیط کار، در مراکز آموزشی، خانواده و هر جای دیگر جرم شمرده می‌شود.
هر گونه بهره‌کشی جنسی از زن، تحت هر عنوان ممنوع است.
قانون شریعت آخوندها جایی در قوانین ایران فردا نخواهد داشت و میثاق‌های بین‌المللی در مورد حقوق و آزادی‌های زنان و مشخصاً «کنوانسیون رفع کلیه اَشکال تبعیض علیه زنان» نصب‌العین قوانین مدنی قرار خواهد گرفت.

زن ایرانی به‌پا می‌خیزید

در روز جهانی زن به رزم و مقاومت خواهران و دختران دلیرم در کانون‌های شورشی درود می‌فرستم و همه شما خواهران عزیزم، دختران بی‌باک و زنان بپا خاسته را به گسترش قیام برای سرنگونی رژیم و کسب آزادی و برابری فرامی‌خوانم.
شما زنان معلم و پرستار، دختران دانشجو و دانش‌آموز، زنان دستفروش، خانه‌دار، و زنان کارگر و کشاورز!
پیام این ظلم از حد گذشته، این درد و رنج‌های انباشته‌شده و وضعیت جوشان و شعله‌ور ایران این است که هیچ نیرویی نمی‌تواند جلوی سرنگونی آخوندها را بگیرد. شرایط عینی و موقعیت انقلابی فراهم است و باید با نیروی آگاه و رزمنده شما با پیشتازی خواهران مجاهدتان به جانب آزادی، سمت و سرعت بگیرد.
زنان ایران آموخته‌اند که در مقابل فلاکت و فقر و تعدی و سرکوب به‌جای این‌که در خود فرو بروند، بپاخیزند.
هر مانع و محدودیت و ستمی که رژیم بر شما روا می‌دارد، میدانی برای به آزمایش کشیدن اراده‌های شماست.
بر همه این موانع شورش کنید. تسلیم شدن، خسته شدن، ناامید شدن، دشمن را جری‌تر می‌کند.
در رویارویی با رژیم بارها دیده‌اید که هر زمان به‌پا می‌خیزید و می‌خروشید آخوندها، وادار به عقب‌نشینی می‌شوند.

بله شما از پیشتازان خود آموخته‌اید یعنی نسل زنان مجاهد و مبارز که چهار دهه است که در مقابل این رژیم زن‌ستیز، جنگیده و مقاومت کرده‌اند.
این نسل از شکنجه‌گاهها و میدانهای اعدام گذشته، در زیر موشک‌باران و تیر و تبر دشمن، در اشرف و لیبرتی ایستاده، زخمی شده، اما با بدنی مجروح و خونچکان دوباره برخاسته و نبرد را از سر گرفته است. حرف یک چیز بیشتر نیست: استمرار مبارزه و قیام.

حرف این است که باید در برابر سرکوب و ستم و درد و مصیبت، جنگاورتر باشید. هم‌چنان‌که مسعود رجوی گفته است: «شورشگران پیروزی می‌سازند». و سرنوشت ایران با قیام فرزندان مجاهدش در میدان فدا و مجاهدت نوشته می‌شود. آری به‌دست شما زنان و مردان شورشگر.
ما می‌خواهیم و می‌توانیم خامنه‌ای و حکومتش را سرنگون و ایران و ایرانی را آزاد کنیم.
شما می‌توانید و باید پیروزی را بسازید. شمایید که می‌توانید جرقه اعتراضها و اعتصاب‌ها را بزنید.
شمایید که می‌توانید کانون‌های شورشی و شوراهای مقاومت مردمی را برپا کنید، و شمایید که می‌توانید جوانان به‌جان آمده را به تشکیل کانون‌های شورشی ترغیب کنید و از هر راهی که ممکن است، از آنها حمایت کنید مسئولیت برپایی و پیشبرد قیام را بردوش خود بگذارید. رنج‌های شما پلی به‌سوی آزادیست و در آن سوی پل آنچه قد می‌افرازد، باز شمایید یعنی زنانی که یک جامعه آزاد و برابر رهبری می‌کنند.

سلام بر همه شما

 

تسلیت به‌مناسبت درگذشت سناتور ژان پیر میشل

 
مریم رجوی: سناتور میشل صدایی صریح و قدرتمند برای حقوق بشر و دموکراسی بود

پیام به‌مناسبت سال نو میلادی ۲۰۲۱

هموطنان!
پشتیبانان مقاومت ایران در سراسر جهان!
با آرزوی رهایی مردم ایران و تمام جهان از پاندمی کرونا، آغاز سال ۲۰۲۱ را به‌ همه شما تهنیت می‌گویم.

پیام به مناسبت میلاد مسیح (ع)

هموطنان مسیحی!
پیروان عیسی بن‌ مریم در سراسر جهان!
تبریک کریسمس را با دعایی از صمیم قلب برای نجات همه مبتلایان کرونا در ایران و تمام کشورها و آرزوی ریشه‌کنی هرچه سریع‌تر این بیماری همراه می‌کنم.
عید کریسمس بر همگان مبارک. روزی که چشم جهان به‌دیدار مسیح (ع) روشن شد، تا پیام‌آور یگانگی و رهایی. مبشر عدالت و چراغ جاودانه امید برای نجات فرزند انسان باشد.
فرخندگی این روز در دل ابتلای سهمگین مریم عذرا رقم خورد. او به‌خاطر مسیح (ع) با فداکاری بی‌مانند، تیر تهمت‌های جانکاه را به‌جان خرید و الگوی رهایی برای همه نسل‌ها شد. چنان که خود مسیح گفته است:‌ «زین پس، همه نسل‌ها خجسته‌ام خواهند خواند».
میلاد مسیح ستاره‌یی است درخشنده در آسمان که تهی‌دستان را به‌سوی خبر خوش مریم رهنمون می‌شود که مسیح را به دنیا آورد، یعنی همان وعده جهان عشق و عدالت.

پیام مسیح راهنمای نبرد با ولایت فقیه

اما «پسر انسان نیامد تا خدمت شود، بلکه آمد تا خدمت کند و جان خود را در راه بسیاری فدا سازد». این کلام عیسی‌بن مریم، راهنمای مجاهدین و دلیران کانون‌های شورشی و زندانیان مجاهد و مبارز است که برای سرنگونی پلید‌ترین دشمن خدا و خلق، یعنی رژیم ولایت فقیه، قیام کرده‌اند.
پیام مسیح راهنمای جوانان آگاه و تهیدستی است که برای برپایی قیامی دوباره و براندازی آخوندها بی‌تابی می‌کنند و راهنمای همه کسانی است که برای نجات مردم محروم و بی‌پناه از بیماری کرونا ازخودگذشتگی می‌کنند.
امسال هر چند که خانواده‌های مسیحی به‌علت پاندمی کرونا از دیدار یکدیگر و بودن در کنار هم محروم شده‌اند و هر چند که کریسمس امسال با غم از دست‌دادن شماری از یاران‌مان و از دست رفتن جان‌های نزدیک به‌دویست هزار هموطن در داخل ایران همراه است، اما هم‌چنان برای بشریت در زنجیر نوید‌بخش شادی و امید است.
باشد که به‌ یمن این تولد بزرگ، سلامتی، شادی و شور و خروش بر زندگی مردم محنت‌زده حاکم شود.
باشد که مقاومت و قیام مردم ایران و مجاهدت و نبرد مجاهدین و «زحمتکشان برای عدالت» ایران را قرین رهایی و آزادی کند.
خوشا به‌حال زحمتکشان برای عدالت، زیرا ملکوت آسمان از آن‌ ایشان است.
سلام بر عیسی مسیح، سلام بر مریم عذرا.

 

.

پیام به مناسبت میلاد مسیح (ع)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
 

سخنرانی مریم رجوی در سالگرد قیام کبیر آبان ۹۸

با سلامی گرم و آتشین از این جا به همه قیام آفرینان در شهرهای ایران و به ایرانیان آزاده در سراسر جهان
گرد‌آمده‌ایم در سالگرد خیزش عظیم آبان و درود می‌فرستیم به‌ دلیران و شورشگران برپادارنده آن. آتشی که آن‌ها برافروختند تا خاکستر‌کردن نظام ولایت فقیه خاموشی نمی‌پذیرد.
سلام بر‌شهیدان سرفراز آبان. فدیه‌های مردم ایران برای آزادی‌ که خون‌های پاک‌شان تا روز آزادی در جوشش است. سلام بر‌هزاران جوان قیام‌‌آفرین و شورشگر که به‌ اسارت درآمدند و شکنجه‌های وحشیانه را تحمل کردند تا راه آزادی را هموار کنند.

هموطنان!
شعله‌های قیام آبان یک باره در بیش از ۲۰۰شهر در ۲۹استان زبانه کشید. رژیم آخوندی در بسیاری مراکز و پایگاه‌های سرکوبگرش هدف تهاجم شورشگران قرار گرفت و جهان به ‌چشم دید که آخوندهای حاکم یک اقلیت ناچیزند که در محاصره آتش خشم جامعه ایران قرار دارند.
قیام آبان یک شورش کور نبود، یک جنبش بی‌دنباله نبود.
با ‌هیچ از یک جناح‌های رژیم پیوندی نداشت و به هیچ قدرت و دولتی در جهان مرتبط نبود.
به‌عکس، قیام آبان، جوشیده از اراده مستقل و آزادی‌بخش مردم ایران و یک الگوی واقعی از قیام و نبرد سرنگونی رژیم بود. الگویی که در آن جوانان آگاه و محروم، نیروی رزمنده آن‌اند؛ الگویی که از کانون شورشی الهام گرفته و الگویی که استراتژی مجاهدین یعنی استراتژی کانون شورشی و شهرهای شورشی را، مادیت بخشیده است.
شورشگران آبان به میدان آمدند، در حالی‌که کمتر چیزی در دست داشتند، اما بغض‌های پرخشم‌شان بر مراکز غارت و سرکوب رژیم شعله‌ور شد. جانشان نثار آزادی شد.
و سلام بر شهرهای شورشی،
سلام بر شیراز، پایتخت شورش و انقلاب،
سلام بر ماهشهر و جوانان رزم‌آورش در نبردهای کوره‌ها و خورموسی و شهرک بعثت،
سلام بر اسلام‌شهر که شورشگران‌اش پایگاه اصلی سپاه پاسداران را تسخیر کرده سلاح‌هایش را به‌دست گرفتند،
سلام بر شهریار که جوانان دلیرش نماد خمینی دجال، یعنی انگشتر او را تخریب و لگدمال کردند،
سلام بر بهبهان که آتش‌زنه‌ قیام آبان شد،
سلام بر سیرجان، اصفهان، خرمشهر، اراک، تهران، کرج، فردیس، رباط کریم، قلعه حسن‌خان، کرمانشاه، مریوان، صدرا، اهواز و دیگر شهرهای میهن که رزم‌آوران‌شان دست کم ۸۰مرکز سپاه و بسیج یا کلانتری را هدف قرار داده یا تسخیر کردند.
و سلام بر این شهرهای شورشی که در قیام آبان سلطه آخوندها را در هم شکستند و طعم آزادی را چشیدند و خود را برای نبردهای آتی و برای آزادی آماده می‌کنند.
سلام بر ۱۵۰۰شهید آبان که یک به‌یک‌شان مظاهر ستایش‌انگیز اراده مردم ایران برای کسب آزادی‌اند.
چه گواهی عینی‌تر، صادق‌تر و راسخ‌تر از این شهیدان درباره عزم مردم ایران برای سرنگونی رژیم؟
چه گواهی واقعی‌تر و روشن‌تر از این شهیدان درباره به‌ پایان رسیدن کار این رژیم؟
در آبان ۹۸، کشتار قیام‌کنندگان از همان ابتدا شروع شد و با دستور خامنه‌ای در ۲۶ آبان، ابعاد بیشتری یافت. او به ‌نهادهای سرکوب و کشتار گفت:‌ در مقابل قیام‌کنندگان «به وظایف خود عمل کنند». این دستور یک قتل‌عام وحشیانه بود.

آن‌ها در خیابان‌ها مردم را از ناحیه سر‌‌ و قلب‌ هدف قرار دادند. از درمان مجروحان جلوگیری کردند، از درمانگاه‌ها برای به‌دام انداختن و دستگیری مجروحان استفاده کردند. حتی از کشتن کودکان ابا نکردند و ده‌ها کودک را به ‌قتل رساندند. به‌گفته پزشکان، پاسداران از مهمات جنگی برای شلیک به ‌مردم استفاده کردند.
در شیراز، هلی‌کوپترهای نیروی انتظامی به سوی تظاهرکنندگان شلیک کردند.
در ماهشهر، مردم را با تیربار هدف قرار دادند.
در گرگان، پاسداران یک جوان شورشی را با شلیک مستقیم و ضربات تبر در ملاء‌عام و در برابر چشمان حیرت‌زده مردم به قتل رساندند.
مقاومت ایران تا به‌حال اسامی ۸۲۸ نفر از شهیدان را به‌دست آورده و منتشر کرده است. اما شمار واقعی شهیدان بی‌شک چند هزار نفر است. همه می‌دانند که رژیم منکر آمار و ارقام شهیدان بود و این مقاومت ایران بود که توانست همین عدد حداقل یعنی ۱۵۰۰شهید را به‌طور بین‌المللی به ثبت بدهد.
اما آن‌چه صورت گرفته، صرفنظر از اعداد و ارقام، یک قتل‌عام است. آن‌چه صورت گرفته یک جنایت علیه بشریت است. خامنه‌ای، روحانی، شمخانی، سران سپاه و بسیج و انتظامی باید به‌خاطر این کشتار محاکمه شوند.
قساوت جنون‌آسای خامنه‌ای و سپاه جرارش حد و حصری نداشت. اما این همه جنایت‌ و سرکوب و ارعاب نتوانست بر آتش قیام و انقلاب غلبه کند.

و شورشگران؛
با درفشی بلند به میدان آمدند.
بر جنگل بی بهار شکفتند.
بر درختان بی‌ریشه میوه آوردند.
با حنجره خونین خواندند.
و هم‌چون تعهدی جوشان،
کلام آخرین را بر زبان جاری کردند: آزادی

خامنه‌ای در ۱۸دی ۹۸ به‌صراحت مجاهدین گرد‌آمده در یک کشور اروپایی را مقصر و برنامه‌ریز قیام معرفی کرد. آخر مگر شما آخوندها نمی‌گفتید که پیر شدند و تمام شدند؟ راستی که به‌قول مرجان شورشگر با رویش جوانه چه می‌کنید؟

قیام آبان ۹۸ خیزشی تا سرنگونی تمامیت رژیم


هم میهنان!
لحظه خیره‌کننده تاریخ معاصر ایران که در ۴۸ساعت نبرد و قیام در آبان ۹۸ پدیدار شد، نه یک شهاب زودگذر که تجلی عزم آتشینی است که تا سرنگونی نظام ولایت فقیه ادامه دارد.
در بیانیه سالانه شورای ملی مقاومت چقدر خوب و رسا در ۱۰ماده جمعبندی شده بود که:
اول- قیام به سرعت شکل گرفت.
دوم- شعارها به سرعت رادیکال شده و خامنه‌ای را نشانه رفت.
سوم- نسل جدید که در این رژیم متولد شده و پیوسته در معرض تبلیغات و القائات همین رژیم مخصوصاً علیه مقاومت بوده، هسته مرکزی خیزش بود.
چهارم- نقش زنان به‌عنوان نیروی پیشتاز و رهبری‌کننده این قیام، بسیار چشمگیر و تأثیرگذار بود.
پنجم- در این قیام، تمامی مراکز دولتی، نظامی و وابسته به رژیم مورد حمله و تخریب مردم قرار گرفت. به هیچ وسیله یا اماکنی که مربوط به مردم بود، آسیبی وارد نشد. هر چه بود، توسط مأموران رژیم بود که به خودروها و امکانات مردم آسیب رساندند.
ششم- باند مغلوب یا اصلاح‌طلبان، کاملا همراه با باند غالب، برای سرکوب مردم بودند. در این قیام اصلاح‌طلبان به‌طور کامل سوختند.
هفتم- در خیابان و میدان عمل هیچ نشانی از شاه‌دوستان و دیگر مدعیان «خشونت پرهیز» نبود.
هشتم- استراتژی کانون‌های شورشی و شهرهای شورشی، در صحنه عمل، آزمایش خود را پس داد.
نهم- به لحاظ تاکتیکی کانون‌های شورشی به بهترین شکل فرماندهی را در صحنه به دست گرفتند.
دهم- هیچ یک از افراد و گروه‌ها و رسانه‌های دور و نزدیک که سال‌ها علیه مقاومت ایران و استراتژی و مواضع آن حرف می‌زدند، به روی خود نیاوردند که اکنون کدام خط مشی در خیابان جریان دارد و کدام استراتژی است که سخن می‌گوید.
به‌همین دلیل اثرات قیام آبان از بین رفتنی نیست و به‌همین دلیل قیام آبان در سالگرد خود در آمادگی اجتماعی عظیمی دوباره قد راست کرده است.و این خیزشی است تا سرنگونی تمامیت رژیم.

هم‌میهنان!
امروز رژیم ولایت فقیه در وضعیتی است که در ۴۰سال گذشته نظیر ندارد؛ پروژه انقباض و یک‌پارچه‌سازی حکومت به ‌معضلات حل‌ناشدنی دچار شده و امروز خامنه‌ای ناچار است با تمام قوا ‌دولت روحانی را حفظ کند تا مبادا ساقط شود و از تکانه‌های آن، تمام رژیم بر باد برود. دولتش فلج شده و ازپا افتاده است.
در عرصه اقتصادی، نظام بانکی به توقف یا ورشکستگی رسیده است. از شروع کار آخوند روحانی، ارزش پول کشور به ‌یک دهم در مقابل دلار رسیده و در ‌آستانه انقراض است، کسری بودجه ‌۷۰درصد است، نرخ تورم ۶۰ درصد شده، بدهی رژیم ۲۶۰میلیارد دلار است و از همه مهم‌تر؛ رژیم توانایی تصمیم‌گیری و اثرگذاری در این عرصه را از دست داده است.
حالا دیگر این کارشناسان و مهره‌های خود رژیم است که پی‌در پی اعتراف می‌کنند که به‌آخر خط رسیده‌اند و راه‌حل و آینده‌یی ندارند. اما حقیقت از این هم فراتر است: این ناقوس سرنگونی آخوندهاست که به‌صدا درآمده است.

موقعیت انقلابی جامعه ایران

هم‌میهنان،
وضعیت انقلابی جامعه ایران که در قیام آبان به‌طرز چشمگیری نمودار شد، هم‌چنان به‌قوت خود باقی است. شرایط انفجاری، نارضایتی متراکم، و تقابل مردم و رژیم حاکم به ‌اوج خود رسیده است.
دو عامل اساسی این وضعیت را شدت بخشیده است: یکی بیماری همه‌گیر کرونا که مردم سیاست جنایتکارانه خامنه‌ای ـ روحانی را در گسترش آن و از دست رفتن جان‌ها به چشم می‌بینند و دیگری فروپاشی اقتصادی و سقوط بخش عظیمی از جامعه به ‌گرسنگی و ناداری.
آخوندها می‌خواهند کرونا را سپربلای رژیم خود کنند. می‌خواهند با استراتژی اجساد، خطر سرنگونی را خنثی کنند. طرح‌های ضدبشری نظیر پنهان‌کردن شیوع کرونا، یا بازکردن مدارس و مراکز اشتغال و خودداری از تخصیص بودجه و امکانات برای مقابله با گسترش بیماری، همه در راستای همین استراتژی شوم بوده و هست. اما این بیماری با ۱۵۰هزار قربانی نتوانست و نخواهد توانست منویات شوم آخوندها را برآورده کند.
آخوندهای حاکم، زمینه‌ساز گسترش کرونا بوده‌اند و هیچ تلاش و مایه‌گذاری جدی در برابر پیشروی آن نکردند. این است که کرونا به ‌منبع گسترش خشم و انزجار پنهانی علیه رژیم تبدیل شده و این است که هر قربانی جدید تیک‌تاک سرنگونی رژیم شده است.

دوستان عزیز،
عامل اساسی دیگر در گسترش خشم عمومی، فقری است که آخوندها به‌ قیمت انباشتن یک ثروت عظیم برای خود، بر جامعه ایران حاکم کرده‌اند. بیکاران به ‌۱۱میلیون نفر رسیده‌اند. ۶.۵ میلیون نفر از شاغلان، شغل خود را از دست داده‌اند.
مطبوعات رژیم درباره گرانی نان می‌نویسند: نان گران و جان ارزان شده است. آن‌هایی که تا چندی پیش به‌عنوان بخشی از طبقه متوسط از رفاه نسبی برخوردار بودند، امروز به ‌فقیران و محرومان پیوسته‌‌اند، بخش زیادی از آن‌هایی که در مراکز شهرها خانه داشتند، امروز به ‌حاشیه‌ شهرها و حلبی‌نشین‌ها پناه برده‌اند. و فقرای دیروز، اکنون از گرسنگی به‌خود می‌پیچند. بیش از ۹۷ درصد شغل‌ها ناپایدار و موقتی شده و درآمد ماهانه آن‌قدر ناچیز است که کفاف بیش از چند روز زندگی را نمی‌دهد در این شرایط است که دخترک معصوم ۱۱ ساله خود را می‌کشد، زن ستمزده و محروم بلوچ، برای خریدن آب آشامیدنی و رفع تشنگی ‌کودکان‌اش جسم و جان‌اش را می‌فروشد و خودش را می‌کشد. و محرومان چابهار که خانه‌هایشان را آخوندها خراب کرده‌اند، فریاد دادخواهی‌‌شان به آسمان می‌رسد. اما این همه فقر و گرسنگی و این همه ظلم و بی‌عدالتی بی‌پاسخ نمی‌ماند.

بله، به ‌هر طرف که نگاه کنیم، جوشش اعتراض و نارضایتی در جامعه ایران و خواست پرقدرت و گسترده عمومی برای سرنگونی رژیم خامنه‌ای به‌چشم می‌خورد.
این روحیه معترض بیش از هر چیز در تهاجمات جوانان شورشگر به ‌مزدوران بسیجی نمودار شده است؛

این رویارویی در مقاومت جوانان و زنان در برابر فشارهای سرکوبگرانه پاسداران رژیم دیده می‌شود. در خشم و عصیان زنان پاوه و اعتراض زنان بلوچ و اهواز و هرمزگان.
اما آن‌چه پیشاپیش راه می‌گشاید کانون‌های شورشی و فعالیت روزانه و بی‌وقفه و امیدبخش آن‌ها علیه رژیم آخوندهاست.
بله، مادی‌ترین و روشن‌ترین گواه وضعیت انقلابی جامعه، این واقعیت است که برخلاف تصور رژیم، اعدام قهرمانان سرفرازی مثل نوید افکاری و مصطفی صالحی، اعتراض و مقاومت عمومی را بالا برده و این واقعیت که دستگیری زندانیان قیام و دلیران به‌اسارت‌درآمده کانون‌های شورشی روحیه رزمندگی و شورشگری را بالا و بالاتر برده است.
آری،‌ شعله‌های قیام آبان با کانون‌های شورشی و جوانان شورشگر زنده و فروزان است.
به‌ دلیل این وضعیت است که براساس دستور مستقیم خامنه‌ای، رژیم به‌ آن‌چه مجرم‌گردانی در خیابان‌ها می‌نامد رو آورده است، به‌این دلیل است که در وسط خیابان در برابر چشم مردم جوانان را شکنجه می‌کند.

به‌این دلیل است که پاسداران، مهرداد سپهری جوان مشهدی را در ملاء‌عام با شوکر و گاز فلفل شکنجه می‌کنند و به ‌قتل می‌رسانند. در اسفراین عباس مین‌باشی را به‌ضرب گلوله می‌کشند و در آبادان به‌ آزار و هتک حرمت بهار رو می‌آورند.
بله، ایجاد این صحنه‌های موحش، سیاست عامدانه رژیم برای مرعوب‌کردن جامعه‌یی است که هر لحظه ممکن است قیامی بزرگ‌تر از قیام آبان خلق کند. و این کابوس شبانه‌روزی آخوندهای حاکم است. نهاد‌های سرکوبگر از گوشمالی‌دادن پاسداران و جنایتکاران به دست جوانان مات شده‌اند.
نیروهای امنیتی با وحشت‌زدگی می‌گویند جوانان به تهیه ‌سلاح رو آورده‌اند. رسانه‌های حکومتی پی‌در‌پی خبرهای کشف اسلحه در اهواز، همدان، اصفهان، لرستان، ایلام، فارس و کرج را منتشر می‌کنند. نیروی انتظامی در مقابل روحیه اعتراضی جامعه مستاصل شده است. نوارهای مکالمات بیسیمی آن‌ها که هر از گاهی توسط کمیسیون امنیت و ضد‌تروریسم شورای ملی مقاومت منتشر می‌شود، در این زمینه بسیار گویا و روشنگر است.

در حالی که شمار مأموران نیروی سرکوبگر انتظامی حدود ۲۵۰هزار نفر است. اما فرمانده نیروی انتظامی آه و ناله می‌کند که این تعداد کم است و باید به ‌نیم میلیون نفر برسند.
تعداد کلانتری‌ها در تهران ۸۶مرکز است. اما معاون امنیتی استانداری تهران می‌گوید تهران باید دویست کلانتری داشته باشد.
بسیاری واحدهای نیروی انتظامی را مؤظف کرده‌اند که هر پنج دقیقه یک بار در خیابان‌ها آژیر بکشند تا در بین مردم وحشت ایجاد کنند. اما این خود، آژیر وحشت‌زدگی سراپای رژیم است.
سرکرده سپاه پاسداران طرح رژیم برای جستجوی «خانه به‌خانه» مردم را به‌ بهانه شناسایی بیماران اعلام کرد. قضاییه جلادان اعلام کرد که محلات تهران برای رژیم ناامن شده است.
در تهران یک قرارگاه مقابله با جوانان تشکیل شده. یک قرارگاه دیگر هم، به‌دستور مستقیم خامنه‌ای توسط سپاه در پوشش کنترل قیمت‌ها برای کنترل اوضاع ایجاد شده و آخوندها در مقابل جامعه ایران، آرایش جنگی گرفته‌اند.

اما چه سود، زیرا قیام آبان و اثرات سیاسی و اجتماعی آن مثل یک موج نیرومند در سراسر سال گذشته در حرکت بوده و زمین را زیر پای آخوندها به‌لرزه در می‌آورد.
آخوندها برای خروج از مخمصه سرنگونی راه‌حلی ندارند. آن‌ها بی‌صبرانه در انتظار تغییر سیاست در آمریکا هستند و در این خیال‌ها سیر می‌کنند که از این نمد برای خود کلاهی بدوزند. غافل از این‌که حالا دیگر به نقطه‌یی رسیده‌اند که این، بالمآل بر بحران‌هایشان از سر تا پای رژیم خواهد افزود و گرهی از مشکلات نظام پوسیده و فاسد ولایت فقیه باز نمی‌کند. هم‌چنان‌که وقتی زمان سرنگونی رژیم شاه فرا رسیده بود به‌رغم این‌که تحریمی هم در کار نبود و پول و حمایت کامل آمریکا و اروپا را هم داشت، در برابر قیام مردم ایران یارای ایستادگی نداشت.

به نظر ما و مردم ما زمان سرنگونی دیکتاتوری دینی فرا رسیده است. و آن‌چنان که مسعود رجوی یکبار از قول ویکتور هوگو گفت هیچ چیز قوی‌تر از آرمانی نیست که زمانش فرا رسیده باشد.
سیاست مماشات دیگر تکرار شدنی نیست و دردی هم دوا نمی‌کند. زمان قرار گرفتن در کنار آخوندها سپری شده و جز ضرر و زیان حاصلی ندارد. از طرف دیگر آخوندها فراموش نکرده‌اند که بزرگ‌ترین ضربات در عرصه بین‌المللی را از همین مقاومت در دوران دلپذیر! مماشات دریافت کردند؛ از جمله خروج سازمان مجاهدین خلق ایران و شورای ملی مقاومت و ارتش آزادیبخش از لیست‌های تروریستی آمریکا و هم‌چنین بیرون کشیدن مجاهدین از چنگال دژخیمان عراقی همین رژیم. دو ضربه‌یی که بعد از گذشت سال‌ها رژیم هم‌چنان از درد آن به خود می‌پیچد.

این پیروزی‌های بزرگ با اتکا به پایداری باشکوه مجاهدین در اشرف ولیبرتی با همه شهیدان و مجروحان و بیمارانی که در محاصره ظالمانه زجر کشیدند با رنج و تلاش طاقت فرسای شبانه‌روزی اعضا و هواداران این مقاومت و اشرف‌نشان‌ها در چهارگوشه دنیا به‌دست آمد.
چنین است خلق و مقاومتی که بر اراده خودش متکی است. خلق و مقاومتی که بر توان فداکاری خود اتکا دارد و از ظرفیت تغییر‌دهندگی خودش نیرو می‌گیرد و به‌پیش می‌تازد. این نیروی شگرفی است که تاریخ را می‌سازد.
چنان‌که مسعود رجوی گفته است:‌ در دستگاه محاسبه خامنه‌ای «عنصر اصلی و کلیدی که خلق و ارتش گرسنگان و محرومان باشد، جایی ندارد. اما کور خوانده است. حتی اگر مثل شاه، آمریکا و اروپا و چین و ماچین را هم با خود ‌داشته باشد، باز هم سرنگونی و سقوط ” سوخت و سوز“ ندارد.
این رژیم از همه سو در بن‌بست و بحران است. حرف آخر را مردم ایران می‌زنند. سرنوشت را پیشتازان، شورشگران و ارتش آزادی‌ستان می‌نویسند. ما خود نویسندگان سرنوشت خویشتن و خلق و میهنیم».
بنابراین «سرنوشت ایران با قیام فرزندان رشیدش در میدان فدا و مجاهدت نوشته می‌شود.
بله، کس نخارد پشت ما و شورشگران پیروزی می‌سازند».

شورشگران پیروزی می‌سازند

هم‌میهنان،
از دی ۹۶ تا آبان ۹۸ و در این یک سال، آنچه پدیدار، اثبات و درخشان شده، استراتژی ظفرنمون قیام و سرنگونی است که توسط فرمانده ارتش آزادی ترسیم شده و نیروی رزمنده ضد رژیم را در جهت مقصد بزرگ آن رهنمون کرده است.
نتیجه‌ روشن و قطعی تحولات یک ساله پس از قیام آبان،‌ رویارویی بنیان‌کن و بازگشت‌ناپذیر جامعه ایران با استبداد دینی است. ازنظر سیاسی، این آغاز تخریب بنا و بنیاد رژیم توسط مردم است که در قیام‌های آتی با پیشتازی ارتش بزرگ آزادی به‌فرجام می‌رسد و سرانجام خطاب به خلق قهرمان و جوانان شورشگر ایران می‌گویم:
وحشت آخوندهای حاکم از نیروی شماست.
این‌همه بگیر و ببند، این شکنجه‌های عیان پسران و دختران در کوچه و خیابان، این فقر و فلاکت فراگیر و رهاکردن مردم در چنگال‌های بیماری و مرگ، جز وحشت آخوندها از اراده شما برای قیام و سرنگونی نیست.
آخوندهای جلاد و بزدل،
از قدرت شما می‌ترسند.
از همبستگی شما هراسان‌اند.
و از عزم شما برای سرنگونی وحشت دارند.
پس هیچ لحظه‌یی به توان خودتان برای سرنگونی، شک نکنید.
هیچ لحظه‌یی به ناامیدی و یاس و گفتن (همین که هست)، میدان ندهید.
و هیچ لحظه‌یی از یاری و همراهی با کانون‌های شورشی و جوانان شورشگر دریغ نکنید.
عشق و امیدتان برای آزادی، سرمایه شما در نبرد با خامنه‌ای و حاکمیت پلید ولایت فقیه است.
در سالگرد قیام آبان، شهیدان سرفرازش، آن ۱۵۰۰جان شیفته و شعله‌ور و ۱۲۰هزار شهید راه آزادی، همه را به‌ قیامی سرنگون‌کننده فرا می‌خوانند.
به‌پاخیزید که‌ آزادی و آینده از آن شماست.

آری، شورشگران پیروز می‌دانند
از پای ننشینند یک لحظه
تا عشق را نان را رهایی را به میهن بازگردانند.
شورشگران پرچم به کف،
برق امید و آرزو در چشم،
تا قله فتح و ظفر بی باک می تازند
شورشگران، پیروزی و تغییر می‌سازند.

سلام بر شهیدان
سلام بر آزادی
سلام بر قیام کبیر مردم ایران برای آزادی

 

شعله‌های قیام آبان در نبرد کانون‌ها و جوانان شورشگر

شعله‌های قیام آبان در نبرد کانون‌ها و جوانان شورشگر

 

 

 

اعضای محترم شورای ملی مقاومت!
شخصیت‌ها و دوستان ارجمند و گرامی که به‌عنوان ناظر در سومین روز اجلاس شورا در جلسه ما‌ حضور دارید، به شما خوشامد می‌گویم و به ‌یکایک شما و تلاش‌هایتان برای آزادی مردم و میهن در این اجلاس از سلسله گردهمایی‌های کهکشان امسال درود می‌فرستم.

 

شورای امنیت، دبیرکل ملل متحد، شورای حقوق بشر و کمیسر عالی حقوق بشر ملل متحد باید رژیم آخوندی را به‌خاطر پنهان‌کاری مجرمانه و ادامه‌دار در مورد شیوع کرونا و به‌خطر انداختن جان مردم ایران و دیگر کشورها محکوم کنند

هموطنان عزیز،
پزشکان و پرستاران فداکار!
در این روزهای تلخ که براثر پنهان‌کاری و تعلل مجرمانه آخوندها، شیوع ویروس کرونا، زندگی عموم مردم را ‌به‌خطر انداخته،‌ همه شما را به‌همبستگی ملی برای جلوگیری از گسترش بیماری و حفاظت از جان هموطنان و اعتراض و مقابله با رژیم ضدمردمی حاکم فرا می‌خوانم.

پیام به گردهمایی زنان نیروی تغییر استکهلم

دوستان و خواهران عزیزم!
نمایندگان و شخصیت‌های مدافع حقوق زنان!
در آستانه روز جهانی زن، فرا رسیدن این روز را تبریک می‌گویم که مبارزات، فداکاری‌ها و رنج‌های زنان برای ساختن جهانی عاری از بهره‌کشی و ستم و خشونت را نوید می‌دهد.
امسال روز جهانی زن از قهرمانی زنان به‌پاخاسته ایران و از خون‌های جوشان زنان شهید در قیام آبان گلگون شده و اعتبار و اعتلایی صد چندان گرفته است.