درباره شورای ملی مقاومت

در ۳۰ تیر ۱۳۶۰ ، سالروز قیام مردم ایران در حمایت از دکتر محمد مصدق، و یک ماه پس از آغاز اعدامهای دستجمعی مخالفان تشکیل شورای ملی مقاومت توسط آقای مسعود رجوی، رهبر وقت سازمان مجاهدین خلق ایران، در تهران برای ائتلاف همه نیروهای دمکراتیک مخالف رژیم ولایت فقیه به منظور سرنگونی این رژیم و استقرار دمکراسی در ایران اعلام شد.

 

 ۰۹ مهر ۱۳۹۲

رییس جمهور برگزیده مقاومت در کنفرانسی در مجمع پارلمانی شورای اروپا،در استراسبورگ در تاریخ ۸مهر۱۳۹۲ به اقدام فوری برای آزادی ۷گروگان و حفاظت بین المللی برای مجاهدان لیبرتی فراخوان داد. در این کنفرانس براجرای تعهدات آمریکا، ملل متحد و اتحادیه اروپا تاکید شد.مجمع پارلمانی شورای اروپا متشکل از پارلمانترها و سناتورهای ۴۷ کشور اروپایی وآسیای مرکزی است.

سخنرانی مریم رجوی در مجمع پارلمانی شورای اروپا در استراسبورگ

آقای رئیس!
منتخبان مردم اروپا!
نمایندگان محترم!

از حضور در خانه دموکراسی ملت‌های اروپا بسیار خوشحالم. این نهاد، الگویی برای همزیستی میان ملتها ارائه می‌کند که حقوق بشر و ارتقای دموکراسی و عدالت، در کانون آن است. من امروز اینجا آمده‌ام تا توجه شورای اروپا و کشورهای عضو را به دو موضوع مهم جلب کنم:
اول موضوع ۷ گروگان که مدت یک ماه است، بعد از حمله به اشرف و کشتار ۵۲ قهرمان مجاهدخلق، هم چنان در دست نیروهای مالکی در بغداد هستند و در معرض خطر استرداد به ایران قرار دارند.
دوم خطر فاز جدیدی از سیاست ضدانسانی فاشیسم مذهبی حاکم بر ایران.  
رژیم ایران در مقابل نارضایتی گسترده مردمی و خطر خیزشهای بزرگ و بحرانهای عمیق اقتصادی، به‌شدت آسیب‌پذیر است. تحریمهای بین‌المللی، این آسیبپذیری را مضاعف کرده است. این رژیم، هم‌اکنون در سراشیب سرنگونی قرار دارد. اوج‌گیری جنگ قدرت در درون رژیم، بازتاب همین وضعیت است. این رژیم اگر در سه موضوع اصلی، یعنی نقض حقوق بشر، پروژه تسلیحات اتمی و صدور تروریسم و بنیادگرایی، عقب‌نشینی کند، به‌سرعت در مسیر فروپاشی حرکت می‌کند. دست برداشتن رژیم از هریک از این سیاستها، بهترین خبر برای ما و مردم ماست.

اما به عکس، این رژیم به موازات نمایشهای مضحک و بیمحتوای خارجی، به فاز جدیدی از سرکوب و وحشیگری روی آورده است. پس از نمایش انتخابات، بیش از ۲۰۰ زندانی در ایران اعدام شده‌اند. تنها در سه روزی که روحانی در نیویورک، از عدم خشونت و دموکراسی صحبت می‌کرد، طبق خبر رسانه‌های رژیم، ۲۲ نفر در شهرهای مختلف اعدام شدند.
تازه‌ترین نمونه این سیاست، حمله به کمپ اشرف و اعدام جمعی ۵۲ عضو مجاهدین و گروگانگیری هفت تن دیگر از آنان توسط دولت دست نشانده این رژیم در عراق است که همگی افراد حفاظت‌شده در چارچوب کنوانسیون ۴ ژنو بوده‌اند. قوای مهاجم، به اغلب شهیدان تیر خلاص زدند و حتی به مجروحان بستری شده روی تختهای بیمارستان، شلیک کردند تا تمام‌کُش شوند.
دستور این حمله از تهران آمده بود. این کشتار، تعهد نخست وزیر عراق به ملاهاست، تا در ازای آن، حمایت رژیم ایران برای سرپا نگهداشتن دولت لرزان عراق را حفظ کند. اما سناریوی مالکی و مشاور امنیتی او، فالح فیاض، سلب مسئولیت از خودشان در اعدام جمعی مجاهدان اشرف و انکار حمله و گروگانگیری از اساس است.  این سناریوی مبتذل، توهین به شعور انسانی است.
این در حالی است که از سال ۱۳۸۸ تا کنون، آنها آنچنان حلقه محاصره اشرف را تنگ کردهاند که حتی یکنفر از همسایگان اشرف یا یک راننده یا تعمیرکار و یا تاجر برای مسائل لجستیکی، نتوانسته وارد اشرف شود.
تاکتیک مالکی و فالح فیاض، گمکردن رد گروگانها و تغییر مکان مستمر آنهاست؛ تا وقتی آدرس یک زندان افشا می‌شود و سازمانملل می‌خواهد آنجا را ببیند، خالی از گروگانها باشد. این باعث می‌شود که کانالهای مختلف، نقاط گوناگونی را به‌عنوان محل گروگانها گزارش کنند و واقعیت، مغشوش و آکنده از پارازیت شود و چنین جلوه داده شود که گروگانها در دست حکومت عراق نیستند.
سازمان ملل و آمریکاییها خیلی خوب می‌دانند که حمله به اشرف را مالکی انجام داده و گروگانها هم دردست او هستند. ما در این مورد، اطلاعات دقیق و جزئی به آنها داده‌ایم. بدون شک اگر آنها بخواهند و به تعهدات مکرر و مستمرشان در قبال سلامت و امنیت ساکنان ، طبق همان یادداشت تفاهم ۲۵دسامبر۲۰۱۱ (۴دیماه۹۰)، که به آن استناد می‌کنند، ملتزم باشند، و اگر از مالکی بازخواست کنند و او را در برابر التزامات بینالمللیاش قرار بدهند، گروگانها به‌سرعت آزاد می‌شوند و یا تحویل یک کشور اروپایی می شوند.
مجدداً تأکید می‌کنم: آمریکاییها و سازمانملل، هم از انجام حمله مالکی به اشرف و قتلعام، و هم از گروگانگیری مطلعند و امکان دسترسی به موقعیت گروگانها را هم دارند. علاوه بر اطلاعات دقیق و جزیی مقاومت، آقای بومدرا در شهادت تکان دهنده اخیرش در مقر ملل متحد در ژنو، هیچ تردیدی در مسئولیت مستقیم عراق در کشتار و آگاهی دولت آمریکا و ملل متحد در باره وضعیت گروگانها باقی نگذاشت .
با این‌حال، آمریکا و ملل متحد سکوت کرده‌ و بی عملی پیشه کردهاند، و دولتها و نهادهای اروپایی نیز یک واکنش جدی و متناسب با این جنایت ، نشان نداده اند.
من اعلام می‌کنم که ما مسئولان این جنایت علیه بشریت را به دادگاههای ذیربط بین المللی می کشانیم و اعلام می‌کنم که تماشا کردن و سکوت در پیش گرفتن، تایید جنایت است. این نه تنها خیانت به مردم ایران، بلکه خیانت به مردم منطقه، و خیانت به صلح و امنیت جهان است. اجازه بدهید کمی توضیح بدهم:
رژیم آخوندها در شرائط سرنگونی قرار گرفته است. این وضعیت، به‌خصوص، به دلیل نارضایتی حاد جامعه ایران است که ظرفیت فوران قیام‌های گسترده‌یی را ایجاد کرده و در نتیجه، میدان مانور رژیم را بسته است. در چنین شرایطی، رژیم به‌شدت نیازمند نابودی اپوزیسیون سازمانیافتهاش است.
حال، وقتی دولتهای غرب در قبال حربه قتل عام، سکوت و انفعال در پیش می‌گیرند، در واقع به اراده یک فاشیسم مذهبی تن می‌دهند و سرنوشت منطقه را قربانی می‌کنند. حدود دو هفته پیش، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، خانم کاترین اشتون، تأیید کرد که گروگانها در زندانی در عراق نگهداری می‌شوند و این تهدید در مورد آنها وجود دارد که به ایران استرداد شوند.
این، راه را برای دولتهای اروپا باز می‌کند که مسئولیت خود را برای نجات گروگانها برعهده گیرند. اما مالکی و خامنه ای عمیقاً روی ضعف و پاسیویسم مفرط دولتهای غرب، حساب می‌کنند. با سود بردن از بی‌عملی دولت‌های اروپایی، اخیراً مشاور امنیتی دولت عراق، سفیران اروپایی در بغداد را فراخواند و تهدیدهای جنایتکارانه آشکاری علیه ساکنان لیبرتی را با آ‌نها در میان گذاشت.
در واقع دولت عراق،  چشم در چشم سفیران اروپایی برای فاجعه‌آفرینی‌های بعدی، مجوز می‌گیرد. حال آنکه  اروپا باید یک رویکرد انسان‌دوستانه نسبت به جان گروگانها، و یک سیاست هوشیارانه نسبت به آینده منطقه را جایگزین این سکوت کنند. بدترین تهدید، بی عملی است. بدترین تصمیم، بی‌تصمیم ماندن است. بدترین خطر، خطر را ندیدن است. مسئولیت سازمان ملل و کشورهای اروپایی و آمریکایی، دست به اقدام و عمل زدن است.

نمایندگان محترم!
همزمان با ادامه اسارت گروگانها، جریانی از اعتصاب غذای اعتراضی ایرانیان نیز به تحول نگران‌کننده‌یی تبدیل شده است. عده‌ زیادی در اعتراض به بی‌عملی جامعه بین‌المللی، اعتصاب غذا کرده‌اند و امروز در سی‌امین روز اعتصاب خود به‌سرمی‌برند و روز به‌روز، حالشان رو به وخامت می‌رود.
هم‌چنان‌که رهبر مقاومت مسعود رجوی گفته است:  آنها «‌شعله‌های شرف و مقاومت یک خلق در زنجیر» را نمایندگی می‌کنند و «وجدان بشریت معاصر را بین ما و آخوندهایی که حق حاکمیت ملتمان را غصب کرده‌اند،‌ به داوری می‌طلبند».
آنها در عین حال، تاوان انفعال دولتها و قدرتها را می‌پردازند.

به شرایط دردناک آ‌نهایی که در اسارت هستند، فکر کنید! به شرائط جانکاه صدها نفر که در لیبرتی و در سراسر جهان در حال اعتصاب غذا هستند، فکر کنید. به تأثیرات جری شدن رژیم آخوندی و تروریسم و بنیادگرایی تحت هدایت آن فکر کنید.یک وضعیت اضطراری به‌وجود آمده است که به واکنش مسئولانه دولتهای اروپایی نیازمند است. من از همه شما استمداد می‌کنم که دولتهای خود و شورای اروپا  و دبیر کل ملل متحد و معاون سیاسی او را به یک رشته ابتکارعمل فوری برای خاتمه دادن به این بحران انسانی، موظف و  ترغیب کنید؛ به نحوی که:
۱-    در هرگونه رابطه بارژیم آخوندی، نقض وحشیانه و سیستماتیک حقوق بشر، نباید به فراموشی سپرده شود.
۲-    دولت عراق را برای آزادی گروگانها تحت فشار قرار دهند و در غیر اینصورت در روابط و کمکهای خود به عراق، تجدید نظر کنند.
۳-    از سازمان ملل و دبیرکل و معاون سیاسی او بخواهند یک تیم مانیتورینگ و یک واحد از نیروهای کلاه‌آبی را به‌طور دائمی در لیبرتی مستقر سازد.
۴-    ساکنان لیبرتی را که همه پناهنده محسوب می‌شوند، و در قدم اول، بیماران  و مجروحان را بپذیرند.
اما این کشورها تابه‌حال، از پذیرش آنها سرباز زده اند .
۵-    دبیرکل و کمیسر عالی حقوق بشر، یک تحقیقات مستقل در مورد جنایت اول سپتامبر انجام دهند و عاملان آنرا در مقابل عدالت قرار دهند. از مجمع پارلمانی نیز می‌خواهم برای یک تحقیق مستقل یک گزارشگر منصوب کند. چیزی که برای جلوگیری از تکرار جنایت ضروری است.
متشکرم