درباره شورای ملی مقاومت

در ۳۰ تیر ۱۳۶۰ ، سالروز قیام مردم ایران در حمایت از دکتر محمد مصدق، و یک ماه پس از آغاز اعدامهای دستجمعی مخالفان تشکیل شورای ملی مقاومت توسط آقای مسعود رجوی، رهبر وقت سازمان مجاهدین خلق ایران، در تهران برای ائتلاف همه نیروهای دمکراتیک مخالف رژیم ولایت فقیه به منظور سرنگونی این رژیم و استقرار دمکراسی در ایران اعلام شد.

 

  مقاومت ایران، حملات طراحی شده و سازمان یافته مزدوران رژیم آخوندها به سفارتخانه ها، کنسولگریها و دفاتر حافظ منافع کشورهای مصر, عربستان سعودی و اردن در شهرهای تهران و مشهد و به آتش کشیدن پرچمهای این کشورها را محکوم می نماید و از کشورهای عربی و اسلامی می خواهد با تعطیل کردن نمایندگیهای خود در ایران و اتخاذ یک سیاست قاطع در مقابل این رژیم ضداسلامی و ضدایرانی، اجازه ندهند که این رژیم سیاستهای بنیادگرایانه و تجاوزکارانه اش را با شانتاژ و ارعاب و قداره کشی پیش ببرد.

آخوندهای دین فروش، در صدد هستند با رذیلانه ترین سوءاستفاده ها از بحران کنونی فلسطین، که خود آنها از مسببان اصلیش هستند، بر مداخلات تجاوزکارانه خود در خاورمیانه بویژه در فلسطین سرپوش بگذارند.
رژیم آخوندی در یک تاکتیک لو رفته تلاش می کند حملات به نمایندگیهای کشورهای عربی را خودجوش و مهاجمان را مردم معمولی یا دانشجو قلمداد کند، اما این اقدامات در بالاترین سطوح حکومتی طراحی و با تصویب شخص خامنه ای به اجرا در می آید. این اقدامات با بی اعتنایی و نفرت عموم مردم مواجه است.
مهاجمان در اطلاعیه های خود که توسط وزارت اطلاعات و نیروی تروریستی قدس تنظیم می شود، با تهدید به تکرار ماجرای اشغال سفارت آمریکا در سال۱۳۵۸ در صدد هستند، کشورهای عربی را وادار به عقب نشینی نمایند. مزدوران بسیجی این هجومها را «تنها یک اعلام خطر» خواندند و اعلام کردند «توانایی تصرف تمام سفارتخانه‌های آنها [کشورهای عربی] را دارند و حاضرند در صورت ادامه سیاستهای سازشکارانه و استعماری آنها، “۱۳آبان” دیگری بیافرینند».
پاسدار جعفری, فرمانده سپاه پاسداران آخوندها در روز ۵دیماه (قبل از شروع وقایع غزه), خطاب به مزدوران بسیج در دانشگاه گفت: «می خواهیم زمینه ای ایجاد کنیم که اگر نیاز شد بسیج دانشجویی به اقداماتی مشابه ۱۳آبان دست بزند». چیزی که بخوبی نشان می دهد سرنخ قضایای غزه و عواقب بعدی در دست سردمداران این رژیم بوده است.
رژیم آخوندی که در داخل ایران بشدت منفور و منزوی است، ادامه حیات ننگین خود را در صدور تروریسم و بنیادگرایی و سوء استفاده از قضیه فلسطین و تسلط بر منطقه یافته است. هیچکس به اندازه این رژیم در طول سه دهه گذشته به آرمان مردم فلسطین و خواستهای برحق آنها ضربه نزده است.
مقاومت ایران همه دولتها، احزاب، شخصیتهای مذهبی و سیاسی و فرهنگی در منطقه را به تشکیل جبهه متحد ضدبنیادگرایی و اتخاذ یک سیاست قاطع به منظور خلع ید از رژیم آخوندی بویژه در فلسطین و لبنان و عراق فرا می خواند.

دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران

۱۲دی۱۳۸۷(اول ژانویه ۲۰۰۹)