درباره شورای ملی مقاومت

در ۳۰ تیر ۱۳۶۰ ، سالروز قیام مردم ایران در حمایت از دکتر محمد مصدق، و یک ماه پس از آغاز اعدامهای دستجمعی مخالفان تشکیل شورای ملی مقاومت توسط آقای مسعود رجوی، رهبر وقت سازمان مجاهدین خلق ایران، در تهران برای ائتلاف همه نیروهای دمکراتیک مخالف رژیم ولایت فقیه به منظور سرنگونی این رژیم و استقرار دمکراسی در ایران اعلام شد.

 



كميسيون ‌‌‌‌‌امنيت و ضدتروريسم 

باز هم يك مأمور اطلاعات آخوندها در آلباني در پوش خبرنگار!

در اول آبان 98 مدير كل پليس آلباني يك كنفرانس مطبوعاتي در مورد كشف يك شبكة جاسوسي و تروريستي عليه مجاهدين برگزار كرد.

اين شبكه از تهران توسط نيروي تروريستي قدس اداره ميشد و يكي از عوامل آن به نام عليرضا نقاش زاده داراي پاسپورت اطريشي خود را از «اعضاي سابق مجاهدين» معرفي و به بهانة ديدن مادرش به آلباني سفر ميكرد. همچنين مأمور عملياتي نيروي قدس به نام عبدالخالق ملك زاده براي اجراي عمليات تروريستي به طور مداوم با عبدالسلام تورگوت يک جنايتكار حرفه اي شناخته شده در تركيه در تماس بود.
از اين پيشتر در 30 فروردين 97 آقاي ادي راما نخست وزير آلباني طرح تروريستي اطلاعات آخوندها در گردهمايي نوروزي مجاهدين را بر ملا كرده بود. قبل از آن رسانه هاي آلباني از دستگيري دو مأمور ايراني خبر دادند كه «خود را خبرنگار معرفي مي‌كردند». آنها در زمان ارتكاب جرم و عكسبرداري دستگير شده بودند.
اخيراً در 21 آبان 98 سايت «ايران افشاگر» نامه معذرتخواهي و ابراز تأسف فريد شاه‌كرمي از ارتباط با مأموران وزارت اطلاعات را منتشر كرد. وي توضيح داده بودكه چگونه وزارت اطلاعات بر سر راهش قرار گرفته و او را فريب داده است تا در يك برنامه تلويزيوني مستهجن عليه مجاهدين در كنار مزدوري به نام رحمان محمديان(اسير سابق جنگ 8 ساله) مورد سوءاستفاده قرار بگيرد.
كميسيون امنيت و ضد تروريسم شوراي ملي مقاومت براي هوشيار كردن هموطنان نسبت به ترفندهاي اطلاعات آخوندها به ضميمه نامه بعدي فريد شاه‌كرمي (26 ساله) را در بارة « جزئیات ارتباط با دانیال کسرایی مأمور وزارت اطلاعات» به اطلاع عموم ميرساند.
اين به اصطلاح خبرنگار، قبلاً توسط وزارت اطلاعات بعنوان خبرنگار پرس تی وی استخدام شده بود اما همزمان با انتقال آخرین گروه هاي مجاهدین از عراق به آلبانی اعزام شد. يكي از ماموريت‌های او بريده‌يابي و استخدام نفرات براي شيطان سازي از مجاهدين و جمع آوري اطلاعات براي عمليات تروريستي بود و در همين راستا با احسان بیدی یکی دیگر از مزدوران اطلاعات در آلبانی در ارتباط قرار گرفت كه چندي پيش سايتهاي اطلاعات از دستگيري او خبر دادند.
اما دانيال كسرايي، براي جذب طعمه‌هايش خود را خبرنگار تي وي كلان در آلباني با حقوق ماهيانه 7 هزار يورو معرفي ميكرد و هرگاه لازم ميشد ميگفت پليس است! مأمور اطلاعات آخوندها در 4 مرداد گذشته فريد شاه‌كرمي را با فريب به بهانه درخواست ديدار خانوادگي با خودروي خود به ورودي اشرف 3 آورد تا به جمع آوری اطلاعات مورد نظر بپردازد. مأمور مزبور دائماً براي كسب اطلاعات به عناصر محلي وكافه هاي مناطق اطراف اشرف مراجعه ميكرد.
كسرايي در يك طرح رذيلانة دیگر فريد شاه‌كرمي را متقاعد ميكند در يك برنامه تلويزيوني عليه مجاهدين صحبت كند. اين برنامه 4 ماه بعد با نقل قولهايي از فريد شاه‌كرمي كه هرگز آنرا نگفته بود پخش ميشود. سپس وقتي كه مأمور اطلاعات با اعتراض فريد شاه‌كرمي روبرو ميشود به او ميگويد «نترس اگر [مجاهدين] ارتباط تو را قطع كردند و كمك مالي ندادند، من خودم دنبال و حل ميكنم.»
اعزام جاسوس و مزدور به اشرف ۳ در پوش خبرنگار یا در پوش دیدار خانوادگی از شگردهای لو رفته جاسوسي و تروريستي اطلاعات رژيم است. دژخيم فلاحيان وزير سابق اطلاعات آخوندها گفته بود «وزارت اطلاعات براي جمعآوري اطلاعات، پوشش لازم دارد چه در داخل چه در خارج. ما يك مأمور اطلاعاتي را نمي فرستيم آلمان يا امريكا بگويد من از وزارت اطلاعات هستم پوشش كارِ بازرگاني يا خبرنگاري لازم است» (18 تير 96).
شوراي ملي مقاومت ايران 


كميسيون امنيت و ضد تروريسم

28 آبان 1398 (19 نوامبر 2019)

 

جزئيات ارتباط با دانيال كسرايي (مأمور وزارت اطلاعات)
حدود چهار ماه پیش در کافه سلیتا SELITA نشسته بودم با دوستان آلبانی‌هایم که تلفنم زنگ زد و من فارسی صحبت می‌کردم بعدازآن یک جوان 27ساله که بعد فهمیدم اسمش دانیال است جلو آمد و به فارسی صلیص(سلیس) از من پرسید ایرانی هستید بعد خودش ایتالیائی معرفی کرد که در اینجا مشغول به کار و ساکن است و پایه دوستی ما شد طی این مدت تلاشش این بود که من را جذب کند بنابراین گاهاً می‌گذاشت من رانندگی کنم و یا اینکه در خیلی از موارد پرداخت کافه یا رستوران را می‌داد. در یک‌کلام در این مدت حرف‌های ضدونقیض می‌زد. مثلاً یک‌بار گفت پلیس هستم. بار دیگر گفت خبرنگار هستم. خبرنگار TV KALAN که حدود7000یورو می‌گیرم چون ولخرجی‌هایش برای من باعث تعجبم شد. عمدتاً تلاش می‌کرد من را به حرف بیاورد و خودش کمتر حرف می‌زد من را تشویق کرد که به درب مقر اشرف (3) بروم و خودش با ماشین خودش من را همراهی کرد. و بعدازآن پیشنهاد داد برای فشار بیشتر بر سازمان خوب است مصاحبه کنم و خودش گفت ترتیب مصاحبه تو را با تلویزیون KALAN می‌دهم. من مخالفت داشتم در مرحله اول ولي او سعی در مینیمیزه کردن مسئله داشت و می‌گفت نگران نباش و طوری نمی‌شود. حتی وقتی گفتم این‌ها را رژیم سواستفاده می‌کند و مجاهدین ارتباط من را قطع می‌کنند و مسائل هزینه من و کمک مالی قطع می‌شود گفت اشکال ندارد من برای تو از طریق TV KALAN موضوع را دنبال و تو را تأمین می‌کنم و من را فریب داد که من مصاحبه را از مشکلاتم گفتم. قرار شد که مصاحبه را ضمن یک هفته پخش کند البته درخواستم به او این بود که بدون اسم و تصویر این کار را انجام بدهد. ولی نمی‌دانم به چه دلیل این کار را نکردند حتی بعد که من پیگیری کردم گفت منتفی شده است و من ذهناً‌ فکر می‌کردم واقعاً تمام‌شده است و دنبال نکردم در خلال این مدت باکمال تعجب او را همراه یکی از مزدوران شناخته‌شده وزارت اطلاعات به نام هادی ثانی خوانی[خانی] که در آلبانی با سفارت رژیم کار می‌کند در خانه‌ام دیدم به هادی ثانی خوانی[خانی] اعتراض کردم که چرا او را به خانه آورده‌ای و هادی آن را ساده‌سازی کرد. و می‌گفت او پلیس است و برای کمک به حفاظت و امنیت ما آمده است. و همین مسئله را به صاحب‌خانه‌ام گفته بود که من ناگهان متوجه شدم بدون اطلاع من‌بعد از چهار ماه که از مصاحبه می‌گذرد در یک برنامه مستهجن و سراسر علیه سازمان از من سواستفاده کردند. و علاوه بر پخش کردن صحبت‌های من حرف‌هایی که معمولاً بارها از وزارت اطلاعات آخوندها در مورد مجاهدین شنیده بودم نقل وقول کردند.
مثلاً از قول من گفته‌شده بود که مجاهدین جوانان را مغزشویی می‌کنند درحالی‌که هرگز من چنین جمله‌ای نگفته بودم زیرا که من سالیان در مجاهدین بودم و نه‌تنها در مورد خودم بلکه برای هیچ‌کس واقعیت نداشت و دروغ محض است. این جملات ساخته‌وپرداخته وزارت اطلاعات برای شیطان سازی علیه مجاهدین است. بلافاصله بعد از پخش که مطلع شدم با دانیال کسرایی تماس گرفتم و اعتراض کردم و گفتم چرا برخلاف تعهدات و قراردادی که با من داشتی عمل کردی که بازهم جواب درست نداد و گفت نترس اگه ارتباط تو را قطع کردند و کمک مالی ندادند، من خودم دنبال و حل می‌کنم. و از من خواست دو روز به او فرصت بدهم ولی عملاً‌ در پیگیری‌های بعدی دیگر جواب من را نداد.
من به دلیل این‌که به حرف‌های او اعتماد کرده بودم و در کادر رفاقت و مسائل عادی جامعه نگاه می‌کردم فریب او را خوردم درحالی‌که او روی من طراحی و برنامه‌ریزی کرده بود که برای شیطان سازی علیه سازمان کاملاً توسط وزارت اطلاعات بهره‌برداری شود من یک‌بار از هادی ثانی خوانی [خاني] در مورد دانیال شنیدم که کار او نزدیک شدن به نفراتی است که به‌تازگی یا قبلاً صفوف مبارزه را ترک کردند و زندگی عادی خود را می‌گذرانند. ولی الآن می‌فهمم که کاملاً اگر رژیم هم در آن موقع مشخص مصاحبه من را پخش نکرد که این را حساب‌شده و طراحی‌شده در جای و زمان مشخص نام من را که هرگز علیه سازمان نبوده و نیستم در کنار مزدور شناخته‌شده‌ای به نام رحمان محمدیان که از سفارت رژیم پول می‌گیرد و مصاحبه می‌کند قرار بدهد. من به این وسیله علاوه بر محکوم کردن این کثافتکاری های رذیلانه و مغرضانه که تماماً به نفع سفید کردن دست آلوده رژیم به كار ميرود که خود زمینه‌ساز تروریسم رژیم آخوندی علیه مجاهدین و سرکوب مردم ایران است از این کار ابراز انزجار می‌کنم و همچنان خودم را هوادار مجاهدین و مقاومت به خون نشسته مردم ایران می‌دانم.
فرید شاه کرمی
24/8/1398