درباره شورای ملی مقاومت

در ۳۰ تیر ۱۳۶۰ ، سالروز قیام مردم ایران در حمایت از دکتر محمد مصدق، و یک ماه پس از آغاز اعدامهای دستجمعی مخالفان تشکیل شورای ملی مقاومت توسط آقای مسعود رجوی، رهبر وقت سازمان مجاهدین خلق ایران، در تهران برای ائتلاف همه نیروهای دمکراتیک مخالف رژیم ولایت فقیه به منظور سرنگونی این رژیم و استقرار دمکراسی در ایران اعلام شد.

 


مزدور غلامعلي ميرزايي كه از سه سال پيش به جاسوسي وخدمتگذاري براي وزارت اطلاعات مشغول بود و بارها براي شيطان‌سازي و لجن‌پراكني عليه مجاهدين مورد مصرف قرار گرفته بود،

سرانجام روز شنبه ۶ دي جواز رفتن به زير قباي ملايان و ادامه مزدوري در مركز را از سفارت رژيم دريافت كرد و به ايران بازگشت. وي مكرراً از سوي مقاومت ايران افشا شده بود.

وزارت اطلاعات بازگشت غلامعلي ميرزايي به ايران را به همكاري كامل اطلاعاتي و تبليغاتي عليه مجاهدين در آلباني مشروط كرده بود. بخش فارسي بي بي سي در ۲۰آبان ۱۳۹۸ گزارش كرد: «غلام میرزایی در جستجوی کمک به سفارت ایران در تیرانا رفته است و خانواده او هم در تهران با مسئولین مذاکره کرده‌اند. او هنوز پاسخی نگرفته است و در نتیجه بدون گرفتن شهروندی، بدون گذرنامه و در آرزوی بازگشت به خانه انتظار می کشد».

مزدور مزبور یک اسير جنگي بود كه نزدیک به ۹ سال در اردوگاههای اسرا در عراق بسر برد و در حضور صلیب سرخ جهانی، خواهان پیوستن به ارتش آزاديبخش ملي ايران شد. او مانند سایر اسیران جنگی که خواهان پیوستن به مجاهدین بودند، سه نوبت توسط صلیب سرخ مورد مصاحبه انفرادی و خصوصي قرار گرفت.

بعد از جنگ و اشغال عراق نيز بارها توسط نیروهای آمریکایی ونمايندگان ملل متحد،كميسارياي عالي پناهندگان و حكومت عراق مصاحبه شده بود. پس از انتقال به آلباني هم مجاهدين او را مخير كردند به دنبال زندگي مطلوب خود برود اما وي مجدداً متقاضي عضويت در سازمان گرديد. 

 

 

اما در سال ۹۶ در ارتباط با زن و پسرش در ايران قرار گرفت و بريد. علی میرزایی، پسر غلامعلی، از سالها پیش با وزارت اطلاعات در ارتباط بود و بارها برای مأموریت‌های جنایتکارانه علیه مجاهدین به عراق اعزام ‌شده بود. علی میرزایی و مادرش فرشته مهدیان ازجمله مأمورانی بودند که بطور مكرر به همراه ساير مزدوران براي جاسوسي و شكنجه رواني مجاهدين به اشرف و ليبرتي اعزام ميشدند.

غلامعلي ميرزايي در ارديبهشت ۹۷ همراه با دو مزدور ديگر (موسي دامرودي و عظیم میش‌مست) به سفارت رژيم در آلباني رفت و خواستار بازگشت به ايران نزد خانواده اش شد. اما سفارت رژيم بازگشت آنها را مشروط به جاسوسي و لجن‌پراكني عليه مجاهدين كرد و از اين پس او در همكاري با مأمور ديگري به نام حسن حيراني وظايف محوله را انجام ميداد. وي همچنين با یک مأمور وزارت اطلاعات در داخل ايران بنام علي مرادي در ارتباط بود. 

شوراي ملي مقاومت ايران

كميسيون امنيت و ضد تروريسم

۷ دي ۱۳۹۹