کمیسیون قضایی

گزارش كميسيون قضايي شوراي ملي مقاومت (شماره ۳) انتشار كيفرخواست و بخشي از اسناد پرونده دژخيم حميد نوري توسط دادستاني

 

– كيفرخواست دادستان: خمینی، فتوا یا حکمی صادر کرد مبنی بر اینکه کلیه زندانیان در زندانهای ایران که از مجاهدین بودند یا از آنها هواداری می کردند و در اعتقادات خود مؤمن و وفادار بودند اعدام شوند .اندکی بعد، اعدامهای دسته جمعی حامیان و هواداران مجاهدین که در زندان‌های ایران زندانی بودند شروع شد

 ليست 444 زنداني مجاهد كه فقط در زندان گوهردشت سربه‌دار شدند، كتاب جنايت عليه بشريت با اسامي بيش از 5000 مجاهد سربه‌دار و كتاب قتل عام زندانيان سياسي كه 22 سال پيش توسط مجاهدين منتشر شده و اسامي تعداد قابل توجهي از آمران و عاملان قتل‌عام از جمله حميد عباسي در آن ذكر شده است، مضافاً بر كتابهاي خاطرات شماري از اعضا و هواداران، نزد دادستاني ثبت شده و جزء اسناد پرونده است

– طبق اسناد پرونده هٍرِش صادق ايوبي شوهر سابق دختر خوانده نوري، اطلاعات سفر او به سوئد را به پليس و دستگاه قضايي داد. حميد نوري قرار بود در خانة ايوبي مستقر شود. او دريافت كنندة عكس نوري از داخل هواپيماست كه مصداقي منتشر كرد. مصداقي همة عكس‌ها را از صادق ايوبي گرفته است

– به گفته هرش، حميد نوري در اكتبر 2016 به فرانكفورت و در دسامبر 2017 و سپتامبر 2018 به سوئد سفر كرده بود. دژخيم در سفر 2018 به سوئد مدت كوتاهي در فرودگاه آرلاندا در استكهلم عمداً توسط پليس متوقف شد

– ایمیل دژخيم نوری از ايران به مصداقي 10 ماه قبل از سفر به سوئد و تلاش حيرت‌انگيز نوري براي انكار در پاسخ به سؤالات افسران تحقيقات

– واحد عمليات ملي پليس بخش بررسي جنايات جنگي: آدرس ايميلي ايرج مصداقي در تلفن حميد نوري پيدا شده و دو ايميل به آدرس مصداقي در 17ژانويه 2019 (10 ماه قبل از سفر و دستگيري نوري در سوئد) ارسال كرده است

– مزدور مصداقي در سؤال و جواب در باره ايميل نوري: نميتواند بخاطر بياورد كه ايميلي از طرف نوري دريافت كرده باشد!

– دژخيم نوري در باره ايميل خودش به مصداقي: من هیچوقت از ایمیل استفاده نکردم. پسرم برای من یک آدرس درست کرده بود ولی من هیچ موقع استفاده نکردم. اصلاً بلد هم نیستم. شاید کسی هک کرده باشه. در ایران دهها گروه مخالف ومنتقد ضد حکومت ایران هم بوده وهم هست. تنها گروهی كه اعلام جنگ مسلحانه کرده همین گروهک منافقین است. من دهها بار دارم به شما میگویم اینها تو ایران هزاران نفر را کشته اند. همین کاری که داعش كرد چهل سال پیش تو ایران کردند…

– افسر تحقيقات در پاسخ به نوري: موضوع ما اين نيست كه مجاهدين چه كارهايي در ايران كرده اند، ما تحقيق مي‌كنيم كه با آنها در زندانهاي ايران چطور رفتار شده است

– دژخيم حميد نوري (عباسي) بازنشستة سپاه پاسداران است

 

دادستاني استكهلم كيفرخواست خود عليه دژخيم حميد نوري را به همراه بخشهايي از مدارك پرونده علني كرد. كميسيون قضايي شوراي ملي مقاومت نكاتي از كيفرخواست و مدارك مربوطه را به اطلاع هموطنان مي‌رساند.

 

كيفرخواست

1-دادستانهای دادگاه بدوی استكهلم پس از یکسال و نه ماه تحقیقات، کیفرخواست علیه دژخیم حمید نوری صادر کردند. تحقیقات از آغاز تحت نظر دادستان اصلی پرونده خانم کریستینا لیندهوف کارلسون جریان پیدا کرده است. در كيفرخواست از جمله آمده است:

خمینی « فتوا یا حکمی صادر کرد مبنی بر اینکه کلیه زندانیان در زندانهای ایران که از مجاهدین بودند یا از آنها هواداری می کردند و در اعتقادات خود مؤمن و وفادار بودند اعدام شوند .اندکی بعد، اعدامهای دسته‌جمعی حامیان و هواداران مجاهدین که در زندان‌های ایران  زندانی بودند شروع شد»

« بین  30 ژوئیه 1988 تا 16 اوت 1988، حمید نوری به عنوان دستیار معاون دادستان یا در موضع و نقش مشابه دیگر، در همکاری وتبانی  با دیگر مرتکبان در زندان گوهردشت (رجایی شهر) در كرج ایران، با قصد قبلی تعداد بسیار زیادی از زندانیان که عضو یا هوادار مجاهدین بودند را  اعدام کرد.

مشارکت حمید نوری در اعدامها در توافق ویا مشورت با دیگران، ازجمله شامل موارد زیر می شود: سازمان دادن و شرکت در اعدام‌ها، از جمله از طریق انتخاب زندانیان برای قرار گرفتن در مقابل یک کمیته شبه دادگاه که بر اساس فتوا یا حکم [ خميني ] ماموریت داشت تصمیم بگیرد و دستور بدهد که کدام زندانیان باید اعدام شوند،  بردن زندانیان به ”راهرو مرگ“ و نگهداری تحت‌الحفظ آنها در آنجا ، خواندن اسامی زندانیانی که باید به کمیته آورده شوند، آوردن زندانیان به کمیته، ارائه اطلاعات شفاهی یا کتبی در مورد زندانیان به کمیته، خواندن اسامی زندانیان که باید برای اعدام برده شوند، سپس به‌خط کردن زندانیان برای انتقال و همراهی آنها تا محل اعدام،  و پس از آن با حلق آویز کردن زندانیان به زندگی آنها پایان می‌ دادند. . حمید نوری همچنین در بعضی موارد یا بعضی از مواقع (درآنجا) حضور داشت و در اعدام‌ها شرکت میکرد».

 

– « حمید نوری، به عنوان دستیار معاون دادستان یا در موضع  و نقش مشابه دیگر، در همان دوره و در همان مکان، با هم و در توافق یا مشورت با سایر عاملان، موجب رنج شدید تعداد بسیار زیادی از زندانیان که عضو یا هوادار مجاهدین بودند شده است. این کار با ایجاد نگرانی شدید از مرگ در زندانی، بردن زندانیان به کمیته و یا آوردن آنها به ”راهرو مرگ“ قبل از رفتن به کمیته و یا منتظر ماندن برای تصمیم کمیته و، هرگاه ضروری بوده، انتقال آنها به محل اعدام و انجام آماده سازیهای قبل از اعدام [اعمالی] که  بایستی به عنوان شکنجه و رفتار غیرانسانی توصیف شود، صورت گرفته است.

 مشارکت حمید نوری در شکنجه و رفتار غیرانسانی همراه با همفکری یا مشورت با دیگران، شامل این موارد است: انتخاب زندانیان برای حضور در کمیته ای که تصمیم می گیرد کدام زندانی را اعدام کند، زندانیان را به ”راهرو مرگ“ می آورد، به زندانیان دستور می دهد در آنجا، تحت الحفظ، بنشینند و منتظر بمانند که اغلب چندین ساعت طول می‌کشید، اسامی کسانی را که می خواستند به کمیته بیاورند را بخواند و آنها را به کمیته بیاورد، اسامی زندانیانی را که قرار بود به محل اعدام ببرند بخواند، به زندانیان دستور دهد تا در مرحله ای برای همراهی به محل اعدام بایستند و زندانیان را نیز تا آنجا همراهی كند».

 

2-كيفرخواست در مورد پايه قضايي پرونده خاطرنشان مي‌كند: «ابتدا گفته می شود که این اعمال به عنوان بخشی از درگیری مسلحانه بین المللی بین ایران و عراق صورت گرفته یا به آن مربوط بوده است.از این رو حمید نوری با اعمال یاد شده كه متوجه غير نظاميان برخوردار از حمايت ويژه كنوانسيون چهارم ژنو و يا اصول عام مرتبط با قانون انساندوستانه بين المللي برسميت شناخته شده است، مرتکب نقض جدی ماده 147 کنوانسیون چهارم ژنو در ترکیب با ماده هاي 75 و 85 پروتكل الحاقي (i ) و آنچه كه به عنوان اصول عام قانون انساندوستانه بين المللي پذيرفته  شده گرديده است.، بعنوان شق جایگزین، گفته می شود که این اعمال به عنوان بخشی از درگیری مسلحانه غیر بین المللی بین ایران و مجاهدین و یا مرتبط به آن انجام شده است. بنابراين حمید نوری با این اعمال، مرتکب نقض جدی ماده 3 کنوانسیون چهارم ژنو و اصول جهانشمول حقوق انساندوستانه بین المللی شده است. نقض قوانین بین المللی می باید جدی تلقی شود زیرا تعداد بسیار زیادی از انسانها اعدام و شکنجه شده یا تحت رفتارهای غیرانسانی به اشکال بسیار بی رحمانه قرار گرفته اند.»

 

3-كيفرخواست در مورد اعدام زندانيان سياسي غير مجاهد مي نويسد: « حميد نوري در دوره 27اوت1988 – 6 سپتامبر 1988 در زندان گوهردشت به عنوان دستیار معاون دادستان یا در موضع مشابه  به‌همراه و در توافق یا مشورت با مرتکبان دیگر ، تعداد زیادی از زندانیان را که عقاید و مذهب آنها در تضاد با استبداد دینی  ایران بود، با قصد قبلی از زندگی محروم کردند».

 

 

شاكيان

4-كيفرخواست و پرونده حاوي متون مصاحبه ها و اسنادي است كه دهها تن از اعضا و هواداران سازمان مجاهدين خلق ايران به عنوان شاكي يا شاهد در مصاحبه با دادستاني ارائه داده اند. مصاحبه با 16 نفر از مجاهدين در اشرف 3 در آلباني از طريق ويدئو كنفرانس و ساير مصاحبه‌ها در سوئد به طور حضوري و در سايركشورها از طريق ويدئو كنفرانس انجام شده است. اين افراد يا زندانيان از بند رسته اي هستند كه در جريان قتل عام زندانيان سياسي در سال 1367 از نزديك شاهد جنايات حميد نوري در راهروي مرگ در زندان گوهر دشت بوده اند و يا برادرانشان در زندان گوهر دشت در جريان قتل عام به شهادت رسيده اند.

5-يازده تن از مجاهدين در اشرف جزو شاكيان پرونده اعلام شده اند كه عبارتند از

-اصغر مهديزاده زنداني سياسي در فاصله سالهاي 1360 تا 1373

-محمود رويايي زنداني سياسي در فاصله سالهاي 1360 تا 1370

-حسين فارسي زنداني سياسي در فاصله سالهاي 1360 تا 1372. برادر وي مجاهد شهيد حسن فارسي در قتل عام در اوين اعدام شد. حسين در انفجار تروریستی در آبان 1378 در قرارگاه حبيب مجروح و يك چشمش را از دست داد. در مرداد 1388 در اشرف مورد تهاجم مزدوران نيروي قدس قرار گرفت و با 35 نفر ديگر به گروگان گرفته شد و پس از ۷۲ روز اعتصاب غذا در حاليكه گروگان‌ها در يك قدمي مرگ بودند دولت دست نشانده رژيم آخوندها در عراق ناگزير از آزاد كردن آنها شد

-محمد زند زنداني سياسي درفاصله سالهاي 1360 تا 1371. برادر وي مجاهد شهيد رضا زند در قتل عام 1367 در گوهر دشت اعدام شد. محمد در موشك باران ليبرتي در 7 آبان 94 كه به شهادت 24 مجاهد خلق منجر شد به شدت زخمي گردید.

-مجيد صاحب جمع زنداني سياسي در فاصله سالهاي 1361 تا سال 1378

-اکبر صمدي زنداني سياسي در فاصله سالهاي 1360تا 1370

-حسين سيد احمدي كه 4 تن از اعضاي خانواده او در رژيم آخوندي به شهادت رسيده اند. محسن سيد احمدي در قتل عام 1367 در گوهردشت و محمد سيداحمدي در قتل عام 1367 در اوين به شهادت رسيدند.

-سيدجعفر مير محمدي برادر مجاهد شهيد عقيل مير محمدي كه در قتل عام 1367 در گوهردشت اعدام شد.

-خواهر مجاهد مهناز ميمنت كه مادر و همسر و دو برادرش به دست رژيم آخوندي به شهادت رسيده اند و سومين برادرش هم پس از چهار سال زندان ناپديد شده است، برادر بزرگترش محمود ميمنت در قتل عام1367 در گوهر دشت اعدام شد.

-خواهر مجاهد مهري حاجي نژاد زنداني سياسي از سال 60 تا 65  كه 3 برادر و همسرش به دست رژيم آخوندي به شهادت رسيدند. علي حاجي نژاد در قتل عام 1367 در گوهر دشت اعدام شد.

-خواهر مجاهد خديجه برهاني كه 6 برادر مجاهد و همسر يكي از برادرانش در رژيم آخوندي به شهادت رسيده اند. در جريان قتل عام احمد برهاني در اوين و محمد حسين برهاني در گوهر دشت اعدام شدند. مينو محمدي همسر مجاهد شهيد محمد مهدي برهاني در قتل عام 1367 در زندان قزوين اعدام شد. محمد مهدي در سال 1361 در زندان اوين زير شكنجه به شهادت رسيد.

– حسن اشرفيان زنداني سياسي در فاصله سالهاي 1361 تا 1372 كه در اشرف 3 توسط دادستاني سوئد مورد مصاحبه قرار گرفت نيز به عنوان شاهد اعلام شده است.

 

اسناد

6-برخي اسنادي كه نزد دادستاني ثبت شده و جزء اسناد پرونده است، به شرح زير مي باشد :

– اسامی و مشخصات 444 تن از اعضا و هواداران مجاهدين كه در جريان قتل عام سال 1367 در زندان گوهردشت اعدام شده اند. شمار اعدام شدگان در گوهردشت قطعاً بيشتر بوده و اين ليست همه قسمتهای زندان گوهردشت را در بر نمی‌گیرد. از زندانیان برخی قسمت‌ها كه همگي اعدام شدند اطلاعات بسيار كمي موجود است از اينرو ليست 444 نفره فقط شامل بخشي از کسانی است که حمید نوری روزانه آنها را از بندهایشان به کمیته مرگ مي‌برد. در این ليست 19 زن مجاهد و بقیه مرد هستند. زنان مجاهد در تهران اساسا در زندان اوین بودند که اکثر آنها در جریان قتل عام اعدام شدند. زنان مجاهدي كه در گوهردشت بودند 5 ماه قبل از شروع قتل عام از کرمانشاه به زندان گوهردشت منتقل شده بودند كه اسامي واقعي همة آنها در دست نيست. 52 نفر از شهيدان سربه‌دار مدت زندانشان تمام شده بود و به اصطلاح «ملی کش» بودند.

-سند ديگر كتاب قتل عام زندانيان سياسي است كه در سال 1378 منتشر شده و حاوي اسامي 3210 تن از شهيدان و آمران و عاملان قتل عام از جمله حميد عباسي (نوري) است. در اين كتاب اسم حميد عباسي و نقش او در جنايتها در موارد متعدد ذكر شده است.

-كتاب آفتابكاران (5 جلد خاطرات محمود رويايي از زندان) چاپ شده در 1386و  كتاب يك كهكشان ستاره ( خاطرات حسين فارسي) چاپ شده در 1387 كه هر دو كتاب در  قسمتهاي مختلف به نقش حميد عباسي پرداخته شده است.

-سند ديگر كتاب «جنايت عليه بشريت، 30 هزار زنداني سياسي قتل عام شده در ايران» به زبان انگليسي است كه در اوت 2018 در سي‌امين سالگرد قتل عام منتشر شده است. اين كتاب حاوي اسامي 5015 تن از مجاهديني است كه در قتل عام 1367 به شهادت رسيده اند. اين كتاب همچنين حاوي جز‌ئيات بسيار زياد ديگري در مورد قتل عام از جمله سوابق و زمينه هاي قتل عام و شهرهايي كه در آن قتل عام صورت گرفته و آمران و عاملان قتل عام و گورهاي دستجمعي را در بر مي‌گيرد. كمبود اصلي اين كتاب همچنان كه در جداول صفحات 54 و 55 و 56 پيداست فقدان اسامي و آمار واقعي شهيدان است كه از آنچه به طور قطعي ذكر شده بسيار بيشتر است. به عنوان مثال در حاليكه در شهر قم در زمان قتل‌عام دست كم 150 زنداني مجاهد وجود داشت و حتي يكي از آنها هم زنده بيرون نيامده تعداد اسامي واقعي كه به دست مجاهدين رسيده فقط 8 نفر است. در همان زمان به گفتة يكي از شاهدان در يكي از بندهاي زندان سمنان حداقل 40 مجاهد به شهادت رسيدند اما كل آمار شهيدان در سمنان در اين جدول 29 نفر نوشته شده است. مثال گوياي ديگر زندان دستگرد اصفهان است كه به گزارش عفو بين‌الملل در فاصلة مرداد تا دي ماه 1367 روزانه دست‌كم 10 نفر در اين زندان اعدام شده اند اما در جدول فقط 118 نفر كه اسامي و مشخصات آنها موجود است، نوشته شده است.  

 

هرش صادق ايوبي

7-كميسيون امنيت و ضد تروريسم شوراي ملي مقاومت روز 24 آبان 1398 پنج روز بعد از دستگيري دژخيم حميد نوري نوار صوتي

سردژخيم مقيسه اي را منتشر كرد كه بر اساس آن مقيسه اي چند روز قبل از سفر حميد نوري به سوئد به او گفته بود به اين سفر نرود و هشدار داده بود كه دستگير مي‌شود. مقيسه اي تصريح ميكند كه پليس و اطلاعات و دادگاه در سوئد از قبل از طريق يك خلبان ايراني (شوهر دخترخوانده مطلقة حميد نوري) از وضعيت نوري مطلع بودند. در كليپ صوتي اظهارات مقيسه‌اي آمده است:  

«بهش (حميد نوري) گفتم نرو ها، همين جمعه بهش گفتم نرو، خودش هم دوزاريش افتاده بود خوب ، آمد و گفت كه من احتمالاً دستگير بشم اينا، گفتم پس براي چي داري ميري. گفتم بهش، چند بار البته رفته بود ولي كاري بهش نداشته بودند، هرسال يك ده  روزي ميرود آنجا، يك اختلافي با كسي داشت، او شكايت كرده بود. گفتم نرو، براي چي داري ميروي، گفتم اصلا اين دسيسه است.تو را ميكشانند آنجا دستگيرت ميكنند ها .آره يك خلباني از ايراني ها آنجاست، مشكل خانوادگي با يك زني داشته طلاق داده، آنجا تو دادگاه آنجا گفته كه مثلا حميد نوري فلان توي نظام فلان و بهمان اينها، داشت نقل ميكرد اين حرفها تعجب كردم گفت دادگاه  مطرح شده ، بعدا آن يارو توي گزارشش عليه اين  نوشته كه اين جزو گروه هاي سركوب و فلان و اينها سر ايران اينها. اين اختلاف خانوادگي بوده، يك زن و شوهري كه طلاق گرفته بود از شوهرش و اينها و بعدش آن زنه تقريبا اين آقا واسطه اي بوده براي ازدواج آنها قبلا اينها، يك بچه اي هم دارند، قضيه شان اينطوري بوده، خودش(نوري) گفت كه اون عليه  من يك حرفهايي زده مرده در دادگاه آنجا و در اطلاعات آنجا حرفهايي عليه من زده، (حميد نوري) كارمند بود، كارمند، كارمند ، و مدير دفتر من بود، كارمند بود در دادگاه انقلاب قبلاً در سال شصت و بحبوحة منافقين اينها. تا الان ۱۰ بار رفته بود و هیچ کاری نداشتند. مرتب به کشور های خارجی میرفت و منعی وجود نداشت. این همسرش که زنی طلاق داده بوده و اختلاف داشتند با همدیگر. این با ان خانمه که طلاق گرفته بود فامیل بودند و اینها، شوهره به پلیس داده اینها، این آقا، آره مثلاً پدر خوانده این خانم، مثلا در نظام فعاله…»

8-اسناد پرونده صحت مطالب فوق را جزء به جزء نشان میدهد. طبق اين اسناد، شوهر دختر خوانده حميد نوري بنام هرش صادق ایوبی از مدتها پيش در سوئد بوده و تبعه این کشور است. او ارتباطات فعال با ارگانهای اطلاعاتی- امنیتی رژیم آخوندی دارد و مستمراً به ايران رفت و آمد داشته است. در پرونده حداقل دو بازجويي از او با پليس سوئد وجود دارد. يك بازجويي تلفني است و بخوبي نشان مي‌دهد كه اين فرد از قبل در موضوع حميد نوري با پليس و مقامات قضايي سوئد در ارتباط بوده و درعين حال سفر حمید نوری به سوئد را برنامه‌ریزی کرده است. تاریخ این سند 8 نوامبر 2019 یعنی روز قبل از سفر حمید نوری به سوئد و دستگیری او در فرودگاه آرلانداي استكهلم است.

9- قسمتي از گزارش پليس در اين خصوص در زير آمده است. اين سند در اصل به زبان سوئدي بوده و دادستاني ترجمه فارسي آنرا بصورت صوتي منتشر كرده است :

«صورت جلسه بازجويي با صادق ايوبي هرش شاهد

بازجو: مارتين استين

تاريخ بازجويي: 08-11-2019

بازجويي از طريق تلفن با هرش صادق ايوبي.

 در تاریخ گفته شده با هرش تماس گرفته ميشود بدلیل اینکه اطلاعاتي بدست ما رسيده كه حميد نوري در تاريخ 9-11-2019 از تهران وارد [فرودگاه] آرلاندا ميشود.

به اطلاع ما رسيده كه هرش رزرو کرده و پرداخت كرده يك بليط يك سره را براي مسافرت حميد از ميلان به تهران در تاريخ 19-11-2019 . شماره پرواز 713 ساعت 1145  

هدف اين مسافرت به سوئد این هست که اون ميخواهد ميانجيگري بكند بين هرش و اون خانمي كه مادر دختر هرش هست. اين خانم دختر حميد هست و اسمش هست سمیه علي بیگی ،

 از هرش سوال ميشود كه آيا او اطلاع دارد كه حميد در طول اقامتش در سوئد كجا زندگي خواهد كرد؟ او ميگويد که حميد خانه او [هرش] زندگي خواهد كرد. ولي تا جايي كه هرش ميداند حميد در حوالي اپسالا در طي اين مدتی كه سوئد هست[هم]  خواهد بود. بجز اينكه او حتمالا يك سفري با كشتي به هرسینکوش (؟) خواهد رفت. بخاطر اينكه معمولا اين كار را ميكند.

از هرش در خاتمه سوال ميشود براي چي او يك بليط برگشت يك سره از ميلان به تهران برای او[نوري]  گرفته و این بليط را از آرلاندا نگرفته است؟ او جواب ميدهدکه اين بخاطر اين است كه حمید يك ويزاي شنگن دارد كه در ايتاليا صادر شده است».

10-بازجويي ديگر از هرش در 20 نوامبر 2019 یعنی ده روز پس از دستگیری حمید نوری صورت گرفته است. بر اساس گزارش پليس از اين بازجويي «هٍرِش حميد نوري را از طريق دخترش [سمیه علی بیگی]  می شناسد. هرش دخترش را سميه علی بیگی در یک جشن   در حدود هشت سال پیش در تهران ملاقات كرد… در آن موقع بود که سميه به  او [هرش] گفت که اگر هرش در هر زمانی به یک مشکل برخورد کرد  او يك دادستاني را ميشناسد كه ميتواند يك حكم اعدام را به عنوان مثال به ازاي دریافت صد ميليون پول ایرانی تغيير بدهد. او گفت كه اين دادستان يكي از کسان بسيار نزديك اوست و آنها با هم كار ميكنند. ولي هيچ اسمي را آن موقع ذكر نكرد…. سمیه از طريق فيس بوك با هرش  تماس گرفت و همينطور از طريق اس ام اس وقتی که خبر خاصی بود بعنوان مثال کریسمس یا تولد برای اینکه بهش تبریک بگوید. در طی  سپتامبر 2016 سميه با هٍرِش تماس گرفت،  و ازش پرسید که آیا او هیچوقت به فرانکفورت می رود یانه چون او میخواست او را ملاقات کند. هرش  رفت به فرانکفورت در تاریخ اول اکتبر 2016 وآنها در یک هتلی در فرانکفورت همدیگر را ملاقات کردند در فرانکفورتن هوف. آنها از تاریخ 1 تا 5اکتبر آنجا بودند.  . سميه گفت او آمده به فرانکفورت بخاطر اینکه  یک پرونده كاري داشته با «دادستان» [حمید نوری]  در حقیقت این پرونده را  در شهري  داشتند که اسمش فولدا  بود که بیرون فرانكفورت قرار دارد…. سميه برايش توضيح داد كه آنها به ايرانيان ثروتمند خارج از كشور کمک میکنند كه مستغلات و زمينهايشان را در ایران از دست داده اند…. هٍرِش آنجا فهميد که اسم آن دادستان حميد نوري است ولي او را در زندان، توی زندان اوين، به يك اسم ديگري صدا می کردند».

11-درقسمت ديگر اين بازجويي آمده است: «در مدت اقامتشان در فرانکفورت سیمه باردار شد. وقتی این قضیه مشخص شد هٍرِش  آن موقع هم میخواست که سمیه سقط جنين بكند. دوست هٍرِش كامبيز بابايي كه مدير آسمان ايرلاينز بود سعي كرد به هٍرِش كمك كند و ترتيبي بدهد كه اين سقط جنين انجام بگيرد[پس از بازگشت هر دو به سوئد] هرش ه همینطور ادامه میداد كه سميه را قانع كند برای اینکه قبول بکند که سقط جنين را انجام دهد ولي سميه از اين كار سرباز می زند  وبه ایران بر می گرددد… در تاریخ 5 نوامبر 2016 هٍرِش به تهران ميرود. آنجا هرش و حميد نوري براي اولين بار با هم ملاقات ميكنند. هرش توی تلفنش عکسی را نشان میدهد که عکس سمیه هست برای اینکه دقیقا کنترل بکند که تاریخ آن عکس کی هست، واین تاریخ یکشنبه 6 نوامبر هست که این ملاقات انجام گرفته…نوری رستوران را قبل از هرش ترک کرد وآن موقع بود که هرش دید که کت نوری به یک تفنگی گیر کرده که نوری به کمر بندش وصل کرده بود…  »

12-« سمیه[ به هرش]  ميگويد كه نوري پدر واقعيش  نبود. پدر واقعيش قبلا همكار نوري بود وحدود 16 سال پيش فوت کرده بود…. برای نشان دادن حمید نوری وآن همکارش، پدر سمیه، هرش  . هرس از روي سندي ميخواند که از طریق یک پلیسی که در حال حاضر در حالت کما هست بدستش رسیده. این سند ضمیمه این صورتجلسه هست به عنوان ضمیمه شماره یک. هرش از روی می خواند: ”به نام خدا.  با احترام اعلام ميشود كه حسين علي بيگي با شماره شناسايي 0602807001 بازنشسته اداره اطلاعات پليس تهران و پاسدار انقلاب و رئيس زندانيان در زندان آذر“ . هٍرِش در مورد حميد نوري هم سئوال کرد و او خواندنش را  از روي آن سند را ادامه می دهد: آقاي حميد نوري بازنشسته پاسداران انقلاب، بانام مستعارعبدالوحید عباسي. كار: رئيس مقامات زندان، دادگاههاي انقلاب و داديار در زندان.» …در جواب این سئوال و پلیسی که این اطلاعات را در اختیار هرش  قرار داده هٍرِش نميخواهد اسم او را افشا بكند. پدر هٍرِش كه در حال حاضر فوت كرده و اين پليس با همدیگر دوست بوده اند. پدر واقعی سمیه ونوری آنها در یک زندان با همدیگر کار میکرده اند. وقتی که پدر واقعی سمیه 17 سال پیش در بیمارستان بستری شد قبل از فوتش سمیه را شوهر داد به یک مدیر بانک که بعدا کشته شد».

 

13-بر اساس گزارش پليس از اظهارات هرش در اين بازجويي ‌وزارت اطلاعات «در جريان يك پرونده اي در مورد او [نوری] هست در ارتباط با تابعيت مضاعفش، بخاطر دلايل امنيتي ما نميتوانيم كه اين را پرينت بكنيم، بخاطر كد كارمندي كه ميتواند مورد رديابي قرار بگيرد. هٍرِش اینجا توضيح ميدهد كه این در ارتباط با آن کدی هست که وقتی کسی وارد سیستم میشود  وپلیسی که آن چیزهایی را که در صفحه تلویزیون دیده پرینت کرده است. آنجا نوشته شده که شخص مذکور سمیه علی بیگی دختر حسین هست.». «در 26 نوامبر 2017 نوری آمد به سوئد. آن موقع او يك پاسپورت ديگري داشت بجز آن پاسپورتي بود كه الان دارد. هرس كپي آن پاسپورتهای قديمي را هم دارد كه آنها را به بازجو نشان ميدهد. او نشان ميدهد كه نوري  رفته به فرانكفورت و ناپل و سوئيس قبل از این بود که درتاريخ اكتبر 2016 به فرانكفورت بیاید… نوري كپي های آن پاسپورت را براي هٍرِش از طريق تلفنش فرستاده بود، به دلیل اينكه هٍرِش برايش بليط مسافرت براي 26 دسامبر 2017 بخرد».

طبق گزارش پليس از بازجويي هرش وي مي‌گويد: «شماره تلفن نوري 00989121142605 هست. شماره تلفن هٍرِش هم 0722994000. آنها تلفنی از طریق اين شماره ها وبوسیله واتساپ و تلگرام با هم صحبت کرده اند…

هٍرِش همینطور يك ويدئویی را نشان ميدهد كه نوري از فرودگاه فرستاده بود، وقتي كه او به آنجا رفته بود. هٍرِش ميگويد كه نوري دو تا شماره تلفن دارد. نوري يك تعداد زيادي از عكسها را اين آخرها پاك كرده است. هٍرِش يك عكس ديگری نشان ميداد كه اين آخرين عكس هست و در آنجا نوري در هواپيما نشسته و در راه به سوئد و ميگويد كه هواپيما تأخير دارد برای اینکه درب هواپيما را نميتوانستند ببندند…

 

هٍرِش ميگويد که آن باري كه نوري به سوئد آمده بود 2 تا 9 سپتامبر 2018، وقتي که ميخواست وارد کشور بشوداو توی پليس [فرودگاه]‌ آرلاندا گير كرد. سميه آن موقع برايش تعريف كرده بود كه نوري سعي كرده بود كه كارت تلفنش را ببلعد براي اينكه اطلاعاتي توی آن كارت بود كه محرمانه بود و آن اطلاعات در مورد آدمهايي بود كه پستهاي خيلي بالا دارند. هرس به سوال جواب ميدهد و ميگويد كه آن دوبار ديگري كه نوري آمده بود به سوئد در تاریخهای 26 دسامبر 2017 و 2 سپتامبر 2018 بود. هدف آمدنهای نوري به سوئد اين بار اين بود كه او ميخواست بين هٍرِش و سميه ميانجيگري بكند».

 

هرش و مصداقي

14-در گزارش پليس از بازجويي هرش در 20 نوامبر 2019 آمده است:

هٍرِش ميگويد چونکه او در طي مدت طولاني از طرف نوري مورد تهديد قرار گرفته بود، شروع كرد از طريق گوگل در مورد نوري اطلاعات كسب كند. او ميخواست بداند كه او چطور آدمي بود. در تاريخ 8 آگست 2019 بود كه اينكار را كرد. آن موقع بود كه فهميد كه نوري، عباسي هم صدايش می زدند و آن موقع به فارسي، از طريق گوگل اطلاعات كسب كرد. و آن موقع چيزهاي وحشتناكي در مورد گذشته نوري برايش مشخص شد. كسي كه راجع به نوري چيزهايی نوشته بود يك آدمي بود كه در سوئد زندگي ميكرد بنام ايرج مصداقي. ايرج كسي بود كه خودش هم زنداني بود. هٍرِش اين كارها را درارتباط با اختلافي كه براي گرفتن حضانت بچه اش داشت كسب كرد برای اینكه نشان بدهدکه آدمهايي كه دور و بر سميه هستند چقدر خطرناك هستند. هٍرِش سعي كرد كه اطلاعات كسب كند راجع به ايرج مصداقي. براي اينكه بتواند با او تماس بگیرد. بعد يك نامه براي ايرج مصداقي نوشت براي اينكه او گواهي بكند که حميد نوري چقدر آدم خطرناكي هست. هٍرِش تصميم گرفت كه از اين گواهي، براي این دعوايي كه در خصوص حضانت بچه اش داشت استفاده بكند. اين نامه حدود 10 تا 13 اكتبر 2019 فرستاده شد، تقريبا 3 تا 4 روز بعد از آن ايرج با او تماس گرفت…

هٍرِش و ايرج در تاريخ 17 اكتبر با همدیگر در مركز شيستا با هم ملاقات كردند…

ايرج ميخواست كه یک عکس از نوری ببیند؟ هٍرِش آن موقع يك ويدئويي را بهش نشان داد كه همانروز نوري برايش فرستاده بود و بهش می گفت كه هرس چطوري برایش بليط آمدن به سوئد را بخرد. هٍرِش بعدا اين فيلم را براي بازجو نشان ميدهد. اين ويدئو توی تهران ضبط شده است…

هٍرِش قرار ميشود كه خودش را به آن راه بزند و اصلا صحبتي راجع به اينكه او ايرج را ملاقات كرده نكند…».

 

ایمیل دژخيم نوری از ايران به مصداقي 10 ماه قبل از سفر به سوئد و دستگیری

15- در كمال شگفتي در اسناد علني شده ايميل‌هايي از نوري به مصداقي 10 ماه قبل از سفر و دستگيري در سوئد، ديده مي‌شود. از

جمله پليس سوئد ايميل 17 ژانويه 2019 از نوري در داخل ايران به مصداقي را در تلفن نوري پيدا كرده است. اين ايميل در تاريخ 17 فوريه 2020 در پرونده به شرح زير ثبت شده است :

«واحد عمليات ملي پليس بخش  بررسي جنايات جنگي

شماره پرونده: – KO1391829-19 5000

اين اطلاع مربوط هست به آدرس ميل Irajmesdaghi@gmail.com  كه در تلفن شخص مظنون پيدا شده است… شخص مظنون دو ميل به آدرس Irajmesdaghi@gmail.com  از آدرس hamidnouri1961@gmail.com  فرستاده است. در تاريخ 17-01-2019 ساعت 2145يك ميل هست كه در بخش پيشنويسها وجود دارد درتلفن hamidnouri1961@gmail.com كه به آدرس Irajmesdaghi@gmail.com  هست اين ايميل نه محتويات دارد نه تيتر.

در تاريخ 17-01-2019 ساعت 0928 يك ميلي هست كه در قسمت ميلهاي فرستاده شده در تلفن حميد نوري به آدرس ميلش hamidnouri1961@gmail.com كه به آدرس Irajmesdaghi@gmail.com  فرستاده شده  اين ميل محتوياتي ندارد، ولي بعنوان تيتر يك چيزي «حميد نوري عباسي» نوشته كه به فارسي هست. بجز اطلاعات مذكور، اطلاعات ديگري در مورد اين ميلها وجود ندارد».

چه بسا ايميل‌هاي ديگري هم وجود داشته كه پاك شده يا هنوز علني نشده است.  

16-دژخيم و مزدور، هر دو در بازجوییهایی که پيرامون اين ايميل از آنها بعمل آمده است به کلی حاشا كرده و منکر تبادل ايميل شده اند!  در 23 آوريل 2020 نوري در اين رابطه مورد بازجويي قرار ميگيرد. نوري به وضوح در پاسخ به اين سوال تعادلش به هم ميخورد و تلاش ميكند وجود چنين ايميلي را از اصل انكار كند. قسمتهايي از سوال و جواب در اين خصوص كه كليپ آن با صداي خود نوري منتشر شده بشرح زير است:

«مارتین [افسر تحقيقات] : آدرس ایمیل و پست الکترونیکی تان را میتوانید بگویید؟

ج [نوري] :  من هیچ موقع از ایمیل استفاده نکردم. وارد نبودم. اصلاً ایمیل یا جیمیل نداشتم. البته پسرم برای من یک آدرس درست کرده بود ولی من هیچ موقع استفاده نکردم. شاید یک بار یا دو بار در این ده بیست ساله فقط یاد بگیرم که هیچ وقت هم یاد نگرفتم. پس من هیچ استفاده ای نکرده ام. اصلا بلد هم نیستم.

س. آدرس ایمیل توی تلفن‌تان پیدا کردیم

ج. بله. من که خودم دارم میگم

س. hamidnouri1961@gmail.com

ج. بله من که گفتم دات کوم جی میل.گفتم پسرم برام درست کرده ولی هیچ موقع من استفاده  نکردم…

س. یعنی پس از طریق ایمیل با یک آدرسی که irajmesdaghi@gmail.com وهمان آدرس جی میل را دارد تماسی نداشتید؟

ج. اصلا….. اصلا

س. منظورتان این است که ممکن است کس دیگری دسترسی به کامپیوترتان داشته و از ایمیل شما استفاده کرده ومیل فرستاده؟

ج. کی؟ چه سالی؟

س. من سئوال را ازتان میپرسم. کسی بوده که این کامپیوتر شما را استفاده کرده باشد؟

ج. من اصلا کامپیوتر نداشتم. فقط موبایلم. هیچ موقع استفاده نشده. اصلا محاله محاله که استفاده کرده باشند.

س. ممکنه کسی از موبایلتان استفاده کرده باشه واین ایمیل را فرستاده باشد؟

ج. شاید کسی هک کرده باشه. من خبر ندارم. که فکر هم نکنم کسی این کار را کرده باشد. چون تو این مدت هم من هیچ چیزی نفهمیدم والآن برای اولین باره که دارم میشنوم. شاید یک کسی یک شیطنتی یک دسیسه ای کرده در خصوص همین پرونده. که بخواهد مدرک درست کند. من قاطعانه میگویم که نه از ایمیل استفاده کرده ام ونه از جی میل ونه برای این شخصی که شما میگویید اصلا هیچ مکاتبه ای هیچ تماسی هیچ ایمیلی هیچ چیزی نداشته ام. اصلا نبوده. اگرهم چیزی هست یک توطئه است.اگر چیزی مدرکی دارند ارائه بدهند تا من توضیح بدهم.

س. کدی دارید تو تلفنتون؟

ج. کد چی؟

س. برای اینکه موبایلتون را روشن بکنید کد دارید؟

ج. خودش باز کرده موبایلم رو. همه زندگی موبایلمو شما در آوردید که. شما هر چی تو موبایل من بوده آوردید نشان دادید. همه را در آورده اید زندگی مرا. من هنوز هم میترسم که عکسهای خانوادگی مرا که شما دربیارید دست اینا بیفته من زندگیم با خطر مواجه میشود. همه مدارک مرا که شما در آورده اید. اولین روز بازجویی هم به من گفتید آقا این کدها را اگر نمیدهی ما خودمان در میاریم. اقای مارتین به من گفت که …اگر ندی خودمان میرویم در میاریم. من گفتم این موبایل یک وسیله شخصی منه. از شما خواهش میکنم شما اجازه ندارید به وسیله شخصی من دست بزنید. وازشون خواهش کردم دست به موبایل من نزنید. یک موضوع خیلی مهم در خصوص همین موبایل من بگویم. آقای مارتین، جناب آقای یوآکیم من برای چندمین بار گفتم من در خصوص ادعاهای این گروهک تو این ده بیست سی ساله همیشه اطلاع داشته ام که اسمی شبیه اسم من را گفته اند. وهمیشه هم گفته ام که من با خبر بوده ام این چرت وپرتها را اینها میگویند. ویک اسمی شبیه اسم من هم خوانده بودم ودیده بودم که گفته اند. وحتی در مهمانیها یا جلسات بعضی از دوستانم به من میگفتند که اینها یک اسمی شبیه اسم تو را گفته اند. وبعضیها…

س. از سئوال داریم دور میشویم. خوب؟ سئوال من این است: رمز وکدی دارید توی موبایلتون؟

ج. اگر هم بوده الان یادم نیست واگر هم باشه که چیز شخصی منه.

س. اگر یادتان باشد ما گفتیم که ما وارد موبایلتان شدیم وبعد هم شما نمیخواستید بگوییدکه چه کد ورمزی دارد. فقط میخواهم بدانم که اصلا رمز یا کدی داشته موبایلتان یا نه؟

ج. اصلا ! من میخواستم همین توضیح را بدهم که صحبت مرا قطع کردند. اگر اجازه میدادند من چند جمله دیگر میگفتم همین سئوالشان را جواب میدادم.

س. حالا فقط جواب این سوآل را مستقیم بدهید:‌دارید کد یا نه؟

ج. اولین جلسه جوابشونو دادم یادشونه؟ جلسات اول بازجویی از من پرسیدند. یادشون هست؟

س. نه شاید یادم نیست.

ج. بله من یادم هست. براشون توضیح میدهم. گفتش کد واینها. گفتم شرمنده ام. وسیله شخصی منه شما هم اجازه ندارید دست بزنید. آقای مارتین هم گفت خودمان میرویم در می آوریم. و در آوردند. آوردند دنیایی مدرک نشان دادند من هم گفتم اشکال ندارد. یک نکته خیلی ریزی چون شما پلیس هستید من خدمت شما بگویم. شما بدونید که من اگر کوچکترین خلافی کرده بودم یا جرمی کرده بودم یا می ترسیدم موبایل هستی ام را با خودم نمی آوردم آقای مارتین. این خیلی موضوع مهمی است. من با اینکه میدانستم اینها این اسم را گفته اند موبایلم را آوردم. همه زندگی من هم توی موبایلمه. شما همه را درآوردید. اگر شما ندارید من هر چه جلسه در ایران داشتم به شما قول میدهم همه عکسها را بیاورم برای شما.

مترجم. هر چی؟!

نوری. هرچه جلساتی که ما در تهران داشتیم با همکاران با دوستان شرکت مان همه را عکس داریم. اگر آقای مارتین بخواهد همه عکس این بیست ساله سی ساله را من میآورم. من با دوستان دوران سربازیم، شرکتمون، اداره، زندان هر سال جلسات داریم. ایشون دستور بدهد من میگویم عکس این بیست ساله سی ساله رو همه رو خانواده ام ببرد سفارت تحویل بدهد. که شما بدونید من پاک پاکم. من اگر کوچکترین خلافی کرده بودم ویا ترسی داشته باشم هفت سال به اتحادیه اروپا به کشورهای اروپایی نمی آمدم. من هر سری دارم به شما میگویم که اینها این بیست سی ساله این اسمها را گفته اند. من اسم شبیه خودم را تو این بیست سی ساله دیده ام. حتی دوستان در جلسه میگفتند حمید اینها اسمی شبیه اسم تو را هی دارند میگویند. حتی دوستام برای من تو موبایل برای من فرستادند که حمید ببین این چرت وپرتها چیه در رابطه با یک اسمی شبیه توست؟ تو این ده بیست ساله هی دوستانم تک وتوکی به من میگفتند. ولی من چون دروغ نمیگویم، خلافی نداشتم، جرمی نکرده بودم اصلا اهمیت نمیدادم.

مارتین. بگذارید. از سئوال پرت شدیم.

نوری. من همین را توضیح دادم که من موبایلی آوردم همه زندگیم هست پس چون خلافی ندارم موبایلم را آوردم. بگو شما این موضوع به این مهمی را چرا دقت نمیکنید؟ اگر من موبایل همراهم نداشتم شما باید این شک را میکردید که پس این یک مشکلی دارد.

یوآکیم: مارتین ازتون یک سئوالی کرد که آیا شما موبایلتان کد داشته یا نه، اگر فکر میکنید که جواب را دادید که کنار بگذاریم؟

نوری: گفتم بله. جلسه اول بهشان گفتم که این موبایل وسیله شخصی من است شما اجازه ندارید وارد بشید ایشون گفت خودمان میرویم وارد میشویم. رفته وارد شده در آورده همه  را.

مارتین. پس اگر بخواهیم جواب مستقیم تان را بدانیم این است که موبایلتان کد داشته است.

نوری. من این را گفتم؟! من میگویم شما اجازه ندارید به موبایل من وارد شوید. موبایل من یک وسیله شخصی است. ولی شما رفتید درآوردید. همه چیز را درآورده اید.

مارتین. می گویند که 17 ژانويه 2019  ساعت 1.45 یک ایمیل واسه ایرج مصداقی از آدرس ایمیل شما که همین hamidnouri1961@gmail.com حمیدنوری 1961 بوده توی جی میل فرستاده شده است.

نوری. محال است. محال است. 17 ژانويه 2019 ؟

مارتین. بله

نوری. به ایراني چه سالی میشود؟

مارتین. به هر صورت …

نوری. ایرانی آن را دربیاورم. اجازه بدهید.

مترجم. سال پیش بوده دیگر

نوری. تاریخ ایرانش خیلی مهم است. 2019؟

مترجم: 17.01

نوری:  به ایرانی کی میشود؟ الآن اگر… اجازه بدهید 11.10 باشد… نه محال است اصلا. جزو محالات است. هیچ اصلا صد در صد..

یوآکیم: بگذارید سئوالش را بپرسد.

نوری: باشه باشد

مارتین. ساعت نه و45 ثانیه [دقیقه] بود

نوری. نه و45 ثانیه[دقیقه] کی؟

مارتین. شب همان 17 ژانويه 2019 اینها بخشهای مختلف دارد چیزی که از صندوق میل خارج میشود بوده [ميرود] واسه اون [مصداقي]

نوری. اصلا جزو محالات است

مارتین:  داخل آن ایمیلی که فرستاده شده هیچی نبوده است.

نوری. ها!

مترجم: حتی موضوعی هم نبوده

 

نوری: من میگویم محال است.آقای مارتین!

مارتین. صبر کنید. صبر کنید. صبر کنید. چند دقیقه قبل از اینکه این ایمیل را فرستاده بشود

نوری: خوب

مارتین:  چند دقیقه قبل از اینکه این ایمیل فرستاده شود همان تاریخ یعنی 17 ژانويه 2019  ولی ساعت 21 و28 ثانیه[دقیقه]

نوری: تاریخ ایرانیش رو بگن. من که اینها رو متوجه نمیشوم

مارتین: ایمیل واسه ایرج مصداقی فرستاده شده ومحتویاتی نداشته

نوری: اصلا محاله. اگر این را ثابت کردید من همه چیز…

مارتین. صبر کنید.

نوری:‌بفرمایید.

مارتین:‌موضوع نامه ایمیل نوشته شده «حمید نوری عباسی» به فارسی نوشته شده بوده

نوری: محاله دارم میگویم. اصلا محال محال است. من میگم اصلا بلد نیستم ایمیل جیمیل کار کنم. گفتم آدرس را پسرم برایم درست کرده ودر طول این مدت اصلا من استفاده نکرده ام.

( شلوغ میشود. دو سه نفر حرف میزنند.

مترجم : وکیلتون میخواهد.. این سئوال نیست فقط میخواهند اطلاع بدهند.

نوری. تاریخ ایرانیش را دربیاورید شاید من بتوانم دریابم چیست.

مارتین: همین تاریخ است. روز 17 ژانویه 2019

نوری: چی؟ همین تاریخ؟

مترجم:  17 ژانويه 2019 

نوری: پس میشه الآن تو ایران. الان که01.17 نیستیم. الان برج 4 هستیم

مترجم: نه اون تاریخی قبلی که گفتند.

نوری: خوب تاریخ ایرانیشو بگویید تا من بگویم. بعد اینجا حمید نوری آن اشتباه است. مال من او یو OU هست. نگاه کنید. الآن شما بیاورید بازجویی من همه اش NOU هست.

مارتین: اینها چیزهایی است که در موبایلتون پیدا شده است. از ایمیل شما استفاده شده است. نگاه کنید این آدرس ایمیل است. فکر میکنید که اشتباه نوشته شده؟

نوری: ببین من گفتم که پسرم برای من یک آدرس ایمیل ای جیمیل درست کرده . اصلا من استفاده نکردم. در اول جلسه هم گفتم اصلا بلد نیستم. اگر تو موبایل من درآوردند که من در طول بیست ساله سی ساله یک دانه ایمیل یا جیمیل فرستاده باشم. هیچ موقع من استفاده نکرده ام. هیچ موقع. قاطعانه دارم میگویم. چون بلد نیستم من اصلا. آقای مارتین من به شما هیچ موقع دروغ نخواهم گفت. این را خیالت صد در صد راست باشد. شما میدانید من آدم با شهامتی هستم. اگر فرستاده بودم یا حرف زده بودم میگفتم کردم ترسی ندارم. برای چی بترسم؟ برای چی بترسم؟ برای چی نگم؟ تمام شد.

مارتین: حالا اگر فرض شما از این آدرس ایمیلتون واسه خوب، برای ایرج مصداقی ایمیلی نفرستادید پس کی ممکنه این کار را کرده باشد؟

نوری: من چه کنم؟ من میگویم من نکرده ام. اصلا هم نرفته. اصلا هم قبول ندارم. شاید کسی هک کرده. پیامش  را شما بخوانید ببینید چه گفته است. اگر موبایل من هست من باید یک دانه ایمیل یا جیمیل برای کس دیگری فرستاده باشم دیگه. مستر یوآکیم، مستر مارتین من به شما راست میگویم. من هیچ موقع از ایمیل و یا جیمیل استفاده نکرده ام وبلد نیستم. این را با جرئت وبا شهامت میگویم. شما شش ماه است که دارید مرا شبانه روز بازجویی میکنید. هنوز یک کلمه به شما من دروغ نگفته ام. با اینکه دارم سخت ترین شرایط را در این زندان دارم تحمل میکنم. من اتفاقا خیلی مشتاقم که شما اصل داستان را متوجه بشوید بالاخره چیست. من یک سئوال از شما میکنم خواهش میکنم جواب بدهید: آیا شما فقط قصدتان این است که مرا محکوم کنید یا میخواهید واقعیت را ببینید چیست؟ ازشون خواهش میکنم صادقانه این را به من بگویند. واقعیت یا محکومیت من؟ این را بگویند تا من توضیح بدهم.

مارتین: آه.. ما دنبال حقیقت هستیم.

نوری: خیلی از شما ممنونم. من را سالهای سال نگهدارید تا آخر واقعیت برای شما مشخص بشود. که آن کسانی که به شما دروغ میگویند ودارند از شما سوء استفاده میکنند مشخص بشود. مرا سالهای سال نگهدارید. من به شما ثابت خواهم کرد که واقعیت وحقیقت چیست. آقای مارتین درکشور ایران انقلاب شده.41 سال پیش جمهوری اسلامی آنجا مستقر است. آقای مارتین آقای یوآکیم دهها گروه مخالف ومنتقد ضد حکومت ایران هم بوده وهم هست. موضوع خیلی مهم است دو باره میگویم. دهها گروه سازمان وافراد ضد حکومت ایران هم بوده اند وهم هستند. آقای مارتین تنها گروهی که دست به اسلحه برده واعلام جنگ مسلحانه بر علیه حکومت ایران کرده همین گروهک منافقین است. تنها گروه. آقای مارتین خیلی موضوع مهم است تنها گروه که دست به اسلحه برده این گروه است. آقای مارتین برای یکبار هم که شده فیلم جنایات اینها رو ببین حداقل از سفارت بگیر فقط نگاه کنید. من دهها بار دارم به شما میگویم اینها تو ایران هزاران نفر را کشته اند. آقای مارتین داعش، اسم داعش را شما شنیدید؟ شنیدید؟

مارتین: بله

نوری: همین کاری که داعش تو این یک سال دو سال سه سال پیش کرد تو کل دنیا اینها چهل سال پیش تو ایران کردند آقای مارتین.

مترجم: چهل سال پیش گفتید؟

نوری: بله. من از شما خواهش میکنم یکبار که شده بشینید فیلم را نگاه کنید یکبار فقط. هی من به شما میگویم که اینها به خودشان بمب بسته اند پنج تا امام جمعه را کشته اند برده اند رو هوا شما اصلا دقت نمیکنید. آقای مارتین داعش افراد را زنده زنده می کشت وآتش میزد فیلمهایش را شما دیده اید. آقای مارتین آقای یوآکیم سال شصت سی ونه سال پیش اینا سه تا پاسدارو شکنجه کردند زنده زنده کردند تو گور خاک ریختند. زنده.  فیلمش هست. نگاه کنید یکبار شده. فقط یکبار نگاه کنید.

مترجم: چه سالی؟

ج. سال 1360 سه تا پاسدار رو اینها پوستاشونو کندند موقعی که اینها رو از قبر در آوردند بدنشان داغ بود. اگر شما این موضوع مرا بگیرید میدانید که اینها جنایتکارند تو کشور شما هستند. من که قانونمند وارد کشور شما شده ام. این گروهکه. آقای مارتین اگر در کشور شما، این سئوال را جواب بدهید اگر در کشور شما یک گروهکی اعلام جنگ بر علیه دولت وحکومت شما بکند شما چگونه باهاش برخورد میکنید؟ آقای یوآکیم چکار میکنید؟

مارتین: حالا این مجاهدین یا منافقین چه کارهایی را کرده اند توی ایران یا بر علیه ایران این نیست که ما داریم بررسی وتحقیق میکنیم. ما داریم بررسی وتحقیق میکنیم که با آنها در زندان ایران چطوری رفتار شده است.

نوری: آقای یوآکیم من این را می فهمم. می خواهم شناخت شما را نسبت به شاکیها وشاهدها مشخص کنم که شخصیت اینها را شما بدانید. آقای مارتین یک ضرب المثل هست در ایران من از شما خواهش میکنم این را بنویسید. یک ضرب المثل ایرانی هست میگوید: ‌آنکس که با مادر خود زنا کند با دیگران چه ها کند؟ تمام سئوالات شما تو این ضرب المثل است. چون میخواهم ضرب المثل تو ذهنتان بماند دوباره میگویم: ‌‌آنکس که با مادر خود زنا کند با دیگران چه ها کند.

مارتین: صبر کنید داریم از موضوع دور میشویم داریم میرسیم به آخر.

نوری: این خیلی مهم است من باید این را توضیح بدهم. من ضرب المثل را گفتم اجازه بدهید معنایش را بگویم. معنایش این است کسی که به مادر خودش رحم نکند به هیچکس رحم نمیکند. یعنی کسی که به کشور خودش حمله کند، بمب بگذارد، آدمها را بکشد، با کشور دیگری همدست بشود به کشور خودش حمله کند اگر قدرت دستش بیفته خدا میداند با کشورهای دیگر چکار کند. خدا میداند. معنایش یعنی این. توانستم منظورم را برسانم؟

مارتین:‌بله

نوری:‌خیلی ممنون از فرصتی که به من دادید. اجازه میدهید سئوالات دیگر را بگویم یانه؟

مارتین: دیگر باید تمام کنیم.

 

17-مصداقی در 30 مارس 2020 در همين رابطه بصورت تلفني مورد بازجويي قرار ميگيرد. او پاسخ ميدهد چنین چیزی را به یاد نمی آورد. در سند آمده است:

«اطلاع  دهنده: مارتين استين

تاريخ: 30-03-2020

اين اطلاعات در مورد ایميلي هست كه نوري برای ايرج مصداقي فرستاده است.

در تاريخ  ذكر شده بالا با ايرج مصداقي تماس گرفته ميشود بخاطر اين يادداشت در حين خدمت كه قبلا تنظيم شده بوده و در ارتباط با تجزيه و تحليل تلفن نوري هست كه نوري يك ميلي به آدرس جي ميل ايرج مصداقی فرستاده و اين ميل را از آدرس ميل خودش hamidnouri1961@gmail.com فرستاده است.

سوالي كه از ايرج ميشود اين هست كه آيا او بخاطر مي آورد که ايميلي از طرف نوري بدستش رسيده باشد ايرج مصداقي با این وجود نميتواند که بخاطر بياورد كه ایميلي از طرف نوري دريافت كرده باشد».

 

احضار مصداقي به اوين توسط نوري و قول همكاري

18-بر خلاف ساير زندانيان آزاد شده كه ديگر سر و كاري با دژخيم نوري نداشتند، مصداقي شش ماه پس از خروج از زندان توسط نوري احضار مي‌شود. در گزارش پليس از بازجويي مصداقي در 14 نوامبر 2019 آمده است:« هر هفته او (مصداقي) مجبور بود برود به سازمان امنیت خودش را معرفی بکند و مورد بازجویی قرار بگیرد و زیر یک کاغذی را امضا بکند. خانمش در طی ۵ سال هر هفته به آنجا مراجعه میکرد. بعد از شش ماه عباسی به شماره خانه ایرج زنگ زد و با مادرش صحبت کرد در مورد اینکه او باید برگردد به زندان اوین. مادرش آن موقع خیلی ترسیده بود. او نمیدانست چه اتفاقی قرار بود که بیفتد. ایرج هم نمیدانست برای چی او باید میرفت آنجا ولی به هر حال اینکار را انجام داد. او رفت به بخش دادستانی زندان اوین. به چشمش چشم‌بند زدند و او را بردند به آمفی‌تاتر، آنجایی که یک تعداد زیادی زندانیها  بودند. هم زندانیهای معمولی و هم زندانیها سیاسی. او تعداد زیادی زندانی دید و عباسی که روی صحنه بود. عباسی از ایرج پرسید که برای چی دستگیر شده. در حالیکه میدانست برای چی. ازش پرسید که موارد کیفرخواستش چی بود و آیا او حاضر به همکاری هست یا نه. ایرج گفت که او همکاری میکند. او از قانون اطاعت میکند و هیچ فعالیت سیاسی ندارد. بر اساس ایرج این مفهومش همکاری بود. عباسی همینطور سوال میکند که او درمورد مجاهدین نظرش چی بود و ایرج میگوید او از آنها خوشش نمی آید و اینکه او هیچ فعالیت سیاسی ندارد. همه میترسیدند برای اینکه دوباره دستگیر بشوند. ولی آنها به او اجازه دادند که برود».

 

مزدور مصداقي عليه مجاهدين 

19- وكيل نيما رستمي مقیم سوئد در 17 دسامبر 2019 كمتر از 40 روز پس از دستگيري دژخيم نوري نامه ای خطاب به خانم کریستینا لیندهوف کارلسون دادستان این پرونده نوشته كه ضمیمه پرونده شده است. وكيل رستمی همراه با نامه خودش لینکهای متعدد کلیپهای مصداقی را هم بعنوان مستندات ضمیمه نامه کرده است وجا به جا به آنها استناد و اشاره کرده است. در بخشهایی از این نامه چنین آمده است:

«وی [مصداقی] اخیراً به افترا علیه سایر شاکیان، وکلای شاکیان وفعالین پرداخته است. او به همه افرادی که می خواهند درگیر این پرونده شوند برای ساعتها توهین میکند ومعتقد است کسانی که میخواهند در این پرونده شاکی شوند وبرای اینکه بتوانند اصلا گزارش تهیه کنند باید از او و وکیلی که با او همکاری میکند عبور کنند… او همچنین در مورد من که با 14 شاکی صحبت کرده ام به نحو تحقیر آمیزی صحبت میکند. کلیپ پر است از اظهارات حقیرانه در باره افراد مختلفی که سعی در جلب توجه به دستگیری و محاکمه نوری دارند… اگر نوری وکیل مدافع هوشیاری می‌داشت می‌توانست به راحتی از این مطالب علیه دادستانها وشاکیان استفاده کند… اظهارات مصداقی همچنین توسط بسیاری به عنوان یک سناریوی ترسناک تلقی می شود که هیچ کس به جز خودش نمی تواند گزارشی را آغاز کند. همه افراد دیگری که سعی در انجام این کار دارند ، صرفاً منافقانی بی رحم و بی پروا هستند. یک بار دیگر، مصداقی فحش می دهد و تقریباً سر همه و درباره کسانی که به نوعی توجه خود را به پرونده نوری جلب کرده اند، فریاد می کشد.

او از هر کس دیگری که ادعا می کند با پرونده ربطی دارند، آزرده خاطر می شود و می گوید که او کنترل کل پرونده را در دست دارد و همه شهادت های پرونده را نیز کنترل می کند.

ایرج می گوید مسعود رجوی که زنده است و مجاهدین را رهبری می کند، از او بد گفته است. مجاهدین با دولت ایران در تبانی است و می خواهد به نوری کمک کند. ایرج نمونه هایی از چگونگی کمک رجوی به دولت ایران را در طول اعصار ذکر می کند. ایرج می گوید که رجوی به عنوان رهبر مجاهدین، کسانی که تحت تأثیر نوری قرار گرفته اند را ممنوع کرده است که علیه او شهادت دهند. ایرج حدود بيست نفر را که از مجاهدین رجوی هستند نام می برد. او می گوید دستانشان خونین است».

20-براساس اسناد موجود در پرونده محمد خدابنده لويي ( زنداني سياسي از سال 1360 تا 1370) كه از شاهدان پرونده است در تاریخ 21 اکتبر 2020 توسط پلیس قضایی مورد مصاحبه قرار گرفت. او به هرزه دراییهاي مزدور مصداقی اشاره واعتراض کرد. پلیس قضایی از او خواست که اصل سند را برای آنها ارسال کند. گزارش اين سند در پرونده به شرح زير ثبت شده است:

«در تاریخ 23 .10. 2020 خدابنده لو آدرس کل برنامه یوتیوب را میفرستد که کلا چهارساعت وچهل وپنج دقیقه است. خدا بنده لو در این ایمیل میگوید که او قسمتی را که او در زمان بازجوییش به ما نشان داد بین دقیقه های 30 تا 35 توی آن برنامه است. در زیر آدرس آن برنامه در یوتیوب نوشته شده است.

در تاریخ 27 اكتبر 2020  امید فرهند [مترجم رسمی]  به این برنامه ودقیقه های بین 30 تا 35گوش کرد. در زیر خلاصه آن چیزهایی که آنجا گفته میشود نوشته شده که اینها دقیق وکلمه به کلمه نیست. ایرج میگوید همه آن کسانی که از کریدور مرگ فرار کرده اند آنها خیانت میکنند به خون بچه هایشان که ریخته شد. او چهار نفر را اسم میبرد که الآن در آلبانی زندگی میکنند که آنها بعنوان خائن محسوب میشوند. اینها حسین فارسی، محمود رؤیایی، اکبر صمدی و رضا ساروند[؟] هستند. و آنها میخواهند که این پروژه نوری از دست برود و شکست بخورد. بیرون از کشور کسانی هستند که خائنند. یکی از آنها نصرالله مرندی است. وهمچنین غلامرضا شمیرانی وهمینطور محمد خدابنده لو.  تا جایی که مربوط است به خدابنده لو، او یک آدم خائنی هست که امروز ساکت است. او از لشکری و نوری و یک تعدادی از پاسدارها در طی ورزش کتک خورد و کور شد. مسعود رجوی امروز میخواهد که روی مردم تأثیر بگذارد جوری که آن کسی که کور شده جرأت نکند که شکایت بکند و همراه با خیانتکارهای دیگر سعی میکند که شکنجه گر خودش را آزاد بکند. بعد از آن ایرج یک تعدادی اسامی را اسم میبرد که آنها توی آلبانی هستند یا توی جاهای دیگر که سازمان از آنها برای دادن شهادت ممانعت کرده است. ایرج میگوید که سازمان رجوی با مأمورین رژیم همکاری میکند. ایرج میگوید این تنها چیزی نیست که او راجع بهش صحبت خواهد کرد، بلکه چه کسانی هستند که از نوری در خارج از کشور حمایت میکنند و به چه نحوی رژیم در این پرونده اعمال نفوذ میکند. ایرج میگوید که او کاملا درجریان هست و وقتی که وقتش رسید همه این چیزها را تعریف خواهد کرد».

 

شوراي ملي مقاومت ايران

كميسيون قضايي

5 مرداد 1400

 

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا